به گزارش خبرنگار مهر، ارتباط فلسفه با عمل نوشتن، دغدغه اصلی تی. لایساکر در کتاب فلسفه، نوشتن و مشخصه اندیشه است. آیا در افلاطون، نیچه، ویتگنشتاین، یا دریدا بود که فلسفه در اشکالی بسیار ایجاد شد و این اشکال –شکل ثابتی که تفلسف در نوشتن پیدا میکند—اهمیت پیدا کرد؟ روشی که یک فیلسوف جدید مینویسد، بیش از آنکه صرفاً یک تزئین باشد، اغلب اهمیتی اساسی در نکتهای، بخشی و قطعهای از خود فلسفهای دارد که او خود بدان میپردازد.
لایساکر با توجه به هریک از روشهایی که نوشتن بر فلسفه نافذ است، سبکهایی همانند قصار نویسی، گفتگو و مقاله و... را همچون مثال، طنز و نقلقول بررسی میکند. درعینحال او اثرات چنین ابزارهای لفاظانهای را از طریق تجارب ابدی خودش نشان میدهد. او در گفتگو با نویسندگانی همچون بنجامین، کاول، امرسون و لوکاس، به حیات مجدد مکتوبات فلسفی میپردازد و استدلال میکند که فلسفه نخواهد توانست تعهد فکری و فرهنگی خودش را برآورد اگر که به مقالات حرفهای و نوشتارهای دانشگاهی بسنده کند. درواقع فلسفه باید نوشتن را به مثابه یک فعالیت الزامی و خلاق در بربگیرد و آزادانه روشی را که به موضوع اصلی، راهبری و روشهای اجتماعی متحول خوانش و بازتابش رسیدگی میکند مورد اصلاح قرار دهد.
این کتاب در ۲۲۴ صفحه توسط انتشارات دانشگاه شیکاگو در سال ۲۰۱۸ منتشر شده است.


نظر شما