به گزارش خبرگزاری مهر، وطن امروز نوشت: سریالهای رمضانی مهمترین محصولات نمایشی در جهان عرب هستند که درباره حجم گردش مالی آنها و گستره نفوذشان زیاد صحبت شده است. طبیعتاً در این ماه رمضان هم به این مواد فرهنگی باید توجه بیشتری نسبت به سالهای قبل میشد، چراکه استریمها در جهان عرب روند مصرفی رو به رشدی داشتند و تماشای این آثار در بستر استریمها، به تماشای آنها در تلویزیونها اضافه میشد.
اتفاقاً آمارها هم نشان میدهد که مصرف کلی این محصولات، برخلاف آنچه در چنین نظراتی دیده میشود، نهتنها پایین نیامده، بلکه شاید اندکی بیشتر هم شده باشد. اما آیا آنچه این کاربران عرب میگویند کاملاً اشتباه است؟ این سخن اشتباه نیست. اولاً «میزان تماشا» با «میزان توجه» ۲ مقوله جدا از هم هستند. کاربران ممکن است آثار را به دلیل اینکه در خانه و پای تلویزیون نشستهاند یا گوشی تلفن همراه، با اینترنت روشنی که دائما در دستانشان قرار دارد بیشتر ببینند اما با توجه کمتر؛ یعنی بحثهایی که در فضای مجازی درباره این محصولات میشد خیلی کمتر از سالهای قبل بود.
بهعلاوه مصرف این سریالها به عنوان یک محصول رسانهای نسبت به اخبار جنگ خیلی پایینتر بود. گذشته از همه این مسائل، جنگ رمضان باعث شد مصرف درام عربی نسبت به سالهای قبل، شکل و شمایل دیگری پیدا کند؛ یعنی بعضی ژانرها که پیش از این خیلی مورد توجه قرار میگرفتند، امسال به حاشیه رانده شدند و بعضی ژانرهای دیگر به پسزمینه آمده و مورد اقبال فراوان قرار گرفتند.
از رهگذر مطالعه همین الگوریتمها و مقایسه آن با وضعیت سینما، تلویزیون و نمایش خانگی ایران، میشود کموبیش دریافت که مردم در ایام جنگ و زمانی که تنشها بالاست و حتی گاهی زندگی واقعی از آنچه در فیلم و سریالها دیده میشود پرهیجانتر است، معمولاً به چه نوع محصولاتی علاقه پیدا میکنند؛ محصولاتی که بعضی از آنها در سینما، تلویزیون و نمایش خانگی ما غایب هستند و بعضی دیگر در مهندسی توزیع، به عمد مهجور ماندهاند تا گونههای دیگر بیشتر دیده شوند. در ادامه به این موضوع از زوایای مختلف پرداخته میشود و نوع رفتار کاربران عرب در توجه به محصولات رسانهای واکاوی و بررسی شده است تا از رهگذر آن به شیوه جذب مخاطبان ایرانی هم پی برده شود.
سرگرمی شدن اخبار
بر اساس برخی تحلیلهای منتشرشده پس از رمضان ۲۰۲۶، بسیاری از بینندگان به دلیل نگرانیهای امنیتی و افزایش قیمت سوخت، وقت بیشتری را در خانه گذراندند که این موضوع آمار کلی تماشا را به سطوح بالایی رساند، طوری که بعضی تحلیلگران برآورد کردند تماشای کلی در مقایسه با سال قبل ۱۵ تا ۲۰ درصد افزایش یافت. این یعنی جنگ مردم را از جلوی صفحه نمایش دور نکرد، بلکه بیشتر آنها را خانهنشین کرد.
اما درون همین افزایش، ترکیب تماشا دچار تغییر شد؛ مثلا یک تهیهکننده دراماهای خلیج فارس، پس از پایان ماه رمضان گفت: «جنگ، حالوهوای جمعی را تغییر داد و سریالهایی که زمانی جشنواره رمضانی به حساب میآمدند، به پسزمینهای در برابر صفحههای خبری تبدیل شدند». اتفاقی که رخ داد دقیقا این بود: کمدی اجتماعی سبک جذابیتش را از دست داد، چرا که مردم نیاز داشتند اخباری را دنبال کنند که گزارشهای زندهای از رهگیریهای هوایی و تبعات زیرساختی پخش میکردند.
