۳۰ فروردین ۱۴۰۵، ۱۸:۱۸

اقتصاد زیر آتش؛ چگونه «بیمه جنگ» از فروپاشی مالی جلوگیری می‌کند؟

اقتصاد زیر آتش؛ چگونه «بیمه جنگ» از فروپاشی مالی جلوگیری می‌کند؟

جنگ تنها یک تهدید نظامی نیست، بلکه شوک مهلک اقتصاد کلان است. بدون سپر «بیمه جنگ»، دومینوی فروپاشی آغاز شده و بار خسارات مستقیماً بر دوش دولت و مردم آوار می‌شود.

به گزارش خبرنگار مهر، وقوع درگیری‌های نظامی و جنگ، تنها مرزهای جغرافیایی و جان انسان‌ها را تهدید نمی‌کند، بلکه شریان‌های اقتصادی، زیرساخت‌های تجاری و سرمایه‌های ملی را در معرض نابودی آنی قرار می‌دهد. در چنین شرایطی، جنگ فراتر از یک رویداد نظامی، یک «شوک عظیم اقتصاد کلان» و یک «ریسک سیستماتیک» است که می‌تواند در کسری از ثانیه، ساختارهای مالی یک کشور را فلج کند. در این میان، صنعت بیمه به عنوان خط مقدم دفاع اقتصادی، نقشی حیاتی در حفظ زنجیره تامین، امنیت روانی سرمایه‌گذاران و جلوگیری از فروپاشی مالی ایفا می‌کند.

در اقتصاد مدرن، پوشش‌های بیمه‌ای ویژه شرایط جنگی و بحران‌های ملی، نه یک کالای لوکس تجاری، بلکه شالوده امنیت ملی محسوب می‌شوند. محمدرضا فرزانه، دبیر هاب علمی تغییر اقلیم کشور در بیانی که به خوبی قابل تعمیم به مدیریت بحران‌های کلان نظامی است، تاکید می‌کند: بیمه نه یک هزینه، بلکه سرمایه‌گذاری برای امنیت ملی است.

اما بیمه در شرایط جنگی چرا باید وجود داشته باشد؟ سازوکار آن چگونه است و کارشناسان چه الزاماتی را برای تاب‌آوری اقتصاد در برابر این شوک‌های مهیب پیشنهاد می‌دهند؟

ماهیت ریسک جنگ؛ چرا بیمه در شرایط بحران نظامی ضروری است؟

از منظر فنی و اکچوئری (محاسبات بیمه‌ای)، جنگ یک «ریسک سیستماتیک» است. برخلاف ریسک‌های عادی (مانند تصادف یا آتش‌سوزی یک کارخانه) که در آن واحد تنها بخش کوچکی از جامعه را درگیر می‌کنند، جنگ پدیده‌ای است که همزمان تمام بازیگران اقتصادی، از بنادر و ناوگان‌های تجاری گرفته تا کارخانجات و منازل مسکونی را با خطر مواجه می‌کند.

در شرایطی که سایه جنگ بر سر اقتصاد سنگینی می‌کند، نبود یک مکانیزم جبران خسارت، بلافاصله منجر به توقف تولید، فرار سرمایه و احتکار می‌شود. حسین جوشقانی، مشاور وزیر اقتصاد، صنعت بیمه را به کمک‌فنر خودرو تشبیه کرده و می‌گوید: این صنعت باید شوک‌های اقتصادی را جذب کند تا تلاطم به خانوارها منتقل نشود.

در همین راستا، امینه محمودزاده، اقتصاددان و عضو هیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف، با تشبیهی دقیق‌تر به ضرورت وجود این سیستم ایمنی اشاره می‌کند: همان‌گونه که نبود سیستم ایمنی بدن موجب فرسایش و ناتوانی در برابر حملات بیرونی می‌شود، نبود بیمه‌ای کارآمد نیز اقتصاد را در برابر شوک‌ها بی‌دفاع می‌گذارد.

وی در تبیین شرایط بحرانی جنگ که تمام بخش‌ها را درگیر می‌کند، می‌افزاید: در این فضا، ریسک‌ها دیگر موضعی یا محلی نیستند، بلکه همه بازیگران اقتصادی در معرض شوک‌های کلان‌اند و وقتی درآمد و دارایی همه با هم تحت فشار قرار می‌گیرد، بیمه‌ها دیگر قادر به ایفای نقش سنتی خود نیستند.

دومینوی فروپاشی؛ وقتی سپر بیمه می‌شکند چه می‌شود؟

اگر کشوری درگیر جنگ شود و فاقد ساختار بیمه‌ای مناسب برای پوشش ریسک‌های جنگی باشد، چه اتفاقی رخ می‌دهد؟ پاسخ در «انتقال مخرب ریسک» نهفته است. در غیاب بیمه، خسارات ناشی از توقف تجارت و تخریب زیرساخت‌ها مستقیماً به بدهی‌های بانکی تبدیل می‌شود. کارخانه‌ای که بمباران شده، قادر به بازپرداخت وام خود نیست؛ در نتیجه بانک‌ها دچار ناترازی شده و در نهایت بار این ورشکستگی بر دوش دولت (از طریق چاپ پول) و خانوارها (از طریق تورم) می‌افتد.

محمودزاده در این باره هشدار می‌دهد: وقتی نظام بیمه‌ای نتواند کارکرد خود را انجام دهد، ریسک از بیمه به بانک و از بانک به دولت و خانوار منتقل می‌شود.

از سوی دیگر، شرایط پیشینی اقتصاد کلان نیز در تاب‌آوری زمان جنگ موثر است. وحید ماجد، سرپرست معاونت سیاستگذاری پولی بانک مرکزی، به بستر آسیب‌پذیر اقتصاد اشاره کرده و معتقد است: تورم مزمن و بی‌ثباتی اقتصاد کلان نه‌تنها موجب افت تقاضا برای بیمه‌نامه‌های بلندمدت، کاهش ضریب نفوذ بیمه و افزایش گزینش معکوس در بازار می‌شود، بلکه با تشدید ریسک نقدینگی و کاهش توانگری شرکت‌های بیمه، تهدیدی برای ثبات نظام مالی کشور به شمار می‌رود.

طبیعتاً چنین صنعتی که پیش از بحران دچار فرسایش شده، در برابر شوک مهیبی مانند جنگ، شکنندگی بسیار بالایی خواهد داشت.

ساختار مطلوب بیمه جنگ؛ چگونه باید از اقتصاد دفاع کرد؟

بیمه جنگ سازوکار متفاوتی با بیمه‌های متعارف دارد. از آنجا که حجم خسارات احتمالی جنگ به قدری بالاست که هیچ شرکت بیمه تجاری به تنهایی قادر به جبران آن نیست، این نوع بیمه‌ها نیازمند «سندیکاهای ملی»، «پشتوانه صندوق‌های حاکمیتی» و «بیمه‌های اتکایی قدرتمند» هستند.

لیلی نیاکان، رییس پژوهشکده بیمه، با اشاره به ضرورت مدیریت ریسک‌های تجمیع‌یافته می‌گوید: یکی از تهدیدها، تجمیع بیش از حد ریسک‌ها و پیدایش ریسک‌های سیستِمیک است که می‌تواند ثبات مالی را مخاطره‌آمیز کند؛ بنابراین نیازمند یک چارچوب ملی برای مدیریت بحران هستیم.

وی در خصوص سازوکار مطلوب برای تاب‌آوری ساختاری می‌افزاید: صنعت بیمه ابزاری است برای توزیع ریسک و از خلال سازوکار کاهش شکاف پوشش (Protection Gap)، می‌تواند نقش تعیین‌کننده‌ای در حمایت از رشد پایدار و افزایش تاب‌آوری مالی کشور ایفا کند.» البته نیاکان تاکید می‌کند که این مهم نیازمند زیرساخت‌های اساسی است: بدون نظارت کارآمد، شفافیت مالی، دسترسی به بازارهای اتکایی و طراحی محصول مناسب، رشد کمی بیمه نه‌تنها مؤثر نیست بلکه می‌تواند ریسک‌های جدیدی برای نظام مالی ایجاد کند. ثبات اقتصاد کلان، توسعه بازار مالی و اعتماد نهادی سه ستون گسترش بیمه در هر اقتصادی هستند.

در اینجا نقش نهاد ناظر نیز پررنگ می‌شود؛ همان‌طور که جوشقانی تاکید دارد: رگولاتور باید قواعد بازی را به‌گونه‌ای تنظیم کند که سودآوری شرکت‌های بیمه در راستای تحقق رفاه اجتماعی قرار گیرد.

چالش مضاعف: تقاطع تحریم‌های اتکایی و نااطمینانی جنگ

یکی از مهم‌ترین چالش‌های بیمه در شرایط جنگی یا شبه‌جنگی در کشورهایی نظیر ایران، محدودیت در دسترسی به شبکه بیمه «اتکایی» بین‌المللی است. بیمه اتکایی در واقع «بیمهِ شرکت‌های بیمه» است که ریسک‌های کلان را در سطح جهانی سرشکن می‌کند.

امینه محمودزاده این پدیده را یک معضل ساختاری دانسته و می‌گوید: تحریم‌های بیمه‌ای یکی از پدیده‌های جدی اما کمتر دیده‌شده در تجارت ایران است.

قطع ارتباط بیمه‌های ایرانی با شبکه‌های بین‌المللی و بیمه‌گران اتکایی باعث شده بسیاری از فعالان تجاری نتوانند کالا یا محموله خود را در سطح جهانی بیمه کنند؛ موضوعی که در صورت بروز تنش‌های نظامی، ریسک تجارت را به شدت افزایش می‌دهد.

در کنار تحریم‌ها، عدم قطعیت شرایط بحرانی نیز مدیریت ریسک را دشوار می‌کند. محمودزاده وضعیت فعلی را این‌گونه تحلیل می‌کند: امروز ما فقط با تحریم مواجه نیستیم؛ بلکه با نااطمینانی دائمی و حملات تحلیلی پی‌درپی روبه‌روییم؛ شرایطی که نه زمان وقوع بحران مشخص است و نه شدت آن.

در نتیجه طراحی مکانیزم‌های بیمه ویژه شرایط جنگی، تشکیل صندوق‌های ملی پوشش ریسک‌های سیستماتیک و تلاش برای ایجاد ظرفیت‌های اتکایی قدرتمند، پیش‌نیازهای ضروری برای حفظ حیات اقتصادی در شرایط بحران نظامی است. اقتصادِ بدون سپر بیمه‌ای، در اولین موج ترکش‌های یک درگیری نظامی، از درون دچار فروپاشی می‌شود.

در نهایت، باید به این مفهوم عمیق از امینه محمودزاده اشاره کرد که کارکرد اصلی بیمه در برابر آینده‌های نامعلوم (از جمله جنگ) را به تصویر می‌کشد: «بیمه در ذات خود گفت‌وگویی میان امروز و فرداست. هر قدر این گفت‌وگو شفاف‌تر، عادلانه‌تر و پایدارتر باشد، اقتصاد ما مقاوم‌تر و آینده قابل پیش‌بینی‌تر خواهد شد.» آمادگی بیمه‌ای برای جنگ، در واقع تضمین بقای فردای اقتصاد در روزهای پرالتهاب امروز است.

کد مطلب 6805300

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha