محسن حاج محمدی پژوهشگر در گفتوگو با خبرنگار مهر گفت: صنعت مد در ایران در سالهای اخیر با مجموعهای از بحرانهای همزمان روبهرو شده است؛ تورم مداوم، کاهش قدرت خرید، نوسان شدید قیمت مواد اولیه، اختلالهای پیدرپی اینترنت و فضایی از نااطمینانی که برنامهریزی بلندمدت را برای بسیاری از کسبوکارها دشوار کرده است. در چنین شرایطی، پرسش مهمی پیش روی فعالان این حوزه قرار دارد که آیا میتوان همچنان با همان الگوهای قدیمی در صنعت مد فعالیت کرد، یا این صنعت ناگزیر است مسیر تازهای را انتخاب کند؟
وی ادامه داد: اگر واقعبینانه به ماجرا نگاه کنیم، باید بپذیریم که مد در ایران دیگر صرفاً یک عرصه زیباییشناختی نیست. آنچه امروز در این حوزه تعیینکننده است، توانایی کسبوکارها در مدیریت ریسک و فهم اقتصاد بازار است. بسیاری از برندها هنوز با همان ذهنیت سالهای گذشته فعالیت میکنند؛ یعنی تولید گسترده، طراحی کالکشنهای بزرگ و تلاش برای دیدهشدن در شبکههای اجتماعی. اما شرایط اقتصادی امروز نشان میدهد که این الگوها دیگر چندان قابل اتکا نیستند.
یکی از چالشهای جدی در صنعت مد ایران، مسئله انبار و گردش سرمایه است
این پژوهشگر خاطرنشان کرد: یکی از چالشهای جدی در صنعت مد ایران، مسئله انبار و گردش سرمایه است. در اقتصاد تورمی، هر محصولی که برای مدت طولانی در انبار باقی بماند، در واقع بخشی از سرمایه کسبوکار را از چرخه خارج میکند. تولید زیاد زمانی معنا داشت که بازار قابل پیشبینی بود و فروش با سرعت انجام میشد. امروز اما شرایط متفاوت است.
وی یادآور شد: بسیاری از برندها با حجم زیادی از محصولات فروختهنشده مواجه میشوند و همین مسئله به تدریج توان مالی آنها را تضعیف میکند. به همین دلیل، بخشی از فعالان این حوزه به سمت تولید محدود و کالکشنهای کوچک حرکت کردهاند؛ رویکردی که امکان واکنش سریعتر به تغییرات بازار را فراهم میکند و ریسک انبار شدن کالا را کاهش میدهد.
حاج محمدی گفت: تجربه سالهای اخیر نشان داده است که وابستگی کامل به شبکههای اجتماعی نیز نمیتواند استراتژی مطمئنی باشد. در مقطعی بسیاری از برندهای مد تمام فروش خود را بر بستر اینستاگرام بنا کردند و تصور میشد این فضا میتواند جایگزین فروشگاههای سنتی شود. اما اختلالهای مکرر اینترنت و محدودیتهای ارتباطی نشان داد که چنین وابستگیای تا چه اندازه میتواند آسیبپذیر باشد. کسبوکارهایی که توانستهاند میان فروش آنلاین و فروش حضوری تعادل ایجاد کنند، معمولاً وضعیت باثباتتری دارند. مزونها، بوتیکها و شبکه مشتریان وفادار هنوز هم نقش مهمی در گردش اقتصادی این صنعت ایفا میکنند.
وی خاطرنشان کرد: در کنار این مسائل، رفتار مصرفکننده نیز تغییر کرده است. در شرایطی که هزینههای زندگی افزایش پیدا میکند، خرید لباس دیگر یک تصمیم ساده و هیجانی نیست. بسیاری از خریداران با دقت بیشتری انتخاب میکنند و به سراغ محصولاتی میروند که دوام بیشتری داشته باشد و بتوان آن را در موقعیتهای مختلف استفاده کرد. به همین دلیل، لباسهایی که بیش از حد وابسته به ترندهای کوتاهمدت هستند، کمتر مورد توجه قرار میگیرند. در مقابل، طراحیهای سادهتر و کاربردیتر شانس بیشتری برای فروش دارند. این تغییر رفتار، طراحان را ناگزیر میکند میان خلاقیت و واقعیت بازار تعادل برقرار کنند.
ارتباط با مشتری نیز نیازمند بازنگری است
این پژوهشگر گفت: البته در دل این شرایط دشوار، یک فرصت نیز وجود دارد؛ فرصتی که شاید سالها در حاشیه قرار داشت. صنعت مد ایران ظرفیت قابل توجهی در حوزه هویت فرهنگی دارد. ایران سرزمینی است که تنوع گستردهای از پوشاک بومی، پارچهها و نقشمایههای فرهنگی در آن وجود دارد. اگر این عناصر به شکل هوشمندانه و معاصر در طراحیها به کار گرفته شوند، میتوانند به برندها هویت و تمایزی بدهند که در بازار امروز بسیار ارزشمند است. مسئله البته صرفاً استفاده تزئینی از عناصر سنتی نیست، بلکه مهم آن است که این میراث فرهنگی به زبان طراحی امروز ترجمه شود.
وی افزود: از سوی دیگر، ارتباط با مشتری نیز نیازمند بازنگری است. در سالهایی که تبلیغات در شبکههای اجتماعی رونق داشت، بسیاری از برندها تلاش میکردند با استفاده از اینفلوئنسرها دیده شوند. اما تجربه نشان داده است که اعتماد مشتریان بیش از هر چیز به تجربه واقعی خرید و کیفیت محصول وابسته است.
حاج محمدی گفت: مشتریانی که از یک برند رضایت داشته باشند، خود به بهترین مبلغان آن تبدیل میشوند. به همین دلیل، ایجاد رابطه پایدار با مخاطب و توجه به تجربه مشتری میتواند سرمایهای باشد که در شرایط بیثبات اقتصادی اهمیت بیشتری پیدا میکند.
وی ادامه داد: در نهایت باید پذیرفت که صنعت مد ایران وارد مرحلهای تازه شده است. مرحلهای که در آن صرفاً داشتن طرحهای جذاب یا دنبال کردن ترندهای جهانی کافی نیست. آنچه اهمیت پیدا کرده، توانایی برندها در درک شرایط اقتصادی و سازگار شدن با آن است. برندهایی که بتوانند تولید خود را منعطفتر کنند، ارتباط واقعیتری با مشتریان برقرار کنند و از ظرفیتهای فرهنگی بهره ببرند، شانس بیشتری برای دوام خواهند داشت.
این پژوهشگر در پایان گفت: شاید مهمترین تغییری که امروز باید در ذهن فعالان این حوزه رخ دهد، تغییر نگاه به مد باشد. مد تنها عرصه نمایش نیست؛ بخشی از یک اقتصاد واقعی است که قواعد خاص خود را دارد. درک این واقعیت میتواند به کسبوکارهای فشن کمک کند تا در میان موجهای بیثباتی، مسیر پایدارتری برای ادامه فعالیت خود پیدا کنند.



نظر شما