خبرگزاری مهر، گروه استانها، حمیدرضا عبدالمنافی: رونمایی سردیس زندهیاد ذبیحالله زرندی، متخلص به خلدمین، در بیلقان کرج همزمان با برنامههای روز فرهنگی کرج، فرصتی برای بازخوانی میراث مردی است که با شعر، گویندگی و روایت آداب و رسوم بومی، بخشی از حافظه فرهنگی البرز را ثبت کرد؛ هنرمندی که منظومه «آبجی زهرا» و برنامههای رادیوییاش، زبان و زندگی مردم این منطقه را به روایت هنر پیوند زد.
مرحوم زرندی که در سال ۱۴۰۱ درگذشت، از چهرههای پیشکسوت رسانه و شعر محلی در کرج بود. او با بهرهگیری از گویش بومی و پرداختن به سنتها و خاطرات مردم، تلاش کرد بخشی از هویت تاریخی و فرهنگی این سرزمین را از محدوده گفتوگوهای روزمره فراتر ببرد و به مخاطبان بیشتری معرفی کند.
مراسم رونمایی سردیس او در بیلقان، زادگاهش، تنها بزرگداشت یک چهره فرهنگی نبود؛ این رویداد بار دیگر توجهها را به جایگاه زبان و گویش محلی در حفظ هویت شهری جلب کرد؛ موضوعی که در شهری مانند کرج، با تنوع جمعیتی و دگرگونیهای گسترده اجتماعی، اهمیت ویژهای دارد.
بخشی از جایگاه زندهیاد زرندی در حافظه فرهنگی کرج به فعالیتهای رادیویی او بازمیگردد.
او از گویش محلی بهعنوان ابزاری برای ارتباط با مردم استفاده میکرد و در برنامههایش سراغ آداب، رسوم، خاطرات و شیوه زندگی مردمان این منطقه میرفت.
برنامههایی مانند «آداب و سنن»، «کرجی گپ بزنیم»، «دگه دوجه» و «در کوچههای محرم» در شمار عنوانهایی هستند که در معرفی آثار و فعالیتهای او به آنها اشاره شده است. چنین برنامههایی، افزون بر جنبه سرگرمی و ارتباط با مخاطب، امکان شنیدهشدن زبان و اصطلاحات بومی را در رسانهای فراگیر فراهم میکردند.
فاطمه جعفری، از شاگردان زرندی که از اوایل دهه ۱۳۸۰ افتخار شاگردی نزد این هنرمند را داشته است، در حاشیه مراسم رونمایی سردیس، در گفتگو با خبرگزاری مهر از علاقه استاد به مردم کرج و تأکید او بر استفاده از گویش محلی در اجراها یاد کرد.
او با اشاره به حضورش در برنامههای رادیویی زرندی گفت که استاد در حوزههای مختلفی از جمله اجرا، گزارشگری و تهیه برنامه فعالیت داشت و در کارهای رادیویی، شاگردان و همکارانش را به خواندن و اجرای شعر با لهجه و گویش خود تشویق میکرد.
این خاطره، وجهی از کار زرندی را نشان میدهد که فراتر از سرودن شعر بود؛ او میخواست زبان محلی در رسانه حضور داشته باشد و نسل دیگری از گویندگان و علاقهمندان نیز آن را به کار بگیرند.
آبجی زهرا؛ روایت زندگی در زبان مردم
در میان آثار زرندی، منظومه «آبجی زهرا» جایگاهی ویژه دارد. اهمیت چنین اثری را میتوان در پیوند زبان شعر با خاطرات و تجربههای اجتماعی مردم جستوجو کرد؛ روایتهایی که به زندگی روزمره، روابط انسانی و تصویری از گذشته منطقه نزدیک است.
گویش محلی فقط مجموعهای از واژهها و اصطلاحات نیست؛ در بسیاری از موارد، شیوه شوخیکردن، خطابکردن یکدیگر، بیان محبت و بازگویی خاطرات نیز در آن نهفته است. به همین دلیل، ثبت این زبان در قالب شعر و اجرا میتواند بخشی از تجربه زیسته نسلهای پیشین را برای نسلهای بعدی قابلدسترسی کند.
در بخشی از مراسم، جعفری با خواندن ابیاتی از آثار زرندی، فضای برنامه را به خاطرهگویی درباره شعر و زبان بومی پیوند زد. اشارههای شعری به بیلقان و زندگی گذشته، یادآور پیوند آثار این شاعر با جغرافیای محلی و خاطرات مردمی بود که زندگیشان در کوچهها، محلهها و روستاهای اطراف کرج جریان داشت.
ارزش این آثار، تنها در بازنمایی واژههای قدیمی خلاصه نمیشود؛ آنها میتوانند نشانههایی از مناسبات اجتماعی، شیوه زیست و تغییرات فرهنگی یک منطقه را نیز در خود نگه دارند. از این منظر، شعر محلی بخشی از میراث فرهنگی ناملموس به شمار میآید؛ میراثی که برای ماندگاری، به ثبت، معرفی و انتقال مستمر نیاز دارد.
مردی که دل در گرو هویت کرج داشت
مهدی مهرور، فرماندار کرج، در حاشیه رونمایی سردیس زرندی در گفتوگو با خبرگزاری مهر، این هنرمند را از پیشکسوتان رسانه و اجرا در کرج و چهرهای ادیب و فرهیخته توصیف کرد که برای معرفی آداب، سنتها، زبان و هویت تاریخی منطقه تلاش میکرد.
مهرور همچنین از سعهصدر، اخلاق نیکو، آرامش و مناعت طبع زرندی بهعنوان ویژگیهای شخصیتی مرحوم زرندی یاد کرد و گفت که این هنرمند دلبستگی عمیقی به کرج داشت و دغدغه هویت این شهر را در فعالیتهای خود دنبال میکرد.
این ویژگیها در کنار کارنامه هنری زرندی، تصویری از هنرمندی ارائه میکند که فعالیت رسانهای را از زندگی و فرهنگ مردم جدا نمیدید. برای او، گویش و سنت محلی موضوعاتی حاشیهای نبودند، بلکه بخشی از هویتی بودند که باید شنیده و شناخته میشدند.
بهمن زرندی، برادر کوچکتر این پیشکسوت رادیو، نیز در حاشیه مراسم با یادکردی از برادرش، از علاقه او به مردم کرج سخن گفت. حضور خانواده و شاگردان زرندی در این مراسم، وجه دیگری از ماندگاری یک چهره فرهنگی را آشکار کرد؛ میراثی که تنها در آثار باقی نمیماند، بلکه در خاطرات، آموختهها و ارتباطهایی که میان افراد شکل گرفتهاند نیز ادامه پیدا میکند.
رونمایی سردیس در بیلقان میتواند نقطهای برای معرفی گستردهتر آثار زرندی باشد؛ به شرط آنکه بزرگداشت او به همان مراسم محدود نماند.
گردآوری و انتشار آثار صوتی، مستندسازی برنامههای رادیویی، ثبت شعرها و اصطلاحات محلی و فراهمکردن امکان آشنایی دانشآموزان و جوانان با این میراث، راههایی برای پیوند یادبود شهری با زندگی فرهنگی امروز هستند.
کرج در سالهای گذشته دگرگونیهای جمعیتی و کالبدی گستردهای را تجربه کرده است؛ دگرگونیهایی که ضرورت شناخت لایههای تاریخی و فرهنگی شهر را بیش از گذشته مطرح میکنند. در چنین شرایطی، معرفی چهرههایی مانند زرندی میتواند زمینهای برای گفتوگو درباره هویت بومی و نسبت نسل امروز با گذشته این سرزمین باشد.
سردیس یک هنرمند، نشانی از احترام به اوست؛ اما ماندگاری واقعی میراثش زمانی معنا پیدا میکند که آثارش خوانده و شنیده شوند، زبان و گویشی که به آن وفادار بود در حافظه عمومی باقی بماند و نسل جوان نیز فرصت پیدا کند از دریچه شعر و روایت او، بخشی از تاریخ اجتماعی کرج را بشناسد.
استاد ذبیحالله زرندی در سال ۱۴۰۱ از میان مردم رفت، اما «آبجی زهرا» و روایتهایی که از زندگی و فرهنگ مردم بر جای گذاشت، فرصتی برای ادامه گفتوگو با گذشته فراهم میکنند؛ گفتوگویی که اکنون با رونمایی سردیس او در بیلقان، بار دیگر به یکی از موضوعات روز فرهنگی کرج تبدیل شده است.


نظر شما