رسانه عربی «جفرا نیوز» که اظهارات این تهیهکننده عرب را پوشش داده، در گزارش خود در این باره مینویسد: «منابع رسانهای در منطقه گزارش دادند پخش اخبار در ساعات پربیننده، مانند بولتنهای خبری اصلی عصرگاهی پس از افطار، در طول ماه رمضان آمار بیسابقهای از بینندگان را ثبت کرده است که حتی از برخی برنامههای مذهبی و سریالهای پرطرفدار نیز پیشی گرفته است. کارشناسان رسانهای این تغییر را به افزایش اضطراب ناشی از گسترش حملات به شهرهای بزرگ و زیرساختهای حیاتی و همچنین تعطیلی جزئی یا کامل فرودگاهها در دوبی، ابوظبی و دوحه نسبت میدهند که باعث شد مردم برای بهروزرسانیهای فوری در مورد ایمنی و تحولات میدانی به کانالهای خبری روی آورند».
این گزارش در ادامه به بیانیه مدیر برنامههای یکی از کانالهای اصلی خلیج فارس میپردازد که گفته است: «مردم اکنون در مقایسه با هر گونه محتوای سرگرمی، ترجیح میدهند پوشش زنده رویدادها را دنبال کنند، بویژه با توجه به صدای آژیر حملات هوایی و تعطیلی مدارس و مساجد در برخی کشورها، که اخبار را به تنها منبع قابل اعتماد اطلاعات لحظهای تبدیل کرده است.»
همچنین یک کارشناس رسانهای سعودی میگوید: «تشدید تنشها، ماه رمضان را به جای سرگرمی، به ماه آگاهیبخشی امنیتی تبدیل کرده است و بولتنهای خبری و تحلیلهای سیاسی فوری به «سرگرمی» اصلی خانوادهها تبدیل شدهاند». به طور کلی رمضان ۲۰۲۶ با ۲۴۴ مجموعه تولیدشده در ۱۷ کشور، ۳ میلیارد دلار هزینه تبلیغات، بیش از ۲ میلیارد بازدید استریمینگ، و قیمت هر اسلات آگهی در سریالهای برتر تا ۵۰۰ هزار دلار، رکورد شکست اما آنها پیشبینی جنگ رمضان را نکرده بودند.
تغییر ژانر
شبکه رسانهای و پلتفرم استریم TOD (وابسته به مجموعه beIN که یکی از بزرگترین پلتفرمهای پخش در خاورمیانه و شمال آفریقاست) نیز در گزارشهای آماری خود مربوط به دورههای تشدید تنشهای نظامی منطقه در ماه رمضان، به تغییر رفتار شگفتانگیز مخاطبان اشاره کرده است. بر اساس دادههای رسمی این پلتفرم، در زمان اوجگیری درگیریها و اخبار جنگی در ساعات پیک (Prime Time)، یعنی دقیقاً همان زمانی که همیشه به سریالهای رمضانی اختصاص داشت.
میزان تماشای شبکههای خبری عربی ۱۱۲۸ درصد (بیش از ۱۱ برابر) و شبکههای خبری انگلیسی ۶۸۵ درصد رشد داشته است. این آمار نشان میدهد مخاطب عرب به جای دنبال کردن داستانهای عاشقانه یا درامهای خانوادگی سنتی رمضان، ترجیح داده کنترل تلویزیون یا تلفن همراه خود را روی پخش زنده اخبار جنگ و تحولات ژئوپلیتیک منطقه بگذارد.
