خبرگزاری مهر، گروه استانها: فعالیت گروههای جهادی در دو دهه اخیر به یکی از مهمترین جلوههای مشارکت مردمی در عرصههای محرومیتزدایی، امدادرسانی و حل مسائل اجتماعی تبدیل شده است.
حضور گسترده جوانان، دانشجویان و نیروهای مردمی در این عرصه، همواره با پرسشهایی درباره چیستی کار جهادی، تفاوت آن با فعالیتهای داوطلبانه و نسبت آن با اقدامات خیرخواهانه همراه بوده است.
در همین راستا، خبرنگار مهر در گفتوگویی با حجتالاسلام هادی صاحبقرانی، دستیار رئیس سازمان تبلیغات اسلامی در امر جهاد، به بررسی ابعاد مختلف این موضوع پرداخته است. مشروح این گفتوگو را در ادامه میخوانید:
* طی حدود دو دهه گذشته، فعالیت گروههای جهادی در کشور با استقبال گسترده جوانان، بهویژه دانشجویان، همراه بوده است. از نگاه شما، تفاوت فعالیت جهادی با یک کار داوطلبانه چیست؟
رهبر شهید انقلاب اسلامی در تبیین مفهوم جهاد، بر «تلاش مضاعف» تأکید دارند؛ اما این بدان معنا نیست که هر تلاش مضاعفی را بتوان جهاد نامید. جهاد، تلاشی مضاعف در میدان مقابله با دشمن است. البته این فعالیت میتواند در عرصه محرومیتزدایی، حل مسائل یک محله، شهر یا حتی کشور و همچنین در مواجهه با بحرانها تجلی پیدا کند، اما آنچه به این حرکت قداست میبخشد، اخلاص در عمل و انجام آن برای رضای الهی است؛ ضمن اینکه عنصر مقابله با دشمن نیز در آن حضور دارد.
فعالیتهای خیرخواهانه بدون تردید ارزشمند هستند و در همه جوامع، فارغ از دین و گرایش افراد، مورد تحسین قرار میگیرند؛ اما هر کار خیری را نمیتوان فعالیت جهادی دانست. زیرا برخی مؤلفههای اساسی جهاد، از جمله روحیه مبارزه و مواجهه با دشمن، ممکن است در یک اقدام خیرخواهانه وجود نداشته باشد.
ممکن است یک مجموعه خیریه، بخشی از مشکلات معیشتی گروهی از افراد را برطرف کند که اقدامی پسندیده و ارزشمند است، اما چنین فعالیتی بهتنهایی واجد همه ویژگیهای یک حرکت جهادی نیست. در آموزههای دینی نیز برای جهاد جایگاه ویژهای ترسیم شده است. قرآن کریم از برتری مجاهدان سخن میگوید و در کنار توصیه به انفاق، صدقه و کار خیر، برای جهاد فضیلتی ممتاز قائل است.
رهبر معظم انقلاب نیز در دیدار با جهادگران، بر ارزش ذاتی حضور در میدان جهاد تأکید کردهاند. امیرالمؤمنین علی (ع) نیز میفرمایند: «إِنَّ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللَّهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ»؛ یعنی جهاد دری از درهای بهشت است که خداوند آن را بر روی اولیای خاص خود گشوده است. این بیان نشان میدهد که توفیق حضور مستمر در عرصه جهاد، نصیب هر کسی نمیشود.
از همین رو، مهمترین وجه تمایز کار جهادی با فعالیتهای صرفاً خیرخواهانه، روحیه مبارزه و ایثار نهفته در آن است. حتی زمانی که یک گروه جهادی در روستایی مشغول ساخت یک سرویس بهداشتی یا رفع نیازهای اولیه مردم است، اگر این اقدام با نگاه تمدنی، روحیه فداکاری و مقابله با الگوهای مبتنی بر خودخواهی و بیتفاوتی انجام شود، در حقیقت بخشی از یک حرکت جهادی و مبارزه فرهنگی و تمدنی محسوب میشود.
در نگاه تمدنی اسلام، فرد جهادگر از منافع شخصی خود عبور میکند و برای رفع مشکلات دیگران از وقت، توان و حتی سرمایه خود هزینه میکند. این رویکرد در نقطه مقابل تفکری قرار دارد که انسان را نسبت به سرنوشت دیگران بیتفاوت میخواهد. بنابراین، همین روحیه ایثار و مسئولیتپذیری نیز جلوهای از مبارزه در عرصه تمدنی به شمار میآید.

* برخی منتقدان معتقدند بخشی از فعالیت گروههای جهادی، به جای توانمندسازی مردم، به ایجاد وابستگی منجر میشود. پاسخ شما به این نقد چیست و مرز میان خدمترسانی و وابستهسازی را چگونه تعریف میکنید؟
یکی از ویژگیهای مهم کار جهادی این است که خدمترسانی در آن بدون نگاههای سیاسی، جناحی یا سلیقهای انجام میشود. در میدانهای بحران نیز شاهد بودیم که جهادگران هنگام امدادرسانی، هرگز از افراد نمیپرسیدند چه دیدگاه یا گرایش فکری دارند؛ بلکه بیدرنگ برای رفع مشکل مردم وارد عمل میشدند. اگر خانهای آسیب دیده بود، خسارت آن را جبران میکردند و اگر شیشهای شکسته بود، در کوتاهترین زمان آن را تعمیر میکردند. این روحیه، جلوهای از خدمت بیمنت و مسئولیتپذیری اجتماعی است.
اما درباره این نقد باید میان «اردوهای جهادی» و «فرآیند توانمندسازی» تفکیک قائل شد. اردوهای جهادی در واقع دو مخاطب دارند؛ نخست مردمی که از خدمات بهرهمند میشوند و دوم خود جهادگرانی که در این میدان حضور پیدا میکنند. خدمترسانی، علاوه بر حل بخشی از مشکلات جامعه، زمینه رشد، تربیت و خودسازی نیروهای جهادی را نیز فراهم میکند.
رهبر شهید انقلاب نیز در دیدار با گروههای جهادی بر همین موضوع تأکید داشتهاند. ایشان ضمن توصیه به حل مسائل کلان کشور، از جمله احیای کارخانهها، قنوات و دیگر اقدامات زیربنایی، یادآور شدند که نباید از خدمات کوچک اما اثرگذار، مانند ساخت سرویس بهداشتی یا حمام برای یک خانواده نیازمند، غفلت کرد. همین اقدامات نیز دارای ارزش است و نباید در سایه پروژههای بزرگ نادیده گرفته شود.
البته میان خدمترسانی و وابستهسازی، مرز مشخصی وجود دارد. اگر گروههای جهادی بتوانند در کنار ارائه خدمات، روحیه جهادی را نیز در میان مردم همان منطقه تقویت کنند و آنان را در حل مسائل مشارکت دهند، نهتنها وابستگی ایجاد نمیشود، بلکه ظرفیتهای اجتماعی نیز تقویت خواهد شد.
به اعتقاد من، یکی از مأموریتهای اصلی گروههای جهادی باید این باشد که مردم را به میدان بیاورند. برخی منتقدان میگویند جهادگران کار میکنند، اما مردم صرفاً نظارهگر هستند. این مسئله با برنامهریزی، گفتوگو و جلب مشارکت مردم قابل حل است. میتوان اجرای پروژهها را بهگونهای طراحی کرد که اهالی منطقه نیز در ساخت مسجد، خانه عالم، لایروبی قنوات یا سایر طرحهای عمرانی و خدماتی نقشآفرین باشند.
بنابراین، اصل حضور گروههای جهادی در مناطق محروم ضرورتی انکارناپذیر است، اما در کنار آن باید زمینه مشارکت مردم نیز فراهم شود تا خدمترسانی به توانمندسازی اجتماعی منجر شود، نه ایجاد وابستگی.
* در عمل چگونه میتوان روحیه جهادی را با قانونمداری، شفافیت و پاسخگویی جمع کرد تا سرعت عمل، به بینظمی یا تصمیمهای شتابزده منجر نشود؟
گروههای جهادی امروز نسبت به سالهای گذشته رشد قابل توجهی داشتهاند و به تعبیر من، فعالیت آنها بیش از گذشته بر پایه دانش، تجربه و برنامهریزی استوار شده است. این گروهها دارای نظم و سازوکار مشخصی هستند؛ هرچند این نظم الزاماً در قالب بروکراسیهای رایج اداری تعریف نمیشود.
ماهیت کار جهادی اقتضا میکند فاصله میان تصمیم و اقدام به حداقل برسد. اگر این فاصله بیش از اندازه طولانی شود، بسیاری از ظرفیتها از بین میرود و فرصت خدمترسانی از دست خواهد رفت. با این حال، کاهش بروکراسی به معنای بیقانونی نیست.

گروههای جهادی خود را ملزم به رعایت قوانین کشور میدانند و فعالیتهایشان در چارچوب قانون انجام میشود. تفاوت در این است که این مجموعهها تلاش میکنند بدون گرفتار شدن در فرآیندهای پیچیده و زمانبر اداری، سرعت عمل خود را حفظ کنند.
به همین دلیل توصیه میکنم مخاطبان، فیلم «احمد» را با این نگاه تماشا کنند؛ زیرا یکی از پیامهای اصلی این اثر، اهمیت کاهش فاصله میان تصمیم و اقدام است. در عرصه جهادی، هرچه این فاصله کمتر باشد، امکان بهرهگیری از ظرفیتها و حل مسائل نیز بیشتر خواهد شد.
بنابراین، اینکه گفته شود گروههای جهادی قانونگریز هستند، برداشت دقیقی نیست. اتفاقاً کار جهادی، کاری قانونمند است و رهبر معظم انقلاب نیز بارها بر این نکته تأکید کردهاند که فعالیت جهادی و انقلابی، در چارچوب قانون معنا پیدا میکند و هر مجموعه جهادی نیز ضوابط و قواعد مشخص خود را برای انجام مأموریتهایش دارد.
* گفته میشود هر کاری که برای رضای خدا انجام شود، جهادی است؛ اما نیت، امری درونی و غیرقابل سنجش است. در فضای اجتماعی امروز چگونه میتوان از تبدیل شدن این مفهوم به یک شعار یا ابزاری برای قضاوت دیگران جلوگیری کرد؟
به اعتقاد من، انسان جهادگر از «فعل جهادی» به «روحیه جهادی» و در نهایت به «زیست جهادی» میرسد. هنگامی که سبک زندگی انسان جهادی شود، اطرافیان این ویژگی را در رفتار و منش او بهخوبی احساس میکنند و دیگر نیازی به ادعا یا شعار نیست.
برای نمونه، اگر به سیره امام خمینی (ره) نگاه کنیم، میبینیم که زندگی ایشان از ابتدا تا پایان، جلوهای از یک زیست جهادی بود. هیچکس نمیتواند این واقعیت را انکار کند. ایشان سال ۱۳۴۷ و پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، پس از وقوع زلزله فردوس، گروهی از روحانیون و معتمدان بازار مشهد را برای امدادرسانی به منطقه اعزام کردند و آنچه در آن زمان با عنوان «امداد روحانیت» شناخته میشد، در عمل نمونهای از یک حرکت جهادی بود، این اقدام حدود یک دهه پیش از پیروزی انقلاب اسلامی صورت گرفت و بعدها نیز همان روز به عنوان روز حرکتهای جهادی نامگذاری شد.
این روحیه در ادامه نیز در حوادث مختلف، از جمله سیلها و زلزلهها، تداوم یافت. چنین حضوری نشان میدهد که جهاد برای این شخصیتها یک اقدام مقطعی نبود، بلکه به بخشی از سبک زندگی آنان تبدیل شده بود. همین ویژگی را در عرصه مبارزه با استکبار نیز میتوان مشاهده کرد؛ روحیهای که تا آخرین لحظه عمر استمرار داشت و در نهایت به شهادت انجامید.
همانگونه که امیرالمؤمنین (ع) درباره جایگاه جهاد فرمودهاند، این مسیر نصیب بندگان خاص خدا میشود. ویژگی انسان جهادی نیز این است که دچار توقف و ناامیدی نمیشود. اگر به او گفته شود راهی وجود ندارد، باور دارد که حتماً راهی برای حل مسئله هست و با همین امید، مسیر را ادامه میدهد.
هدف ما نیز این است که اردوهای جهادی، صرفاً به چند روز خدمترسانی محدود نشود، بلکه زمینهساز شکلگیری یک «زیست جهادی» در افراد باشد؛ زیستی که استمرار آن، انسان را تا پایان عمر در مسیر خدمت، تلاش و مجاهدت نگه میدارد.
به باور من، روحیه جهادی امری صرفاً درونی و پنهان نیست. همانگونه که در ادبیات فارسی گفتهاند: «از کوزه همان برون تراود که در اوست.» اگر روحیه جهادی در وجود انسان شکل بگیرد، آثار آن در رفتار، تصمیمها و شیوه زندگی او آشکار خواهد شد. در این صورت، دیگر نیازی نیست فرد خود را جهادگر معرفی کند؛ بلکه دیگران از خلال رفتار و عملکرد او به این نتیجه خواهند رسید.

انسان جهادی در موقعیتهای مختلف زندگی، امید خود را از دست نمیدهد، از سختیها دلسرد نمیشود و با استمرار در تلاش، برای تحقق آرمانها و حل مسائل جامعه میکوشد. اینها نشانههایی است که میتوان از طریق آنها به وجود یک روحیه جهادی در افراد پی برد.
* اگر امروز یک جوان ۲۰ ساله از شما بپرسد مهمترین اولویت حرکتهای جهادی در کشور چیست، چه پاسخی میدهید؟ به بیان دیگر، جهاد در دهه ۱۴۰۰ باید بیش از همه متوجه حل کدام مسائل و بحرانها باشد؟
در موضوع اولویتشناسی، مهمترین ملاک این است که ببینیم ولی جامعه چه مطالبهای دارد. جهاد، یعنی به میدان آوردن مردم برای حل مسائل کشور و طبیعی است که تشخیص اولویتها نیز باید بر اساس نیازهای کلان جامعه و رهنمودهای ولی جامعه صورت گیرد.
ممکن است موضوعاتی مانند اقتصاد، فرهنگ، جمعیت یا آسیبهای اجتماعی هر یک اهمیت داشته باشند، اما آنچه اولویت را تعیین میکند، نگاه کلان و آیندهنگر ولی جامعه است؛ نگاهی که با رصد دقیق مسائل داخلی و خارجی، مهمترین نیازهای کشور را شناسایی و به جامعه اعلام میکند.
از این رو، هنگامی که رهبر شهید انقلاب بر موضوعاتی همچون درختکاری، اقتصاد مقاومتی، مواسات و همدلی تأکید میکنند، این موارد به اولویتهای جریان جهادی تبدیل میشود. همچنین زمانی که اقتصاد به عنوان محور شعار سال مطرح میشود و طی سالهای متمادی مورد تأکید قرار میگیرد، یک جهادگر باید حل مسائل اقتصادی را در صدر دغدغههای خود قرار دهد و برای ایفای نقش مؤثر در این عرصه برنامهریزی کند.
* با توجه به اولویتهایی که اشاره کردید، امروز مهمترین مأموریت جریان جهادی در کشور را چه میدانید؟
رهبر شهید انقلاب طی سالهای گذشته بارها بر مسائل اقتصادی تأکید کردهاند؛ بنابراین یک جهادگر نیز باید نسبت به این حوزه احساس مسئولیت داشته باشد و حل مسائل اقتصادی را در زمره اولویتهای خود قرار دهد. در کنار آن، موضوع جنگ شناختی و جهاد تبیین نیز از جمله محورهایی است که معظمله بارها از آن به عنوان یک فریضه فوری و قطعی برای همه یاد کردهاند.
امروز شاهد هستیم که جمهوری اسلامی در عرصههای مختلف، در برابر قدرتهایی که خود را ابرقدرت جهان میدانستند، دستاوردهای مهمی داشته است؛ اما این سؤال مطرح میشود که چرا در جنگ شناختی و رسانهای، گاهی اینگونه القا میشود که ما بازنده میدان هستیم. این مسئله نشان میدهد که جهادگران در حوزه تبیین و روایتگری نیز مسئولیت سنگینی بر عهده دارند.
جهاد تبیین به این معناست که خدمات و دستاوردهای گروههای جهادی و همچنین اقدامات انجامشده در کشور، بهدرستی برای افکار عمومی روایت شود. اگر خدمات گستردهای که در نقاط مختلف کشور انجام میشود، بهدرستی بازگو نشود، زمینه ناامیدی در جامعه فراهم خواهد شد. از این منظر، روایت صحیح خدمات نیز خود نوعی جهاد و از اولویتهای امروز جریان جهادی است.
البته این بدان معنا نیست که همه جهادگران باید صرفاً در حوزه روایتگری فعالیت کنند. هر فرد متناسب با توانمندی و تخصص خود میتواند در یکی از عرصههای مورد نیاز کشور نقشآفرین باشد. ممکن است فردی در حوزه اقتصاد توانمند باشد، دیگری در زمینه درختکاری، محرومیتزدایی، فرهنگ یا سایر حوزهها فعالیت کند. آنچه اهمیت دارد، این است که همه این ظرفیتها در کنار یکدیگر، جبههای واحد برای حل مسائل کشور تشکیل دهند و مطالبات ولی جامعه را محقق سازند.

اگر این اولویتها بهدرستی دنبال شود، مسیر پیشرفت کشور هموارتر خواهد شد و مردم نیز آثار آن را در زندگی خود مشاهده خواهند کرد.
نکته مهم دیگر، پرهیز از انفعال است. جوان جهادگر باید کنشگر باشد و با ورود به میدان، مسیر خود را پیدا کند. قرآن کریم نیز وعده داده است که «وَالَّذِینَ جَاهَدُوا فِینَا لَنَهْدِیَنَّهُمْ سُبُلَنَا»؛ یعنی کسانی که در راه خدا مجاهدت کنند، خداوند راههای خود را به آنان نشان خواهد داد. همچنین در آیهای دیگر میفرماید: «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَیٰ وَفُرَادَیٰ ثُمَّ تَتَفَکَّرُوا»؛ ابتدا باید برای خدا قیام کرد و سپس با تدبیر و اندیشه، مسیر را ادامه داد.
تجربه پیشکسوتان جهادی نیز همین واقعیت را نشان میدهد. مرحوم حاج عبدالله والی در بشاگرد و همچنین جهاد سازندگی در سالهای نخست انقلاب، کار خود را با یک اقدام میدانی آغاز کردند و در ادامه، متناسب با نیازهای جامعه، حوزههای جدیدی را به فعالیتهای خود افزودند. بسیاری از جهادگران باسابقه نیز همین تجربه را نقل میکنند؛ اینکه ابتدا وارد میدان شدند، سپس بهتدریج نیازها را شناختند و دامنه فعالیتهای خود را گسترش دادند.
بنابراین، مهمترین اصل در حرکت جهادی، ورود به میدان برای حل مسئله است. هنگامی که این حرکت آغاز شود، مسیرهای جدید نیز بهتدریج نمایان خواهد شد و هر فرد میتواند بر اساس توانمندیهای خود، بیشترین اثرگذاری را داشته باشد.
از سوی دیگر، توانایی یک جهادگر محدود به ظرفیتهای اولیه او نیست. انسان جهادی هر روز با مسئلهای جدید روبهرو میشود و برای حل آن تلاش میکند. همین روحیه، موجب نشاط، پویایی و خلاقیت او میشود و از گرفتار شدن در رکود و انفعال جلوگیری میکند.
* با توجه به تأکید شما بر روایتگری، آیا مستندسازی فعالیتهای جهادی و ارتقای سواد رسانهای را نیز میتوان از اولویتهای امروز این جریان دانست؟
قطعاً همینطور است. امروز جنگ شناختی و فضای مجازی، میدان مهمی برای فعالیت جهادی محسوب میشود و ظرفیت جوانان در این عرصه میتواند نقشآفرین باشد. همانگونه که روزی نهضت سوادآموزی شکل گرفت، امروز نیز جامعه بیش از گذشته به نهضت سواد رسانهای نیاز دارد.
البته صرف آشنایی با ابزارهای رسانهای کافی نیست. آنچه اهمیت دارد، رسیدن به بصیرت رسانهای است؛ زیرا ممکن است فرد از نظر فنی و رسانهای توانمند باشد، اما در تشخیص حقیقت دچار خطا شود.
امروز با گسترش فناوریهایی مانند هوش مصنوعی، امکان تولید تصاویر، فیلمها و محتوای جعلی بیش از گذشته فراهم شده است. از همین رو، در کنار آموزش مهارتهای رسانهای، باید قدرت تحلیل و تشخیص نیز در جامعه تقویت شود تا افراد بتوانند واقعیت را از عملیات روانی و شبهات تشخیص دهند.
در نگاه قرآنی نیز مؤمن باید دشمن را بشناسد و نسبت به شیوههای او آگاه باشد. بسیاری از شبهات، به تعبیر امیرالمؤمنین (ع)، به دلیل شباهت ظاهری به حق، قدرت اثرگذاری پیدا میکنند. از این رو، ارتقای سواد و بصیرت رسانهای، امروز یکی از ضرورتهای جدی فعالیت جهادی است.

افرادی که در این حوزه تخصص دارند، میتوانند با همان روحیه جهادی، دانش و تجربه خود را در اختیار مردم قرار دهند و به ارتقای آگاهی عمومی کمک کنند.


نظر شما