۲۰ مرداد ۱۴۰۵، ۱۰:۴۵

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

مائو معتقد بود اراده انسان می‌تواند تاریخ را تغییر دهد و همین باور، چین را وارد یکی از مهم‌ترین و بحث‌برانگیزترین دوره‌های تاریخ خود کرد.

خبرگزاری مهر - مجله مهر: در سلسه گزارشات پیشین راز شرق به سال ۱۹۴۹ رسیدیم، سالی که پس از عبور از دوره‌ای که چینی‌ها آن را «قرن تحقیر» نامیدند، از راه رسیده بود. قبل از به قدرت رسیدن جمهوری خلق چین خواندیم که سال‌ها، قدرت‌های خارجی یکی پس از دیگری وارد چین می‌شدند، امتیاز می‌گرفتند، بندرها را در اختیار خود قرار ‌می‌دادند و به کشوری که زمانی خود را مرکز جهان می‌دانست، نشان دادند که دیگر آن قدرت شکست‌ناپذیر گذشته نیست و همین عوامل باعث شد بسیاری از چینی‌ها احساس کنند کنترل سرنوشت کشور خود را از دست داده‌اند.

امپراتوری چینگ تلاش کرد اوضاع را تغییر دهد. برخی از سیاستمداران می‌گفتند باید از ژاپن درس گرفت؛ باید ارتش را نوسازی کرد، صنعت ساخت و فناوری‌های جدید را آموخت. اما اصلاحات در چین نه آن سرعت را داشت و نه آن نتیجه‌ای را که ژاپن تجربه کرده بود. بحران‌ها پشت سر هم از راه رسیدند تا اینکه در سال ۱۹۱۱ سرانجام امپراتوری سقوط کرد. بعد از بیش از دو هزار سال حکومت سلسله‌های امپراتوری، چین وارد دوران تازه‌ای شد. اما این دوران تازه، آن آرامش و ثباتی را که خیلی‌ها انتظارش را داشتند به همراه نیاورد. کشور به میدان رقابت جنگ‌سالاران محلی تبدیل شد، دولت مرکزی قدرت چندانی نداشت و هر گوشه‌ای از چین داستان خودش را روایت می‌کرد.

در همین سال‌ها بود که دو نیروی سیاسی مهم آرام‌آرام قد کشیدند؛ ملی‌گراها و کمونیست‌ها. رقابت میان این دو جریان کم‌کم به یک جنگ داخلی تبدیل شد. اما هنوز تکلیف این نبرد روشن نشده بود که حادثه‌ای بزرگ‌تر از راه رسید؛ حمله ژاپن به چین. جنگ با ژاپن یکی از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ چین بود. میلیون‌ها نفر جان باختند، شهرهایی همانند نانجینگ به میدان قتل عام تبدیل شدند و اقتصاد کشور ضربه سنگینی خورد. وقتی جنگ جهانی دوم به پایان رسید، خیلی‌ها خیال می‌کردند چین بالاخره روی آرامش را می‌بیند. اما این خیال نیز نقش بر آب شد. جنگ داخلی دوباره شعله کشید و چند سال دیگر ادامه پیدا کرد. سرانجام در سال ۱۹۴۹ ورق برگشت و کمونیست‌ها به رهبری مائو پیروز شدند، ملی‌گراها به تایوان عقب‌نشینی کرده و در پکن تأسیس جمهوری خلق چین اعلام شد.

داستان چین شروع می‌شود

درست از همین‌جا داستان اصلی ما شروع می‌شود. امروز وقتی به چین فکر می‌کنیم، معمولاً برج‌های سر به فلک کشیده، قطارهای فوق‌سریع و کارخانه‌های عظیم در ذهنمان نقش می‌بندد. اما چینی که مائو تحویل گرفت، تصویر کاملاً متفاوتی داشت. اکثر مردم در روستاها زندگی می‌کردند. فقر گسترده و بی‌سوادی در بسیاری از مناطق دیده می‌شد و دسترسی به خدمات درمانی محدود بود. سال‌ها جنگ و ناامنی، اقتصاد کشور را فرسوده کرده بود. راه‌آهن‌ها آسیب دیده بودند، کارخانه‌ها با ظرفیت پایین کار می‌کردند و میلیون‌ها نفر با حداقل امکانات روزگار می‌گذراندند.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