دادههای ترند گوگل و شبکههای اجتماعی
(Google Trends & X) هم نکات مکمل دیگری به ما میگویند. تحلیل کلیدواژهها در کشورهای حوزه خلیج فارس (مانند عربستان، امارات و کویت) و کشورهای شام (مصر و اردن) نشان میدهد در سالهای عادی، ۱۰ ترند اول گوگل عربی در ماه رمضان کاملاً در انحصار نام سریالها (مانند «العتاوله»، «الحشاشین»، «شباب البومب» و...) و بازیگران آنها بود اما در دورههایی که تنشهای نظامی ایران و منطقه اوج گرفت، کلیدواژههایی نظیر «صواریخ إیران» (موشکهای ایران)، «آخر أخبار غزة»، «الحرب العالمیة الثالثة» (جنگ جهانی سوم) و بررسی نقشههای نظامی، جایگزین نام سریالها در صدر جستوجوهای روزانه شدند.
تغییر در محتوای خود سریالها و واکنش منفی مخاطبان نکته مهم دیگری است که میتوان در این خصوص به آنها توجه کرد. مستند دیگری که نشان میدهد فضای جنگ بر سریالها سایه انداخته، واکنش مخاطبان به سریالهایی است که تلاش کردند به این موضوعات بپردازند. یک نکته که در این میان حتما باید به آن توجه کرد، پدیده «خستگی از اخبار» در برابر «اضطراب بقا» است. به عبارتی رفتار همه کاربران و مخاطبان یکسان نیست.
به عنوان مثال، در همین سالهای اخیر ساخت سریال مصری «أصحاب الأرض» (یا سحاب الأرض) با بازی «منه شلبی» که به بحران غزه و جنگ میپرداخت، با واکنشهای بسیار دوقطبی در فضای مجازی مواجه شد. بسیاری از کاربران عرب در پلتفرم X (توئیتر سابق) اعلام کردند که «واقعیتِ جنگ آنقدر تلخ و زنده در شبکههای اجتماعی جلوی چشم ما است که دیگر توان یا تمایلی برای دیدن بازسازی دراماتیک یا تجاری آن در قالب سریالهای رمضانی نداریم» اما عدهای دیگر نمیتوانستند وقتی مساله غزه برایشان اینقدر مهم شده، توجهشان را حتی در ساعاتی که به سرگرمی اختصاص داده بودند، معطوف به چیز دیگری کنند.
از نظر روانشناسی رسانه، مخاطبان در مواجهه با اخبار جنگ ۲ رفتار نشان میدهند: یا به سمت سرگرمی محض فرار میکنند (Escapism) یا به دلیل «اضطراب بقا»، تفریحات را کاملاً کنار گذاشته و به اخبار میچسبند. در جهان عرب به دلیل درگیری مستقیم یا غیرمستقیم کشورهایشان با پیامدهای جنگ ایران و اسرائیل یا بحران غزه، الگوی دوم غالب شد. کشش اخبار داغ و لحظهای (Breaking News) در شبکههای اجتماعی مثل ایکس و تلگرام، مجال تمرکز روی سریالهای ۳۰ قسمتی را که ریتم آرامی دارند، از کاربران سلب کرد.
بنابراین، گزاره کاربران عرب در فضای مجازی که به ترجیح دنبال کردن اخبار جنگ به جای سریالهای رمضانی دلالت دارد، کاملاً جنبه مستند و آماری دارد. کاهش تمرکز بر سریالهای رمضانی به معنای صفر شدن بینندگان آنها نیست (چراکه پلتفرمهایی مثل Shahid یا شبکه MBC همچنان مخاطبان خود را دارند)، بلکه نهایتا نشاندهنده یک «شیفت یا جابهجایی بزرگ در اولویت مصرف رسانهای» از حوزه سرگرمی به حوزه اخبار سخت نظامی و سیاسی در ساعات طلایی ماه رمضان است و در زیرلایههای این بحث میتوان به تغییر ذائقه مخاطبان در نوع انتخاب محصولات نمایشی هم دقت کرد؛ چیزی که میتواند به نوع نیاز احتمالی مخاطبان ایرانی در چنین شرایطی هم رهنمون شود.
