۷ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۳:۰۰

آب از سر ملت گذشته است / کتاب، سلاح آگاهی در راهبرد فرهنگی رهبر شهید

آب از سر ملت گذشته است / کتاب، سلاح آگاهی در راهبرد فرهنگی رهبر شهید

یک نویسنده گفت: ایشان عملگرایی همراه با شناخت و معرفت را ارج می‌نهادند و در میان همه اشکال کسب معرفت اعم از سخنرانی یا تماشای فیلم، مطالعه کتاب را بیش از همه مثمر ثمر می‌دانستند.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: در منظومه فکری و سیره رهبر شهید انقلاب، کتاب و کتاب‌خوانی نه به‌عنوان یک فعالیت فرعی، بلکه به‌مثابه یکی از ارکان بنیادین ارتقای آگاهی، بصیرت و پایداری فرهنگی مورد تأکید قرار گرفته است. تأکیدی که در تداوم خود، به شکل‌گیری نگاه راهبردی به مقوله فرهنگ مکتوب در سطوح مختلف جامعه انجامیده است. از سوی دیگر، در تحلیل تحولات و رخدادهایی همچون جنگ رمضان، نقش حضور مردم در عرصه‌های عمومی و خیابان‌ها، به‌عنوان یکی از عوامل تعیین‌کننده در تقویت همبستگی اجتماعی، بازسازی انسجام جمعی و تثبیت وحدت ملی مورد توجه قرار گرفته است؛ حضوری که در مقاطع حساس، به‌عنوان یکی از عناصر اثرگذار در معادلات اجتماعی و سیاسی ارزیابی می‌شود. در همین چارچوب و با هدف بررسی ابعاد مختلف این موضوعات، با مجید اسطیری، نویسنده به گفت‌وگو پرداختیم.

* رهبر شهید انقلاب، همواره بر اهمیت کتاب و ترویج فرهنگ مطالعه تأکید داشتند و آن را جایگزین‌ناپذیر می‌دانستند. ارزیابی شما از این رویکرد چیست؟ به‌طور کلی، توجه یک شخصیت سیاسی به کتاب‌خوانی و حوزه فرهنگ چه تأثیری بر شکل‌گیری نگرش افکار عمومی در داخل و خارج از کشور می‌تواند داشته باشد؟

نکته بسیار مهم درمورد راهبرد فرهنگی رهبر شهیدمان این است که، ایشان در حین هدایت کشتی انقلاب اسلامی در تلاطم امواج هائل جوانان را به کتابخوانی و افزایش آگاهی توصیه می‌کردند. این خلاف آمد عادت سیاستمداران و رهبران است که معمولا دوست دارند نیروهای وفادارشان آماده عملکردهای میدانی باشند و هرچه چشم و گوش بسته‌تر بهتر. پس یک ارزش روش تربیت تشکیلاتی رهبرمان اینجا مشخص می‌شود که ایشان به عملگرایی همراه با شناخت و معرفت را ارج می‌نهادند و در میان همه اشکال کسب معرفت اعم از سخنرانی یا تماشای فیلم و … مطالعه کتاب را بیش از همه مثمر ثمر می‌دانستند. این نه تنها از سلیقه ایشان که علاقمند به مطالعه بودند و در خاطراتشان فراوان ذکر شده ناشی می‌شود، بلکه نشان دهنده یک بینش عمیق است که می‌داند شناختی که توسط مطالعه کتاب حاصل می‌شود از هر نوع شناخت دیگری عمیق‌تر است. حتی مطالعات دانشمندان عصب شناسی هم این نکته را تایید می‌کند که با مطالعه کتاب، تمرکز خطی که برای استدلال منطقی ضروری است در فرد تقویت می‌شود.

اگرچه دنیا رهبر شهیدمان را به عنوان یک چهره مبارز می‌شناخت اما ایشان در سخنرانی‌های مختلف با استخدام تصاویر و معانی از رمان‌های مختلف تبحر ادبی و نهایت آگاهی فرهنگی‌شان را به رخ رسانه‌ها و سیاستمداران کشیده بودند که از آن جمله است. ماجرای بسیار جالب اشاره ایشان به رمان «گوژپشت نتردام» نوشته ویکتور هوگو در جریان دیدار با سعد حریری نخست وزیر وقت لبنان که توصیه می‌کنم حتما جوانان ماجرای آن را بخوانند. کدام سیاستمداری می‌تواند از یک خرده پیرنگ در رمان ویکتور هوگو چنین بهره هوشمندانه‌ای ببرد تا از سلاح حزب الله لبنان دفاع کند. این ماجراها اگر به گوش دنیا برسد شناخت جهانیان را نسبت به رهبر شهیدمان تغییر خواهدداد.

* در سال گذشته، مجموعه‌ای از اقدامات تروریستی رخ داد که به کشته‌شدن شماری از فرماندهان و همچنین رهبر کشور انجامید. ارزیابی شما از این تحولات چیست و این رویدادها را در چه چارچوبی تحلیل می‌کنید؟

رژیم صهیونیستی استاد ترور است، اما نمی‌تواند به این استادی خود افتخار کند. همان طور که شیطان نمی‌تواند به تبحرش در فریفتن آدمیزاد افتخار کند. این در ذات انسان است که تسلط در یک امر قابل افتخار نیست مگر این که اراده خیر در پشت آن فعل قرار داشته باشد. بنابراین جهان از مهارت رژیم صهیونیستی در ترور مشمئز می‌شود. مخصوصا که این رژیم منحوس در انجام ترورهایش هیچ حد و مرزی نمی‌شناسد و مثلا دستش به خون شاعر و نویسنده بسیار بزرگی مانند غسان کنفانی هم آلوده است. تا وقتی نام غسان کنفانی و شعرهای بی نظیرش در جهان باقی است ننگ ترور کردن او هم برای رژیم صهیونیستی باقی است.

اما در شهادت رهبر مظلوممان برهان محکمی برای همه عالمیان وجود داشت که قلب‌های سلیم را به سوی ایشان متمایل و از عمل پلید صهیونیسم متنفر می‌کرد و آن این بود که به طور قطع شهید حضرت آیت الله خامنه‌ای از امکان ترور توسط دشمن مطلع بودند ولی ترجیح دادند سنگر را ترک نکنند. شب قبل از شهادت رهبری برادرم در یک پیام خصوصی ازمان خواست فوری شیشه‌های خانه را چسب بزنم چون امشب احتمال حمله وجود دارد. من گفتم چطور مگر؟ و برادرم تعداد زیادی خبرهای فوری و موثق از تحرکات دشمن را از خبرگزاری‌های مختلف جهان برایم فرستاد. پس تردیدی نیست که رهبری ترجیح دادند در جایگاه فرماندهی از جان عزیزشان بگذرند و با این ایثار روح‌های آزاده را بیدار کنند.

* به نظر شما، آیا انقلاب جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر شخصیت‌محوری است یا بر ساختارها و نهادها استوار است؟ همچنین، در شرایط کنونی چه راهکارهایی برای تقویت روحیه عمومی در داخل کشور و بازگشت جامعه به روند عادی زندگی قابل طرح است؟

حالا پس از جنگ 12 روزه و جنگ رمضان این آگاهی عمومی در مردم ما و حتی در دشمنان ما به وجود آمده که این انقلاب تا چه اندازه ریشه‌های مردمی محکمی دارد و با شهادت شخصیت‌های برجسته نظام آسیبی به این درخت تناور وارد نمیشود. به قول مرحوم قیصر امین پور: گرچه گل، دسته دسته پرپر شد/ باز از این دست گل فراوانند.

من فکر می‌کنم همین الان هم مردم مشغول زندگی عادی خودشان هستند. اگرچه گفتنش تلخ است اما بعد از شهادت رهبر شهیدمان دیگر شهادت هیچ شخصیتی دل مردم را خالی نمی‌کند. رک بگویم: آب از سر ملت ما گذشته است. در طی جنگ رمضان خبر شهادت‌ها نه تنها دل‌ها را نمی‌لرزاند بلکه همانگونه که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند ما را بیدارتر می‌کرد. گمان من این است که ما پیش از این در مرداب رفاه طلبی و فرار از جهاد زندگی غیرعادی داشتیم که مهمترین جلوه‌اش سوت و کور بودن خیلی از مساجدمان بود. حالا می‌فهمیم مساجد همان‌طور که حضرت امام خمینی(ره) فرمودند سنگر هستند و باید این سنگرها را خالی نگذاریم. ما تازه چهل و چند روز است داریم یک زندگی عادی و سالم را تجربه می‌کنیم.

آب از سر ملت گذشته است / کتاب، سلاح آگاهی در راهبرد فرهنگی رهبر شهید

* نقش تقویت روحیه جمعی و همچنین حضور شهروندان در عرصه‌های عمومی مانند خیابان را چگونه ارزیابی می‌کنید و این مؤلفه‌ها چه تأثیری بر تحولات اجتماعی و سیاسی دارند؟

مانوئل کاستلز جامعه‌شناس بسیار مشهور معاصر در کتاب «شبکه‌های خشم و امید» با مطالعه تعدادی از جنبش‌های اجتماعی یکی دو دهه اخیر در کشورهای مختلف به نکته جالبی اشاره می‌کند. او می‌گوید این جنبش‌ها عموما در بستر اینترنت و شبکه‌های اجتماعی شکل گرفتند و سپس در خیابان‌ها بروز پیدا کردند و دو ویژگی بسیار مهم داشتند که باعث پیروزی هر کدام در قواره خود شد. اولا اینکه یک مکان عمومی بسیار بزرگ را اشغال می‌کردند و در آن به مدتی می‌ماندند و کمپ میزدند (مانند میدان تحریر یا وال استریت در جریان جنبش تسخیر و …) ثانیا از خشونت پرهیز می‌کردند. در جریان اغتشاشات پاییز سال 1401 و دی ماه 1404 دیدید که این دو اتفاق نیفتاد. یعنی اغتشاشگران عاجز از اشغال یک چهار راه کوچک به مدت چند ساعت بودند چه رسد به کمپ کردن در یک میدان بزرگ، ثانیا به شدت دست به وحشیگری‌های تروریستی زدند. این‌ها نشان می‌دهد این حرکت‌ها کاملا ساخته و پرداخته دشمنان خارجی بودند. اما حالا چهل و چند شب است که خیابان‌های همه شهرهای کشور در اشغال مردم متدین و وطن دوست است و امنیت به بهترین شکل برقرار است. مقایسه این دو وضعیت مخاطب را از هرگونه توضیح اضافه‌ای بی‌نیاز می‌کند.

* چه کتاب‌هایی را برای شناخت بهتر آمریکا و اسرائیل به مخاطبان پیشنهاد می‌کنید؟

کتاب‌های مناسب برای شناخت اسرائیل و آمریکا فراوان هستند و برخی مانند «متاستاز اسرائیل» و «برخیز و اول تو بکش» بی نیاز از معرفی هستند. با این حال بد نیست به چند کتاب اشاره کنم:

«قضیه اسرائیل یا تاریخ تبهکاری مدرن»: این نمایشنامه کم حجم در واقع یک تک‌گویی یک‌نفس از زبان چهره برجسته دفاع از حقوق مردم فلسطین «نوام چامسکی» است که توسط غلامحسین دولت آبادی نوشته شده. فکر نکنم در هیچ متن دیگری خلاصه‌ای مختصر و مفیدتر از این درباره تاریخ مناقشه فلسطین و جنایات اسرائیل تا پیش از عملیات طوفان الاقصی پیدا شود.

