ضعف کارگردانی و بازیگردانی در گام نخست

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و هنر : مسعود ده نمکی با ساخت فیلم سینمایی "اخراجی ها" توانست ثابت کند که مولفه های تجاری برای جذب مخاطب انبوه را به خوبی می شناسد، اما ضعف کارگردانی و بازیگردانی در گام نخست فیلمسازی حرفه ای در اثر او به خوبی مشهود است.

به گزارش خبرنگار مهر، ده نمکی جزو فیلمسازانی است که جبهه و جنگ را از نزدیک لمس کرده است و از همین رو خاطرات بسیاری از اتفاقات مختلفی دارد که به شکلهای گوناگون در جبهه های نبرد به وجود آمده است. این مسئله در کنار این که وی به نگارش، تصویرسازی و انتقال دانسته ها و دیده های خود علاقه خاصی دارد، شرایطی را به وجود می آورد که دست به ساخت فیلمی بر اساس اتفاقات واقعی جنگ بزند. در این میان او به سراغ افرادی رفته است که پیش از وقوع جنگ به کارهای خلاف، زورگیری یا به عبارتی اوباشگری دست می زنند و حضور در جبهه های جنگ به دلایل مختلف باعث می شود که آنها با دیدن دیگر رزمندگان شجاع و از جان گذشته دچار نوعی تحول درونی شوند.

این نوع تصویرسازی و تاکید بر این که در جبهه افراد از سطوح و با افکار مختلفی وجود داشته اند و این که جبهه دانشگاه انسان سازی است، پیش از این در فیلمهای بسیاری به تصویر کشیده شده بود که البته معمولا" به صورت حاشیه ای بر داستان اصلی تلقی می شد، اما این بار کارگردان قصد دارد به طور مستقیم و گسترده نوع فعالیت افرادی را مطرح کند که به انگیزه ای غیر از دفاع و یا به خاطر برخورداری از اعتقادات مذهبی پا به جبهه ها گذاشته اند. در این میان برای این که فیلم با آثار ژانر دفاع مقدس تفاوت داشته باشد و به عبارتی قصه از پتانسیل جذب گسترده مخاطب عام برخوردار شود، در فیلمنامه از طرح مسایل عاشقانه به عنوان انگیزه اصلی شخصیتهای داستان برای رفتن به جبهه، طرح شوخیهای مخصوص گروه خاصی از اجتماع که به هیچ وجه خوشنام نیستند و حتی تقابل شدید کارکترهای داستان با رزمندگان مخلص و معتقد جنگ استفاده گسترده ای صورت می گیرد.

"اخراجی ها" با تاکید بر این که شخصیتهای اصلی قصه افرادی لاابالی هستند و عموم رزمندگان حاضر در جبهه ها را افرادی معتقد تشکیل می دادند، هنگام ورود این افراد به منطقه از ابتدا آنها این شخصیتها را طرد می کند، اما فیلم به اندازه ای برای این افراد سمپاتی یا به عبارتی جذابیت در نظر می گیرد که مخاطب به آنها علاقه پیدا کند و در دل آرزوی موفقیت آنها را داشته باشد. چون قصه برخلاف ظاهر خشن و رفتار غیر معمول آنها سعی دارد بر این مسئله تاکید کند که این افراد ضمیری پاک و دلی آگاه دارند. فیلم از همین جا دچار نوعی تعارض می شود به خاطر این که افراد لاابالی در مدت زمانی بسیار کوتاه تبدیل به افراد خوبی می شوند. با آن که با گرفتن چند عکس کارشان در جبهه به اتمام می رسد، اما حاضر به رها کردن منطقه نیستند. این تحول به اندازه ای بی منطق است که هیچ تاثیری روی مخاطب نمی گذارد.

به نظر می رسد ده نمکی بیش از آن که به دنبال ساخت فیلمی در ژانر دفاع مقدس باشد، قصد ساخت اثری کمدی دارد. اما با توجه به این که جنس ده نمکی اصولا" سینمایی نیست و افکار و اندیشه های دیگری دارد و ورود به عرصه فیلمسازی بهانه ای برای طرح همان اندیشه ها، از مضمونی دفاع مقدسی استفاده کرده است. البته ذات جنگ با انهدام، شهادت و رویارویی مسلحانه گره خورده است. بنابراین جایی برای خنده و شوخی باقی نمی گذارد. به همین خاطر ده نمکی عناصری را به اتفاقات جنگ می افزاید تا به این وسیله یک اثر دفاع مقدسی کمدی بسازد. در این راه او دچار عام گرایی گسترده ای می شود که در جای جای اثر دیده می شود.

سازنده "اخراجی ها" برای این که بتواند وجه کمدی اثر خود را به خوبی نمایان کند به سراغ بازیگرانی رفته است که در این عرصه توانایی خاصی دارند و با بداهه پردازی یا حتی بیان و عملکرد خاص خود می توانند، به خوبی یک مضمون کمدی را پرورش دهند. اکبر عبدی، ارژنگ امیرفضلی، امین حیایی به اندازه ای در زمینه خنداندن مخاطبان تبحر دارند که هیچ نیازی به کارگردانی آنها وجود ندارد. با این حال به خوبی می توان ضعف بازیگردانی و کارگردانی را در این فیلم مشاهده کرد. چون سازنده این اثر دست به استفاده از تعداد زیادی بازیگر شناخته شده و چهره سینمای ایران می زند تا در اثر خود جذابیت به وجود بیاورد، اما حتی در استفاده مناسب از این بازیگران توانایی لازم را ندارد.

بازی بسیار محدود و جایگاه نامشخص علیرضا اوسیوند، امین حیایی، بازی کوتاه و کم اثر سید جواد هاشمی، عبدالرضا اکبری، امیر سلیمانی و حتی حضور کاملا" حاشیه ای نیوشا ضیغمی و نگار فروزنده که در نقش خواهر مجید سوزوکی با بازی بسیار غلوآمیز و کاملا" دور از فضای کلی فیلم در اثر حضور پیدا می کنند، نشان دهنده این است که کارگردان هیچ تسلطی بر ابزار کار خود ندارد. این اتفاقات جدا از سکانسهای ابتدایی داستان با حضور مریلا زارعی است که شرایطی را به وجود می آورد تا قصه از شرایط کنونی جامعه به فضای گذشته برود. مهمتر این که فیلم در بسیاری از زمانها حتی در سطح کیفی بازیگران دچار نوسانهای شدیدی می شود که باز هم حکایت از نبود تسلط کافی کارگردان بر کیفیت حضور بازیگران فیلم دارد.

نکته دیگر این که فیلم با افت جدی در ریتم مواجه می شود. اگر اثر را به سه قسمت کلی بخش های شهری، شروع اعزام به جبهه های نبرد و آموزش نظامی و بخش رودرویی با دشمن تقسیم بندی کنیم. کارگردان هر آنچه برای خنداندن و جذب مخاطب می توانست به کار بگیرد در بخش شهری مورد استفاده قرار می دهد. به همین خاطر، بخشهای مربوط به شروع اعزام، حضور شخصیتها در اتوبوس و رستوران و در ادامه جا ماندن و سرقت خودرو نظامی برای رسیدن به منطقه تا حدود زیادی با مشکل افت ریتم و از دست رفتن بخشهای خنده دار مواجه می شود. در بخش سوم هم کارگردان سعی می کند با جمع و جور کردن قصه، شخصیتها را به سرانجام برخوردار از تحول برساند که در عمل همه جذابیت اثر در جلوه های ویژه تصویری گنجانده می شود که باز هم از مضمون کلی کمدی و آغاز سرگرم کننده و جذاب فیلم دور می شود و اثر به نوعی در ورطه ناهمگونی با مشکل نداشتن یکدستی و روانی قصه قرار می گیرد.

"اخراجی ها" برای این که بتواند وابستگی خود به سینمای دفاع مقدس را نوعی حفظ کند، در بخش پایانی به صحنه های نشان دادن مبارزه مسلحانه، انفجار، عبور از میدان مین و ورود تانک به معبری رجوع می کند که محل سنگر گرفتن رزمندگان است و در این بخش مجید سوزوکی با شهادت به رستگاری می رسد. این بخش به خاطر فضای حماسی و تا حدودی غم انگیزی که بر اثر حاکم می شود با فضای کلی اثر هماهنگ نیست، اما جلوه های ویژه تصویری خوبی در فیلم به کار رفته است که حکایت از حمایت کامل تهیه کنندگان فیلم دارد. در این بخش امکانات بسیار خوبی به کار رفته است و صحنه ها با صرف هزینه های مناسب، واقعی و تاثیرگذار از آب درآمده اند.

نخستین ساخته سینمایی ده نمکی از روز نخست با فروش فوق العاده ای آغاز کرد و این فروش به اندازه ای ادامه دارد که برای تماشای اثر باید از قبل بلیت رزرو کرد. این مسئله با توجه به شرایط نه چندان مناسب اقتصادی سینمای کشور و کم توجهی مخاطب به فیلمها خبر بسیار خوشحال کننده ای محسوب می شود. اما باید به خاطر داشته باشیم که جذب مخاطب به مفهوم با کیفیت بودن اثر نیست. اصولا" جذابیت و مفهوم زیبایی شناسی برخی اوقات نه تنها با همدیگر سنخیت ندارند که گاه در تضاد با یکدیگر قرار می گیرند. در سینمای پس از انقلاب فیلم "کلاه قرمزی و پسرخاله" ساخته ایرج طهماسب و این اواخر "آتش بس" به کارگردانی تهمینه میلانی بسیاری از رکوردهای فروش را شکستند و جزو پرفروش ترین فیلمهای تاریخ سینمای ایران - به جهت رقم فروش - محسوب می شوند. اما بحث درباره کیفیت آنها نیاز به معیارهای دیگری غیر از فروش بالا دارد.

در حال حاضر سینما به عنوان مهمترین وسیله تفریح دستجمعی خارج از خانه در کشور ما محسوب می شود. این مسئله شرایطی را به وجود می آورد که مخاطبان از فیلمهایی استقبال کنند که به خوبی سرگرمی آنها را فراهم سازد. سرگرم کننده بودن عنصری است که با هنر به مفهوم واقعی کلمه و حتی اثر اصیل سینمایی بودن همیشه مترادف نیست. البته فیلمهای ماندگاری در تاریخ سینمای جهان و ایران وجود دارند که هنر و جذابیت را به خوبی همراه کرده اند. اما در همین فیلم "اخراجی ها" حجم زیادی از دیالوگ و شوخیهای کم ارزش وجود دارد که اگر این بخشها را از فیلم حذف کنیم نه تنها اثر جذابیت خود را حتی برای مخاطب عام از دست می دهد، بلکه این امر را مشخص می کند که تصویرسازی فیلم تا چه اندازه معمولی و حتی ضعیف است.

کد خبر 462369

شهر خبر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 1 + 8 =