۱۶ شهریور ۱۴۰۵، ۸:۲۶

چرا شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند؟؛ تولید اثر کارگاهی منحصربه‌فرد است!

چرا شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند؟؛ تولید اثر کارگاهی منحصربه‌فرد است!

بازیگر نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» معتقد است تولید یک اثر نمایشی به شیوه کارگاهی، اتفاقی منحصربه‌فرد است و در این نمایش نیز ریتم آهسته اثر به متفاوت‌تر شدن آن کمک کرده است.

امین سیمیار بازیگر نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی شوند» که این شب ها در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه است در گفتگو با خبرنگار مهر درباره داستان این اثر گفت: نمایش درباره ملال مردی است که دیگر به همسرش علاقه‌ای ندارد، در حالی که زن همچنان مانند روزهای نخست عاشق اوست و تلاش می‌کند عشق و رابطه از دست‌رفته‌شان را بازگرداند. این زن به بیماری مبتلاست و پزشک معالجش معتقد است بخشی از وضعیت او بیش از آنکه جسمی باشد، ریشه روحی دارد و به عشقی مربوط می‌شود که دیگر از همسرش دریافت نمی‌کند. تمام این ماجراها درون رویای زن روایت می‌شود؛ رویایی که گاهی به کابوس تبدیل می‌شود و گاهی تصویری ایده‌آل از رابطه‌ای است که از دست رفته است.

این بازیگر درباره فرایند تولید این نمایش مطرح کرد: کار پیش از حضور من تولید و در جشنواره آتلیه تئاتر «تازه» اجرا شده بود. نقشی که من بازی می‌کنم، یعنی نقش دکتر لووف، توسط یکی از هنرجوهای آتلیه ایفا می‌شد. بنابراین یکی از چالش‌هایی که در جلسات اول تمرین داشتم، این بود که متوجه شوم زبان و شیوه‌ای که هنرجوها برای تولید یک اثر استفاده می‌کنند، چگونه است و چه مفاهیم و اشتراکاتی در این شیوه وجود دارد و چه مفاهیمی به آنها آموزش داده می‌شود. به جز من، کارگردان و ۲ بازیگر دیگر بقیه از هنرجوهای آتلیه «تازه» بودند و تحت همان شیوه آموزش دیده بودند. بنابراین این موضوع برای من چالش عجیب و غریبی نبود و بیشتر از هر چیز به صبوری و استمرار نیاز داشت. باید خودم را به فرایند تمرین می‌سپردم و اجازه می‌دادم ببینم این تمرین‌ها و جلسات در ادامه به چه مسیری می‌رسند. فکر می‌کنم حدود ۳ تا ۵ جلسه طول کشید تا بتوانم تا حدی با این شیوه برخورد و تمرین راحت شوم.

سیمیار درباره مواجهه با ۲ متن «ایوانف» نوشته آنتون چخوف و متن اجرایی که با الهام از این اثر نوشته شده است، توضیح داد: من در شروع کار با ۲ متن طرف بودم؛ یک متن اصلی که همان «ایوانف» چخوف است و یک متن مربوط به اجرا که از «ایوانف» الهام گرفته شده است. طبیعتاً برای ساخت کاراکتر، رجوع به متن اصلی برای من راحت‌تر بود، چون آنجا جزئیات بیشتری وجود دارد و موقعیت‌های بیشتری برای شناخت شخصیت در اختیار بازیگر قرار می‌گیرد. کاراکتری که من بازی می‌کنم، یعنی دکتر لووف در متن اصلی جزئیات بیشتری دارد و متریال بیشتری برای ساخت شخصیت در اختیار من می‌گذارد؛ چه از لحاظ مود و اتمسفر این آدم و چه از نظر روابطی که با دیگر کاراکترها می‌سازد.

این بازیگر درباره چگونگی انتقال این شناخت به متن اجرایی نمایش عنوان کرد: در مرحله دوم با متن الهام‌گرفته‌شده از «ایوانف» مواجه شدم که به اقتضای خودش فضای جدید، متفاوت و رویاگونی دارد و همه چیز در آن به آهستگی پیش می‌رود. قرار بود خود اجرا هم فضایی رویاگون، آهسته و خیال‌انگیز داشته باشد. در این فضای خیال‌انگیز، انگار در یک خلأ قرار داریم و نقاط خالی وجود دارد و به وجود می‌آید؛ موقعیت‌هایی که ممکن است بازیگر در آنها نداند دقیقاً باید چه کاری انجام دهد.

سیمیار درباره شیوه مواجهه خود با این خلأها و جایگاه دکتر لووف در این موقعیت بیان کرد: کاری که من به عنوان نفر سوم در این نمایش انجام دادم، این بود که بیشتر شنونده باشم و اجازه بدهم این شنیدن و موقعیت‌های احساسی میان زن و شوهر، که دکتر لووف خواسته یا ناخواسته در آنها قرار می‌گیرد، روی من تأثیر بگذارد. سعی کردم به عنوان یک شنونده بفهمم این شنیده‌ها چه ژستی می‌توانند در دکتر لووف تولید کنند. در واقع کاری که من در اجرا انجام می‌دهم بیشتر واکنش نشان دادن و قرار گرفتن در یکسری ژست‌هاست که شاید بتوانند یک فضای معذب ایجاد کنند. بنابراین بیشتر از اینکه بخواهم دست به عمل خاصی بزنم یا کنش مشخصی داشته باشم، به جز صحبت کردن، درگیر تأثیرپذیری از شنیدن و تولید ژست شدم.

وی درباره ویژگی‌هایی که این اجرا را از دیگر تجربه‌های بازیگری وی متمایز می‌کند، گفت: فکر می‌کنم هر اثری که از دل یک کارگاه بیرون بیاید، به نوبه خودش خاص، یونیک و متمایز است. اما اگر بخواهم درباره تفاوت این اجرا با کارهایی که خودم در آنها بازی کرده‌ام، صحبت کنم، می‌توانم به مسائل تکنیکی و فرمال آن اشاره کنم. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که در این اجرا با آن درگیر بودم، ریتم آهسته آن است؛ اما در عین حال، در بعضی لحظات با یک تمپوی درونی بسیار بالا و ملتهب مواجه هستیم. یعنی التهاب درون نمایش بسیار بالاست، اما همه چیز آرام، آهسته و خیلی نرم برگزار می‌شود. به نظرم این موضوع مهم‌ترین وجه تمایزی است که در این اجرا تجربه کردم و در کارهای دیگری که بازی کرده‌ام، چیزی شبیه به آن را کمتر تجربه دیده بودم.

وی در پایان درباره بازخورد مخاطبان نسبت به این فضای متفاوت و شیوه اجرایی نمایش اظهار کرد: بازخورد مخاطبان بسیار متفاوت است. عده‌ای سلیقه‌ای برخورد می‌کنند و عده‌ای دیگر با دید بازتری به اجرا نگاه و تلاش می‌کنند سلیقه خودشان را کنار بگذارند و آنچه را در حال وقوع است ببینند و چیزی را در آن کشف کنند. بسته به رویکردهای متفاوت تماشاگران نسبت به اجرا، بازخوردهای متفاوتی هم دریافت می‌کنیم. خود من با مخاطبی مواجه شده‌ام که بعد از اجرا گفته است نمایش برایش جالب نبوده، چون مطابق سلیقه‌اش نبوده است. در مقابل، مخاطبی هم داشته‌ایم که گفته اجرا سلیقه‌اش نبوده اما تلاش کرده خودش را درگیر کند و آنچه را اتفاق می‌افتد، دریافت کند و با توجه به دیدگاه و ذهنیات خودش به یک نتیجه برسد. به نظرم یکی از مهم‌ترین اتفاق‌هایی که در مواجهه مخاطبان با این اجرا رخ می‌دهد، همین تفاوت در نوع نگاه و شیوه دریافت آنها از نمایش است.

نمایش «شاعرها به معلم تبدیل نمی‌شوند» به نویسندگی و کارگردانی مهلا احمدی (براساس نمایشنامه «ایوانف» آنتوان چخوف) از 5 شهریور در مجموعه تئاتر لبخند روی صحنه رفته است.

پویا عربگری، امین ‌سیمیار و نیایش سلگی گروه بازیگران این نمایش را تشکیل می‌دهند.

کد مطلب 6938161

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha