به گزارش خبرنگار مهر، پنجاهمین نشست از سلسلهجلسات «۱۰۰ کتاب ماندگار قرن»، روز یکشنبه دهم خردادماه ۱۴۰۵ در سالن فرهنگ کتابخانه ملی ایران برگزار شد. در این نشست که با دبیری عسگر نوروزی (پژوهشگر ادبیات پایداری) و با حضور غلامرضا امیرخانی (رئیس کتابخانه ملی)، رضا شهرابی (معاون کتابخانه) و جمعی از شخصیتهای نظامی و فرهنگی و با سخنرانی نعمت الله فاضلی و محمدرضا سنگری برپا شد، مجموعه کتاب «فرهنگ جبهه» مورد نقد و بررسی قرار گرفت. برنامه با تلاوت قرآن، پخش سرود ملی و نمایش مستندی کوتاه از سوابقِ جلساتِ پیشینِ این مجموعه آغاز شد.
عسگر نوروزی در تحلیل تاریخی خود از شکلگیری «فرهنگ جبهه»، ظهور این پدیده را متأثر از بسترهای اجتماعیِ پس از انقلاب اسلامی و تحولات سالهای آغازین جنگ تحمیلی دانست. وی با اشاره به نقشِ نهادهای انقلابی نظیر سپاه پاسداران، جهاد سازندگی و بسیج مستضعفین، تأکید کرد که جنگ تحمیلی فراتر از یک رویداد نظامی، موجب شکلگیری جامعهای با مناسبات، زبان و اصطلاحات خاصِ خود شد که در نهایت منجر به ظهور «فرهنگ جبهه» گشت.

او در تبیین ابعاد این فرهنگ از منظر جامعهشناختی، آن را در سه لایه ارزیابی کرد؛ لایه نخست، باورهای بنیادین شامل اعتقاد به خدا و عالم غیب؛ لایه دوم، ارزشهای حاکم بر جهانِ جبهه نظیر شهادتطلبی و ولایتمحوری؛ و لایه سوم، بازآفرینی سنتهای کهن (مانند عاشورا و نوروز) با مصالح جدید متناسب با نیازهای دوران دفاع مقدس بود. از دیدگاه او، این لایههای فرهنگی توانستند ساختاری منسجم برای همزیستی و کنشهای اجتماعی رزمندگان ایجاد کنند.
در بخش دیگری از سخنان نوروزی، روندِ شکلگیری پروژه دانشنامهای «فرهنگ جبهه» تشریح شد. نوروزی توضیح داد که ایده اصلی این کار توسط سید مهدی فهیمی و با همیاری گروههای ثبت وقایع در یگانهای عملیاتی آغاز شد. وی با اشاره به فرآیند علمیِ جمعآوری اصطلاحات و تعبیرات از طریق مصاحبههای میدانی و پژوهشهای کتابخانهای، به همکاری این تیم با مراکز فرهنگی نظیر حوزه هنری و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پرداخت و هر دوره از انتشار این اثر را نمادی از تحولات فکری و مدیریتیِ پیرامون آن دانست.
او با اشاره به انتشار ۸۸ جلد از این مجموعه، تأکید شد که با وجود پایانِ فیزیکیِ جنگ، «فرهنگ جبهه» همچنان بهعنوان یک جریانِ زنده و تمامنشده باقی است. وی ضمن تأکید بر اینکه روایتِ این فرهنگ نیازمندِ بررسیِ دقیقترِ فراز و فرودها، جداییها و همبستگیهای این مسیرِ پژوهشی است، ابراز امیدواری کرد که در برنامههای آتی، فرصت بیشتری برای تحلیل عمیقترِ تاریخچه و دستاوردهای این پروژه فراهم شود.
جنگ در عرصه متن و ضرورت بازخوانی آن
نعمتالله فاضلی، جامعهشناس و مردمشناس به عنوان اولین سخنران پشت میکروفن قرار گرفت و ضمن تقدیر از فعالیت کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران در ارزیابی کتابهای تأثیرگذار، تأکید کردند که ماندگاری یک کتاب را نه نویسندگان، بلکه تاریخ تعیین میکند. وی پیشنهاد کرد بهجای واژه «ماندگار»، از تعبیر «مؤثر» استفاده شود؛ چرا که ممکن است کتابهایی در زمان خود بسیار تأثیرگذار باشند اما بهمرور زمان فراموش شوند، یا بالعکس، آثاری که در زمان انتشار مهجور مانده و قرنها بعد اهمیت مییابند. ایشان با ارجاع به نمونههای جهانی، بر ضرورت پژوهش درباره کتابهای تأثیرگذار از نگاه ایرانیان تأکید کردند تا سهم و نقش ادبیات ایران در تغییرات جهانی مشخص شود.
فاضلی در تحلیل فرهنگ جبهه، این اثر را مجموعهای عالمانه و محققانه توصیف کرد و با تفکیک میان «جنگ واقعی» (کشتار و نظامیگری) و «جنگ نمادین/متنی»، بیان داشت که جنگ چرخهای از تولید نشانه است. نشانه مرتبه اول توسط سربازان، نشانه مرتبه دوم توسط هنرمندان و نویسندگان، و نشانه مرتبه سوم توسط پژوهشگران بازخوانی میشود. از نظر وی، بازخوانی جنگ نه یک سرگرمی، بلکه ضرورتی برای جلوگیری از تکرار ویرانگریهاست. او تأکید کرد که پس از جنگهای جهانی اول و دوم، بسیاری از اندیشمندان بزرگ جهان با تمرکز بر نقد جنگ، آثار ماندگاری خلق کردند که منجر به روشنگری شد، اما در ایران خلأ چنین رویکرد نقادانهای احساس میشود.

این استاد دانشگاه ضمن احترام به ارزشهای انسانی و همکاریهایی که در شرایط سخت جنگ شکل میگیرد، هشدار داد که ستایش جنگ به بهانه زیباییهای اخلاقی آن، عملی خطرناک و مغایر با صلح است. ایشان تصریح کردند که نباید از جنگ بهعنوان ابزاری برای سیاستگذاریهای ایدئولوژیک استفاده کرد که منجر به تقابل و حذف دیگران شود. وی بر این باور است که هدف غایی جوامع «زندگی» و «صلح» است و سیاستمداران باید مسئولانه از وقوع جنگ جلوگیری کنند.
فاضلی با نقد روایتهای تکبعدی از رزمندگان و بسیجیان، خواستار بازنمایی تنوع در روایتهای جنگ شد. ایشان خاطرنشان کردند که در جبههها انگیزههای متفاوتی وجود داشت و نباید یک «تیپ آرمانی» خاص را به کل جامعه تعمیم داد که منجر به قبیلهگرایی و طرد اجتماعی دیگران شود. سخنران ضمن اشاره به رفتارهای ایثارگرانه افراد مختلف (از جمله روایتی از همکاری میان مدافعان و اقلیتهای مذهبی در جریان حمله به کنیسه رفیع نیا)، خواستار اصلاح رویکردهای نهادهای رسمی همچون صداوسیما و دستگاههای گزینش شد تا جامعه بتواند با تمام تفاوتها و سلایق، به همزیستی مسالمتآمیز دست یابد.
فاضلی ضمن ابراز امیدواری برای عبور موفق ایران از شرایط سخت کنونی ابراز امیدواری کرد که برای سیاستگذاری در مسیر صلح، باید از «دفاع مقدس» به سمت روایتی حرکت کرد که همگرایی ملی را بر پایه احترام به تنوعات اجتماعی تقویت کند. از نظر وی، کتابهایی نظیر «فرهنگنامه جبهه» از آن جهت ارزشمند هستند که به ما کمک میکنند تاریخ را فراموش نکنیم، و باید به مثابه عبرتی برای ضرورت صلح و همکاری اجتماعی دوباره خوانده شوند.
جبهه به مثابه یک «جامعه زنده»
در ادامه این مراسم، کلیپی در معرفی مجموعه فرهنگ جبهه که تا کنون ۸۸ جلد از آن منتشر شده است پخش شد که نشان میداد مجموعه «فرهنگ جبهه» نه یک رویداد نظامی صرف، بلکه تلاشی روشمند برای درک «زیستجهان» رزمندگان در سالهای ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۷ است. این مجموعه به جای تکیه بر استراتژیهای نظامی یا روایتهای فرماندهی، بر لایههای زیرین تجربه زیسته، یعنی زبان، احساسات، شوخیها و آیینهای رزمندگان متمرکز است. اهمیت کارِ سید مهدی فهیمی و محسن مهرآبادی بیش از نویسندگی، در «آرشیوگری و تدوینگری استراتژیک» است که از دل مواد پراکنده و مصاحبه با ۱۵۰ هزار رزمنده، پیکرهای منسجم برای مطالعات فرهنگی فراهم آورده است.

محمدرضا سنگری سخنران بعدی این مراسم، با بیان اینکه زبان، آیینهی جهانبینی یک جامعه است، تبیین کرد که رزمندگان در جبهه با خلق اصطلاحات و تغییر معنایی واژگان، سازوکاری برای رفاقت و مواجهه با اضطرابها و دشواریهای جنگ ایجاد کرده بودند. وی تاکید کرد این مجموعه نشان میدهد که جبهه نه یک جغرافیای نظامی، بلکه «اجتماعی زنده» با مناسبات و سازوکارهای معنایی خاص بوده است. او اشاره کرد که این اثر بهخوبی توانسته است «جسم» تاریخ جنگ را آشکار کند، در حالی که گزارشهای نظامی تنها «اسکلت» آن را ترسیم میکنند.
جنگ، ضرورت و خلاقیت انسانی
سنگری در ادامه گفت: جنگ به دلیل ایجاد تنگناهای شدید، انسان را به سوی راههای جدید، ابتکار و خلاقیت سوق میدهد. او با مثال زدن از معماری شهرهای ایران افزود: جنگ هرچند مقولهای منفور و مخرب است، اما بستری برای بروز توانمندیهای پنهان انسان (حماسه) فراهم میکند. وی تصریح کرد که «انسانِ جبهه» موجودی شگفت است که در دوگانههای متعارضِ عشق و نفرت، ترس و شجاعت، و فاجعه و پیروزی، هویت جدیدی مییابد.
وی در ادامه نقدهایی بر این مجموعه وارد دانست و اشاره کرد که این نکات میتواند الگویی برای پژوهشهای آتی باشد:
جای خالی روایتهای «پشت جبهه» : بخش قابلتوجهی از تاریخ جنگ در فضای غیرنظامی (خانوادهها، مدارس و تدارکات) رقم خورده است که در این مجموعه کمتر به آن پرداخته شده است.
غیبت تجربه اسارت: بخش بزرگی از تاریخ عاطفی جنگ در اردوگاههای اسرای جنگی شکل گرفته که به عنوان یک «فرهنگ» مستقل، نیازمند ثبت و بررسی است.
غلبه وجه ادبی بر تحلیل: او خاطرنشان کرد که برخی فصول کتاب بیشتر جنبه ادبی و توصیفی دارند تا تحلیلی؛ پیشنهاد او بازنگری در متون و افزودن لایههای تحلیلی است.
فقدان گزارش روششناسانه: وی به فقدان گزارشی از «فرآیندِ تولید کتاب» (اینکه پژوهشگران چگونه با بحرانها، انتخابها و تغییرات مسیر پژوهش روبرو شدهاند) اشاره کرد و آن را یک خلأ در گزارشنویسیِ علمی ایران دانست.
سنگری در پایان ضمن تأکید بر اینکه کار جمعی بزرگ (همچون تدوین این مجموعه که ۱۴ سال به طول انجامید) نشاندهنده اراده و پشتکارِ ارزشمند تیم پژوهشی است، یادآور شد که هدف از حفظ این میراث، «جنگطلبی» نیست. او تأکید کرد که ما باید این تجربههای انسانی را ثبت کنیم تا از «وارونهسازی تاریخ» جلوگیری شود. او در نهایت با ارجاع به شرایط کنونی جامعه و ضرورت همبستگی ملی، ابراز امیدواری کرد که این مستندات به ابزاری برای شناخت بهتر انسان ایرانی و گذار به سوی صلح و همکاری بدل شوند؛ چرا که هیچ حقیقتی والاتر از «زندگی» و «صلح» نیست.



نظر شما