۸ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۱۲:۲۱

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های عربی؛ ضربه جدی به اقتصاد عربستان

بازتاب جنگ علیه ایران در رسانه‌های عربی؛ ضربه جدی به اقتصاد عربستان

رسانه‌های عربی علی‌رغم تفاوت در رویکردها و جهت‌گیری‌ها در یک مورد اشتراک دارند که جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران معادلات پیشین منطقه را به هم زده است.

خبرگزاری مهر، گروه بین‌الملل: در میانه تداوم تنش‌ها و درگیری‌های نظامی در منطقه، رسانه‌های عربی هر یک از زاویه‌ای متفاوت به پیامدهای جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران پرداخته‌اند؛ روایتی که در مجموع، تصویری از یک بحران چندلایه با تبعات اقتصادی، سیاسی و راهبردی برای کل خاورمیانه ترسیم می‌کند. آنچه در این میان برجسته است، نه‌فقط ارزیابی نتایج میدانی جنگ، بلکه بازخوانی جایگاه آمریکا، میزان تحقق اهداف اعلامی آن و تأثیر این تقابل بر موازنه‌های منطقه‌ای و جهانی است.

بخش قابل‌توجهی از این تحلیل‌ها بر هزینه‌های مستقیم و غیرمستقیم جنگ برای کشورهای عربی، به‌ویژه دولت‌های حوزه خلیج فارس، متمرکز است؛ کشورهایی که بیش از دیگران در معرض شوک‌های اقتصادی ناشی از ناامنی در تنگه هرمز، اختلال در تجارت انرژی و بی‌ثباتی بازارها قرار گرفته‌اند. هم‌زمان، برخی رسانه‌ها به تناقض‌های رفتاری واشنگتن و شخص دونالد ترامپ پرداخته و از شکاف میان اهداف اعلامی و واقعیت‌های میدانی سخن گفته‌اند؛ شکافی که آمریکا را در موقعیتی دشوار و حتی میان گزینه‌های پرهزینه و شکست‌خورده قرار داده است.

در کنار این رویکرد، ارزیابی‌ها از جایگاه و اعتبار بین‌المللی آمریکا نیز دستخوش تغییر شده و نشانه‌هایی از تردید نسبت به توان واشنگتن در مدیریت بحران و تأمین امنیت جریان انرژی جهانی به چشم می‌خورد. برخی دیگر از تحلیل‌ها نیز با تمرکز بر اقتصاد کشورهای عربی، از جمله عربستان، تلاش کرده‌اند نشان دهند که این جنگ نه‌تنها آسیب‌های مقطعی، بلکه چالش‌های ساختاری و بلندمدت را نیز آشکار کرده است.

برآیند این روایت‌ها نشان می‌دهد رسانه‌های عربی، با وجود تفاوت در رویکردها و جهت‌گیری‌ها، در یک نقطه مشترک‌اند: جنگ جاری، معادلات پیشین منطقه را بر هم زده و پرسش‌های جدی درباره آینده روابط کشورهای عربی با آمریکا، هزینه‌های تداوم این درگیری و امکان بازتعریف راهبردهای منطقه‌ای مطرح کرده است.

المیادین: آیا ترامپ به ضرروزیان کشورهای خلیج فارس اهمیت می‌دهد؟!

وب‌سایت شبکه المیادین در مقاله ای نوشت: جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران بیشترین زیان اقتصادی را به کشورهای خلیج فارس وارد کرده است. از همان آغاز درگیری، اختلال در تردد کشتی‌ها در تنگه هرمز، توقف یا کاهش صادرات نفت و گاز، افت گردشگری و رکود بخش‌های خدماتی، اقتصاد این کشورها را با خسارت‌های سنگین روبه‌رو کرد. با ادامه جنگ و گسترش حملات به پایگاه‌ها و تأسیسات آمریکایی در منطقه، هزینه‌ها برای دولت‌های خلیج فارس بیشتر شد. بر اساس برآوردهای سازمان ملل، خسارت مستقیم اقتصاد منطقه بیش از ۲۰۰ میلیارد دلار است که بین ۱۰۳ تا ۱۶۸ میلیارد دلار آن مربوط به کشورهای خلیج فارس می‌شود. همچنین میلیون‌ها فرصت شغلی از بین رفته و فشار اجتماعی و اقتصادی افزایش یافته است.

نویسنده در ادامه سه دلیل برای بی‌توجهی ترامپ به این خسارت‌ها مطرح می‌کند: نخست، فشار اسرائیل برای ادامه جنگ تا تحقق اهداف سیاسی و امنیتی خود؛ دوم، نگاه ابزاری ترامپ به کشورهای خلیج فارس به عنوان منابع مالی؛ و سوم، تلاش او برای پنهان کردن شکست در برابر ایران و یافتن راه خروج آبرومندانه از بحران.

در پایان مقاله آمده است که این جنگ باعث شده دولت‌ها و ملت‌های خلیج فارس بیش از گذشته دریابند آمریکا در مسائل مرتبط با اسرائیل، منافع تل‌آویو را بر امنیت و ثبات اقتصادی منطقه ترجیح می‌دهد. نویسنده در پایان این پرسش را مطرح می‌کند که آیا این کشورها در روابط آینده خود با واشنگتن تجدیدنظر خواهند کرد یا نه.

الجزیره: ترامپ و گرفتاری او بین دو شکست

الجزیره نیز در یادداشتی به قلم منیر شفیق، رفتار سیاسی دونالد ترامپ در دور دوم ریاست ‌جمهوری‌اش را «متناقض و غیرقابل پیش‌بینی» توصیف کرد و نوشت: ترامپ پس از آغاز جنگ مشترک آمریکا و اسرائیل علیه ایران، هدفی غیرواقع‌بینانه یعنی سرنگونی نظام جمهوری اسلامی و تحمیل رهبری مطیع را دنبال کرد؛ اما این هدف محقق نشد. برخلاف انتظار واشنگتن، ایران با وجود خسارت‌های انسانی و مادی، انسجام خود را حفظ کرد و در میدان سیاسی و نظامی ایستادگی نشان داد.

ترامپ پس از ناکامی در جنگ، هم‌زمان دو مسیر متضاد را دنبال کرد: از یک سو تهدید به تشدید حملات، هدف قرار دادن زیرساخت‌ها و کنترل تنگه هرمز، و از سوی دیگر تلاش برای مذاکره از طریق میانجی‌گری پاکستان با حمایت برخی کشورهای منطقه.

به اعتقاد نویسنده، اکنون ترامپ میان دو شکست گرفتار شده است. شکست نخست، ادامه جنگ و افزایش حملات است که بدون دستاورد نظامی، هزینه‌های داخلی و بین‌المللی آمریکا را بیشتر می‌کند و اعتبار واشنگتن را کاهش می‌دهد. شکست دوم، پذیرش توافقی نزدیک به شروط ایران است که به معنای اعتراف ضمنی به ناکامی جنگ و ناتوانی در تحقق هدف تغییر نظام خواهد بود. اکنون هر انتخابی که ترامپ انجام دهد، نشانه‌ای از شکست راهبرد آمریکا و اسرائیل است و می‌تواند به تضعیف موقعیت منطقه‌ای اسرائیل و تغییر معادلات خاورمیانه به زیان واشنگتن منجر شود.

العربیه: اعتبار سیاسی آمریکا خدشه دار شده است

العربیه در گزارشی به تنش‌های اخیر آمریکا و ایران بر سر تنگه هرمز می‌پردازد و می نویسد: آمریکا مدعی است ایران را محاصره کرده و ایران نیز می گوید عبور کشتی‌ها تنها با اجازه و پرداخت هزینه ممکن است. بسته شدن تنگه هرمز باعث شده بحران از سطح منطقه‌ای به مسئله‌ای جهانی تبدیل شود، زیرا حدود ۲۰ درصد نفت و گاز جهان از این مسیر عبور می‌کند و تجارت کالاهایی مانند کود شیمیایی نیز مختل شده است.

بنابر این گزارش اروپا، چین و هند به دلیل وابستگی به انرژی و تجارت دریایی از بسته‌شدن تنگه هرمز بیشترین آسیب و زیان را متحمل می‌شوند، اما آمریکا کمتر زیان اقتصادی مستقیم می‌بیند، اما اعتبار سیاسی‌اش خدشه‌دار شده، زیرا نتوانسته انسداد تنگه را رفع کند. هر دو طرف بر عنصر زمان تکیه کرده‌اند. آمریکا خواهان توقف غنی‌سازی و تحویل اورانیوم غنی‌شده است، اما ایران حفظ برنامه هسته‌ای، موشکی و رفع تحریم‌ها را می‌خواهد. جهان به دلیل وابستگی متقابل، تحمل جنگ‌های بزرگ را ندارد، اما این به معنای پایان تنش‌ها نیست.

عربی ۲۱: وجوه ناتوانی اقتصاد عربستان پیش از جنگ ایران و پس از آن

وب سایت عربی ۲۱ در گزارشی نوشت: جنگ آمریکا، اسرائیل علیه ایران و اختلال در تنگه هرمز، آسیب‌های جدی به اقتصاد عربستان وارد کرده است؛ از جمله کاهش صادرات نفت و گاز، اختلال در واردات غذا، افزایش هزینه حمل‌ونقل و خسارت به زیرساخت‌ها.

طبق داده‌های بانک مرکزی عربستان، تراز پرداخت‌های این کشور در سال ۲۰۲۵ با کسری ۹۶ میلیارد دلاری روبه‌رو بوده؛ یعنی خروج ارز بیش از ورود آن بوده است. این دومین سال پیاپی کسری محسوب می‌شود. با وجود درآمد بالای نفتی، عربستان فقط در دو بخش مازاد داشته است: تراز تجاری کالاها و درآمد سرمایه‌گذاری خارجی. اما در چهار بخش دیگر از جمله خدمات، انتقال درآمدها، حساب مالی و خطا و کسری، با مشکل روبه‌رو بوده است.

از مهم‌ترین عوامل کسری، هزینه بالای خدمات خارجی، خروج سرمایه، کمک‌های خارجی و انتقال ۵۸ میلیارد دلار از سوی کارگران مهاجر به کشورهایشان است. در بخش بودجه نیز عربستان بیشتر سال‌های گذشته با کسری مواجه بوده و صندوق بین‌المللی پول پیش‌بینی کرده این کسری تا سال ۲۰۳۱ ادامه یابد. همچنین رشد اقتصادی عربستان برای سال جاری از ۴.۵ درصد به ۳.۱ درصد کاهش یافته و بدهی دولت نیز رو به افزایش خواهد بود.

کد مطلب 6813715

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • IR ۱۳:۱۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۸
      1 0
      جنگ خوب نیست
    • IR ۱۴:۴۷ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۸
      8 1
      این احمق‌ها خلیج‌فارس را به خلیج گاو های شیر ده تبدیل کرده بودند
    • IR ۱۶:۰۹ - ۱۴۰۵/۰۲/۰۸
      4 2
      اولا کاش جنگ نشه ولی اگر شد باید طوری کشورهای عربی رو زد دیگه تا ماه ها نتونن تولد نفت داشته باشن ضربات دردناک اقتصادی باید کاری تر از قبل باشه