خبرگزاری مهر، گروه استانها- مرجانه حسین زاده: در تاریخ پرفراز و نشیب ایران، نامهایی چون نگینی درخشان میدرخشند و در قرون مختلف درخشیدهاند. در میان این ستارگان تابناک، نام «حکیم عمر خیام نیشابوری» نه تنها در آسمان علم و ادب ایران، بلکه در پهنه گسترده عالم، جایگاهی رفیع دارد. خیام، فیلسوفی که در قرن پنجم هجری قمری در نیشابور چشم به جهان گشود، فراتر از زمان و مکان خویش اندیشید و با قلمی سحرآمیز و ذهنی کنجکاو، میراثی گرانبها برای بشریت به ارمغان گذاشت. او نه تنها رباعیات شورانگیز و شگرفی سرود که تا ابد زبان حال دل عاشقان و عارفان و اندیشمندان بوده است، بلکه در علوم ریاضی، نجوم و فلسفه دستاوردهای چشمگیری از خود به یادگار گذاشت.
سالروز بزرگداشت این حکیم نامی، فرصتی مغتنم است تا نگاهی دوباره به اندیشههای ژرف و آثار ماندگار او بیندازیم. خیام، در عصر خویش، نماد خردگرایی و حقیقتجویی بود. او در رباعیاتش، با زبانی ساده اما پرمغز، به پرسشهای بنیادین زندگی پرداخت اینکه «معنای هستی چیست؟»، «سرنوشت انسان چه میشود؟» «در این گذران عمر کوتاه، چه باید کرد؟» و پاسخهای او، نه در انزوای رهبانیت، که در دل زندگی، در آمیزش با مردمان، در لذت بردن از نعمات الهی و در تفکر عمیق بر پدیدههای جهان نهفته بود. او از ما میخواست که در این دریای متلاطم هستی، از کشتی زمانه بهره ببریم، در لحظه باشیم، در بزم زندگی غرق در وصال یار شویم. اما این دعوت به شادکامی، دعوتی سطحی و بیبند و بار نبود، بلکه ریشه در اندیشهای عمیق بر ناپایداری دنیا و گذرا بودن عمر داشت. او از ما میخواست که در آفرینش زیبایی و جستجوی حقیقت، از هیچ تلاشی فروگذار نکنیم.
فراتر از رباعیات، میراث علمی خیام نیز شایان توجه است. او با اصلاح تقویم جلالی، دقت و نظم بیسابقهای در اندازهگیری زمان پدید آورد. در علم جبر، الگوریتمهایی برای حل معادلات درجه سوم ارائه داد که روشهای هندسی او گامی بزرگ در پیشرفت این علم محسوب میشود. در نجوم نیز جداول نجومی او در تعیین مسیرهای فلکی شگفت انگیز بود. این ابعاد گوناگون از شخصیت خیام، او را به نمادی از یک «نابغه جهانی» تبدیل کرده است، کسی که توانست در دل سنتهای علمی و فرهنگی زمانه خویش، نوآوری کند و راه را برای پیشرفتهای آینده هموار سازد.
امروز، در عصری که جهان بیش از هر زمان دیگری نیازمند خرد، تدبیر و اندیشهای جهانی است، دوباره به سراغ خیام میرویم. رباعیات او، با زبان جهانی خود، همچنان الهامبخش هنرمندان، فیلسوفان و انسانهای عادی در سراسر جهان است. اندیشههای او در باب زندگی، مرگ، عشق و حقیقت، همچنان پرسشهای اصلی انسان مدرن را منعکس میکند. در این گزارش قصد داریم به گوشهای از این میراث بزرگ نظری افکنیم، تا شاید پرتوی از حکمت و شور خیامی، مسیر پر فراز و نشیب زندگی ما را نیز روشنتر سازد.

نقش فیتزجرالد در شهرت جهانی خیام
سید علی میرافضلی، نویسنده، پژوهشگر و عضو وابسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: علاقه من به خیام در ابتدا به دلیل دلبستگیام به رباعی شکل گرفت. در دوران دبستان زیاد رباعی می خواندم وقتی وارد دانشگاه شدم، به جستجو و پژوهش در تاریخ رباعی فارسی پرداختم تا اینکه به این نتیجه رسیدم که کار کردن در مورد رباعیات حکیم عمر خیام ضروری است.
نویسنده، پژوهشگر و عضو وابسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی افزود: از سال ۱۳۷۲ که اواخر دوران تحصیلم در دانشگاه تهران بود، پژوهش در رباعیات خیام مهمترین دغدغهام شد. پس از آن در سرم طرحی برای تدوین کتاب رباعیات خیام در منابع کهن پروراندم که نتیجه کتابی شد که در سال ۸۱ از سوی مرکز نشر دانشگاهی منتشر شد.