الگوها عوض میشوند
تحلیل رفتار مخاطب عرب در این برهه، بازتابی از یک قانون کلی در جامعهشناسی رسانه است. مطالعه رفتار جوامع مختلف در تاریخ (مانند جنگ دوم جهانی دوم، جنگ ویتنام، یا حتی دوران معاصر در خاورمیانه) نشان میدهد الگوی مصرف محصولات فرهنگی در زمان جنگ و بحرانهای شدید ژئوپلیتیک بهشدت تغییر میکند و همانطور که اشاره شد، به ۲ پدیده کاملاً متناقض اما همزمان تقسیم میشود: «رئالیسم شدید» و «فرار مطلق از واقعیت». مردم در ایام جنگ و تنشهای نظامی، در مصرف کتاب، فیلم، سریال و بازی، عمدتاً به سمت ۳ ژانر و الگوی مشخص در محصولات فرهنگی تمایل نشان میدهند:
۱- ژانر مستند و آثار «مبتنی بر واقعیت» (Docudramas)
در شروع بحران، غریزه بقا و کنجکاوی برای درک آینده، مردم را به سمت واقعیت محض میکشاند. در این دوره مخاطبان به جای داستانهای تخیلی، دنبال آثاری هستند که به آنها در تحلیل وضعیت فعلی کمک کند. مستندهای تاریخی و سیاسی بخشی از این محصولات هستند و در این شرایط تقاضا برای مستندهایی که ریشههای تاریخی درگیریها (مثلاً تاریخ روابط ایران و اعراب، تاریخچه صهیونیسم، یا جنگهای گذشته منطقه) را بررسی میکنند، بهشدت بالا میرود.
درامهای جاسوسی و استراتژیک (Espionage Thrillers): سریالها یا فیلمهایی که بازیهای امنیتی، نفوذ و پشتپرده سیاست را نشان میدهند، محبوبیت بالایی کسب میکنند، زیرا مخاطب احساس میکند با دیدن آنها میتواند پشتپرده اخبار واقعی روز را درک کند.
۲- ژانر فرار از واقعیت (Escapism)؛ کمدیهای مطلق یا فانتزی خالص
سوی دیگر روانشناسی انسان در زمان جنگ، نیاز به «بلاک کردن ذهن» برای جلوگیری از فروپاشی روانی است. پس از گذشت مدتی از اخبار هولناک جنگ، بخشی از جامعه دچار «خستگی از اخبار» (News Fatigue) میشود. اینجاست که الگوی مصرف به سمت فرار مطلق از واقعیت متمایل میشود و نوستالژی و سیتکامهای قدیمی، سینمای فانتزی و علمی - تخیلی تقاضای زیادی دریافت میکنند. در این میان، «کمدیهای سیاه یا طنزهای تلخ سیاسی» بیشترین موفقیت را کسب میکنند، چرا که هم به واقعیت تلخ جامعه تنه میزنند و هم با ابزار خنده، زهرِ ترس و اضطراب را میگیرند.
۳- درامهای حماسی و ملیگرایانه (Patriotic & Epic Dramas)
جنگها معمولاً احساسات ناسیونالیستی، هویت جمعی و بیداری مذهبی/ قومی را تقویت میکنند. در این ایام محصولات فرهنگی که روی مفاهیم و داستانهایی درباره قهرمانان ملی قدیمی، مقاومت در برابر اشغالگری، یا پیروزیهای تاریخی درخشان دست میگذارند، با استقبال مواجه میشوند. این آثار به جامعهای که احساس ناامنی و ضعف میکند، تزریقِ «غرور و امید» میکنند. اما چه ژانرهایی در زمان جنگ «شکست» میخورند؟
۱- درامهای اجتماعی تلخ و سیاه: مردمی که خودشان درگیر تورم، ترس از موشک و ناامنی هستند، دیگر حوصله دیدن فقر، اعتیاد، طلاق و بدبختیهای رئالیستی را در قالب فیلم یا سریال ندارند.
۲- کمدیهای لودگی و سطحی: طنزهایی که بیش از حد پوچ و بیمعنی هستند، در زمان جنگ از سوی جامعه پس زده میشوند، چرا که مخاطب آنها را توهین به دردهای جاری خود میداند.
به طور خلاصه، الگوی مصرف فرهنگی در جنگها مثل یک الاکلنگ است: مردم یا آثاری را میخواهند که کاملاً جدی و تحلیلگر باشند تا به آنها آگاهی بدهند، یا آثاری که کاملاً فانتزی و دور از واقعیت باشند تا به آنها آرامش تزریق کنند؛ هر چیزی این وسط (مثل درامهای معمولی روزمره) در گرداب اخبار جنگ غرق میشود. اما پرطرفدارترین ژانر نمایشی در ایام جنگ چیست؛ پاسخ دقیقا همان ژانری است که اساسا پرطرفدارترین گونه سینمایی دنیا در ایام عادی هم هست و اتفاقا سینمای ایران سالهاست که از آن فاصلهای جدی گرفته است.
تخلیه هیجان
مردم عرب منطقه در ایام جنگ بیشترین استقبال را از سریالهای اکشن به عمل آوردند و به طور کل این الگو در باقی نقاط دنیا هم تکرار شده است؛ اما چطور ممکن است مردمی که زندگی واقعیشان تا این اندازه پرهیجان شده را با یک محصول نمایشی به هیجان آورد؟ این پارادوکس یکی از بزرگترین چالشهای فیلمنامهنویسان و روانشناسان رسانه در جوامع بحرانزده است.
وقتی زندگی واقعی یک ملت مملو از «شوکهای اقتصادی روزانه»، «اخبار جنگ و موشک»، و «تعلیقهای ژئوپلیتیک» است، واقعیت عملاً از فانتزی جلو میزند. در چنین شرایطی بیدار کردن حس هیجان در مخاطب کار بسیار سختی است ولی غیرممکن نیست. سینما و محصولات نمایشی برای هیجانزده کردن مردمی که خودشان در «محیط پرآشوب» زندگی میکنند، دستفرمان خود را عوض میکنند و به جای کپیبرداری سطحی از واقعیت، از چند فرمول روانشناختی استفاده میکنند:
۱- تفاوت «اضطراب مخرب» با «هیجان کنترلشده»
هیجانی که مردم در زندگی واقعی تجربه میکنند، از جنس «اضطراب بقا» است؛ ترسی مبهم از آینده که هیچ کنترلی روی آن ندارند و پایانش مشخص نیست. این نوع هیجان، روح را فرسوده میکند اما یک محصول اکشن یا معمایی استاندارد، «هیجانِ امن» تولید میکند. مخاطب روی صندلی لم میدهد، پاپکورن میخورد و میداند که این تعقیب و گریز حداکثر ۲ ساعت دیگر تمام میشود؛ او قرار نیست واقعاً آسیب ببیند و این قاب، یک ساختار و منطق داستانی دارد. این جابهجایی از «اضطراب بیکنترل» به «هیجان کنترلشده»، به ذهنِ خسته فرصت میدهد تا آدرنالین را بدون حس وحشتِ واقعی، تجربه و تخلیه کند.
۲- کاتارسیس (تخلیه روانی) از طریق «عدالت مطلق»
در زندگی واقعی، پایان بحرانها معمولاً خاکستری، فرسایشی، ناعادلانه یا مبهم است. آدمهای بد همیشه مجازات نمیشوند و گرهها به راحتی باز نمیشوند اما در یک اثر اکشن یا مهیج خوب، مخاطب به «کاتارسیس» (پالایش روانی) میرسد: قهرمان داستان (که نمادی از خودِ مخاطب است)، بعد از کلی سختی، بالاخره مغز متفکر شرارت را شکست میدهد، بمب را در ثانیه آخر خنثی میکند یا حقش را از ظالم میگیرد. دیدن این پیروزی قاطع و فانتزیک عدالت، همان چیزی است که به مخاطب پر از استرس، حس آرامش و تخلیه هیجان میدهد؛ چیزی که در زندگی واقعیاش بهشدت کمیاب است.
