یادداشت مهمان - مرتضی عبدی، رئیس اداره امور بینالملل مرکز وکلا، کارشناسان رسمی و مشاوران خانواده قوه قضاییه؛ در جغرافیای دردمند میناب، آنجا که آفتاب هر روز بر ویرانههای یک رویا طلوع میکند، نامی طنینانداز شده است که فراتر از یک هویت، به یک «نماد» بدل گشته؛ ماکان نصیری. کودکی که قرار بود الفبای زندگی را بیاموزد، اما خود به بلندترین واژه در کتاب ایستادگی بدل شد.
حماسه جستوجو: چهل و یک روز در امتداد ابدیت
تصور کنید؛ چهل و یک شبانهروز، پنجههای خسته اما امیدوار، خاکستر سنگ و کلوخ را ورق زدند. چهل و یک روز است که زمان در مدرسه میناب متوقف شده است. در روز ۴۱ فاجعه، وقتی گروه اعزامی «مرکز وکلا و کارشناسان رسمی قوه قضائیه» برای ثبت سند این جنایت هولناک قدم به قتلگاه گذاشتند، با تصویری مواجه شدند که قلب سنگ را میشکافت: از ماکان، نه پیکری مانده بود و نه نشانی از جسم خاکیاش.
تنها یک جفت کتونی کوچک که انگار هنوز مهیای دویدن در حیاط مدرسه بود و یک پلیور آبی که رنگ آسمان را به ارث برده بود، تمام سهم مادر از آغوش فرزند شد. بنیاد شهید، واژه «مفقودالاثر» را در پروندهاش نشاند، اما حقیقت آن است که ماکان «مفقود» نشده، بلکه در تار و پود این سرزمین «حل» شده است. او نخواست حتی تکهای از کالبدش در حصار زمین باقی بماند؛ او تماماً آسمان شد.
روایت معلم؛ لبخندی که منجمد شد
در میان هقهق گریههای نخلستان، صدای معلم ماکان شنیدنی بود. او از شاگردی میگفت که صندلیاش حالا به وسعت یک ملت خالی است. خاطرات شیرین ماکان، از شیطنتهای کودکانهاش تا آرزوهای بزرگی که در سر داشت، اکنون به اسنادی حقوقی بدل شدهاند. هر لبخند او که در حافظه معلم ثبت شده، کیفرخواستی است علیه تمدن دروغین غرب. معلم میگفت: «ماکان حتی در روزهای سخت هم بوی امید میداد.» و امروز، همان امید است که جستوجوگران را ۴۱ روز در پی یک نشانه دوانده است.
دادخواست بینالمللی: وقتی حقوق بشر به مسلخ میرود
آنچه در مدرسه میناب رخ داد، یک «اتفاق» نبود؛ یک «راهبرد» بود. تهاجم مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به یک مرکز آموزشی، مصداق قطعی جرایم زیر تحت منشور ملل متحد و اساسنامه رم است:
جنایت علیه بشریت: هدف قرار دادن سیستماتیک کودکان به عنوان بیدفاعترین قشر جامعه، با هدف ایجاد رعب و فروپاشی اراده ملی.
نسلکشی (Genocide): تلاش برای نابودی فیزیکی نسلی که آیندهساز یک آرمان است.
نقض فاحش کنوانسیون چهارم ژنو: حمله به اماکن غیرنظامی و آموزشی که در عرف بینالملل دارای «مصونیت مطلق» هستند.
نبود حتی پارهای از پیکر ماکان، نشاندهنده کاربست سلاحهای ممنوعه و غیرمتعارفی است که قدرت تخریبی آنها فراتر از تصور بشری است. این یعنی «انسانزدایی» در عریانترین شکل ممکن. حقوقدانان ما در میناب، نه فقط خونبهای یک کودک، که خونبهای «عدالت ذبح شده» را مطالبه میکنند.
حزن حماسی؛ پایان شب سیه
ماکان نصیری، با آن پلیور آبی، حالا نگهبان معنوی خلیج فارس و نخلستانهای جنوب است. اگرچه دل تنگی برای او، داغی ابدی بر جگر است، اما این مفقودالاثر بودن، شکوهی پیامبرگونه دارد. او به ما آموخت که دشمن حتی از سایه کودکان ما میهراسد.
پلیور آبی او، امروز بر فراز تاریخ میلرزد و به ما یادآوری میکند که ظلم، هرچقدر هم سهمگین، در برابر حقانیت یک جفت کتونی بهجا مانده از یک کودک، شکستخورده است. ماکان، بذر امیدی است که در دل خاک میناب کاشته شد تا فردا هزاران هزار «ماکان» دیگر از این خاک برویند و انتقام سخت را با ساختن ایرانی مقتدرتر بازستانند.
نامت بلند و یادت جاودان، ای مسافر آسمانی مدرسه میناب.
۱۴:۴۲ - ۱۴۰۵/۰۱/۲۹


نظر شما