به گزارش خبرنگار مهر، مهمترین دستاورد یاکوبسن در زمینه نظریه ادبی آثاری است که درباره زبان شعر نوشته است و آثاری بسیار دشوار و فنی محسوب میشوند . اما متونی هم وجود دارند که یاکوبسن در آنها به شکلی ساده اصول نظریاتش را شرح داده است .
نظریه ارتباط را یاکوبسن به سال 1960 در رسالهای با عنوان "زبانشناسی و نظریه ادبی" در مجموعه روش بیان و زبان منتشر کرد و چند سال بعد آن را بدون دگرگونی در برگزیدهای از نوشتههایش با عنوان "مقالههایی درباره زبانشناسی همگانی" به چاپ رساند. نظریه ارتباط یاکوبسن شش عنصر سازنده را در هر رخداد زبانی برجسته میکند: هر گونه ارتباط زبانی از یک پیام تشکیل شده است که از سوی گوینده یا به بیان کلیتر فرستنده به گیرنده منتقل میشود. این سادهترین شکل بیان ارتباط است. اما هر ارتباط موفق باید سه عنصر دیگر را نیز همراه داشته باشد : تماس به هر دو معنای جسمانی و فکری / روانی ، کد یا مجموعهای از رمزگان و علائم، و سرانجام زمینه که در گستره آن میتوان فهمید پیام چیست.
هریک از شش عنصر ارتباط موجد کارکردی ویژه خویش است. البته اگر ما وجود این شش جنبه اصلی را در ارتباط و بهویژه ارتباط زبانی بپذیریم، آنگاه دشوار میتوانیم پیامی بیابیم که صرفاً به یکی از این شش جنبه مرتبط شود. یاکوبسن کارکرد هر یک از عناصر ارتباطی را بهدقت تشریح کرده و هر یک را به نامی خوانده است: او کارکرد فرستنده را عاطفی، کارکرد زمینه را ارجاعی، کارکرد تماس را کلامی، کارکرد کد را فرا زبانی، کارکرد گیرنده را کوششی و سرانجام کارکرد پیام را ادبی نامیده است.
از این رو میتوان گفت که کارکرد ادبی روشنگر مسائل ساختار زبانشناختی است، همانطور که بررسی نقاشی روشنگر ساختار تصویرگری است . کارکرد ادبی پاره جداناشدنی زبانشناسی است که علم همگانی ساختارهای زبانی به شمار میآید. یاکوبسن افزوده است: کارکرد ادبی نه تنها در علم زبان، بل در مجموع نظریههای نشانه، یا به بیان دیگر در نشانهشناسی همگانی یافتنی است. پژوهش زبانشناختی کارکرد ادبی از محدوده هنر شعر میگذرد و از سوی دیگر تحلیل زبانشناختی نظریه ادبی نیز در محدوده کارکرد ادبی باقی نمیماند.
کارکرد ادبی پیام، آگاهی به جنبه زبانشناختی پیام است، اما زبان شعر با زبان هر روزه یا زبان طبیعی تفاوت دارد. یاکوبسن شعر را کارکرد زیباییشناختی زبان و هجوم سازمان یافته و آگاه به زبان هر روزه مینامید.
اساس نظر یاکوبسن درباره شعر از این واقعیت کلی زبانشناختی آغاز میشود که نشانه با مصداق یا با مدلول متفاوت است. یاکوبسن میگوید که این خلاف آمد اهمیت بنیادین دارد. زیرا بدون آن نسبت میان نشانه و موضوع تبدیل به فراشدی خودکار خواهد شد و ادراک واقعیت از میان خواهد رفت. پس توان شاعرانه زبان همان منش شعری است، و نکته اصلی به گمان یاکوبسن شناخت مناسبت نشانه و مصداق است یعنی شناخت رویکرد شاعر به زبان و نه رویکرد او به واقعیت.
او میان موضوع که واقعیت پدیداری یا غیرزبانی است همچون درخت در جهان خارجی و معنا ( به مفهوم کلی راهی که موضوع به بیان در میآید، همچون لفظ درخت ) تمایز گذاشته بود. به عبارت دیگر هوسرل معنا را پدیداری فرازبانی نمیشناخت، بل آن را بخشی از نشانههای زبانی میدانست.
منبع: ساختار تأویل متن، تألیف بابک احمدی.


نظر شما