خبرگزاری مهر، گروه استان ها- محسن مقدسی*: نیمهشب است. همزمان با هیاهوی اخبار و تنشهای منطقهای، در بزرگراهی که بوشهر را به قلب انرژی کشور متصل میکند، صدای یکنواخت لاستیکهای یک کامیون بر روی آسفالت شنیده میشود. راننده، خسته اما هوشیار، کیلومترها مسیر را پشت سر گذاشته است. او که شاید نمیداند در نگاهِ تحلیلگران، «سربازِ خط مقدمِ تأمین» می باشد.
این، داستانِ راهداران و رانندگانی است که در دل خطرات جنگ ۴۰ روزه، سنگرِ خدمت را رها نکردند. در ادبیاتِ دفاعی، امنیت تنها در مرزهای جغرافیایی تعریف نمیشود. امنیت، حاصلِ یک زنجیره است که «حملونقل» یکی از اصلیترین حلقههای آن است.
در همین زمینه، استان بوشهر در چهل روزِ پرتنش و همراه با اصابت های مکرر دشمن، به دلیل موقعیت استراتژیک بندری و صنعتیاش، به یکی از گلوگاههای حیاتی کشور تبدیل شد. دشمن میخواست با فشار، این گلوگاه را مسدود کند، اما راهداران بی ادعا و رانندگان پرتلاش ناوگان عمومی با درک دقیق از شرایط بحرانی، مأموریتی فراتر از شرح وظایفِ اداری را تعریف کرد: «حفظ پایداریِ شریانهای حیاتیِ کشور».
جهادِ حمل بار
وقتی از جابهجایی ۹۱۲ هزار تن کالا صحبت میکنیم، از اعداد حرف نمیزنیم؛ از سفرههای مردم، از مواد اولیه کارخانهها و از سوختِ نیروگاهها سخن میگوییم.
همچنین در میانِ روزهایی که شایعات، فضای روانی جامعه را پر کرده بود، بسیج ناوگان برای تأمین کالاهای اساسی قابل توجه بود. جابهجایی ۶۳ هزار تن گندم و برنج، نه فقط یک آمارِ عملکردی، بلکه سندی از «تضمینِ امنیت غذایی» است.
رانندگانِ بوشهری، همچنین با دوری از خانواده و زیر سایه تهدید و اصابت دشمن آمریکایی-صهیونی، از مبادی بندری استانهای خوزستان، هرمزگان و سیستان و بلوچستان بارگیری کردند تا ثابت کنند «چرخِ معیشت» و «امنیت غذایی» در ایران مقتدر متوقف نخواهد شد.
در همین مسیر، جنگ اخیر یک داغ ماندگار نیز بر پیکره ناوگان حملونقل جادهای استان بوشهر نشاند؛ شهید عبدالحسین لالهرخ، راننده بوشهری ناوگان باری، در مسیر خدمت و در روزهایی که رانندگان در خط مقدم پشتیبانی ایستاده بودند، به فیض شهادت نائل شد. نام او، یادآور آن حقیقتِ تلخ اما غرورآفرین است که تداومِ حملونقل در روزهای جنگ، با ایثارِ جان عجین شده است.
استمرار جابجایی مسافران، تداوم زندگی در دلِ بحران
در شرایطی که «ترس» میتوانست سریعتر از هر سلاحی منتشر شود، رانندگانِ ناوگان عمومی در قالب اتوبوس، مینیبوس و سواری، نقشی حیاتی در حفظ «عادیسازیِ زندگی» ایفا کردند.
جابهجایی یک میلیون مسافر در جنگ اخیر، نه فقط یک جابهجاییِ ساده، که ارسالِ پیامی به جامعه بود که «کشور تحت کنترل است» و البته به تدام زندگی در دل بحران کمک کرد.
از سویی، در حالی که بسیاری از نیروهای اجرایی دستگاهها همزمان با جنگ دورکار شدند، راهداران برای ایمن سازی جاده ها، به طور مستمر پای کار بودند. اجرای ۱۲ کیلومتر جداکننده بتنی، ۱۲۶۰ کیلومتر خطکشی و نوسازیِ روشناییِ بزرگراه خلیج فارس، به معنای ارتقای ایمنی و روشن نگه داشتنِ مسیر بود.
همچنین نصب ۲ هزار تابلو حاشیهنما، نشان میدهد که این مجموعه حتی در لحظات بحران، وظایف خود را فراموش نمی کند و سند وفاداری خادمانِ مردم به سرزمینشان است.
نکته قابل توجه در جنگ چهل روزه، این بود که راهداران نه فقط در حوزه نگهداری و ایمنی راه، بلکه تقویتِ استحکامات دفاعی هم نقش آفرین بودند. خدماتی که قطعا در شرایط صلح و زمانی که سایه جنگ از سر کشور دور شود، می توان دقیق تر و مستندتر به آن پرداخت.
این یادداشت، ادای احترامی است به تمامی رانندگان و راهدارانی که در آن روزهای سخت، سنگرِ خود را ترک نکرده و «تاب آوری» در دل بحران را معنا نمودند.
جادههای بوشهر، امروز بیش از هر زمان دیگری وامدار کسانی است که «تداوم خدمت» را بر هر چیز دیگری - حتی جان عزیز خود- مقدم دانستند. نام شهید عبدالحسین لالهرخ، در کنار تلاش شبانهروزیِ سایر همکارانش، سندی است که ثابت میکند این جادهها ایستادهاند؛ چون خادمینی از جنس ایمان به وطن داشتهاند.
*فعال رسانه ای حوزه راه


نظر شما