وی در خصوص دلیل توجه به اشعار خیام در سطح جهان گفت: این مسئله مرهون ترجمه بسیار ادیبانه و درستِ ادوارد فیتزجرالد شاعر قرن نوزدهم انگلیس است، این ترجمه توجه جامعه ادبی جهانی را به ارزش های فکری و ادبی این شاعر ایرانی جلب کرد، یعنی از خوش اقبالی خیام هم بود که معرفیاش به مردم جهان مخصوصا خوانندگان انگلیسی زبان با یک ترجمه بسیار ارجمند و شاهکار صورت گرفت و این باعث شد که این ترجمه معرفِ بخشی از وجوه شخصیت خیام به غرب و شرق باشد.
میرافضلی ادامه داد: بعد از اینکه جهانیان با شخصیت خیام و رباعیات او از طریق ترجمهها آشنایی اجمالی پیدا کردند، محققان این کشورها، ایرانپژوهان و شرقشناسان به تحقیق به دیگر وجوه شخصیت و شعر و زندگی حکیم عمر خیام پرداختند و آثار ارزندهای را خلق کردند و سعی کردند این شخصیت بزرگ را بهتر معرفی کنند که این اتفاق فارسی زبانان هم سودمند بود و در خلال این معرفیها مشخص شد که پیامی که خیام در رباعیاتاش عرضه میکند و از سویی رباعیات خیامانهای که به پیروی از خیام سروده شده، پیامی است که از ظرف زمان و مکان فراتر است و میتواند مردم همه روزگاران را در همه سرزمینهای این جهان پهناور با خودش همراه کند.
پیام خیام برای مردم جهان
نویسنده، پژوهشگر و عضو وابسته فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی با اشاره به پیام خیام برای جهانیان، اظهار کرد: پیام خیام همان مسئلهای است که به همه مردم جهان مربوط است و این هم دلیل دیگری برای جهانی شدنِ شخصیت خیام است.
وی در تشریح مهمترین ویژگی رباعیات خیام گفت: رباعیات او علاوهبر کوتاهی، فشردگی، ایجاز و پیامِ جهانیاش قابلیت ترجمه خوبی هم دارند یعنی با استعاره های خلاقانه و در عین حال ساده، مسئله های پیچیده فلسفی را برای مخاطبان خودش توضیح میدهد و این کاری شگرف است.
زندگی در «حال»
میرافضلی رباعیات خیام را فراتر از زمان و مکان دانسته و ابراز کرد: دغدغه خیام برای کل مردم جهان حیاتی و وجودی است، امروزه همه دنبال یک زندگی متعالی و معنادار میگردند، فلسفه هم رسالتاش رسیدن و پاسخ دادن به زندگی معنادار از طریق تفکر نقادانه است، ربایات خیام این وجژگی را دارد که این پیام های پیچیده و دشوار فلسفی را به زبان بسیار ساده بیان میکند و انسان امروز هم تشنه این مسائل است.
خیام با کمترین تعداد سروده ها جهانی شد

حسین صالحی، خوشنویس و شاعر سرشناس خراسانی نیز در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: خیام با کوتاه ترین ابیات و کمترین تعداد سروده ها، جهانی را تحت تاثیر خود قرار داده است و از این حیث، در جهان شاعر و اندیشمندی همپای او نداریم.
این استاد دانشگاه گفت: اندیشمندانِ بسیاری در جهان، در طول تاریخ آثار و آرای متفاوتی را ارائه داده اند، به ویژه در غرب که مسئله فلسفه ریشهای کهنتر دارد،
وی ادامه داد: در ایران ما حکمت کهن را داشته ایم و اندیشمندان و متفکرانِ ایرانی اغلب حکیم بوده اند، حکیمانی که پایهگذارانِ همان اندیشه غربی بودند یا حداقل به موازات اندیشمندان غرب پیش رفتند چراکه نگاهی ژرف داشتند. اما مشهور و معروف است که تمام این اندیشمندان آرا و افکار درازدامن و پیچیده ای دارند، نظیر ملاصدرا، ابن عربی و ابوعلی سینا که بسیار آراءشان دشوار است.
خیام یک استثنا است
صالحی بیان کرد: اما در این میانه یک استثنا به نام خیام وجود دارد که بسیار ساده و با کلمات کم مهمترین دغدغه روز را بیان کرده است.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: اگر مجموعه رباعیات خیام را ۲۰۰ رباعی اصیل در نظر بگیریم، معادل ۴۰۰ بیت میشود که ۴۰۰ بیت در یک صفحه روزنامه قابل چاپ است. خیام با این تعداد ابیات و واژگان، اندیشهای را ارائه داده که هم بومی و هم جهانی است.
وی افزود: اندیشه خیام به مذاق هر اندیشمند، متفکر و صاحب دلی در جهان خوش می آید. چراکه هم اندیشه است و هم حقیقتا شعر است یعنی رباعیات او تکنیک و درونمایه های بسیار خوب شاعری دارند.
صالحی بیان کرد: بزرگ ترین عنصر شعر او، ایجاز است، یعنی می شود یک رباعی او را در ۲ کتاب شرح داد و این شگفت انگیز است.
خیام زبانِ انسان است
بهمن صباغ زاده، شاعر، نویسنده و پژوهشگر تربت حیدریه هم در گفتگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: به نظر من مهمترین دلیل رونق شعر خیام نگاه ویژه او به انسان است. ما میتوانیم در شعرمان خودمان را وصف کنیم، از معشوقمان بگوییم، از کمبودهایمان بگوییم، مثلا در شکایت از اسب اهدایی فلان دوست قطعهای بگوییم، میتوانیم این مرحله را بگذرانیم و از جامعه و دورانمان بگوییم، از زبانِ اهل خراسان حمله غُزها را برای خاقان وصف کنیم یا از دهان ایرانیان در حمله مغول «این نیز بگذرد» بگوییم، باز هم میتوانیم بالاتر برویم و بدون در نظر گرفتن زمان و مکان به رنجها و شادیهای انسان نظر کنیم.
شاعر، نویسنده و پژوهشگر تربت حیدریه افزود: کیست که به مرگ نیندیشیده باشد؟ کیست که به آفرینش فکر نکرده باشد؟ کیست که در این چرخ بلندِ ساده بسیارنقش حیران نشده باشد؟ خیام زبان انسان است فارغ از هر زمانی، هر مکانی و هر زبانی. جوهره شعر خیام با ترجمه از بین نمیرود. شعر خیام آینهایاست پیش روی انسان فارغ از رنگ، نژاد، دین و مذهب.
وی گفت: این تقسیمبندی همراه با ارزشداوری نیست یعنی منِ شاعر که جهانِ فردیِ خودم را وصف میکنم خطا نکردهام و کسی نمیتواند به من توصیه کند که یک مرحله برو بالاتر و به جامعهات بیندیش یا به انسانیت فکر کن. نه؛ بالا و پایینی وجود ندارد. غمِ ندیدنِ معشوق هم غم انسان است، دردهای جامعه هم درد انسان است. فقط ممکن است در بالا و پایین روزگار شکلش تغییر کند وگرنه جنساش یکیست. اگر غیر از این بود شیخ سعدی و خواجه شیراز این همه محبوب نبودند. شعر این دو شاعر هم جاودانه شده است.

نگاه فلسفی خیام
صباغ زاده با اشاره به دیگر ویژگیهای رباعیات خیام، گفت: یک ویژگی ارزشمند دیگر شعر خیام نگاه فلسفیاش است. یک عمر فکر کرده است که با این معمای بزرگ هستی چه بکند. چه شبها که تا صبح نخوابیده و به ستارهها خیره شده است، هزار حکمت قدیم و جدید را در خودش ریخته است تا این که به نتیجه رسیده است، نتیجهای که میتواند دنیا را تکان بدهد، مثل ارشمیدش، مثل نیوتون. تمام رباعیات خیام یا به عبارتی دیگر، فلسفه خیامی جواب خیام است به معمای هستی. این جواب آنقدر در نظر خیام تکاندهنده بوده که حرفی جز این نمیتوانسته بگوید. میخواسته داد بزند که «آی بشر بیایید تا برایتان بگویم». رباعیات خیام یافتم یافتمهای اوست که در گوش تاریخ مانده است.
شاعر، نویسنده و پژوهشگر تربت حیدریه گفت: میدانید که در مورد رباعیات خیام، شعرشناسان احتیاط میکنند و اندک رباعی را از وی مسلمالصدور میدانند یعنی تعداد محدودی رباعی هست که میشود گفت قطعا از خیام است. غیر از بحثهای تخصصی نسخهشناسی، میشود گفت رباعیات خیام در ذهن و ضمیر مردم رباعیهایی که حکیم عمر خیام در زمان زندگیاش گفته نیست.
وی بیان کرد: فرض کنید من در جلسه شعر غزل تازهام را میخوانم در بیتی نگاهی خاص به جهان داشتهام. رفیقم که کنارم نشسته است میگوید «این بیتش خیامی بود» یعنی چه خیامی بود؟ من گفتهام. همین دیروز هم گفتهام. مردم زبان خیام را درک کردهاند حرف خیام را فهمیدهاند و هر حرفی از آن جنس را خیامی میدانند با علم به این که خیام آن را نگفته است. میگویند این غزل حافظ نگاهی خیامی دارد و همه میفهمند منظور گوینده چیست. حتی من اگر بگویم فلان حکیم یونانی فلسفهای خیامی دارد باز همه میفهمند چه گفتهام و کسی نمیگوید این آدمی که تو میگویی دو هزار سال پیش از خیام زندگی میکرده. خیام شده است نمادِ یک اندیشه.
صباغ زاده افزود: از وقتی اولین بشر حیران عظمت هستی شد تا وقتی که آخرین بشر از صحنه هستی محو شود پاسخی که خیام به معمای هستی داد یکی از معتبرترین جوابهاست:
تا کی غم آن خورَم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلومم نیست
کاین دَم که فرو برم برآرم یا نه


نظر شما