یادداشت مهمان- زهرا سادات حسینی، هیات علمی دانشگاه فرهنگیان، مدرس آزفا: زبان، صرفاً ابزار ارتباط نیست؛ زبان حافظه تاریخی، نظام معنایی، هویت فرهنگی و ستون استمرار یک تمدن است. هیچ ملتی بدون زبان زنده، توان حفظ استقلال فرهنگی و تولید تمدنی ندارد. در میان ملتهای کهن، ایران یکی از معدود سرزمینهایی است که توانسته با اتکا به زبان خود، قرنها تداوم فرهنگی و تاریخی را حفظ کند. زبان فارسی نهتنها زبان شعر و ادب، بلکه زبان حکمت، سیاست، عرفان، تاریخ و علم در بخش مهمی از جهان اسلام بوده است. از همین منظر، نگرانی نسبت به تضعیف زبان فارسی، صرفاً دغدغهای ادبی یا نوستالژیک نیست؛ بلکه هشداری تمدنی درباره آیندهی هویت ایرانی ـ اسلامی است.
در بیانات آیتالله خامنهای، مسئله زبان فارسی جایگاهی راهبردی دارد. ایشان بارها از «تهاجم به زبان فارسی»، «رواج بیرویهی واژگان بیگانه» و «کاهش حساسیت اجتماعی نسبت به اصالت زبانی» ابراز نگرانی کردهاند. این نگرانی، برخاسته از یک فهم عمیق فرهنگی است؛ فهمی که زبان را خط مقدم استقلال فرهنگی میداند.
از منظر زبانشناسی اجتماعی، هرگاه یک جامعه در کاربرد زبان خود احساس ضعف یا حقارت کند، بهتدریج دچار نوعی «وابستگی زبانی» میشود. این وابستگی صرفاً در واژگان متوقف نمیماند، بلکه الگوهای فکری، سبک زندگی و نظام ارزشی را نیز تحت تأثیر قرار میدهد. اشارهی آیتالله خامنهای به اینکه برخی افراد «ننگشان میکند» از معادل فارسی استفاده کنند، دقیقاً ناظر به همین پدیده است؛ پدیدهای که در ادبیات علوم انسانی از آن با عنوان «پرستیژ کاذب زبانی» یاد میشود. در چنین وضعیتی، واژهی بیگانه نه بهدلیل ضرورت علمی، بلکه بهعنوان نماد برتری فرهنگی بهکار میرود.
ایشان با اشاره به رواج نامهای لاتین بر محصولات داخلی، مغازهها، اسباببازیها و حتی کیف کودکان، نسبت به عادیسازی تدریجی این روند هشدار میدهند. این هشدار کاملاً علمی و قابل تأمل است؛ زیرا زبان در عرصهی عمومی، مهمترین ابزار بازتولید هویت است. وقتی کودک ایرانی از نخستین سالهای زیست اجتماعی خود با انبوهی از نشانههای غیرفارسی مواجه میشود، بهتدریج احساس تعلق زبانی او تضعیف میشود و زبان ملی، از «زبان منزلت» به «زبان روزمره» تقلیل پیدا میکند.
در نگاه آیتالله خامنهای، زبان فارسی صرفاً میراث گذشته نیست، بلکه ظرفیت آیندهسازی دارد. ایشان با یادآوری گسترهی تاریخی نفوذ زبان فارسی ـ از عثمانی تا شبهقارهی هند ـ نشان میدهند که فارسی روزگاری زبان علم، دیوانسالاری و فرهنگ در بخش بزرگی از جهان بوده است. این واقعیت تاریخی، برخلاف تصور رایج، مبالغهآمیز نیست. اسناد تاریخی نشان میدهد که تا قرن نوزدهم، فارسی در هند زبان رسمی حکومت، ادب و آموزش عالی بود و در دربار عثمانی نیز نفوذ گستردهای داشت. از همینرو، حذف تدریجی زبان فارسی در هند توسط استعمار بریتانیا، صرفاً یک تغییر آموزشی نبود؛ بلکه اقدامی هدفمند برای قطع پیوندهای فرهنگی و تمدنی محسوب میشد.
این نگاه، با نظریات جدید حوزهی «سیاستگذاری زبانی» نیز همخوانی دارد. امروز بسیاری از کشورها، زبان را یکی از مؤلفههای قدرت نرم میدانند. فرانسه با وجود سلطه جهانی انگلیسی، همچنان بر حفاظت از زبان فرانسوی پافشاری میکند. آلمان، ژاپن، چین و روسیه نیز بخش مهمی از تولید علمی و دانشگاهی خود را بر زبان ملی استوار کردهاند. بنابراین، تأکید آیتالله خامنهای بر اینکه «این افتخار نیست که زبان علمی کشور ما حتماً زبان خارجی باشد»، یک رویکرد احساسی یا ضدتعامل جهانی نیست؛ بلکه دفاع از حق طبیعی یک ملت برای حفظ استقلال علمی و فرهنگی خویش است.
یکی از نکات مهم در بیانات ایشان، پیوند میان «پیشرفت علمی» و «گسترش زبان فارسی» است. به تعبیر ایشان، باید به نقطهای برسیم که دیگران برای استفاده از دستاوردهای علمی ایران، ناچار به یادگیری زبان فارسی شوند. این گزاره، در منطق توسعه علمی جهان کاملاً قابل فهم است. زبان انگلیسی نیز نه صرفاً بهدلیل ساختار زبانی، بلکه بهواسطه قدرت علمی، اقتصادی و رسانهای کشورهای انگلیسیزبان به زبان بینالمللی تبدیل شد. بنابراین، اقتدار زبانها تابع اقتدار تمدنهاست. اگر تولید علم، فناوری و اندیشه در کشوری افزایش یابد، زبان آن نیز بهطور طبیعی گسترش پیدا میکند.
در این میان، مسئولیت نهادهای علمی، رسانهای و آموزشی بسیار سنگین است. دانشگاهها باید در کنار آموزش زبانهای خارجی، به تقویت توان علمی زبان فارسی نیز کمک کنند. رسانهها باید از تبدیل زبان به عرصهی نمایش تجمل فرهنگی جلوگیری کنند. نظام آموزشی نیز باید حس افتخار به زبان فارسی را در نسل جدید تقویت کند. متأسفانه در سالهای اخیر، نوعی شتابزدگی در استفاده از واژگان بیگانه، حتی در موارد دارای معادل دقیق فارسی، مشاهده میشود؛ پدیدهای که گاه از ضعف سیاستگذاری زبانی و گاه از نوعی خودباختگی فرهنگی ناشی میشود.
البته حفاظت از زبان فارسی به معنای مخالفت با یادگیری زبانهای دیگر نیست. هیچ زبان زندهای در جهان بدون تعامل و وامگیری زبانی رشد نکرده است. مسئله، «تعامل فعال» است نه «انفعال زبانی». زبان فارسی در طول تاریخ، توان جذب، بومیسازی و هضم واژگان را داشته و همین ویژگی، یکی از عوامل پویایی آن بوده است. اما آنچه امروز نگرانکننده است، ورود بیضابطه و غیرضروری واژگان خارجی همراه با نوعی احساس برتری فرهنگی نسبت به آنهاست.
در نهایت، دغدغه آیتالله خامنهای دربارهی زبان فارسی را باید فراتر از یک توصیه ادبی دید. این دغدغه، در حقیقت دفاع از امنیت فرهنگی، تداوم تاریخی و استقلال هویتی ایران است. زبان فارسی، ستون خیمهی فرهنگ ایرانی است؛ اگر این ستون آسیب ببیند، پیوند نسلها، حافظه تاریخی و انسجام فرهنگی نیز دچار تزلزل خواهد شد.
امروز پاسداشت زبان فارسی، تنها وظیفه فرهنگستان یا نهادهای رسمی نیست؛ بلکه مسئولیتی ملی و تمدنی است. هر واژه فارسی که آگاهانه حفظ میشود، در واقع بخشی از هویت تاریخی این سرزمین را زنده نگه میدارد.


نظر شما