۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵، ۸:۰۰

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

تهران-مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران معتقد است، هنر در بحران از یک کالای لوکس به نیاز زیستی و روان شناختی تبدیل می شود و حمایت از هنرمند مستقل، سرمایه گذاری روی سلامت روان است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها؛امیرماهان محمدی یکتا: در روزهایی که تجاوز وحشیانه دشمن آمریکایی‑صهیونیستی ۴۰ روز جنایت‌های متعدد جنگی در کشور رقم زد و فشار روانی بر شهروندان استان تهران وارد کرد، هنر از یک کالای لوکس و تزئینی به یک «نیاز زیستی و روان‌شناختی» تبدیل شده است.

گرافیتی‌های خیابانی، شعرهای منتشرشده در شبکه‌های اجتماعی و موسیقی‌های تولیدشده در گوشه‌وکنار شهر، دیگر فقط ابزار بیان نیستند؛ بلکه به مکانیسمی دفاعی برای تخلیه جمعی اضطراب و ترس بدل شده‌اند.

با این حال، کارشناسان هشدار می‌دهند که نگاه صرفاً تبلیغاتی و آرام‌بخش به این آثار، نه تنها کمکی نمی‌کند، بلکه اضطراب را به تعویق می‌اندازد. از همین رو، با عبدالرضا چراغعلی، مدیرکل امور اجتماعی و فرهنگی استانداری تهران به گفت‌وگو پرداختیم تا از تغییر رویکرد مدیریت بحران استان تهران از «هنر اطلاع‌رسان» به «هنر درمان‌گر» و برنامه‌هایی که برای ثبت و حفظ این آثار به عنوان «حافظه جمعی» و حمایت زیرساختی از هنرمندان مستقل ارائه شده است، با خبر شویم. در ادامه مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.

*با توجه به افزایش فشار روانی بر شهروندان در روزهای جنگ، چه ارزیابی از نقش هنرهای تجسمی، نوشتار و موسیقی در تخلیه عاطفی مردم تهران دارید؟ آیا برنامه مشخصی برای حمایت از تولیدات هنری خودجوش مردمی دارید؟

در شرایطی که شهروندان با «اضطراب آینده» و «فشار روانی ناشی از نااطمینانی» مواجه هستند، هنر از یک کالای لوکس به یک «نیاز زیستی و روان‌شناختی» تبدیل می‌شود.

هنرهای مختلف در تخلیه عاطفی شهروندان نقش بسزایی دارند. در زمان بحران، هنر به عنوان یک «مکانیسم دفاعی جمعی» عمل می‌کند.

به عنوان مثال، نقش هنرهای تجسمی (نقاشی، گرافیتی، مجسمه‌سازی) و تجسم بخشیدن به ترس‌های ناگفتنی را می‌توان مورد اشاره قرار داد. وقتی مردم نمی‌توانند استرس خود را بیان کنند، دیدن یک اثر هنری که همان حس را بازنمایی می‌کند، باعث می‌شود احساس کنند «تنها نیستند». گرافیتی‌ها و نقاشی‌های خیابانی در تهران، زبان بی‌واسطه طبقات مختلف است. این هنر می‌تواند از «خشم» به سمت «بیانگری» تغییر مسیر دهد.

یا به عنوان مثال دیگر، نقش نوشتار (شعر، داستان کوتاه، روایت‌های شبکه‌های اجتماعی) و سازماندهی آشفتگی ذهنی قابل اشاره است. نوشتن باعث می‌شود فرد از حالت «قربانی احساسات» به حالت «ناظر احساسات» تغییر وضعیت دهد. روایت‌های مکتوب در فضای مجازی، نوعی «تخلیه جمعی» ایجاد می‌کند که در آن تجربه‌های فردی به یک همبستگی اجتماعی تبدیل می‌شود.

نقش موسیقی (آوا، موسیقی سنتی و مدرن) و تنظیم ضربان بیولوژیک و ضربان روانی را نیز می‌توان مثال زد. موسیقی می‌تواند مستقیماً بر سیستم عصبی اثر گذاشته و سطح کورتیزول (هورمون استرس) را کاهش دهد. موسیقی در فضای عمومی یا حتی در گوش‌های هر شهروند، نقش یک «پناهگاه صوتی» را ایفا می‌کند.

در این میان، استانداری به عنوان نهاد حاکمیتی، نباید در هنر «مصلحت‌اندیش» یا «کنترل‌گر» باشد، بلکه باید نقش «تسهیل‌گر» و «پناهبان» را ایفا کند؛ با حمایت از خودجوش بودن، بدون دیکته کردن محتوا.

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

از جمله اقدامات استانداری تهران می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- ایجاد فضاهای بیانی آزاد مانند دیوارهای موقت هنری با همکاری شهرداری؛ تعیین نقاطی در سطح شهر برای گرافیتی و هنر خیابانی با موضوع «صلح، امید و تاب‌آوری» که به انرژی خشم یا اضطراب، یک مسیر قانونی و زیبا داد.

- اختصاص بخشی از سالن‌های استانداری یا مراکز فرهنگی تحت نظارت استان در اماکن عمومی به عنوان گالری‌های موقت برای نمایش آثار هنرمندان تازه‌کار که در این بحران اثر خلق کرده‌اند.

- حمایت از «هنر دیجیتال و روایت‌های مردمی» و برگزاری مسابقه ملی/استانی «صدای تهران در بحران»؛ یک مسابقه آنلاین در حوزه شعر، داستان کوتاه یا موسیقی دیجیتال که استانداری جوایزی (حتی غیرنقدی مثل فرصت‌های آموزشی یا نمایش آثار) برای برندگان این طرح‌ها در نظر گرفته است.

- ایجاد پلتفرم «آینه شهر»: بخشی در سایت یا شبکه‌های اجتماعی استانداری برای انتشار آثار برگزیده مردمی. این کار به مردم حس «شنیده شدن» و «تأیید اجتماعی» می‌دهد.

- تسهیل دسترسی به منابع: استانداری با رایزنی میان نهادهای فرهنگی، دسترسی هنرمندان به برخی فضاهای شهری یا ابزارهای تولید را در این دوران بحرانی تسهیل کرده است.

- حمایت از «هنر درمان‌گر»: همکاری با دانشگاه‌های علوم پزشکی تهران برای برگزاری کارگاه‌های «هنردرمانی» که تحت حمایت معنوی و ترویجی استانداری قرار دارد.

* اشاره شد که آثاری مانند نقاشی‌ها، شعرها و چیدمان‌های خیابانی در تهران به «اسناد تاریخی» برای حافظه جمعی تبدیل می‌شوند. استانداری تهران چه تدبیری برای ثبت، حفظ و نمایش این آثار در درازمدت اندیشیده است؟

وقتی هنر در زمان بحران تولید می‌شود، صرفاً یک ابزار تخلیه روانی نیست، بلکه «گواه زنده» عصر ماست. اگر این آثار از دست بروند، نسل‌های آینده تنها از طریق گزارش‌های رسمی و خشک دولت‌ها، با احساسات و واقعیت‌های زندگی ما آشنا خواهند شد.

برای اینکه استانداری تهران از نقش یک «ناظر» به نقش یک «حافظ تاریخ» تغییر وضعیت دهد، مجموعه‌ای از تدابیر زیر را در قالب یک «پروژه ملی/استانی حافظه جمعی» اجرا کرده است:

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

۱. ایجاد «آرشیو دیجیتال میراث گذرا»

بسیاری از آثار هنری در زمان بحران (مانند گرافیتی‌ها یا چیدمان‌های خیابانی) ماهیتی «گذرا» دارند و با گذشت زمان یا تغییر مدیریت شهری از بین می‌روند.

برای ثبت مستند، پلتفرمی (یا زیرشاخه‌ای در سایت استانداری) تحت عنوان «آینه زمان» یا «حافظه تهران» راه‌اندازی شده است.

این پلتفرم شامل آرشیوی از عکس‌های باکیفیت، ویدئوهای ۳۶۰ درجه و فایل‌های صوتی از آثار خیابانی، شعرهای منتشرشده بر دیوارها و موسیقی‌های تولیدشده در دوران بحران است.

۲. تبدیل آثار به «موزه‌های باز»

به جای حبس کردن هنر در قفسه‌های موزه‌های سنتی، از فضای شهر برای حفظ آن‌ها استفاده می‌کنیم:

- نقاط ثبت‌شده تاریخی: استانداری با همکاری شهرداری، برخی از دیوارها یا نقاطی که آثار هنری ماندگار و مهمی داشته‌اند را به عنوان «نقاط میراث هنری بحران» شناسایی کرده و از تخریب یا تغییر رنگ آن‌ها جلوگیری می‌کند.

- کدگذاری QR در شهر: در کنار آثار خیابانی ماندگار، کدهای QR نصب شده است که شهروندان با اسکن آن‌ها می‌توانند داستان پشت اثر، مصاحبه با هنرمند و تحلیل‌های جامعه‌شناختی آن را بخوانند. این کار «دیوار» را به یک «کتاب تاریخ» تبدیل می‌کند.

۳. تدوین «کتاب سفید حافظه اجتماعی تهران»

اقدام استراتژیک و رسمی دیگر، تولید محتوای تحلیلی است. استانداری با همکاری دانشگاه‌های علوم اجتماعی و هنر، پروژه‌ای را برای گردآوری این آثار و تحلیل آن‌ها آغاز کرده است. خروجی این پروژه، کتاب یا مستندی خواهد بود که در آن هنر (نقاشی، شعر، موسیقی) در کنار داده‌های آماری بحران، برای روایت تاریخ عصر حاضر استفاده می‌شود. همچنین نمایشگاه‌های دوره‌ای سالانه با عنوان «هنر بازماندگان» یا «صدای شهر در بحران» بر اساس آرشیو دیجیتال تهیه شده و در مراکز فرهنگی استان برگزار می‌شود.

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

۴. حمایت از «هنرمندان شاهد»

جایزه ماندگاری: اختصاص بودجه یا تسهیلات به هنرمندانی که آثار خود را به گونه‌ای خلق می‌کنند که قابلیت ثبت و ماندگاری داشته باشد (مانند استفاده از متریال‌های مقاوم‌تر یا ثبت دیجیتال همزمان با خلق اثر).

ما نباید اجازه دهیم تاریخ احساسات مردم تهران، با پاک کردن یک دیوار یا از بین رفتن یک فایل صوتی، برای همیشه محو شود.

وظیفه استانداری این است که «موزه‌سازیِ لحظه» را مدیریت کند. ما باید از هنرِ خودجوش مردمی، نه به عنوان یک اتفاق گذرا، بلکه به عنوان «سندهای رسمی تاریخ اجتماعی» نگهداری کنیم تا مسئولیت ما در برابر نسل‌های آینده، تداوم حقیقت باشد.

*برخی روانشناسان و جامعه‌شناسان هشدار می‌دهند که نگاه صرفاً تبلیغاتی به هنر در بحران، فقط اضطراب را به تعویق می‌اندازد. آیا هنر در برنامه‌های مدیریت بحران استان تهران به عنوان یک ابزار درمانی (و نه فقط اطلاع‌رسانی) دیده می‌شود؟ همکاری با نهادهای تخصصی روانشناختی در این زمینه چقدر بوده است؟

این پرسش، دقیق‌ترین و چالش‌برانگیزترین نقد ممکن به برنامه‌های مدیریت بحران است، شما با این سوال، مرز میان «مدیریت پروپاگاندا» (که هدفش آرام کردن مردم برای حفظ نظم است) و «مدیریت سلامت اجتماعی» (که هدفش درمان و مواجهه با واقعیت است) را ترسیم کرده‌اید.

اگر قرار باشد به عنوان یک مسئول پاسخگوی این هشدار علمی باشیم، نباید از آن دفاع کنیم، بلکه باید با پذیرش این نقد، الگوی ذهنی خود را تغییر دهیم.

۱. گذار از «هنر به مثابه ابزار آرام‌سازی» به «هنر به مثابه ابزار مواجهه»

هشدار روان‌شناسان کاملاً بجاست. اگر هنر فقط برای «پوشاندن» رنج یا «ایجاد خوش‌بینی کاذب» استفاده شود، باعث می‌شود فرد احساس کند با واقعیت تلخ خود در تضاد است و این خود منجر به انفجار اضطراب در آینده می‌شود. تغییر رویکرد باید به این صورت باشد:

- به جای «هنر تسکین‌دهنده» که فقط می‌خواهد اضطراب را موقتاً ساکت کند (مانند موسیقی‌های ملایم بی‌ربط به واقعیت).

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

- به سمت «هنر پردازش‌کننده» که به مردم اجازه می‌دهد ترس، خشم و سوگ خود را بیان کنند. هنر نباید بگوید «همه چیز خوب است»، بلکه باید بگوید «می‌دانم که همه چیز سخت است، و تو حق داری این را حس کنی».

۲. ضرورت «مدل همکاری چندرشته‌ای»

در بسیاری از ساختارهای اداری، هنر و روان‌شناسی در دو ایستگاه جداگانه حرکت می‌کنند. برای پاسخ به این نقد، استانداری تهران یک «واحد مدیریت سلامت روانی‑فرهنگی» ایجاد کرده است که در آن هنرمند (به عنوان ابزار بیان)، روان‌شناس/جامعه‌شناس (به عنوان تحلیل‌گر نیاز و ناظر بر سلامت اثر) و مدیر اجرایی (به عنوان تسهیل‌گر فضا) در کنار هم کار می‌کنند. ما این مهم را با تشکیل هیئت اندیشه‌ورز که ترکیبی از افراد فرهیخته و متخصص در زمینه‌های مذکور است فراهم کرده‌ایم.

۳. واقعیت همکاری با نهادهای تخصصی

اگر بخواهیم واقع‌بینانه پاسخ دهیم که «همکاری با نهادهای تخصصی چقدر بوده است»، باید اعتراف کرد که در اکثر مدیریت‌های بحران، این همکاری‌ها «ماهیت مشاوره‌ای و ثانویه» داشته‌اند، نه «ماهیت طراحی و ساختاری». نقشه راه برای اصلاح این نقص عبارت است از:

- تشکیل شورای عالی سلامت اجتماعی: متشکل از اساتید روان‌شناسی دانشگاه تهران، جامعه‌شناسان برجسته و مدیران فرهنگی استان برای تدوین «کدهای اخلاقی و سلامت‌محور» در فعالیت‌های هنری دوران بحران.

- تغییر شاخص موفقیت (KPI): شاخص موفقیت برنامه‌های هنری استانداری نباید «تعداد بازدیدکنندگان» یا «زیبایی آثار» باشد، بلکه باید «شاخص کاهش تنش اجتماعی» و «میزان مشارکت فعال مردم در بیان رنج‌های خود» باشد.

ما پذیرفته‌ایم که هنر نباید ماسکی بر چهره واقعیت باشد تا اضطراب را پنهان کند؛ بلکه هنر باید «زبان درمانی» برای بیان آن واقعیت باشد.

هدف ما در استانداری، تبدیل کردن هنر از یک ابزار «اطلاع‌رسانی» به یک ابزار «تخلیه و پردازش تروما» است. برای این منظور، از روان‌شناسان نه به عنوان «ممیز»، بلکه به عنوان «طراحان اصلی مسیر» دعوت می‌کنیم.

* از کوچه‌پس‌کوچه‌های جمهوری تا گالری‌های کوچک، هنر به زبانی مشترک برای تهرانی‌ها تبدیل شده است. آیا ارزیابی مشخصی از تأثیر این آثار بر همبستگی اجتماعی و مقابله با بحران دارید؟ و آیا استانداری از هنرمندان مستقل برای آثاری با رویکرد «ترمیم روانی فردا» حمایت مالی یا زیرساختی می‌کند؟

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

هنر در تهران، فراتر از زیبایی‌شناسی، به یک «لنگرگاه اجتماعی» تبدیل شده است که تهرانی‌ها را در طوفان نااطمینانی به هم متصل می‌کند.

۱. ارزیابی تأثیر هنر بر همبستگی اجتماعی و مقابله با بحران

هنر در سطح محلی (از کوچه تا گالری) سه نقش کلیدی در تقویت تاب‌آوری جامعه تهران ایفا می‌کند:

- ایجاد «فضای سوم» برای همدلی: در زمان بحران، فضای خانه (امنیت شخصی) و فضای کار (فشار اقتصادی/اجتماعی) ممکن است خفقان‌آور باشند. هنر در کوچه یا گالری، یک «فضای سوم» ایجاد می‌کند؛ جایی که غریبه‌ها در مواجهه با یک شعر روی دیوار یا یک چیدمان خیابانی، یک «تجربه مشترک عاطفی» پیدا می‌کنند. این «تأیید متقابل» به فرد می‌گوید: «من تنها نیستم که می‌ترسم یا غمگینم.»

- تعدیل خشونت و تبدیل آن به معنا: بحران معمولاً با خشم و فروپاشی نظم همراه است. هنرمندان مستقل با تبدیل این انرژی مخرب به فرم‌های هنری (مانند گرافیتی یا پرفورمنس)، به نوعی «سوخت‌گیری اجتماعی» می‌کنند؛ یعنی انرژی خام ناشی از بحران را به سمت تولید معنا و روایت هدایت می‌کنند، نه تخریب.

- تقویت «هویت شهری» در برابر فروپاشی: وقتی شهروندان می‌بینند که حتی در سخت‌ترین شرایط، زیبایی و خلاقیت در کوچه‌هایشان زنده است، حس «تعلق به مکان» تقویت می‌شود. این حس، مانع از فروپاشی ساختار اجتماعی و ایجاد بی‌گانگی در میان شهروندان می‌شود.

۲. استراتژی حمایت از هنرمندان مستقل (رویکرد «ترمیم روانی فردا»)

حمایت از هنرمندان مستقل نباید به شکل «حمایت‌های دولتی سنتی» (که اغلب با کنترل محتوا همراه است) باشد، زیرا این کار روح «خودجوش بودن» را که عامل اصلی درمان است، می‌کشد. حمایت باید از نوع «زیرساختی و تسهیل‌گر» باشد:

الف) حمایت زیرساختی (بدون دخالت در محتوا):

- تخصیص «مناطق آزاد هنری»: استانداری با همکاری شهرداری، مناطقی را در تهران (مثلاً در بافت‌های قدیمی یا مناطق در حال توسعه) به عنوان «مناطق با قابلیت بیان آزاد» معرفی کرده است؛ جایی که قوانین سخت‌گیرانه مربوط به تبلیغات یا تغییر نمای ساختمان، برای هنرمندان مستقل و فعالیت‌های خیابانی تسهیل شده باشد.

هنر در بحران؛ از «آرام‌سازی» تا «درمانِ تروما»

-لجستیک و مواد اولیه: ایجاد صندوق‌ها یا پروژه‌هایی که مواد اولیه (رنگ، بوم، ابزارهای دیجیتال) را به هنرمندان فعال در مناطق محروم یا در حال بحران، با قیمت یارانه‌ای یا از طریق اسپانسرینگ‌های خصوصی برسانند.

ب) حمایت مالی:

- هزینه‌های «ترمیم اجتماعی»: استانداری بودجه‌ای تحت عنوان «هزینه‌های خلاقیت و تاب‌آوری» اختصاص داده است. این مبالغ به پروژه‌های بزرگ و رسمی داده نمی‌شود، بلکه به صورت «ریزبودجه‌ها» به هنرمندان مستقل که پروژه‌هایی با رویکرد «پردازش بحران» یا «ترمیم روانی جامعه» دارند، تعلق می‌گیرد.

- پشتیبانی از «اقتصاد خلاق محلی»: استانداری بسترهایی ایجاد کرده تا گالری‌های کوچک و هنرمندان مستقل بتوانند آثار خود را به سازمان‌ها یا خیرین (به عنوان بخشی از مسئولیت اجتماعی آن‌ها) معرفی کنند، تا چرخه مالی هنر در دوران بحران قطع نشود.

ج) ایجاد «شبکه هم‌افزایی»:

- پلتفرم توزیع: اپلیکیشن یا نقشه دیجیتالی ایجاد شده که در آن، فعالیت‌های هنری خودجوش (از یک نمایش خیابانی کوچک تا یک نمایشگاه در یک پارکینگ تبدیل‌شده به گالری) ثبت می‌شود. این کار باعث می‌شود گردش مردمی در این فعالیت‌ها ایجاد شده و به جای تمرکز بر مراکز تجاری، انرژی به سمت رگه‌های اصلی خلاقیت در شهر جریان یابد.

حمایت از هنرمند مستقل در زمان بحران، «خرج کردن پول» نیست؛ بلکه «سرمایه‌گذاری روی سلامت روان کل شهر» است، اگر استانداری بتواند نقش «تسهیل‌گر جریان‌های زیرزمینی و مستقل» را ایفا کند، نه تنها از بروز بحران‌های اجتماعی جلوگیری می‌کند، بلکه به عنوان برگزارکننده یک «رنسانس تاب‌آوری» در تاریخ تهران شناخته خواهد شد.

کد مطلب 6827712

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha