۱۶ آبان ۱۳۸۸، ۸:۲۲

مبانی کنش ارتباطی هابرماس

مبانی کنش ارتباطی هابرماس

خبرگزاری مهر - گروه دین و اندیشه: هابرماس در مقاله "پراگماتیک عام چیست؟" که در سال 1976 به نگارش درآمده است، پیش فرضهای عام کنش ارتباطی را مورد بررسی و مداقه قرار می‌دهد.

همین پروژه است که سالها بعد در کتاب "نظریه کنش ارتباطی" به طور بسیار مفصل‌تر و مشروح‌تری به انجام می‌رسد.

هابرماس با این استدلال شروع می‌کند که هر کنش کلامی، به تعبیر خود او یک سری "دعوی‌های اعتبار عام" مطرح می‌کند، دعوی‌هایی که از نظر گوینده اعتبارشان را می‌توان دوباره اثبات کرد. به عبارت دیگر گوینده معتقد است که شنونده می‌تواند اعتبار ادعاهایی را که او مطرح ساخته دوباره بسنجد.

بنابراین کسی که می‌خواهد منظور و مقصودش فهمیده شود ناگزیر مدعی است که موارد زیر را انجام دهد:

الف) چیزی را به نحوی فهم‌پذیر "بیان" می‌کند.

ب) این "چیز" را بیان می‌کند تا از سوی شنونده فهم شود.

ج) با بیان این چیز، "خودش" را فهم‌پذیر می‌کند.

د) با بیان این چیز، با "شخص دیگر" به تفاهم می‌رسد.

هابرماس می‌گوید که گوینده باید عبارتی فهم‌پذیر انتخاب کند تا گوینده و شنونده بتوانند یکدیگر را فهم کنند. گوینده باید قصد انتقال گزاره‌های برخوردار از صدق (یا محتوای گزاره‌هایی که پیش فرضهای وجودی آن موجه باشد) را داشته باشد تا شنونده بتواند در دانش او سهیم شود.

به بیان هابرماس گوینده باید مقصود و منظورش را صادقانه بیان کند تا شنونده بتواند حرف‌های او را باور کند و به او اعتماد ورزد.

دست آخر اینکه، گوینده باید عبارتی انتخاب کند که درست باشد تا شنونده بتواند آن عبارت را بپذیرد و گوینده و شنونده بتوانند با توجه به پس زمینه هنجاری شناخته شده، در مورد آن عبارت با هم توافق کنند.

به علاوه، کنش ارتباطی فقط در صورتی به شکل سالم ادامه می‌یابد که مشارکت‌کنندگان تصور کنند دعوی‌های اعتباری که به طور متقابل مطرح می‌سازند موجه و قابل قبول‌اند.

یکی شیوه طبیعی فهم دعوی‌های اعتبار رجوع کردن به گفتار، محتوا، ذهنیت و بین‌الاذهانیت است. ولی خود هابرماس دعوی بودن دعویی اعتبار را بر اساس فهم‌پذیر بودن، صدق، صداقت و درستی تعریف می‌کند.

در واقع از نظر هابرماس این فرایند سه رکن دارد که باید از هم تفکیک شود: "شرایط" اعتبار؛ "دعوی‌های اعتباری" که با فراهم بودن شرایط اعتبار در هر موقعیتی توسط گوینده مطرح می‌شوند و دست آخر "اثبات حقانیت" دعوی‌های اعتباری که در واقع مقبول و موجه‌اند.

اهمیت این قضیه‌ی از آنجاست که هر جا کنش ارتباطی شکل می‌گیرد تک تک مشارکت‌کنندگان در این فرایند نقش دارند و آشکارا فرض را بر این می‌نهد که مشارکت کنندگان به میزان قابل توجهی از این فرایند آگاهی دارند.

به همین دلیل او مدعی است که هر جا که مشارکت‎کنندگان بتوانند بر تعریف مشترکی از موقعیتشان تکیه کنند و بر حسب آن تعریف مشترک به شیوه‌ای توافقی دست به انجام کنش بزنند، در چنین جایی وفاق ضمنی مشارکت‌کنندگان حاصل می‌شود.

در اینجا این مساله پیش می‌آمد که آیا اساسا در شرایطی که طرفین گفتگو به فرهنگها و تمدنهای متفاوتی تعلق دارند و در نتیجه، در قالب عقلانیتها و گفتمانهای متفاوت و شاید غیر قابل قیاسی می‌اندیشند و سخن می‌گوید، امکان مفاهمه هست یا نه.

کد مطلب 978002

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha