خبرگزاری مهر، گروه استانها: در دل کارگاههای قالیبافی، جایی که بوی پشم و نخ در هوا میپیچد، صدای برخورد شانه با تارها ضربآهنگی میسازد که گویی تپش قلب یک ملت است. هر گره، هر رنگ و هر نخ ظریف، نشانهای از حضور انسانهایی است که در طول قرنها این هنر را زنده نگه داشتهاند؛ از کرد و لر و بلوچ گرفته تا ترک، فارس و عرب.
هماهنگی رنگها و نقشها در یک قالی، چیزی فراتر از زیبایی بصری است؛ پیامی از همزیستی و درک عمیق وحدت در دل تنوع. درست همانگونه که نقشه جغرافیایی ایران با اقلیمها و فرهنگهای گوناگون تنها در کنار هم معنا پیدا میکند، فرش ایرانی نیز حاصل پیوند ظریف تفاوتهاست.

کارگاههایی که تاریخ را زنده نگه میدارند
نسرین درهشوری یکی از کسانی است که این میراث کهن را زنده نگه داشته است. بوی پشم و نخ و زمزمههای زنان قالیباف در کارگاه او پیش از خودش به مهمانان خوشآمد میگوید.
او که مهندس کشاورزی است، در کنار همسرش با راهاندازی کارگاه قالیبافی و دامداری به فعالیت اقتصادی و کارآفرینی مشغول است. درهشوری در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: بافنده در واقع نگهبان این میراث تاریخی است. وقتی قالی میبافم، حس میکنم طرحهایی که زیر دست ما شکل میگیرند، متعلق به قرنها پیش هستند؛ طرحهایی که به ما ارث رسیده و ما هم وظیفه داریم آن را به آیندگان منتقل کنیم.
او معتقد است اگر بافندگان دست از کار بکشند، بخشی از هویت تاریخی ایران خاموش میشود.

فرش؛ تمثیلی از اتحاد در دل تفاوتها
این کارآفرین جوان با تشبیه ملت ایران به نقشهای قالی میگوید:فرشهای ایرانی نشان میدهند که زیبایی اغلب از دل سختی متولد میشود. رنگهای تیره و روشن کنار هم معنا پیدا میکنند، درست مثل شادیها و اندوههای یک ملت که در کنار هم تاریخ میسازند.
به گفته او، اتحاد به معنای حذف تفاوتها نیست بلکه به معنای پذیرش آنها و ساختن تصویری بزرگتر از دل همین تفاوتهاست. اگر رنگ تیره نباشد، رنگ روشن جلوه نمیکند و اگر گرههای سخت وجود نداشته باشد، طرح قالی جان نمیگیرد.
فرش ایرانی؛ روایت تصویری از هویت یک ملت
رویا عموباقری، جامعه شناس نیز بر این باور است که از قالی باستانی کشفشده در دره پازیریک گرفته تا فرشهای ابریشمی دوران صفویه و قاجار و دستبافتههای عشایری و روستایی امروز، همگی گواه آن هستند که فرش تنها یک زیرانداز نیست؛ بلکه روایتنامهای تصویری از هویت یک ملت است.
او به خبرنگار مهر میگوید: فرش ایرانی پیش از آنکه در خانههای ایرانی گسترده شود، در چشم جهانیان به عنوان یکی از مهمترین نمادهای هنر ایران شناخته شد. سفرنامهنویسان اروپایی از قرن شانزدهم میلادی درباره شکوه فرشهای ایرانی نوشتهاند و امروزه نیز موزههای بزرگ جهان از نیویورک تا لندن و برلین تالارهایی ویژه برای نمایش این آثار دارند.
عمو باقری تاکید میکند: در بسیاری از فضاهای رسمی و بینالمللی نیز فرش ایرانی نخستین نشانه خوشامدگویی به مهمانان است که نمادی از فرهنگ و ظرافت ایرانی است.

نقوشی که زبان فرهنگ ایرانی هستند
شیرین عظیمی، استاد قالیبافی، در گفتگو با خبرنگار مهر میگوید: فرش ایرانی از معدود هنرهایی است که نه تنها زیبایی و مهارت فنی، بلکه تاریخ، اسطوره و جهانبینی ایرانی را در خود جای داده است. هر منطقه از ایران با طرحها و نقشهای خاص خود، هویت بصری متفاوتی را در فرشها بازتاب میدهد.
او معتقد است فرش ایرانی تمثیلی جاودانه از فرهنگ ایرانی است.در یک فرش اصیل، هیچ نقشی تصادفی کنار دیگری قرار نمیگیرد. بتهجقه نماد ایستادگی در برابر سختیهاست، گل شاهعباسی یادآور شکوه و زیبایی، و ترنج مرکزی مانند قلبی است که همه نقشها به سوی آن گرایش دارند.

فرشی که نسلها آن را میبافند
به گفته عظیمی، این هماهنگی نمادین در واقع بازتابی از جامعه ایرانی است؛ جامعهای که در سختترین شرایط نیز با پیوند ایمان، صبر و عشق، طرحی بزرگتر از خود میآفریند.در یک قالی ایرانی اگر گوشهای آسیب ببیند، سایر بخشها برای حفظ کلیت طرح به کمک آن میآیند؛ درست مانند جامعهای که سلامت و زیبایی آن به همبستگی همه اجزایش وابسته است.


نظر شما