به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام والمسلمین رستمی مسئول نمایندگی مقام معظم رهبری در دانشگاهها و جمعی از اصحاب رسانه در منزل شهید مهدی عباسی از شهدای جنگ سوم تحمیلی حضور یافتند.
روایت خبرنگار مهر از این دیدار را در ذیل بخوانید:
دیدار با خانواده شهدا از آن رزقهای لایحتسب است. عصر یک روز بهاری راهی یکی از محلههای جنوب تهران میشویم برای دیدار با خانواده شهیدی که هنوز دو ماه از وداعشان با آن عزیز لبخند بر لب نگذشته است. چه اسباب رزق خوبی است این پویش «اول خانواده شهدا» که آقایمان با فرمانشان ما را بدان مرتزق کرده اند.
همان ابتدا که وارد میشویم، روبروی در ورودی منزل، جایی درست جلوی چشم همه، بنر بزرگی مزین به عکس شهید مهدی عباسی و البته رهبر شهید انقلاب چشم را مینوازد که بزرگ روی آن نوشته شده «این خانه در غم از دست دادن رهبر شهید انقلاب حضرت آیت الله العظمی سید علی خامنهای و شهید دکتر حاج مهدی عباسی به سوگ نشسته است».

ناخودآگاه یاد حسین (ع) میافتم. که داغش همه داغهای تاریخ را بیرمق کرد. از سلسله عاشقان آن حضرتش کسی عزیزی را از دست میدهد، ناخودآگاه بر لب میگوید «لایوم یومک یا اباعبدالله». و سیدالشهدای انقلاب نیز حسین زمان ماست. خانواده شهدا مخصوصا شهدای جنگ سوم تحمیلی اول بر مظلومیت او میگریند و اگر اشکی باقی بماند، برای عزیز پرکشیده خود. جای جای خانه مزین به تمثال رهبری است که خونش احیاگر تمدن عظیم اسلامی شد و خط سرخ شهادت را پررنگتر کرد.
همسر شهید میگوید از بزرگی آن شهید. اینکه چقدر دغدغه نابودی صهیونیسم کودککش را داشت و چقدر خود را سرباز فدایی سید علی میدانست. از اینکه چهار فرزندش را به نیت مبارزه برای نابودی اسرائیل تربیت میکرد. از وقت گذاشتن برای خانواده در اوج حس مسئولیت برای انقلاب. فرزندانش هم همنام خود فرزندان امیرالمومنین (ع) و صدیقه طاهره (س) بودند؛ مهمان یک خانواده کربلایی بودیم که دعایشان جانفدایی اسلام، رهبری و کشور است.

همسر شهید تعریف میکند که سه چهار روز پیش از شهادت، «آقا مهدی میگفت من همه اسماعیلهایم را برای خداوند ذبح کردهام...» و کیست که نداند خداوند عاشقان بارگاهش را بی مزد نمیگذارد.
تعریف می کند از حضور همسر شهیدی در منزلشان بی آنکه پیش از آن همدیگر را شناخته باشند. اینکه شهید به خواب آن همسر شهید می آید و به او میگوید «خانم من چشم به راه شماست؛ یک سری به همسر من بزنید».
شهید دریاست و سخن از بزرگی اش تمام نمی شود و چه زبانی شیواتر از زبان روضه. دقایقی را مهمان روضه اباعبدالله می شویم و این مهمانی پایان می یابد. حلاوت این زیارت تا مدت ها از یاد رفتنی نیست. حلاوت آن چای روضه، حلاوت آن لبخندی بر لبان شهید در قاب عکس که خدا می داند چه عظمتی پشتش نهفته است.

۱۳:۴۴ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۷


نظر شما