یادداشت مهمان_ایرج حجازی، نویسنده و پژوهشگر حوزه دین و رسانه: دوران امامت امام هادی و امام حسن عسکری (ع) یکی از پیچیدهترین بزنگاههای تاریخی در جغرافیای سیاسی تاریخ تشیع محسوب میشود. استقرار اجباری در سامرا به عنوان پایتخت نظامی خلافت عباسی، نهاد امامت را در قلب ساختار اطلاعاتی حاکمیت قرار داد. با این حال، چالش بنیادین در این برهه صرفاً تقابل با محدودیتهای میدانی نبود، بلکه مدیریت یک گذار و تغییر بنیادین در نظام ادراک جامعه شیعه بود. جامعهای که بیش از دو قرن به دسترسی مستقیم و ارتباط چهرهبهچهره با رهبر الهی خود عادت کرده بود، در آستانه ورود به دورانی قرار داشت که به عصر حیرت مشهور است. قطع ناگهانی این ارتباط میتوانست به فروپاشی روانی جامعه و تشتت آرای کلامی منجر شود. از این رو، ائمه متأخر با اتخاذ رویکردی چندوجهی به طراحی سازوکارهایی پرداختند که ضمن حفظ امنیت هسته مرکزی مقاومت، تابآوری شناختی جامعه را ارتقا بخشد.
کیمیای حصر؛ تبدیل پادگان عباسی به قرارگاه شبکهسازی شیعی
سامرا در معادلات سیاسی قرن سوم هجری، یک پادگانشهر با بالاترین سطح کنترل اطلاعاتی بود. انتقال اجباری امام هادی (ع) و متعاقباً امام عسکری (ع) به محله نظامی عسکر با هدف قطع ارتباط نهاد امامت با پایگاه اجتماعی آن و عقیم گذاشتن شبکه ارتباطی شیعه صورت گرفت. اما تحلیل رفتارشناسی ائمه نشان میدهد که این تهدید امنیتی با یک مهندسی معکوس، به اقدام پیشدستانه و تمهید معرفتی برای عصر غیبت تبدیل شد. حصر طولانیمدت (بیش از 26سال برای هر دو امام) سبب شد تا شیعیان به دلیل عدم امکان دسترسی مستقیم به شخص امام، ناگزیر به شبکههای واسط و وکلای معتمد روی آورند. این فاصلهگذاری اجباری در عمل، شوک ناشی از غیبت صغری را در افکار عمومی پیشاپیش مستهلک و خنثی کرد.
چرا امام عسکری (ع) از پشت پرده سخن میگفت؟
نخستین گام در مدیریت افکار عمومی برای ورود به عصر غیبت، تغییر عادت رفتاری شیعیان در نحوه ارتباط با مرجعیت دینی بود. دادههای تاریخی نشان میدهد که امام حسن عسکری (ع) حتی در درون سامرا و در مواقعی که محدودیتهای امنیتی کمتری وجود داشت، ارتباط مستقیم و حضوری خود را با عموم شیعیان به حداقل رساندند. استفاده از پرده در برخی دیدارها و پاسخگویی به پرسشها از ورای پرده، یک تدبیر هدفمند برای شرطیزدایی ذهنی جامعه نسبت به حضور دیداری امام بود. این راهبرد، جامعه را به تدریج با مفهوم رهبری پنهان مأنوس میکرد و نشان میداد که برای دریافت هدایت، نیازی به رؤیت حضور عینی رهبر نیست و انتقال مرجعیت معرفتی در حال انجام است.
زیارت جامعه کبیره، منشور کلامی و اساسنامه عقیدتی عصر غیبت
در این مقطع حساس تاریخی، مهمترین گام برای آمادهسازی شیعیان، تدوین متون پایه کلامی بود. امام هادی (ع) در اوج محدودیتهای سامرا با انشای زیارت جامعه کبیره، منشور توحیدی و اساسنامه امامشناسی شیعه را پایهگذاری کردند. تأمل در تار و پود این متن، پرده از یک راهبرد هوشمندانه برمیدارد: گذر از دورانی که مرجعیت شیعه به حضور فیزیکی امام متکی بود، به عصر جدیدی که هدایت بر مدار نص و فرمان معصوم میچرخد. به عنوان نمونه، فراز «کَلَامُکُمْ نُورٌ وَ أَمْرُکُمْ رُشْدٌ»، صراحتاً نقطه اتکای شیعیان را به ساحتِ معرفت و کلامِ هدایتگر منتقل میکند. همچنین در بخش دیگری از این زیارتنامه، معماری ذهنی و چارچوب فکری یک شیعه تراز در دوران گذار، به رساترین شکل ممکن تصویر میشود: «مُعْتَرِفٌ بِکُمْ مُؤْمِنٌ بِإِیَابِکُمْ مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ مُنْتَظِرٌ لِأَمْرِکُمْ مُرْتَقِبٌ لِدَوْلَتِکُمْ آخِذٌ بِقَوْلِکُمْ عَامِلٌ بِأَمْرِکُمْ». تأکید بر مفاهیمی چون انتظار برای فرمان و عمل به دستورات، پیام روشنی دارد؛ این راهبرد، کنشگریِ صبورانه و هدفمند را جایگزین انفعالِ ناشی از ندیدن امام میکند و نشان میدهد که در عصر غیبت، پیوند با رهبری مکتب قطع نمیشود، بلکه از مسیر تبعیت عملی از منظومه فکری و دستورات ایشان امتداد مییابد.
ارتقای سازمان وکالت و نهادینهسازی حکمرانی شبکهای
کاهش تدریجی ارتباط حضوری، نیازمند جایگزینی یک ساختار کارآمد برای اداره امور مدنی و شرعی جامعه بود. نهاد وکالت در عصر امامین عسکریین از یک شبکه ساده ارتباطی، به یک ساختار پیچیده، سلسلهمراتبی و غیرمتمرکز ارتقا یافت. ارجاع مستمر شیعیان به متون مکتوب، ترویج فرهنگ مکتوب برای اعتباربخشی به فقها و راویان حدیث، و تأکید بر نفوذ کلام نایبان ارشد، تمرین عملی جامعه برای انتقال مرجعیت علمی به قواعد استنباط و تبعیت از ساختار سازمانی به جای شخص امام حاضر بود.
این معماری تشکیلاتی، همگام با منظومه معرفتی زیارت جامعه کبیره، زیرساخت اجرایی لازم را مهیا ساخت تا در زمان غیبت، این ساختار بتواند مدیریت بحران و هدایت افکار عمومی را بر عهده بگیرد و در جنگ روایتها در برابر جریانهای انحرافی مقاومت کند.
تلفیق دادههای تاریخی با متون کلامی نشان میدهد که حصر طولانیمدت ائمه در سامرا، به مثابه یک قرارگاه فرماندهی برای شبکهسازی دوران گذار عمل کرد. تولید نرمافزار عقیدتی توسط امام هادی (ع) و ارتقای سختافزار تشکیلاتی توسط امام حسن عسکری (ع)، جامعه شیعه را به چنان ایمنسازی و بلوغی رساند که توانست از سهمگینترین طوفان تاریخی خود عبور کرده و نظام هویتی خویش را برای پذیرش هدایت غائبانه در عصر غیبت بازتولید نماید.



نظر شما