۲۳ فروردین ۱۴۰۵، ۲۲:۵۱

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

آیین سوگ شهادت «امین ایران» به یاد رهبر شهید انقلاب،‌ با حضور وزیر فرهنگ، جمعی از اعضای هیئت دولت، مدیران فرهنگی فعلی و سابق و هنرمندان در تالار وحدت برگزار شد.

به گزارش‌ خبرنگار مهر، آیین سوگ «امین ملت ایران» به یاد رهبر شهید،‌ با حضور وزیر فرهنگ و جمعی از اعضای هیئت دولت،مدیران فرهنگی و هنرمندان در تالار وحدت برگزار شد.

محمدمهدی عسگرپور، آزاده نظر بلند، محمد گلریز، رضا میرکریمی، جهانبخش سلطانی، نمایندگان اقلیت های دینی چ، زهرا بهروز آذر، الیاس حضرتی، ناصر فیض، نجفقلی حبیبی و ... در این مراسم حضور داشتند.

مراسم با قرائت قرآن آغاز شد و سپس گروه موسیقی سرود ملی را اجرا کردند. در ادامه، سرود ای ایران ایران که با صدای محمد نوری برای حاضران آشنا بود، اجرا شد.

سپس سلطانی مجری مراسم با قرائت شعری این آیین را آغاز کرد و از افشین علا برای بیان خاطره و شعر دعوت کرد.

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

افشین علا با بیان آخرین دیدار در نماز روز یکشنبه، از خاطرات و سختی های همراهی با رهبر گفت و افزود: همان طور که ایشان به ما یاد دادند، در برابر همگان باید بردبار بود و بال تواضع گشود. هر کسی حق دارد هر سلیقه ای داشته باشد ولی آن هایی که در مقابل ایشان ایستادند و ایده ای داشتند و عقیده ای داشتند و خودشان را به مواهبی آلوده نکردند برای من قابل احترامند. کما اینکه برای ایشان هم قابل احترام بوده اند. او سپس به خواندن شعری که سال ها پیش در سوگ امام راحل سروده بود پرداخت:

هر چند رفته ای به تو ای یار دلخوشیم

با خاطرات کهنه دیدار دلخوشیم

ما عاشقان کوی تو را عاقلان شهر

انکار اگر کنند به انکار دلخوشیم

زخم زبان شنیدن و باز از تو دم زدن

عمریست تا که ما به همین کار دلخوشیم

از آن سحر که روزه هجران شروع شد

ای ماه ناتمام به افطار دل خوشیم

پرچینی از خیال میان شما و ماست

همسایه با توییم ما و به دیوار دل خوشیم

از شکر و از شکایت ما بی خبر مباش

بسیار دلشکسته و بسیار دلخوشیم...

محمد مهدی عسگرپور کارگردان و مدیرعامل خانه هنرمندان دومین سخنران این مراسم بود.‌او با اشاره به شرایط خاص کشور و نقشی که هنرمندان میتوانند داشته باشند گفت: از دکتر صالحی تشکر می‌کنم چرا که تدبیری در نظر گرفتند و به آن اهتمام ورزیدند تا این دایره خودی و غیر خودی تبدیل به یک دایره واحد شود تا همه مردم ایران که دلباخته وطن و ارزش‌های وطن هستند در آن جای بگیرند و زندگی بهتری را تجربه کنیم.

سپس فریبا یوسفی پشت تریبون قرار گرفت و گفت: توفیق داشتم بیش از پانزده سال در دیدار همه ساله شعرا با رهبر عزیز که دلم می خواهد او را شاعر بزرگ هم خطاب کنم شرکت می کردم، و درست روز شنبه ای که قرار بود مهمان های نیمه رمضان را دعوت کنیم برای میهمانی شب تولد حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام در آن دیدار سالانه، این اتفاق تلخ افتاد.

او در ادامه ترکیب بندی در سوگ رهبر شهید خواند:

درخت سبز شد و باز هم بهار آمد

شکوفه کرد زمان و زمین به بار آمد

شکفت آتش و گل کرد و لاله زار آمد بنفشه با غم کوچت مگر کنار آمد

چقدر ابر که بعد از تو سوگوار آمد

هزار تکه آیینه شد به روی چمن

*

هنوز گریه نکردیم ساکتیم و صبور

که خیل دلش شدگانیم و وارثان غرور

به پشت گرمی هم ایستاده ایم غیور

سیاهه ستم است و هجوم لشکر نور

از این گذار، سرافراز می کنیم عبور

که قلبمان همه شور است و عزممان آهن

*

که روبه روی شجاعت قبیله ای ترسوست

به مشت تو که گره کرده مانده راز مگوست

کنون صدای ستایش بلند از هر سوست

شنید و دید جهان ای شهید کشوردوست

که پایگاه شکوه است این دیار کهن

*

تو پر گشودی و مبعوث گشت طوفانها

پس از تو بند نیامد خروش بارانها

و درس اولشان عشق شد دبستانها

و فوج فوج رسیدند مرد میدانها

فراهم آمده نستوه در خیابانها

به گرد پرچم ایران همه به عشق وطن

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

حمیدرضا نوربخش مدیر عامل خانه موسیقی، سخنران بعدی بود. او با بیان اینکه توفیق دیدار خصوصی نداشته است گفت: آنچه در این سال‌ها از گفتار امام شهید درک کردم، اشراف بالای ایشان به حوزه موسیقی بود. ایشان در حوزه موسیقی یک منتقد و صاحبنظر جدی بودند.

وی با اشاره واکنش جامعه پس از شهادت ایشان افزود: صاحبان اداب و رسوم و عقاید در هم تنیدند و ایران شد یک پیکره واحد که چونان یک اژدها اتش به جان دشمنان انداخت و خیالات انها را ناکام گذاشت،باید قدر این وحدت را دانست و خودی و غیرخودی را جمع کرد.

مابا وطن فروشان کاری نداریم اما همه اقشار وظیفه و دین خود را ادا کردند.

او با اشاره به پویش جان فدا و استقبال از آن، بر اهمیت حفظ وحدت تاکید کرد.

داود فتحعلی بیگی نویسنده و کارگردان تئاتر روی سن آمد و با بیان خاطرات دیدار با رهبر شهید، فروتنی و دقت ایشان را ستود. او سپس به خاطره ای از جلال ستاری اشاره کرد و گفت: زنده یاد جلال ستاری در دوره‌ای مسئول فیلمخانه بود و گاهی فیلم کمدی به دربار می‌بردند و نمایش می‌دادند. تعریف می‌کرد اگر شاه میخندید ما اجازه داشتیم بخندیم، در حالیکه امام شهید انقدر تواضع داشتند که در جمع اجازه می‌دادند حضار راحت سخن بگویند.

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

سپس ناصر فیض پشت تریبون قرار گرفت و با بیان خاطره ای از جلسات شعرخوانی شعرا، گفت :

در یکی از این نشست ها، یک جوانی نوبت شعرخواندنش شد. گفتند اگر اجازه می دهید من دو شعر بخوانم و رهبر انقلاب به عهده گرداننده جلسه گذاشتند و اجازه دادند. شاعر گفت میخواهم یک شعر درباره شما بخونم و یک شعر دیگری. رهبر انقلاب معمولاً استقبال نمی کردند که درباره خودشان شعری خوانده شود و ایشان یکبار در واکنش گفتند حیف این ذوق نیست، این را برای شعرهای بهتر به کار ببر.

شاعر جوان ادب کرد و شعر دوم خودش را خواند که سرتا پا اعتراض به مسائل فرهنگی، سیاسی و... بود. شعر که تمام شد رهبر انقلاب فرمودند این شعر هم که درباره ما بود!

او سپس این شعرها را خواند:

یک عمر نشسته بود بر درگاهت

آگاه ز روح و جان مرگ آگاهت

چون دید میانه ای نداری با مرگ

او رفت و شدی شهید و شد دلخواهت

*

اندوه تو با هزار ترفند آمد

خشکاند به لب هر انچه لبخند آمد

در وصف شهید گفته ام شعر بسی

در سوگ شما زبان من بند آمد

چگونه از تو بگویم که لایقت باشد

به قدر ثانیه ای از دقایقت باشد

تویی که لحظه به لحظه فنای حق بودی

میان فتنه باطل صدای حق بودی

علم به دوش گرفتی به علم جان دادی

مسیر عقل و خرد را به ما نشان دادی

چقدر دل نگران هویتم بودی

زبان صادق ایمان و عزتم بودی

از این زبان چه بگویم که عقده شد به گلو

نگاهبان امین زبان من تو بگو

به نام مهر تو شد مُهر مهربان بودن

ولیّ مطلق دل های عاشقان بودن

به نیمه ماه صیام آمد و تو رفتی زود

جماعت آمده اند این چه وقت رفتن بود؟

به شاعران چه کسی بار عام خواهد داد؟

به شعرها چه نگاهی نظام خواهد داد؟

اگر چه این همه اهل سخن در اینجا هست

کسی به ذات کلام آشنا تر آیا هست؟

کلام تو که خدا در حروف آن جاریست

برای امت هشیار رمز بیداری است

به عزت عزت و شرف خون زنده شهدا

اگر که یک دله باشیم وعده داد خدا

به قدرتی که به این اتحاد خواهد داد

اساس دشمن دین را به باد خواهد داد

دل است این چه کنم دل اگر شکیبا نیست

حضور گرم تو آقا اگر چه با ما نیست

به خون پاک تو سوگند راه تو با ماست

در امتداد مسیری که تا سحر پیداست...

مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر انقلاب در این آیین به سخنرانی پرداخت و گفت: ایشان مفتخر بودند و مفتخر شدند به دریافت مدال های متعددی که شرافتمندان و آزادگان زمین به داشتن یکی از آنها مباهات می کردند. اما رهبر شهید همه این مدال ها را روی سینه نصب کردند و به گردن آویختند. قبل از پیروزی انقلاب در دوران منحوس پهلوی، ایشان افتخار مبارزه با نظام طاغوت را داشتند. در آن نظام بارها دستگیر و به زندان افتادند و مورد شکنجه قرار گرفته و تبعید شدند و هر یک از اینها مدال افتخار برای انسانی شریف و مجاهد فی سبیل الله است.

او ادامه داد: پس از پیروزی انقلاب ایشان افتخارات متعددی داشتند. با شروع جنگ مدال رزمندگی را بر سینه نصب کردند. با لباس رزم از میدان جهاد به تهران می آمدند و خطبه نماز جمعه می‌خواندند. ایشان در ادامه مفتخر به جانبازی به دست یک گروهک شریر شدند و دست مبارکشان آسیب جدی دید و تا مرز شهادت رفتند و معجزه آسا به حیات بازگشتند و نهایتا پر افتخارترین و زیباترین مدال، مدال شهادت که توسط خبیث‌ترین انسان‌های روی زمین در زمانه ما بر گردن ایشان آویخته شد.

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

سپس محمدرضا دوست محمدی کاریکاتوریست و گرافیست به نمایندگی از هنرمندان هنرهای تجسمی روی سن آمد و به بیان خاطره نامگذاری فرزندش و انتخاب نام توسط رهبر شهید انقلاب در دیداری کوتاه پرداخت.

مهدی قزلی نویسنده سخنران بعدی بود که با بیان خاطره ای از دیدارهای با شعرا که گزارش نویسی آن را به عهده داشت گفت: یک بار در سفری خارجی در برنامه ادبی بین المللی، کسی در وقت استراحت این جلسات به من گفت چطوری با ایرانی بودن؟ این چطوری با ایرانی بودن یه مقدمه ای داشت اون مقدمه ناظر به حرف ها و حدیث ها و خبرهایی در مورد وضعیت سیاسی ایران بود. من گفتم من در تاریخ و جغرافیایی زندگی می کنم که همه شما آرزویش را دارید! ما در ایران امکان ندارد بخواهیم به همدیگر آدرس بدهیم و مجبور نباشیم که نام یک شهید یا نام یک ادیب را در آدرسمان نیاوریم. ما در کشوری زندگی می کنیم که راهمان و مسیرمان را باید به نام شهدا و شعرا پیدا کنید. بهش گفتم من در کشوری دارم زندگی می کنم که رهبرش قرارهای منظم داره با شعرا... نه به تفنن و نه به نمایش بلکه به تنفس و به سرایش. گفتم من در بومی دارم زندگی می کنم که شخص اول آن مملکت در پایان دهه دوم زندگی لااقل هزار رمان خوانده بود... نه کتاب های حوزه ای مثلا طلبگی شون یا کتاب های مثلا تاریخ و چیزای دیگه فقط هزار عنوان کتاب رمان خوانده بود که بعضی از نویسندگان از ما هنوز شاید این تعداد کتاب را نخوانده بودند. بهش گفتم من در کشوری زندگی می کنم که مهم ترین رویداد فرهنگیش نمایشگاه بین المللی کتاب تهران است و مهم ترین اتفاق این رویداد دیدار رهبر.

او افزود: ایران برای شهید خامنه ای هم خاک بود هم آسمان، او وطنش را هجی می کرد. وطنی که زیسته بود نه از بالای برج عاج، از میان سطرهای شاهنامه و بوی خاک بعد از باران ایرانشهر، و از کنار بیمارستان با تنی مجروح و زبانی که شعر می خواند. برعکس برخی از امت گرایان یا اسلام گرایان سلفی شیعه و سنی اسلام خامنه ای بر خاک مستحکم می شد. با اینکه تاکید آقا بر بالندگی ایران بعد از ظهور اسلام بود، اما هیچگاه نسبت به نقاط قوت تاریخ ایران بی اعتنا نبود. آقا بالاتر از هر مرجع مذهبی دیگری و شاید بالاتر از هر ایران شناس و روشنفکر ایران را مظهر اسلام می دانست. صدها بار عبارت ایران اسلامی از او شنیده شد، یعنی ایرانی که از اسلام اعتلا گرفت و با فرهنگش به آن رنگ و جلا داد. و آیندگان درباره اهمیت ایران در دل و دیده رهبر شهیدش بیشتر خواهند گفت، وقتی حجاب های مجاورت و معاصرت کمی فرو بیفتد.

«امین ایران» به یاد رهبر شهید برگزار شد

احمد ابوالقاسمی قاری قرآن نیز به بیان خاطرات خود از دیدارها و توجه رهبر شهید به ظرافت‌ها و جزییات قرائت قرآن پرداخت.

کد مطلب 6799406

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha