
حسن سيد عرب در گفت و گو با خبرنگار گروه دين و انديشه خبرگزاري "مهر" درباره جايگاه شعري و آفاق عالم ذوقي علامه طباطبايي گفت : ذوق و ظرافت علامه طباطبايي در شعر و رغبت به سير در عالم خيال نيز از مباني قابل تامل در تفسير انديشه ها و آثار به جاي مانده از وي است. ورود به دنياي مرموز و ناشناخته "كيش مهر" كه نام مشهورترين سروده وي در اين باب است سالك طريق را به مهر دلدارها توصيه و رهنمون مي سازد. گرچه لزوم اين مهر ورزي ترك وفاداري به نفرتهاي آدمي را ضرورت نمي بخشد و واقع آن است كه نهال شعر بي پيرايه اي كه نمونه هاي ديگري از آن در آثار گوينده كيش مهر سروده شده سراسر ريشه در يك تجربه عرفاني دارد كه شاخه هاي رشد و تعالي آن چنگ در آسمان مي زند.
به اعتقاد وي غالبا شعر اهل شريعت روح طاعت را داراست و پيوند آن با شريعت كه در قرن پنجم با ظهور ناصرخسرو آغاز گرديد سبب طعن و لعن پاره اي از متشرعين و روساي عوام را در حق قائلان به آن فراهم كرد. شعر حكمت علي رغم همه موانع حتي در مفاهيم ديني نيز رسوخ كرد و به صورت تاويل آيات و احاديث و يا تشريح و تفسير آنها و همچنين در مدح و نعت رسول(ص) و اهل بيت (ع) روزگار رشد و تكامل خود را دنبال كرد و چنين شعري در ذات خود آميخته با حكمت الهي است و حصول معاني آن در نزد حكيم متاله كخ ميل به جولان در آن دارد بدون رياضت قلبي نا ممكن است، هر چند كه قريحه انساني هم جوشش بازگويي را تقاظا كند.
سيد عرب در ادامه اقليم شعر علامه طباطبايي را صرف نظر از مفردات و تركيبات مبتني بر شعر حكمت دانست و اظهار داشت : اين سبك بيان، وجه تمايز اسلوب او را با آثار منظوم عارفان و حكيمان اهل دفتر نشان مي دهد و فهم مباني فلسفي و عرفاني آن نيز كه آميخته با سلوك روحاني است بنياد مراقبت از نفس را كه مشتمل بر تهذيب و تزكيه است توصيه مي كند. در اين شعر، عقل و قلب بر خلاف تفاوتهاي آنها در عالم واقع، همآورد يكديگر نيستند و همانند ابر و باد به سوي افقي كه گوينده كيش مهر از آن سراغ دارد در پويايي و تعالي حركت مي كند. در اين سير به كمال مطلق، عقل جز از براي محبت و قلب جز از براي درك رحمت به هيچ كار نمي آيند. لذا فهم اين دو لطيفه بي آنكه محقق را ملزم به جست و جو در مسائل و ماخذ كند، امري تحقق ناپذير است و جالب اين كه اتصال ظاهري ابيات و معاني آن نيز متضمن دغدغه قافيه سنجي شاعر نيست.
وي در ادامه افزود: معهذا اصل مهرورزي كه درنظر او همطراز با رحمت و عشق الهي است از چنين منبعي سرچشمه مي گيرد، در اين تلاقي شعر او ريشه در دين پيدا مي كند و در پيوستگي معاني آن، منطبق با طبيعت، كه منبع الهام شاعر است مي گردد. وي در واقع همان ظرافت پيشين خود در تعليم مباحث فلسفي مشتمل بر عقل و نقل را كه سرانجام به تطبيق ديانت و حكمت در مقوله شعر منجر مي گرديد، اين بار در پيوند شريعت و طبيعت به ظهور مي رساند. ظاهر اين كه محقق بي صبر را از فهم معاني آن متعذر كند، وي را بدين نكته رهنمون مي سازد كه حقيقت هستي در يك اصل كه وحدت وجود ناميده مي شود حضوري محسوس دارد و انكار آن اگر چه از مقوله تسامح در تحقيق نباشد چيزي بيش از شوخ چشمي رندانه نيست. به هر حال كيش مهر كه منظومه محبت است بيش از آن كه فاتحه كلام در مطلع شعر باشد تعليم عشق الهي است كه بي هيچ تاثيري از شعر تعليمي صوفيانه و حكما خواننده را به رحمت واسع و عشق الهي دعوت مي كنند. اين مفهوم در تمامي ابيات آن جلوه گر است و صبغه كلام گوينده را نيز بي آنكه وي را منتسب به طريقه زاهدان متشرع و يا صوفيان كند، بيشتر به مكتب اخلاص كه مشرب اهل خلوص است شبيه مي سازد.
سيد عرب معتقد است كه نيل به كوي دلدادگان تنها با قطع تعلقات خاكي كه مانع از شهود افلاكي انسان است ميسر است. حصول كمال آن نيز مبتني بر فناي جسم قبل از روح نيست، زيرا كه سالك حقيقي در اين سفر از تخته بند عشقهاي زميني رها شده و از ظن كه ابزار شناخت هشيارها است به حيراني كه لازمه سفر روحاني دل افگارها است نايل آمده. همچنين دشواريهاي سلوك براي رهرو كوي دلدادگان تنها در افتراق و ديوار بين دل و كام ميسر است كه سالك آن بر خلاف خام طبعان بي غم، رهروي جهان سوز است.
وي در پايان با تاكيد بر اين مطلب كه "كيش مهر"، ني نامه علامه طباطبايي است گفت : كيش مهر شرح درد فراق آن در وراي پندارهاي اين جهان خاكي كه جز دل و مهريار هيچ ندارد به گوش جان مي رسد. و مستمع خود را به مهرورزي در حيات انساني كه تحصيل آن جز از اشك چشم و داغ دل ميسر نيست دعوت مي كند.


نظر شما