«غزه در بحران»: این کتاب یک فصل در میان به قلم نوام چامسکی و ایلان پاپه نوشته شده است و باز هم برای شناخت تاریخچه اشغالگری اسرائیل منبع خوبی است. نوام چامسکی واقعا بخش زیادی از عمرش را به انتقاد از جنگ افروزی‌های آمریکا و اسرائیل اختصاص داد و تاریخ به خاطر کتاب‌هایی مانند «کنترل رسانه‌ها» و «مرثیه‌ای برای رویای آمریکایی» که پشت پرده سیاست‌های تبعیض آمیز حکومت آمریکا را برملا می‌کند او را فراموش نخواهدکرد.

«رویای آمریکایی»: یکی از دوستان نزدیک چامسکی که به خاطر آثار افشاگرانه‌اش از دانشگاه اخراج شد مورخ و اندیشمند برجسته «هاوارد زین» بود که برای شناختن تاریخ ننگین آمریکا خواندن این کتابش را توصیه می‌کنم.

«خار و میخک»: باورش سخت است که این رمان را یک مبارز در زندان‌های اسرائیل نوشته است. اثر درخشان شهید یحیی سنوار نه تنها سیر روایی خانوادگی ساده و روانی دارد که ما را با فرهنگ مردم ستمدیده فلسطین پس از اشغال آشنا می‌کند که حتی به نظرم بهترین تصویر از سختی‌ها و تقابلات گروه‌های فلسطینی در جریان مبارزه با رژیم غاصب را ارائه می‌دهد.

علاوه بر اینها خواندن همه آثار شهید غسان کنفانی از جمله رمان «مردان در آفتاب»، «سفر به رام الله» و کتاب کودک «قندیل کوچک» و همچنین کتاب‌های ارزشمند فیلسوف فلسطینی ادوارد سعید مانند «نقش روشنفکر» و «شکست هژمونی» را پیشنهاد می‌کنم.

و در مورد آمریکا اگرچه در یک دهه اخیر دغدغه ویژه من مطالعات ضدآمریکایی بوده و مطالب فراوانی در صفحات شخصی و سایت‌های ادبی منتشر کرده‌ام اما اینجا فقط دوست دارم به رمان «هاکلبری فین» اشاره کنم. ارنست همینگوی جمله‌ای شبیه جمله توگنیف دارد که گفته بود «همه ما از زیر شنل گوگول بیرون آمدیم. همینگوی گفته «همه رمان‌های آمریکایی از دل هاکلبری فین بیرون آمده اند.» مطالعه «هاکلبری فین» علاوه بر اینکه شیطنت‌های این پسربچه جسور شما را سرگرم می‌کند، با جامعه‌ای غرق در تباهی، دورویی، مشروبات الکلی، ریاکاری، وحشی‌گری، تبعیض و نکبت آشنایتان می‌کند که امروز در حال جنگ با آن هستیم.

* در شرایط جنگ کنونی، وظایف بخش فرهنگی، نویسندگان و ناشران را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به‌طور مشخص، این مجموعه‌ها چه نقشی در تبیین شرایط، ارتقای آگاهی عمومی و مدیریت فضای فکری جامعه می‌توانند ایفا کنند؟

شبکه‌سازی و زنده نگه داشتن تشکیلات زیر بار انبوه خبرهای مایوس کننده وظیفه اصلی بخش فرهنگی و همه مدیران و ناشران و حتی نویسندگان کشور است. به قول رهبر شهیدمان: «کار باید تشکیلاتی باشد» و از هیچ مجموعه‌ای پذیرفته نیست که با پول خرج کردن فقط بخواهند زودتر به یک خروجی رسانه‌ای چشم پر کن برسند. بیداری و نگاهداشت همه نیروهای فرهنگی و نویسندگان در این وضعیت جز با تشکیل دادن حلقه‌های صمیمانه منظم ممکن نیست. مدیران فرهنگی، مخصوصا مدیران جوان باید با کنار گذاشتن روایت‌های کهنه و برچسب‌های غلط و سوءتفاهم‌های سطحی که مایه دور شدن هنرمندان شده آنها را به صحنه بیاورند.

کد مطلب 6805700

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha