به گزارش خبرنگار مهر، همایش منطقه ای تفکر اجتماعی و جامعه شناسی در خاورمیانه معاصر عصر روز شنبه 7 خرداد در مرکز گنجینه اسناد ملی ایران به کار خود ادامه داد.
در نشست عصر شنبه 7 خرداد حجت السلام حمید پارسانیا عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم به بررسی موضوع روش شناسی اندیشه اجتماعی در جهان اسلام پرداخت و گفت: مراد از روش شناسی در این بحث روش شناسی بنیادین است. یعنی روشی که بر اساس آن اندیشههای اجتماعی تولید میشود.
وی افزود: برای بررسی روش شناسی اندیشه اجتماعی در اسلام باید این اندیشه را در دو مقطع مورد بررسی قرار داد. یکی مقطع قبل از مواجهه با جهان مدرن و دیگری بعد از مواجهه با جهان مدرن. قبل از مواجهه با جهان مدرن، سنت متکثری از روش شناسیها را داریم و جریانهای گوناگون وجود دارند که حدود 12 یا 14 تا هستند و هر کدام از این جریانها روش خاص خود را دارند.
پارسانیا تصریح کرد: بعد از مواجهه با جهان مدرن چهار جریان مدرن داریم. در این چهار جریان یکی تداوم سنت پیشین است بدن مواجهه با جهان مدرن. دوم، جریانها یا روشهایی هستند که در جهت توسعه اندیشههای مدرن بدن هیچ تصرفی وارد ذهنیت ایرانی شدهاند.
وی تأکید کرد: اندیشههای مدرن برای خود روشهایی دارند. تبیینی، تضمینی، تجویزی و انتقادی روشهای مختلفی هستند که در اندیشههای مدرن میتوان پیدا کرد. این روشها را با شکل گیری اندیشههای کلاسیک در ایران نیز شاهد هستیم.
این استاد دانشگاه در ادامه تصریح کرد: سنت تاریخی اندیشه اجتماعی در جهان اسلام بسیار متکثر است و رویکردهایی این اندیشه را سوق میدهد، در بعد هستی شناسی رویکرد قدسی به هستی دارد.
وی افزود: در بعد معرفت شناسی، رویکرد مرجعیت وحی است. در مبدأ انسان شناختی خلافت انسان در قبال اصالت انسان مطرح است. در بعد هستی شناسی نوعی رویکردهای اندیشه اجتماعی داریم که زهدگرایانه است که البته معتقدان به چنین رویکردی اندک هستند. در مقابل رویکردهای فعال نیز داریم.
پارسانیا در ادامه یادآور شد: در نگاه معرفت شناختی، نقل گرایی و ظاهرگرایی داریم که عقل ستیز هستند و رویکرد عقلانی نیز داریم. در بعد انسان شناختی نیز نگاه جبرگرایانه و نفی جبرگرایانه و نگاه تفویض آمیز وجود دارد.
عضو هیئت علمی دانشگاه باقرالعلوم در ادامه تصریح کرد: حضور جریان فکری و روشهایی که در حاشیه اندیشه مدرن در سازمانهای رسمی علم در سده اخیر غلبه کرده مانع از مشاهده هویت علمی جریانهای پیشین است. دیدگاه مدرن مانع شده تا تعاملی فعال با تفکر اجتماعی در جهان اسلام داشته باشیم.
وی افزود: جریانی که در حاشیه مدرن مطرح بوده از منظر رویکرد مدرن مورد ملاحظه قرار گرفته است. مثلاً ابن خلدون در حاشیه علم مدرن مطرح است و از این منظر مورد بررسی قرار گرفته حال آنکه باید او را از منظر اشاعره مورد ملاحظه قرار دارد.
در ادامه این نشست دکتر حسین کچوئیان استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران به بررسی موضوع "ماهیت و سیر تاریخی تفکر اجتماعی مسلمین در قیاس با تفکر اجتماعی تجدد و جامعه شناسی" پرداخت و گفت: زمینه بحث برای اهل نظر در ایران مشخص است. با این موضوع به سه نقد پاسخ خواهم گفت. نقد اول بر اساس توهم وحدت تاریخی سیر تفکر است که به اسلام وارد شده است. کسانی هم در داخل و هم خارج گفتهاند که جریان تفکر اجتماعی اسلامی آنچنان که در گذشته بوده ظرفیت ندارد.
وی افزود: این گروه با معیار قرار دادن تاریخ تجدد این ادعا را مطرح کردهاند. این نقد، نقد امتناع است. نقد دوم جنبه عام تری دارد. بعد از فارابی تفکر اجتماعی و تفکر سیاسی رو به زوال رفت. رفته رفته این جریان خاموش میشود. حال سؤال این است که چرا چنین اتفاقی افتاد، بطور معمول این موضوع را ضعف تلقی میکنند.
این استاد دانشگاه یادآور شد: نقد سوم موضوعی است که برخی در طلب آن هستند. آیا جامعه شناسی اسلامی موضوعیت دارد یا نه؟ تطورات علم تابع دو منطق است؛ یکی درونی و دیگر بیرونی. به طور غلط بر منطق درونی اتکا میشود. منطق درونی همان منطق معرفت شناسی است. منطق بیرونی نسبت عقلانیت با جهان بیرون است که منشأ پیدایی حقیقتهای متفاوت میشود.
وی افزود: تفکر اجتماعی در جهان اسلام و غرب معلول علائق جهانهای گوناگون زندگی است. ما برای آنکه دانش نظری داشته باشیم سه پیش شرط نیاز داریم. یکی اینکه جهان را عقلانی ببینیم. دوم اینکه تشویق و ترغیب به نگاه عقلانی داشته باشیم و سوم فراهم کردن زمینههای عینی و نیاز به این عقلانیت است.
کچوئیان یادآور شد: در غرب مسیحی و آن مسیحیتی که غرب آنرا معرفی کرده این سه پیش شرط وجود نداشت. آن عقلانیتی که در جهان مسیحیت زمینه تحولات و اندیشه مدرن را شکل داد از طریق جهان اسلام بوده است. ورود عقلاینت اسلامی از طریق ابن سینا و غیره به جهان مسیحیت تاریخ خاصی را برای مسیحیت ایجاد کرد که مسیر فلسفه در آنجا را عوض کرد.


نظر شما