به گزارش خبرنگار مهر، نشست "پیشرفت و مبانی معرفت شناختی پیشرفت در علوم انسانی" با سخنرانی حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا از سلسله نشست های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت، عصر سه شنبه اول آذرماه در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران برگزار شد.
حجت الاسلام دکتر علیرضا قائمی نیا عضو هیئت علمی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی در این نشست با اشاره به اینکه در قرن بیستم، 4 جریان عمده در فلسفه علم ظهور کرد که تأثیر زیادی بر حوزه های گوناگون داشته، گفت: این 4 جریان عبارتند از جریان پوزیتیویسم منطقی که اوایل قرن 20 شکل گرفت، دوم مکتب جامعه شناختی کوهن است و سوم رئالیسم علمی که از دهه هفتاد ظهور کرده و چهارم چرخش شناختی است که همه حوزه های علمی را تحت تأثیر قرار داده است.
وی افزود: علم یک فرآیند حل مسئله است، در علم دانشمند با مسائلی سر و کار دارد و می خواهد آنها را حل کند، این مسائل می تواند تجربی یا مفهومی باشد.
قائمی نیا تصریح کرد: تفاوت یک دانشمند با یک فرد عادی این است که دانشمند به طور نظام مند به پدیده ها و مسائل نگاه می کند و مسائل را نظام مند حل می کند ولی در زندگی روزمره بشر مسائل را نظام مند حل نمی کند.
عضو هیئت رئیسه پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی یادآور شد: باید توجه داشت که علم یک فرآیند حل مسئله معطوف به واقعیت است، در تاریخ علم جریاناتی وجود دارند که می خواهند دست دانشمند را از واقعه کوتاه کنند، برای مثال تراگماتیستها اینگونه هستند و شخصی مثل رورتی چنین می اندیشد.
وی تأکید کرد: هدف علم صرفا حل مسئله و رسیدن به واقعیت است، عالم می خواهد از عالم واقعیت پرده بردارد؛ چه در علوم انسانی و چه در علوم اجتماعی
وی با اشاره به اینکه در هر حیطه علم باید در ابتدا نگاه رئالیستی را بپذیریم، گفت: کسانیکه در حوزه دین می خواهند کار علمی را بررسی کنند، گریزی از توجه به یکی از جریانات رئالیستی ندارند، از دیدگاه مرحوم علامه طباطبایی نگاه رئالیستی به راحتی نمی تواند مقابل دین بایستد.
مولف درآمدی بر منشأ دین، یادآور شد: اگر بخواهیم تحول معرفتی در علوم مختلف را شاهد باشیم باید در نظر داشت که هیچ علمی از صفر شروع نمی کند، همچنین باید در نظر داشت علومی چون اقتصاد اسلامی و جامعه شناسی اسلامی تبدیل به یک پارادایم نشده اند این علوم در مرحله پیشاپارادایمی قرار دارند و در آینده شاهد پیشرفتی در این زمینه ها خواهیم بود. وقتی یک جریان علمی به یک پارادایم تبدیل می شود که روشهای متقنی را به کار بگیرد و مبانی آن مشخص باشد.
وی افزود: هیچ دانشمندی از صفر شروع نمی کند، کسی که می خواهد اقتصاد اسلامی را شروع کند نمی تواند فارغ از مباحث و مسائل مطرح شده در اقتصاد غربی باشد، علم همواره بر دستاوردهای گذشتگان تکیه می زند.
قائمی نیا در ادامه به ویژگی های معرفت پرداخت و گفت: معرفت یک فرآیند تدریجی، زمان مند و جمعی است، یک فرآیند تدریجی است چون هیچ نظریه ای نمی تواند تمام مشکلات معرفتی را حل کند. معرفت را جامعه عالمان مطرح می کنند، معرفت برای اینکه قابل قبول باشد باید مورد پذیرش جامعه عالمان قرار بگیرد، لذا علم یک فرآیند جمعی است.
قائمی نیا تأکید کرد: تفکر غربی یک تفکر کل گرایانه است لذا نمی توان یک حوزه را جدا و بریده از حوزه دیگر در نظر گرفت، اگر بخواهید در حوزه انسان شناسی نظر کنید باید به مباحث معرفت شناسی و فلسفی هم نظر کنید. کلیت تفکر غرب با آنچه در عالم اسلام است مواجه می شود گاه تعارض آمیز است و این تعارض ما را به سمت راه حل سوق می دهد، ممکن است در حالت دیگر تعارضی را کشف نکنیم در این صورت به صورت موقتی آن علم و نظریه های آن علم مورد پذیرش قرار می گیرد.
این پژوهشگر یادآور شد: علم دینی به معنای وسیع کلمه همه شاخه های علوم را در بر می گیرد، شکل گیری علوم دینی بدون توجه به زمینه ها و پارادایم های قبلی امکان پذیر نیست، علم دینی درون یک مثلث شکل می گیرد که یک رأس آن علوم غربی است و در رأس دیگر آن معارف اسلامی قرار دارند، تفکر غرب یک کلیت دارد و باید توجه داشت که معرفت اسلامی نیز یک کل است.
برای نمونه اقتصاد قابل تحویل به اخلاق نیست، باید تفکر اسلامی را به عنوان یک کلیت در نظر گرفت، لذا نمی توان مباحث دینی را وارد اقتصاد کرد و از آن به عنوان اقتصاد اسلامی یاد کرد، این امر اگرچه شرط لازم است ولی کافی نیست.
قائمی نیا در پایان تأکید کرد: برای رسیدن به علوم اسلامی باید همه داده های اسلامی را درنظر گرفت، رأس دیگر این مثلث که از ترکیب مفاهیم غربی و معارف اسلامی حاصل می شود علم دینی است.


نظر شما