سردار نظامی در حوزه فرهنگ باید سرباز باشد نه سردار!

یک استاد حوزه و دانشگاه با انتقاد از حضور سرداران نظامی در حوزه‌های غیرتخصصی خود گفت: مشکل اصلی ما حضور نداشتن نیروهای استراتژیست فرهنگی در سوریه است.

به گزارش خبرگزاری مهر، حجت الاسلام احمد رهدار محقق و از اساتید برجسته حوزه و دانشگاه در ‏نهمین جلسه مدافعان فرهنگی حرم در خصوص دلایل ورود خود به مسائل ‏سوریه با نگاه فرهنگی بیان داشت: پای ما به عنوان تیم موسسه فتوح اندیشه ‏به سوریه و عراق و کشورهای مشابه از زمانی باز شد که حضرت آقا فرمودند ‏نگذارید تجربه ما در سوریه تکراری از تجربه ما در بوسنی باشد باز شد. در ‏بوسنی ما چه تجربه ای داشتیم؟ به جز یکی دو مورد تجربه موفق فرهنگی ‏در بوسنی ماجرا این بود که بخشی از فتح نظامی بوسنی با ما بود و فتح ‏فرهنگی اش با غیر ما. یعنی آن جایی که باید ادامه می دادیم بنا به دلایلی ‏ادامه ندادیم این اتفاق قرار نبود در سوریه و یا هر کشور دیگری که به دلیلی ‏پای ما باز شده بود تکرارشود.‏

وی افزود: پای ما به برکت شهدای مدافع حرم و بچه های رزمنده به سوریه ‏باز شد. ما هم می توانستیم اسلحه بگیریم و بجنگیم که البته کار کمی هم ‏نیست لکن احساس کردیم که ما یک اسلحه دیگری را هم می توانیم دست ‏بگیریم که احتمالا خیلی ها نمی توانند بردارند. ما نگران یک مساله ای بودیم ‏و آن این بود که درست در لحظه ای که ما در حال رتق و فتق امور نیروهای ‏دفاع وطن سوری هستیم، آمریکا و معتمدان اش که عامل اصلی خرابی ‏سوریه هستند دارند به این فکر می کنند که اگر ایران یک روز موفق شود ‏باید بعد از جنگ از گردنه هایی رد شود که نیروی ما آمریکایی ها قرار دارند. ‏

دانشگاه‌های سکولار ما دانشجوی خوب خارجی را خراب می‌کند
رئیس موسسه فتوح اندیشه خاطر نشان کرد: از جمله بخش هایی که در آن ‏لایه ها متمرکز شدیم جریان دانشگاهی سوریه بود که آن را مورد مطالعه ‏قرار دادیم. الگوهای تجربی خودمان را در سال های اول انقلاب تا الان در ‏این تیپ فعالیت ها مورد مطالعه قرار دادیم. مثلا فرض کنید در سال های ‏بعد از انقلاب ما چه تعداد دانشجو از کشورهای دیگر آورده ایم و سرنوشت ‏این دانشجوها چه شده است. ‏

وی با بیان اینکه به نتایج خوبی نرسیدیم افزود: به دلیل سکولار بودن دانشگاه ‏های ما، دانشجویانی که از بیرون کشور آوردیم سرنوشتی بهتر از دانشجوهای ‏خودمان در دانشگاه های خودمان پیدا نکردند. یعنی همچنان که بچه های ‏خودمان با ایمان وارد دانشگاه ها می شوند و از آن طرف سکولار خارج می ‏شوند، دانشجوی بیرونی را هم که آوردیم حداقل انتظار داشتیم وقتی فارغ ‏التحصیل می شود و بر می گردد حداقل سمپات جمهوری اسلامی باشد اما ‏دیدیم این نیست. ‏

دکتر رهدار اظهار داشت: در دیداری با یکی از معاونان سید حسن نصرالله در ‏لبنان داشتیم این گلایه را  از ما کردند که دارید چه کار می کنید؟ ما بچه ‏های دسته گل مان را می فرستیم آنجا که گل تر بشوند اما خراب تر می ‏شوند و بر می گردند. برای همین برایمان مهم بود که با چه فرمتی دانشجوی ‏سوری را بیاید و سکولار که نشود هیچ  سمپات هم بشود بلکه بیش از این، ‏انقلابی شود. او را نیروی جریان مقاومت بکنیم. فکر کردیم که چه کار کنیم. ‏

قواره وزارت علوم برای اجرای طرح های استراتژیک کوتوله است
وی افزود: راه هایی را در ایران رفتیم و کلید زدیم. مثلا گفتیم آیا می توانیم ‏یک سهمیه ای بورسیه ای را برای دانشجویان سوری از وزارت علوم بگیریم ‏لکن این ها را اینجا مهندسی کنیم این ها را وارد دانشگاه هایی در ایران ‏بکنیم که به صورت نسبی خروجی شان سکولار نشده است. مثلا بیشترین ‏سهمیه را بدهیم به دانشگاه امام صادق یا دانشگاه رضوی یا دانشگاه باقرالعلوم ‏یا موسسه امام خمینی قم. آیا می شود به این فرمت فکر کنیم؟ دیدیم اولا ‏می شود لکن این یک نقصی داشت قرار نبود همه دانشجویانی که از سوریه ‏می آوریم در رشته های علوم انسانی بیاوریم اگر در مهندسی و فنی و ‏پزشکی بیاوریم آن ها را چه کار می کردیم؟ به فرمت های دیگری فکر ‏کردیم. آیا می توانیم در دانشگاه های سکولارمان الگوی آموزش این ها را ‏کرسی محور نکنیم پژوهشی کنیم تا نیاز نباشد این ها سر کلاس بروند این ‏ها را در همین دانشگاه های سکولار خودمان با اساتید انقلابی مان لینک ‏کنیم و بگوییم طرف می خواهد اینجا یک تز داشته باشد شما آن تزش را ‏مدیریت کن و حواشی این تز را هم به شما می سپاریم و خروجی اش یک ‏حداقل های انقلابی داشته باشد. ‏

این محقق و پژوهشگر با اشاره به ضرورت نگاه به بودجه بندی دانشجویان ‏بورسیه سوری عنوان کرد: در وزارت علوم مصداقا کانال هایی گیر ما آمد از ‏بچه مسلمان های انقلابی با همراهی حداکثری لکن ظرفیت های دانشگاهی ‏خودمان، هاضمه وزارت علوم برای کارهای راهبردی سنگین از این دست ‏آماده نبود بی آنکه قصد داشته باشند آگاهانه سنگ اندازی کنند کل فرمت ‏وزارت علوم فرمت کوتوله ای بود یعنی برای طرح های راهبردی استراتژیک ‏از این دست تربیت نشده یعنی نه ماده قانونی دارد برای این کار نه پروژه ‏دارد نه تخصیص بودجه دارد، نه چشم اندازی برای این تیپ کارها ترسیم ‏کرده است.‏

وی افزود: یکی از مواردی که بررسی کردیم این بود که دانشجویانی که می ‏آیند در هر دانشگاهی درس بخوانند مدرک این ها را دانشگاه تهران بدهد ‏چون می خواستیم این ها را با اعتبار دانشگاه تهران به کشورشان برگردند اما ‏در این باب اولا مشکل قانونی وجود داشت اما حل آنها کاری ندارد ولی شاید ‏اصلا به این فکر نکرده بودند چون وقتی این را مطرح کردیم خیلی زود با ما ‏همراهی کردند ولی ضعف ماده قانونی وجود داشت؛ ضعف ساختار اجرایی ‏وجود داشت. ‏

دانشگاه‌های سوری از تفاهم‌نامه‌های روی کاغذ خسته‌اند
این استاد دانشگاه اضافه کرد: یکی از طرح های ما این ها بود یک سری تزها ‏را به ویژه در دکتری به طورمشترک با دانشگاه های سوریه راهنمایی کنیم ‏یعنی پایان نامه دو تا استاد راهنما داشته باشد یکی در دانشگاه تشرین ‏سوریه باشد و یکی در دانشگاه مثلا علم و صنعت باشد. دوباره فرمت این ‏مشکل داشت. ظرفیت قانونی ش حداقلی بود. تجربی ش حداقلی بود. باید ‏برای کارهای سنگین یک جراحی در وزارت علوم می کردیم و وزارت علوم ‏حس و حال ش را نداشت حالش را نداشت یا فکرش کوتوله بود بدون اینکه ‏قرض و مرضی داشته باشد. و این ما را رنج می داد؛ البته من این را منفی ‏نمی بینم توصیف می کنم. ‏