به زبان ساده، مائو وارث کشوری شده بود که از دهه‌ها جنگ، اشغال و آشفتگی بیرون آمده بود و حالا باید دوباره خودش را می‌ساخت. اما سوال اصلی این‌جاست که مائو دقیقاً می‌خواست با چین درهم شکسته چه کار کند؟ واقعیت این است که او فقط به دنبال تشکیل یک دولت جدید نبود. دولت‌های زیادی در تاریخ آمده و رفته بودند. آنچه مائو در ذهن داشت، چیزی بزرگ‌تر از تغییر یک حکومت بود. او می‌خواست جامعه چین را از نو بسازد؛ از اقتصاد و سیاست گرفته تا شیوه زندگی و حتی طرز فکر مردم.

روی کاغذ، برنامه‌های حکومت جدید امیدوارکننده به نظر می‌رسید. قرار بود زمین‌های مالکان بزرگ میان دهقانان تقسیم شود، فقر کاهش پیدا کند، آموزش گسترش یابد و کشوری ساخته شود که دیگر زیر سایه قدرت‌های خارجی نباشد. به همین دلیل سال‌های نخست حکومت کمونیست‌ها با استقبال قابل توجهی همراه شد. دولت زمین‌ها را میان کشاورزان توزیع کرد، برنامه‌های سوادآموزی را گسترش داد و تلاش کرد خدمات دولتی را به مناطقی برساند که سال‌ها از مرکز کشور دور مانده بودند.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

پیش‌به جلو در کمترین زمان ممکن

اما هرچه زمان می‌گذشت، یک ویژگی مهم در شخصیت مائو بیشتر در سیاست‌هایش خودش را نشان می‌داد؛ او آدم صبوری نبود. توسعه کشوری به بزرگی چین زمان می‌طلبید؛ اما مائو چنین زمانی را نداشت. او باور داشت تاریخ را کسانی می‌سازند که جرئت انجام کارهای بزرگ را دارند. کشوری که بیش از یک قرن طعم شکست و عقب‌ماندگی را چشیده بود، باید هرچه زودتر خودش را به قدرت‌های بزرگ جهان می‌رساند. به همین خاطر مائو به دنبال راه‌هایی بود که بتواند جامعه را با سرعت بیشتری به حرکت درآورد.

البته فقط مسئله اقتصاد مطرح نبود. زخمی که از دوران «قرن تحقیر» بر ذهن بسیاری از چینی‌ها باقی مانده بود، هنوز التیام پیدا نکرده بود. مائو بارها تأکید می‌کرد که چین دیگر نباید اجازه دهد کشورهای خارجی برایش تصمیم بگیرند. استقلال سیاسی و رهایی از نفوذ قدرت‌های خارجی، بخش مهمی از رویایی بود که برای کشورش در سر داشت. مشکل اینجا بود که چین آن زمان هنوز کشور قدرتمندی محسوب نمی‌شد. اقتصادش ضعیف بود، صنایعش تازه در حال شکل‌گیری بودند و فاصله زیادی با کشورهای پیشرفته داشت. اما مائو به جمعیت عظیم چین و به نیرویی که از یک انقلاب تازه متولد شده به دست می‌آمد، تکیه کرده بود.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

کودکان چینی درحال خواندن کتاب سرخ مائو، کتابی که شامل صحبت‌های مائو و مانیفست آنها در چین بود

