یادداشت مهمان_ ایرج حجازی، نویسنده حوزه دین و رسانه: هر ساله همزمان با نزدیک شدن به روزهای پایانی ماه صفر، موجی از پیامها در شبکههای اجتماعی دستبهدست میشود که با استناد به عبارتی منتسب به پیامبر اکرم (ص) مَنْ بَشَّرَنِی بِخُرُوجِ صَفَر بَشَّرْتُهُ بِالْجَنَّة (هر کس مرا به خروج ماه صفر مژده دهد، او را به بهشت بشارت میدهم)، میکوشند نحوستِ این ماه را اثبات کرده و برای پایانِ آن جشنی برپا کنند. با این حال، اگر با ترازوی خرد و نگاهی دقیق به سراغ این دست از باورها برویم، بهسرعت درمییابیم که چنین برداشتی، مصداقِ بارزِ تقلیلِ دینداریِ آگاهانه به باورهای عوامانه است. واکاویِ منابعِ روایی نشان میدهد که این گزاره، نهتنها فاقدِ هرگونه اعتبارِ سندی است، بلکه زاییده یک تحریفِ آشکارِ تاریخی و زبانی به شمار میرود.
از «آذارِ» رومی تا «صفرِ» هجری
ریشه این سوءتفاهمِ تاریخی را باید در روایتی معتبر اما با محتوایی کاملاً متفاوت جستجو کرد. مرحوم شیخ صدوق این واقعه را از قول ابنعباس چنین نقل میکند: روزی پیامبر اکرم (ص) در مسجد قبا با اصحابِ خویش نشسته بودند. در این میان فرمودند: «نخستین کسی که اکنون از این در بر شما وارد شود، از اهل بهشت است.» [۱]
شنیدن این بشارت، اشتیاقی شگرف در میان اصحاب ایجاد کرد. عدهای به سرعت از مسجد خارج شدند تا با ورودِ مجدد، نخستین نفر باشند و مدالِ بهشتی بودن را از زبان پیامبر (ص) دریافت کنند. رسول خدا (ص) که متوجه این رقابت و نیتِ آنان شد، رو به حاضرانِ در مسجد کرده و برای تشخیصِ فردِ حقیقی، یک نشانه تعیین کردند. ایشان فرمودند: «اکنون چند نفر همزمان وارد خواهند شد که هر یک در سبقت گرفتن از دیگری تلاش میکند؛ از میان آنان، هر کس به من خبر دهد که ماه “آذار” پایان یافته، او از اهل بهشت است.»
همانگونه که از نصِ صریحِ روایت برمیآید، پیامبر (ص) در حالِ طرحِ یک پرسشِ نشانهشناختی برای شناساییِ یک شخصِ خاص (که در روایات دیگر مشخص شده جناب ابوذر غفاری بوده است) بودهاند. در این متن، مطلقاً نامی از ماه «صفر» در میان نیست، بلکه سخن از ماه «آذار» است.
آذار، به گواهی لغتشناسانی چون ابنمنظور، هیچ پیوندی با تقویم هجری قمری ندارد و یکی از ماههای تقویم رومی (سُریانی)، معادلِ تقریبیِ فروردینِ شمسی است. [۲]
سندسازی برای یک خرافه
حال پرسشِ بنیادین این است: افسانهی بشارت خروج صفر از کجا آمده است؟
واقعیت آن است که این عبارت، در هیچیک از منابعِ معتبر و متقنِ حدیثیِ شیعه یافت نمیشود. تنها در برخی تفاسیرِ متأخر یا متونِ عرفانی، اشاراتی غیرمستند به آن شده است. اما به دلیل عدمِ ذکرِ سند (مُرسل بودنِ روایت)، این نقل فاقدِ دلالتِ فقهی و اعتقادی است و نمیتوان بر پایه آن، حکم به نحوستِ یک زمانِ خاص یا استحبابِ یک عمل شرعی داد.
جامعه عقلانی پادزهرِ خرافات
نگاهِ جامعهشناختی به دین میآموزد که تزریقِ مفاهیمی چون نحوستِ ذاتیِ زمان به شریانهای جامعه، پیامدهای مخربی دارد. این رویکرد، جهانبینیِ توحیدی را مخدوش کرده و جامعه را به جای پویایی و خردورزی، به سمتِ خرافهپرستی سوق میدهد.
آموزههای اصیل اسلامی، زمان را تجلیِ ارادهی حق و مخلوق خداوند میدانند و هیچ ماهی را شوم نمیپندارند. استوانههای فقه و حدیث چون علامه مجلسی در «بحار الأنوار» و شیخ حر عاملی در «وسائل الشیعه» با صراحت تأکید دارند که هیچ دلیلِ معتبری بر نحوستِ ماه صفر وجود ندارد. [۳]
_پایانِ صفر، گریختن از یک زمانِ نحس نیست؛ بلکه پایانِ یک دوره فشرده از سوگواریِ عارفانه برای پاکترین جانهای تاریخ است؛ تا مؤمنانِ سالک، با قلبی شسته از زنگارِ غفلت، در کرانه توکل، عقلانیت و امید به فضلِ پروردگار، پهلو بگیرند._
*منابع و مستندات یادداشت:*
[۱]. شیخ صدوق، علل الشرایع، ج ۱، باب ۲۴۴.|[۲]. ابن منظور، لسان العرب، ذیل ماده «آذار».|[۳]. علامه مجلسی، بحار الأنوار، ج ۵۹، ص ۹۱؛ شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج ۶، باب استحباب الصدقه لدفع البلاء.



نظر شما