۳- شوخی با ترسها (تلفیق اکشن و کمدی سیاه)
یکی از قویترین ابزارها برای هیجانزده کردن جامعهای که پوستش در برابر بحران کلفت شده، کمدی سیاه (Dark Comedy) در دل اکشن است. وقتی فیلم با همان چیزهایی که مایه ترس و استرس روزمره مردم است (مثل تورم، جنگ، ممیزی یا مرگ) شوخی میکند و آنها را در قالب یک داستان پرتحرک و اکشن میآورد، مخاطب لبخند میزند، گاردش میشکند و با اثر همراه میشود.
در کل محصول نمایشی قرار نیست رقیبِ «شدتِ» هیجانِ زندگی واقعی شود، بلکه قرار است به آن هیجانِ بیسروته و آزاردهنده، «معنا»، «نظم» و «پایان خوش» بدهد. مردم در ایام بحران، فیلم اکشن و مهیج نمیبینند که استرس بگیرند؛ میبینند تا به بهانه داستان، استرسهای انباشتهشده درونشان را فریاد بزنند و تخلیه کنند.
یک خلأ ساختاری عمیق
وقتی کشور ما وارد جنگ شد، سینما، نمایش خانگی و تلویزیون ایران دقیقاً در نقطهای که بیشترین پتانسیل را برای جذب مخاطب در شرایط بحرانی داشت، نشان داد که دچار یک «خلاء ساختاری» بزرگ است. در حالی که هالیوود، بالیوود و حتی کره جنوبی در شرایط بحرانهای ملی یا بینالمللی، با ساخت آثار اکشن، مهیج (Thriller) و پلیسی- امنیتی، هم مخاطب را سرگرم میکنند و هم به جامعه حس قدرت و تخلیه هیجان تزریق میکنند، دست صنعت تصویر ایران در ژانر «اکشنِ استاندارد و مدرن» بسیار خالی است.
این کمبود را میتوان از این زاویه ریشهیابی کرد: چرخش به سمت «درامهای خانوادگی تلخ» و «کمدیهای گیشهای». اگر به ویترین اصلی سینما و شبکه نمایش خانگی ایران در دوره فعلی نگاه کنیم، بازار در سیطره ۲ قطب است: در یک سو کمدیهای تجاری و فرمولزده که فقط برای فرار از واقعیت و خنده لحظهای ساخته میشوند و در سوی دیگر درامهای خانوادگی و جناییِ بهشدت تلخ که مملو از خیانت، فقر، یأس و درگیریهای خانوادگی (مانند سبک کارهای پس از «پوست شیر») است.
در این میان جای خالی «اکشن ناب» (Action Hero)، یعنی فیلم یا سریالی که تمرکزش روی تعقیب و گریز، هنرهای رزمی، جلوههای ویژه میدانی جذاب و قهرمانمحوری باشد بهشدت حس میشود. مخاطب ایرانی در دوران تنش، به جای دیدن یک درام تلخ خانوادگی که حالش را بدتر کند به ژانری نیاز دارد که به او تخلیه انرژی و هیجان (Catharsis) هدیه دهد.
مخاطب ایرانی در روزهایی که اخبار موشک، پهپاد و تهدیدات نظامی را میشنود، به صورت ناخودآگاه نیاز به دیدن «سیادت، قدرت و پیروزی» روی پرده سینما دارد. سینمای اکشن به مخاطب اجازه میدهد ترسها و اضطرابهای ناشی از دنیای واقعی را در قالب یک داستان مهیج ۲ ساعته تخلیه کند و با حس تخلیه روانی و امنیت از سینما خارج شود. جایگزین کردن این خلأ با کمدیهای لودگی یا درامهای افسردهکننده، پاسخ مناسبی به روانشناسی مخاطبِ خسته و مضطرب امروز نیست.


نظر شما