نیروی انسانی به مثابه موتور محرک

مائو معتقد بود اگر صدها میلیون نفر حول یک هدف مشترک بسیج شوند، می‌توانند کارهایی انجام دهند که روی کاغذ غیرممکن به نظر می‌رسد. همین باور بعدها به یکی از مهم‌ترین پایه‌های سیاست‌های او تبدیل شد. از طرف دیگر، مائو نگاه خاصی به خودِ انقلاب داشت چرا که از نگاه او، انقلاب هیچ‌وقت نباید متوقف می‌شد. او نگران بود که اگر جامعه آرام بگیرد، همان نیروهایی که در گذشته بر چین حکومت می‌کردند دوباره قدرت پیدا کنند. به همین دلیل معتقد بود مردم باید همیشه در حال مبارزه، بسیج و حرکت باشند. این طرز فکر بعدها تأثیر عمیقی بر سرنوشت چین گذاشت؛ تأثیری که هم دستاوردهایی به همراه داشت و هم هزینه‌های بسیار سنگینی. اما هنوز چند ماه بیشتر از تأسیس جمهوری خلق چین نگذشته بود که اتفاقی در آن سوی مرزها رخ داد و همه برنامه‌های پکن را تحت تأثیر قرار داد.

قطار جنگ به کره می‌رسد

جنگی در شبه‌جزیره کره آغاز شده بود؛ جنگی که قرار بود اولین آزمون بزرگ حکومت تازه‌تأسیس مائو باشد. جنگ کره در سال ۱۹۵۰ آغاز شد؛ زمانی که جهان تازه وارد دوران جنگ سرد شده بود و رقابت میان آمریکا و شوروی هر روز جدی‌تر می‌شد و شبه‌جزیره کره هم به یکی از اولین میدان‌های این رقابت تبدیل شد. در شمال، حکومتی کمونیستی با حمایت شوروی قدرت داشت و در جنوب، دولتی که از حمایت آمریکا برخوردار بود و البته هر دو طرف خود را نماینده واقعی مردم کره می‌دانستند.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

در ابتدا به نظر می‌رسید کفه ترازو به نفع کره شمالی سنگین‌تر است. نیروهای این کشور با سرعت پیشروی کردند و بخش بزرگی از کره جنوبی را به تصرف خود درآوردند. اما ورود آمریکا و نیروهای سازمان ملل همه چیز را تغییر داد. ضدحمله آغاز شد و این بار نیروهای کره شمالی بودند که عقب نشستند. کم‌کم ارتش آمریکا به مرزهای چین نزدیک شد و همین موضوع زنگ خطر را در پکن به صدا درآورد.

چین برای مقابله با آمریکا وارد میدان می‌شود

برای مائو، مسئله فقط سرنوشت کره نبود. او نگران بود که حضور نیروهای آمریکایی در نزدیکی مرزهای کشورش در آینده به تهدیدی مستقیم برای جمهوری خلق چین تبدیل شود. کشوری که هنوز یک سال از عمر حکومتش نمی‌گذشت، نمی‌توانست نسبت به چنین اتفاقی بی‌تفاوت باشد. البته ورود به جنگ تصمیم آسانی نبود. چین تازه از سال‌ها جنگ داخلی بیرون آمده بود. اقتصاد کشور آسیب دیده بود و میلیون‌ها نفر هنوز با مشکلات معیشتی دست‌وپنجه نرم می‌کردند. بسیاری از فرماندهان و مقام‌های دولتی می‌دانستند که ورود به یک جنگ جدید می‌تواند هزینه‌های سنگینی داشته باشد.

اما مائو تصمیم خودش را گرفته بود. در پاییز ۱۹۵۰ صدها هزار سرباز چینی تحت عنوان «داوطلبان خلق» وارد کره شدند. این ورود، معادلات جنگ را به هم ریخت. نیروهای آمریکایی و متحدانشان که تصور نمی‌کردند چین وارد میدان شود، ناگهان با موج عظیمی از نیروهای تازه روبه‌رو شدند. جنگ ماه‌ها و سپس سال‌ها ادامه پیدا کرد. نبردها سخت و فرسایشی بودند و هر دو طرف تلفات سنگینی دادند. در نهایت هم هیچ‌کس نتوانست پیروزی قاطعی به دست آورد و شبه جزیره کره به دو قسمت شمالی و جنوبی تقسیم شد.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

اگرچه نتیجه نظامی جنگ چندان تعیین‌کننده نبود اما اثر سیاسی آن برای چین بسیار مهم بود. برای نخستین بار پس از دهه‌ها شکست و تحقیر، حکومت جدید چین توانسته بود در برابر قدرتمندترین کشور جهان بایستد و عقب ننشیند. این موضوع برای مردم و رهبران چین اهمیت نمادین بزرگی داشت. بسیاری احساس می‌کردند کشوری که سال‌ها ضعیف و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید، حالا احتمالا می‌تواند از منافع خود دفاع کند. جنگ کره جایگاه مائو را نیز محکم‌تر کرد. او حالا فقط رهبر پیروز جنگ داخلی نبود؛ رهبر کشوری بود که توانسته بود در یک رویارویی بزرگ بین‌المللی نقش‌آفرینی کند.

رویای ساخت چین آغاز می‌شود

با پایان جنگ، نگاه‌ها دوباره به داخل کشور برگشت. حالا وقت آن بود که رؤیای ساختن چین جدید جدی‌تر دنبال شود. وفاداری به حکومت و آرمان‌های انقلاب اهمیت زیادی پیدا کرد و انتقاد از سیاست‌های دولت می‌توانست دردسرساز باشد. البته از نگاه مائو، همه این اقدامات برای حفاظت از انقلاب ضروری بود. در کنار این فضای سیاسی، دولت برنامه‌های بزرگی برای بازسازی کشور اجرا می‌کرد. کارخانه‌های جدید ساخته می‌شدند، پروژه‌های عمرانی گسترش پیدا می‌کردند و آموزش در مناطق مختلف توسعه می‌یافت. در مقایسه با سال‌های جنگ و آشفتگی، اوضاع در بسیاری از بخش‌های چین رو به بهبود بود.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

اما یک مشکل وجود داشت. سرعت این پیشرفت‌ها برای مائو کافی نبود. کارشناسان می‌گفتند کشوری به بزرگی و فقر چین برای صنعتی شدن به چند دهه زمان نیاز دارد. آنها معتقد بودند باید مرحله‌به‌مرحله پیش رفت؛ ابتدا کشاورزی را تقویت کرد، سپس صنایع را توسعه داد و به تدریج اقتصاد را مدرن ساخت. اما مائو به این حرف‌ها قانع نمی‌شد. او همانطور که پیش تر گفتیم باور داشت اراده انسان می‌تواند موانعی را از میان بردارد که اقتصاددانان غیرممکن می‌دانند. در ذهن او، صدها میلیون چینی آماده بودند تا با تلاش جمعی، راهی را که کشورهای صنعتی در چند نسل طی کرده بودند، تنها در چند سال پشت سر بگذارند. این همان فکری بود که در اواخر دهه ۱۹۵۰ به بزرگ‌ترین پروژه دوران حکومت او تبدیل شد؛ پروژه‌ای که قرار بود چین را با یک جهش بزرگ وارد عصر جدید کند. نام این برنامه «جهش بزرگ به جلو» بود.

«راز شرق»؛ چین در مسیر جهشی بزرگ یا یک سقوط تدریجی!

عنوانی که در نگاه اول امیدوارکننده و هیجان‌انگیز به نظر می‌رسید که قرار بود چین را خیلی سریع به کشورهای صنعتی رتبه یک جهان برساند. اما آنچه در سال‌های بعد اتفاق افتاد، فاصله زیادی با این رویا داشت. فصلی از تاریخ چین آغاز می‌شد که هنوز هم یکی از تلخ‌ترین تجربه‌های قرن بیستم به شمار می‌رود و در بخش بعدی «رازشرق» به همین فصل بحث برانگیز و البته شخصیت مائو خواهیم پرداخت. فصلی که با اقدامات مائو نشان داد میان آرزوهای بزرگ و واقعیت‌های اقتصادی، فاصله‌ای بسیار بیشتر از آن چیزی وجود دارد که رهبران سیاسی تصور می‌کنند.

کد مطلب 6862905

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha