۵ شهریور ۱۴۰۵، ۹:۱۳

«شیری شبیه آهو»؛ خاطرات رزمنده بابلی در جبهه‌های غرب

«شیری شبیه آهو»؛ خاطرات رزمنده بابلی در جبهه‌های غرب

ساری- کتاب «شیری شبیه آهو» خاطرات علی‌اکبر دوستی، رزمنده بابلی و نیروی چریکی دوران دفاع مقدس را روایت می‌کند.

به گزارش خبرنگار مهر، کتاب «شیری شبیه آهو» خاطرات علی‌اکبر دوستی، رزمنده بابلی و نیروی چریکی دوران دفاع مقدس را روایت می‌کند، اثری که مخاطب را از نخستین روزهای حضور این رزمنده در جبهه تا پایان هشت سال جنگ در مناطق غربی کشور همراه می‌کند.

ادبیات دفاع مقدس تنها روایت عملیات‌ها و پیروزی‌ها نیست، بلکه ثبت لحظاتی است که رزمندگان در سخت‌ترین شرایط، میان کوه، صخره، بمباران و آتش دشمن زندگی کردند و بسیاری از خاطرات آن روزها را با خود به سال‌های بعد آوردند.

کتاب «شیری شبیه آهو» نیز از همین زاویه به سراغ خاطرات علی‌اکبر دوستی، رزمنده بابلی و نیروی چریکی جبهه‌های غرب کشور رفته است؛ روایتی که تلاش می‌کند تجربه زیسته یک رزمنده را در طول سال‌های دفاع مقدس به تصویر بکشد.

دوستی از ابتدای حضور خود در جنگ، مسیر متفاوتی را انتخاب کرد و برای پیوستن به گروه‌های چریکی و پارتیزانی داوطلب شد و در ادامه در ردیف نیروهای برون‌مرزی قرار گرفت. بخش مهمی از خاطرات او به حضور در مناطق صعب‌العبور غرب کشور و مأموریت‌های چریکی اختصاص دارد.

یکی از ویژگی‌های این اثر، جزئیات خاطراتی است که شرایط دشوار زندگی و مبارزه در جبهه را برای مخاطب ملموس می‌کند. در بخشی از کتاب، دوستی یکی از لحظات پرخطر حضورش در جریان بمباران را چنین روایت می‌کند:

«با آمدن دوباره هواپیماها، بمباران اوج گرفت و من هم بی‌وقفه با دوشکایی که انگار جزئی از اجزای بدنم شده بود، شلیک می‌کردم. هواپیماها همه‌شان به دوشکایی که من پشتش نشسته بودم، حساس شده بودند.

اطرافم به‌خاطر حمامی که آن طرف‌تر وجود داشت، پر از گنداب شده بود. آب کثیف حمام و فاضلاب، تا صد متر، اطرافمان را لجن کرده بود و بوی گندش همه جا را گرفته بود. در همین لحظات، صدای غرشی به گوشم آمد و از جلوی من رد شد و داخل لجن حمام افتاد.

راکت بود. از جلوی من رد شد و داخل کثافت‌ها افتاد. هواپیما از پشت سرم آمده بود. همیشه راکت‌ها را سه‌تایی رها می‌کنند. این هواپیما هم همین‌طور! اما فقط یکی از راکت‌ها، نزدیکی دژبانی ما عمل کرد. دیدم آن‌جا انفجاری رخ داد؛ اما نمی‌دانستم دوتای دیگرش می‌خواهد روی سر من آوار بشود. اگر منفجر می‌شد، بدون تردید، مرا تکه‌تکه می‌کرد.»

این روایت تنها بخشی از خاطراتی است که در «شیری شبیه آهو» گردآوری شده و تصویری از موقعیت‌های مرگ و زندگی رزمندگان در سال‌های جنگ ارائه می‌دهد؛ موقعیت‌هایی که گاه در فاصله چند ثانیه، سرنوشت یک نیروی حاضر در میدان را تغییر می‌داد.

عنوان کتاب از یکی از خاطرات علی‌اکبر دوستی گرفته شده است. او درباره روزهای حضور در مناطق کوهستانی و دشوار جبهه می‌گوید: «ما در آن روزها حکم شیری را داشتیم که مانند آهو از صخره‌ها و کوه‌ها بالا می‌رفتیم.»

این جمله، به نوعی بازتاب شرایط خاص نیروهای چریکی است؛ نیروهایی که علاوه بر رویارویی مستقیم با دشمن، باید با طبیعت سخت و کوهستانی مناطق عملیاتی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کردند.

روایتی از یک رزمنده بابلی

«شیری شبیه آهو» توسط حسن و حسین شیردل، دو نویسنده بابلی، به رشته تحریر درآمده است. روایت کتاب به صورت خطی پیش می‌رود و از نقطه آغاز حضور اکبر دوستی در جبهه شروع می‌شود و مراحل مختلف حضور او در دوران دفاع مقدس را دنبال می‌کند.

در این اثر تلاش شده است خاطرات رزمنده نه صرفاً به عنوان مجموعه‌ای از اتفاقات جنگی، بلکه به عنوان تجربه‌ای انسانی از زندگی در شرایط دشوار، ترس، خطر، مقاومت و تصمیم‌گیری در میدان نبرد بازگو شود.

دفتر ادبیات مقاومت حوزه هنری مازندران این اثر را برای انتشار در اختیار انتشارات سوره مهر قرار داده است تا بخشی از خاطرات رزمندگان مازندرانی و به‌ویژه نیروهای حاضر در جبهه‌های غرب کشور در قالب کتاب ثبت و ماندگار شود.

«شیری شبیه آهو» از جمله آثاری است که با تکیه بر خاطرات شفاهی رزمندگان، تلاش دارد بخشی از تاریخ دفاع مقدس را از زبان شاهدان و حاضران آن دوران به نسل امروز منتقل کند.

کد مطلب 6929051

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha