خبرگزاری مهر، گروه بینالملل: دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا به وزارت جنگ این کشور (پنتاگون) دستور داده است رزمایشهای نظامی مشترک با کره جنوبی را کاهش دهد. ترامپ تاکید کرده که اکنون برای لغو کامل رزمایشها خیلی دیر شده است، بنابراین به پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا دستور داده آنها را بهطور قابل توجهی کاهش دهد. او برای این تصمیم به رابطه بسیار خوب خود با کیم جونگ اون، رهبر کره شمالی و همچنین نارضایتی از عدم حمایت سئول از آمریکا در جنگ علیه ایران اشاره کرده است.
تصمیم دونالد ترامپ در شرایطی رخ داده که واشنگتن همزمان با پیامدهای جنگ ایران، رقابت فزاینده با چین و گسترش همکاریهای روسیه و کره شمالی مواجه است. این تصمیم فقط یک تغییر در برنامه نظامی آمریکا نیست و میتواند پیامدهایی برای آینده ائتلافهای واشنگتن داشته باشد. اهمیت موضوع زمانی بیشتر میشود که ترامپ عدم همراهی کره جنوبی با آمریکا در جنگ علیه ایران را نیز به صراحت مطرح کرده است؛ موضوعی که نشان میدهد جنگ ایران وارد محاسبات روابط آمریکا با متحدانش در شرق آسیا شده است.
چرا ترامپ رزمایشها را کاهش داد؟
رزمایش «سپر آزادی اولچی» یکی از مهمترین رزمایش های سالانه آمریکا و کره جنوبی است که از سال ۱۹۷۶ برگزار میشود و هدف اصلی آن آمادهسازی نیروهای دو کشور برای مقابله با تهدید احتمالی کره شمالی است. رزمایش امسال قرار بود ۱۱ روز ادامه داشته باشد و حدود ۱۸ هزار نیروی کره جنوبی و ۲۸۵۰۰ نیروی آمریکایی مستقر در منطقه در آن مشارکت داشته باشند.
تصمیم ترامپ برای کاهش قابل توجه این رزمایشها به یکی از ابزارهای اصلی بازدارندگی آمریکا در شبهجزیره کره مربوط میشود. کره شمالی نیز همواره این رزمایشها را تحریکآمیز دانسته و در دوره برگزاری آنها معمولا به آزمایشهای موشکی یا افزایش تهدیدهای خود روی آورده است.
ترامپ البته پیش از این نیز با رزمایشهای آمریکا و کره جنوبی مخالفت کرده بود. وی پس از دیدار با کیم جونگ اون در سنگاپور در سال ۲۰۱۸ این رزمایشها را پرهزینه و تحریکآمیز خواند. اکنون نیز رابطه شخصی خود با رهبر کره شمالی را یکی از دلایل کاهش رزمایشها عنوان کرده است.
از این منظر به نظر میرسد ترامپ بار دیگر به دنبال استفاده از کاهش فشار نظامی به عنوان ابزار دیپلماتیک است. او ممکن است تصور کند کاهش رزمایشها میتواند زمینه را برای بازگشت به گفتوگو با پیونگیانگ فراهم کند و به او امکان دهد بار دیگر خود را به عنوان رئیسجمهوری معرفی کند که قادر به مذاکره مستقیم با کیم است.
با این حال شرایط امروز با سال ۲۰۱۸ تفاوت زیادی دارد. کره شمالی در این فاصله توان موشکی و هستهای خود را افزایش داده و روابطش با روسیه و چین نیز تقویت شده است. بنابراین کیم جونگ اون اکنون از موقعیت متفاوتی برخوردار است و لزوما برای بازگشت به مذاکره با آمریکا عجله نخواهد داشت.
جنگ ایران، متغیری که معادلات آمریکا را تغییر داد
مهمترین نکته در تصمیم اخیر ترامپ اشاره مستقیم او به جنگ ایران است. ترامپ گفته است که از عدم همراهی کره جنوبی با آمریکا در تلاش برای مقابله با برنامه هستهای ایران ناراضی است و اعلام کرده سئول درخواست واشنگتن برای مشارکت در این اقدام را رد کرده است. این مسئله نشان میدهد پیامدهای جنگ شکست خورده علیه ایران از مرزهای غرب آسیا فراتر رفته و بر روابط آمریکا با متحدانش در سایر نقاط جهان نیز اثر گذاشته است.
کره جنوبی یکی از نزدیکترین متحدان نظامی آمریکا محسوب میشود و حضور نیروهای آمریکایی در این کشور بخش مهمی از ساختار امنیتی شرق آسیا را تشکیل میدهد. با این حال، سئول حاضر نشده در جنگ ایران وارد مشارکت مستقیم شود. این تصمیم را میتوان در چارچوب محاسبه هزینه و فایده تحلیل کرد.
برای کره جنوبی، ورود مستقیم به جنگ با ایران میتواند هزینههای امنیتی، اقتصادی و سیاسی قابل توجهی داشته باشد، آن هم در شرایطی که خود این کشور با تهدید کره شمالی مواجه است. بنابراین عدم همراهی سئول را میتوان نشانهای از این دانست که به دنبال شکست پرهزینه آمریکا در برابر ایران، حتی متحدان نزدیک واشنگتن نیز در مواجهه با ایران، منافع و امنیت ملی خود را مستقل از خواستههای واشنگتن محاسبه میکنند. بنابراین جنگ ایران یک پیام مهم برای نظام ائتلافی آمریکا داشته است: قدرت آمریکا زمانی مؤثر است که متحدانش نیز حاضر باشند هزینه استفاده از این قدرت را بپذیرند.
در این شرایط مسئله اقتدار ایران مطرح می شود. اقتدار یک کشور زمانی اهمیت بیشتری پیدا میکند که قدرت آن کشور بتواند محاسبات سایر دولتها را تحت تأثیر قرار دهد. اگر متحدی مانند کره جنوبی به این نتیجه برسد که ورود به جنگ با ایران بیش از آنکه منفعت داشته باشد، خطر ایجاد میکند طبیعی است که از مشارکت خودداری کند.
خلأ قدرت آمریکا را چه کسی پر میکند؟
این تصمیم ترامپ در خلأ ژئوپلیتیکی رخ نداده است. شرق آسیا امروز یکی از مهمترین صحنههای رقابت قدرتهای بزرگ است و چین با سرعت در حال توسعه توان نظامی خود است. پکن در سالهای اخیر توان موشکی، دریایی و هستهای خود را افزایش داده و فشار نظامی و سیاسی بر تایوان را نیز تشدید کرده است. نگرانی واشنگتن و متحدانش این است که چین بتواند از هرگونه کاهش تمرکز آمریکا برای افزایش فشار بر تایوان یا تقویت موقعیت خود در غرب اقیانوس آرام استفاده کند.
همزمان کره شمالی نیز دیگر بازیگری منزوی نیست. روابط پیونگیانگ با مسکو به شکل قابل توجهی تقویت شده و همکاریهای نظامی دو کشور افزایش یافته است. کره شمالی همچنین روابط خود با چین را حفظ کرده و از رقابت میان آمریکا، چین و روسیه برای افزایش قدرت چانهزنی خود استفاده میکند.
در چنین شرایطی، کاهش رزمایش آمریکا و کره جنوبی میتواند دو برداشت متفاوت ایجاد کند. از یک سو ممکن است پیونگیانگ آن را نشانهای مثبت برای کاهش تنش و آغاز مذاکره تلقی کند. از سوی دیگر، چین و روسیه ممکن است آن را نشانهای از افزایش فشار بر منابع و ظرفیتهای آمریکا بدانند.
هزینه های وارد شده به آمریکا به دنبال جنگ با ایران باعث شده واشنگتن نتواند همه بحرانها را با یک سطح از قدرت مدیریت کند. جنگ ایران، رقابت با چین، جنگ اوکراین و تعهدات امنیتی در اروپا و آسیا همزمان در دستور کار آمریکا قرار دارند. بنابراین هر تصمیم درباره کاهش فعالیت نظامی در یک منطقه میتواند در منطقهای دیگر مورد توجه قرار گیرد.
آیا متحدان هنوز به آمریکا اعتماد دارند؟
شاید مهمترین پیامد تصمیم ترامپ نه برای کره شمالی بلکه برای خود متحدان آمریکا باشد. اتحاد آمریکا و کره جنوبی دههها بر این اصل بنا شده که واشنگتن در برابر تهدید کره شمالی از سئول دفاع خواهد کرد. رزمایشهای مشترک نیز بخشی از همین تضمین امنیتی هستند. بنابراین هرگونه کاهش آنها میتواند این پرسش را ایجاد کند که آیا تعهدات آمریکا در آینده نیز به همین اندازه پایدار خواهد بود؟ این مسئله فقط به کره جنوبی محدود نیست. آمریکا شبکهای گسترده از متحدان در اروپا و آسیا دارد و اعتبار این شبکه تا حد زیادی به این باور وابسته است که واشنگتن در زمان بحران واقعا توان و اراده دفاع از آنها را دارد.
جنگ ایران این پرسش را جدیتر کرده است. اگر متحدان ببینند آمریکا برای مدیریت یک جنگ بزرگ ناچار است منابع خود را از سایر مناطق جابهجا کند ممکن است به تدریج به دنبال افزایش توان دفاعی مستقل یا ایجاد روابط متنوعتر با سایر قدرتها بروند. نمونه فیلیپین در این زمینه قابل توجه است.
افزایش تنش میان مانیل و پکن نشان میدهد کشورهای آسیایی از یک سو به حمایت آمریکا نیاز دارند و از سوی دیگر نمیخواهند امنیت خود را تنها به یک قدرت وابسته کنند. در مورد کره جنوبی نیز پیشنهاد گفتوگو با کره شمالی برای پایان رسمی جنگ کره نشان میدهد سئول ممکن است به دنبال مسیرهای مکملی برای تامین امنیت خود باشد.
نتیجه
کاهش رزمایشهای آمریکا و کره جنوبی در نقطه تلاقی چند تحول مهم قرار گرفته است: جنگ ایران، فشار بر منابع نظامی آمریکا، رقابت فزاینده با چین، نزدیکی روسیه و کره شمالی و افزایش تردید متحدان نسبت به میزان تعهد واشنگتن. از این منظر، جنگ ایران یکی از متغیرهای مهم این معادله است.
عدم همراهی کره جنوبی با آمریکا در جنگ علیه ایران نشان میدهد حتی متحدان نزدیک واشنگتن نیز هزینه و فایده ورود به تقابل با تهران را مستقل از خواستههای آمریکا محاسبه میکنند. در مقابل، ترامپ نیز نشان داده است که میزان همراهی متحدان را در تصمیمات امنیتی خود لحاظ میکند. با این حال مهمترین پیامد این تصمیم میتواند تأثیر آن بر اعتبار بازدارندگی آمریکا باشد. اگر متحدان واشنگتن به این نتیجه برسند که آمریکا به دلیل درگیری در یک جبهه، ناچار به کاهش تعهدات خود در جبههای دیگر است، اعتماد به قدرت و توانایی آمریکا برای مدیریت همزمان چند بحران کاهش خواهد یافت.
در نهایت، مسئله فقط کره شمالی نیست، این تصمیم نشان میدهد توانایی آمریکا برای حفظ همزمان تعهدات امنیتی در چند جبهه با محدودیتهای جدی روبهرو شده است. جنگ ایران، هزینههای نظامی و سیاسی زیادی به واشنگتن تحمیل کرده و در کنار رقابت با چین و روسیه، آمریکا را ناگزیر به بازتنظیم اولویتهای خود کرده است. در نتیجه، اعتماد متحدان به توانایی و اراده واشنگتن برای دفاع همزمان از آنها در حال تضعیف شدن است و این روند یکی از مهمترین پیامدهای ژئوپلیتیکی جنگ ایران برای نظم امنیتی تحت رهبری آمریکا خواهد بود.


نظر شما