پدرام کریمی یکی از نویسندگان سریال «صفا با خانواده» درباره ایده ساخت و نگارش این اثر که این شبها از شبکه یک پخش می شود به خبرنگار مهر بیان کرد: من صحبتی با محسن تنابنده داشتم که در واقع پیشنهاد را او مطرح کرد و قرار بود که در مورد جنگ ۱۲ روزه کاری بسازیم.
وی ادامه داد: کاملاً هم دلی بود و خود محسن تنابنده دغدغه داشت که کاری با این مضمون ساخته شود که ابتدا نظرش سینمایی بود اما ظاهرا در یکی از جلسات با صداوسیما وقتی از طرح صحبت می کند آنها می خواهند که این اثر به سریال تبدیل شود. تنابنده هم به دلیل مخاطب بیشتر تلویزیون موافقت کرده بود. سپس در ادامه پروژه در انتخاب بازیگر، کارگردان و بقیه موارد به صورت مشورتی پیش رفتیم.
مخاطب استقبال کرده است
این فیلمنامه نویس درباره بازخوردهای این سریال بیان کرد: تا جایی که من مطلع شدم، مخاطب از این کار استقبال کرده است، به خصوص بعد از دو یا سه قسمتی که پخش شد. البته زمان مناسبی برای پخش در نظر گرفته نشده بود و من به سهم خودم و با توجه به تجربیاتم در تلویزیون تلاش کردم این موضوع را منتقل کنم، اما حتماً دوستان دلایل خودشان را داشتهاند. به هر ترتیب تصور میکنم سریال اگر در زمان مناسبی که جامعه و مردم آرامش بیشتری داشتند و البته با تبلیغات مناسب، روی آنتن می رفت، مخاطبان بیشتری را جذب میکرد.

کریمی همچنین درباره سوژه این سریال یعنی دزدی ای که منجر به لو دادن پهپادها در یک خانه شد و زمان جنگ ۱۲ روزه شنیده شده بود، عنوان کرد: ماجرای دزدی در حد یک خبر بود و البته بعد از اینکه کار جدی شد، پیگیریهایی نیز کردیم اما چیزی فراتر از همان خبر دستگیرمان نشد. غیر از آن خبر، بقیه قصه و ماجرا تخیلات ما بود.
انتخاب لهجه کاشانی با توجه به تسلط مهرانفر بر این لهجه صورت گرفت
این نویسنده درباره لهجه احمد مهرانفر در سریال نیز توضیح داد: انتخاب لهجه کاشانی برای کاراکتر صفا، در هنگام نگارش طرح و سیناپس و پس از قطعی شدن حضور احمد مهرانفر صورت گرفت. این انتخاب با توجه به تسلط او بر این لهجه و البته شیرینی این لهجه که رنگ خوبی به اثر داده است، انجام شد.
نویسنده سریال های «معراجی ها» و «دارا و ندار» در ادامه درباره شوخی با رئیس جمهور پزشکیان در سریال و اینکه نگرانی از بابت این شوخی داشته اند یا خیر بیان کرد: این مهم است که از نام بردن شخصیتهای سیاسی چه استفادهای میشود و مهمتر اینکه چه ظرفیتهایی در طرف مقابل وجود دارد. اگر واقعاً هدف مسخره کردن و هجو باشد، کار غلطی است و حداقل در فرهنگ ما جایی ندارد. در این سریال از آقای پزشکیان به عنوان رئیسجمهوری مردمی و خاکی یاد میشود و البته با توجه به شناخت نسبیای که از او داشتیم، تقریباً مطمئن بودیم نه تنها ناراحت نمیشود، بلکه استقبال هم میکند.
وی درباره اینکه چقدر این شوخی تابوشکنی بوده است، گفت: بسیاری از این موارد را ما خودمان به شکل تابو تعریف کردهایم و واقعاً این طور نیست که تصور میشود عدهای این مجوز را دارند و برخی ندارند. البته اینکه چه کسی و چگونه میگوید مهم است. اینکه کسی حرفی یا اشارهای دلسوزانه یا مغرضانه داشته باشد مهم است. اینکه فرد با سوژه شوخی یا مسخره کند نیز مهم است. در این مورد خاص هیچ مشکلی وجود نداشت و به وجود هم نیامد. البته که در برخی موارد باید به عنوان نویسنده و کارگردان و تهیهکننده ایستادگی کرد و با منطق، توجیهاتی داشت تا مسئولان نظارتی را قانع کرد.
شوخی با رئیس جمهور خط قرمز نیست
وی اضافه کرد: با این حال به عنوان کسی که سالهای سال و در دوره مدیریتهای مختلف - از زمان شهید لاریجانی - در تلویزیون کار کردهام، می توانم بگویم بسیاری از مواردی که به عنوان خط قرمز و ... مطرح میشود، ساخته و پرداخته ذهن ما و خودسانسوری است. البته تنگنظریهای شخصی و کجسلیقگیهای برخی از مدیران میانی وجود داشته و دارد، اما قانون جاری و قطعی در سازمان نیست.
این نویسنده سپس درباره ریتم سریال نیز توضیح داد: اینکه ریتم اثر گاهی تند یا کند میشود، به چند عامل بستگی دارد؛ یکی متن و کارگردانی و دیگری تدوین. نویسنده قطعاً در لحظه نگارش به شکل ورود به سکانس و خروج از آن و پس و پیش آن و ریتم کلی فکر میکند و جایی با زیادهگوییها ممکن است این ریتم از دستش خارج شود یا در کارگردانی بسته به نوع دکوپاژ یا حتی نوع و جنس بازی بازیگر و ادای دیالوگ و ... تغییراتی پیش می آید.
چرا ریتم می افتد؟
وی اضافه کرد: در برخی موارد ممکن است آنچه نوشته شده درست باشد و شوخیها سر جای خودش کار کند، اما مثلاً چیزی به ذهن کارگردان و بازیگر در لحظه برسد که اتفاقاً در همان صحنه و موقع تصویربرداری بامزه و خندهدار به نظر آید، اما در نهایت و خروجی آن اتفاق مورد نظر رخ ندهد و موقعیت کسالتبار شود. حفظ این ریتم و بزنگاهها به خصوص در کار کمدی خیلی مهم است که به دلایل مختلف در بعضی موارد از دست میرود. البته در این اثر این مراقبتها شده است ولی در بعضی موارد نیز به دلیل شتاب و شرایط کلی کشور هنگام ساخت اثر، آن شوخی از دست رفته است.

کریمی در بخش دیگر صحبت هایش درباره بالارفتن انتظار مخاطبان با انتخاب عنوان کمدی برای سریال و اینکه میشد به جای آن از عناوینی چون مفرح و شیرین استفاده کرد، گفت: متأسفانه معانی این واژه ها در بسیاری از موارد از سوی منتقدان به اشتباه استفاده میشود. اما در کل باید پذیرفت کار کمدی ساختن با موضوع تلخی که در آن تعداد زیادی از هموطنان عزیز ما مظلومانه به شهادت رسیدهاند و داغ آن تازه است، کار بسیار بسیار سختی است. متأسفانه برخی که بیشتر نام منتقد را یدک میکشند و سواد کافی در این حیطه ندارند، به این نکته توجه نمیکنند. قرار نبوده مخاطب با این اثر قهقهه بزند.
وی در پایان گفت: ما از این زاویه و با این رویکرد به موضوعی ملی و بسیار جدی پرداختیم تا داغ این ماجرا را برای مخاطب کم کنیم. ما در هر صحنه حواسمان بود که به مخاطب و وقایعی که پشت سر گذاشته است احترام بگذاریم.



نظر شما