وی با اشاره به حضور برخی دانشگاه ها در سوریه و عقد تفاهم نامه، گفت: ‏وقتی ما با روسای دانشگاه های سوری دیدارهایی داشتیم آن ها از یک ‏مساله ای خسته شده بودند و می گفتند ما نمی خواهیم تفاهم امضا کنیم ‏بیایید این پروسه را نزدیک کنیم. مشخصا طرح بیاورید بگویید ما این تعداد ‏دانشجو می خواهیم بگویید چندتایشان خانم باشند چندتایشان آقا باشند ‏چندتای شان فنی باشند چندتای شان علوم انسانی باشند چندتای شان علوم ‏پزشکی باشند رِنج نخبگی شان این اندازه باشد ما ده روز بعد به شما می ‏دهیم این طور نباشد که یک تفاهم نامه امضا کنیم و بعد شما برگردید بروید ‏تا شش ماه بعد برنگردید. این ها مشکلاتی بودکه اینجا داشتیم. یک ‏مشکلاتی هم آنجا داشتیم. ‏

وی خاطر نشان کرد: در سوریه رییس دانشگاه هیچ کاره است و همه کاره ‏امین حزب بعث است که یک جوان بیست و پنج ساله است که نه علم حالی ‏اش می شد نه دانشگاه را می فهمد یک نظامی است مشکل این بود که امین ‏حزب حرف های ما را نمی فهمید.‏

رهدار افزود: حزب بعث به راحتی در این قضیه پا نمی دهد و هنوز هم ‏نداده است. من در ایران یک گفتگوی تفصیلی با معاون وزیر علوم سوریه ‏داشتم پیشنهاداتی دادم و گلایه ای کردم و او قبول کرد.‏

این استاد دانشگاه ضمن برشماری دیگر موانع پیش رو بیان داشت: ‏سوگمندانه نیروهای مخلص فرهنگی ما در سپاه قدس با همه اخلاصی که ‏داشتند با همه تخصصی که در حوزه خودشان داشتند و سرجای خود محترم ‏اند. به دلیل آن تخصص افق هایی را هم برای خودشان ترسیم کرده بودند ‏لکن مشکل ما در آنجا آدم ما در آنجاست. ‏

استخراج موضوعات انضمامی در طرح راهیان نور اساتید
وی افزود: خیلی سخت بود که در جلسه رسمی بتوانیم با سردار سپاه قدس ‏که در جای خود دستمریزاد دارد بگوییم که در این حوزه تو سردار نیستی؛ ‏من سردارم و در این حوزه تو فقط سربازی کن. جنس کار یک ظرافت هایی ‏دارد که یک جایی باید این حرف را بزنی. من به تقوا و خلوص تمام بچه های ‏مدافع حرم هیچ شکی ندارم و در محضرشان شاگردی کرده ام اما اینجا یک ‏مساله خاص است ربطی به سردار ندارد ربطی به نظام جامع تربیت راهبردی ‏دارد و آن این است که در پروسه تربیت از سربازی تا سرداری یاد ندادیم ‏کسی که در میدان الف سردار است ضرورتا در میدان ب سردار نیست. اگر ‏کسی فوتبالیست خوبی است ضرورتا والیبالیست خوبی نیست. اما این خیلی ‏سخت است که بگویی و اگر نگویی پروژه در مسیرش قرار نمی گیرد و اگر ‏بگویی ارتباط از همان اول قطع می شود. ‏

رهدار ادامه داد یک جایی باید بگویم آقای سردار شما نامحرمی نیا! همچنان ‏که در حوزه کاری شما وقتی به مباحث اطلاعاتی می رسی به من بگویند این ‏در رده کاری شما نیست من می گویم چشم. من این را می فهمم و به من ‏بر نمی خورد و تعبیر نمی کنم که یعنی من نامحرم انقلابم؟ بله اینجا نامحرم ‏هستم نه به این معنی که در دایره انقلاب نیستم به معنی این است که ‏تخصصی در این زمینه نداریم. ‏

حجت الاسلام رهدار در ادامه با اشاره به مشکلات راه انداختن دیپلماسی ‏نخبگانی بین ایران و سوریه اضافه کرد: برای اجرایی کردن یک راهیان نور ‏علمی برای اعضای هیات علمی دانشگاه های مان خیلی کار سختی در پیش ‏داشتیم؛ قصد داشتیم هر ماه هفت استاد که هر کدام تخصصی دارند با گشت ‏و گذار یک هفته ای که در سوریه دارد پنجاه موضوع پایان نامه رصد کنند ‏که وقتی برگشتی ایران من از شما بخواهم در یک پروسه دو سه ساله این ‏‏50 موضوع را به یک پایان نامه دانشگاهی تبدیل کن و آنها این مسائل ‏انضمامی را می گیرند هم کار دانشگاهی می شود و در عین حال ادبیات ‏نظری تولید می شود برای سرداری که دارد کار میدانی می کند. ‏

رئیس موسسه فتوح اندیشه افزود: از آن طرف به اساتید انقلابی طرح موضوع ‏کردیم اما تا خبری می شد که داعش کسی را کشته است می گفتند نه! اول ‏می پرسیدند امنیت هست؟ می گفتیم هست! این همه بچه های مردم دارند ‏کشته می شوند نهایتش دو نفر استاد هم کشته شود. ‏

وی با اشاره به نمونه ای در این زمینه خاطر نشان کرد: یکی از اساتید ‏دانشگاه آزاد زنجان به ما طرحی را داد و گفت من مهندس عمران هستم. ‏یک سازه ای را ساختم دو نسخه دارد یکی ش برای مناطق سرد و بارانی ‏است یکی برای مناطق خشک و بیابانی است مثل دیرالزور، مثل بوکمال؛ این ‏سازه مقاومتش چهار برابر آخرین سازه های موجود در کشورمان است. سازه ‏مخصوص سرد و بارانی را چند صد میلیون از من خریده اند و بعد از زلزله ‏کرمانشاه در آنجا دارد پیاده می شود اما این سازه را برای جبهه مقاومت ‏رایگان می دهم. ‏

تاریخچه کار فرهنگی سپاه قدس در سوریه
حجت الاسلام رهدار در ادامه سخنانش تصریح کرد: اوایل 2013 بشار اسد ‏از حاج قاسم صریحا خواست که کار فرهنگی ایرانی اینجا ممنوع. شما فقط ‏کار نظامی بکنید. خیلی از نیروهای فکری فرهنگی با حاج قاسم قهر کردند. ‏حاج قاسم هم متعهد شد به بشار اسد. در 2015 مخصوصا بعد از شکل ‏گیری حشد الشعبی در عراق و توفیقاتی که در عراق به دست آمد آقای بشر ‏اسد متوجه شد که سپاه قدس ایران درست است که با اسلحه اش می آید اما ‏انگار کار ویژه اصلی اش در پس اسلحه ش است نه در اسلحه اش. یعنی برگ ‏برنده سپاه قدس لایه فرهنگی اش است نه لایه نظامی اش. آنجا بود که به ‏حاج قاسم اجازه داد و گفت کار فرهنگی تان را انجام دهید. آن جا بود که ‏نطفه نیروهای دفاع وطنی شکل گرفت و آن سرآغاز پیروزی های جبهه ‏مقاومت داخل سوریه شد. نیروهای دفاع وطنی آمدند و کار ویژه فرهنگی ‏صورت گرفت که حقیقا آمدند که در اینجا سپاه دستی دارد و به لحاظ روش ‏موفق عمل کرده است. اما اینجا یک خطای استراتژیک صورت گرفت که تا به ‏امروز هم نتوانستیم به وفاق برسیم. و آن این بود که در عرصه فرهنگ دوباره ‏ژنرال نظامی ما قرار بود ژنرال باشد. اینجا جایی بود که باید به ژنرال های ‏نظامی می گفتیم اینجا جای شما نیست جای ما است. ژنرال نظامی به ما پا ‏نداد و ژنرال فرهنگی ما وقتی رفت سوریه دوباره شد سرباز. ما انجا با ‏نیروهای کوتوله ی فکری داریم کار فرهنگی را جلو می بریم یعنی نیروهای ‏ویژه راهبردی فرهنگی مان را نبردیم مستقر کنیم بیایند برای ما فراتر از ‏طرح های فرهنگی روزمره طرح استراتژیک بدهد طرح راهبردی بدهد. باید ‏مستقر شود آنجا و از تک و توک نیروهایی که آنجا مستقر کردیم که این ‏ویژگی را دارند و راهبردی اند و دست مریزاد دارند به عنوان استثنا که ‏بگذریم بقیه کوتوله اند یعنی حد کارشان در لایه فرهنگی است و این آسیب ‏جدی است.‏

این پژوهشگر در ادامه اظهار داشت: البته  ما یک طرح سنگین با هفت ‏پیوست تفصیلی ارائه دادیم. مشخصا روی شش اقدامی که گام به گام باید ‏برای حوزه دانشگاهی در سوریه انجام دهیم.‏
نگاه جامعه نخبگانی سوریه به ما مثبت است!‏

وی در ادامه سخنانش تصریح کرد: برای این اقدام یک امتیاز در سوریه داریم ‏چراکه نگاه جامعه نخبگانی آن ها به ایران مثبت است. این خیلی خوب است ‏که در جامعه نخبگانی آنجا نگاه به شما مثبت باشد به این معنا که شما دنبال ‏منافع خودت نیستی، و ما به واقع دنبال این مباحث نیستیم.  ‏

تئوری مقاومت را به اساتید دانشگاه آموزش دهیم
در ادامه جلسه رئیس موسسه فتوح اندیشه اظهار داشت: دیپلماسی علم یک ‏سری اقداماتی می طلبد گفتیم یک طرحی نزدیک 10 سال است در دانشگاه ‏های ما برای نزدیک 80 هزار عضو هیات علمی دانشگاه های دارد اجرا می ‏شود به نام طرح ضیافت اندیشه. اساتید همه  اعضای هیات علمی دانشگاه ها ‏برای اینکه پایه ی سالانه شان را بگیرند باید در شاخه فرهنگی شان در سال ‏در یکی از پنج محوری که برای آن ها تعیین شده است 16 جلسه ی یک و ‏نیم ساعته پای درس اساتیدی بنشینند. محورها از این جمله اند: تمدن ‏اسلامی، غرب شناسی، نظام سیاسی، اسلام اخلاق کاربردی تربیت اسلامی. ما ‏گفتیم اخلاق و تربیت را با هم ادغام کنید یک محور جدیدی اضافه کنید به ‏نام مقاومت. ‏

وی در ادامه توضیح داد: برای اینکه 80 هزار عضو هیأت علمی دانشگاه در ‏سال 16 جلسه بنشیند بحث های مقاومت بشنوند، دو زیر ساخت نیاز داریم. ‏یکی از این زیرساخت ها  تدوین متن کرده و 10 کتاب درباره مقاومت ‏تئوریزه کنم، آن چیزی که دوستان سپاه قدس به عنوان مقاومت می گویند ‏این نه؛ این یک صحنه عملیاتی مقاومت است ممکن است یک فصل از آن ‏کتاب ها هم این باشد. ‏
این محقق و پژوهشگر در ادامه بیان داشت: وقتی می گویم تئوریزه، یعنی از ‏جنس کتاب الحداثه و المقاومه دکتر طه عبد الرحمن مراکشی. یعنی یک ‏فیلسوف آمده درباره مقاومت تفلسف می ورزد، می گوید مقاومت یک ‏استراتژی یا یک تاکتیک است. رابطه مقاومت با تمدن چیست؟ رابطه ‏مقاومت و خشونت چیست؟ رابطه مقاومت و تروریسم چیست؟ بحث های ‏نظری و آکادمیک. من باید 10 جلد کتاب بنویسم که یک زیر ساخت نظری ‏است. در گام دوم باید 100 نفر استاد تربیت کنم که بتوانند این 10 کتاب را ‏بخوانند و مسلط شوند تا این ها را بتوانم برای 80 هزار عضو هیأت علمی ‏بفرستم و بگویم شما در لول استاد برای اعضای هیات علمی مان این ها را ‏بگویید. ‏

حجت الاسلام احمد رهدار در تشریح سخنان قبلی اش گفت: این اساتید در ‏هر ترمی برای پنج پایان نامه استاد راهنما هستند، برای  10 تایش استاد ‏مشاور اند و 20-30 تای شان هم استاد داورند. اگر کسری از پایان نامه ها ‏به حوزه مقاومت اختصاص داده شود که حتما این اتفاق می افتد یک اتفاقی ‏می افتد ما در لایه های آکادمیک در دانشگاه ها جریان مقاومت را بردیم.‏
اساتید دانشگاه هم می پرسند در سوریه به دنبال چه هستیم

این استاد دانشگاه در ادامه بحث اظهار داشت: اما چون از آنجا غافل شدیم ‏الان برای اعضای هیات علمی که صحبت می کنیم به صراحت می گویند ‏داریم در سوریه چه غلطی می کنیم؟ یعنی گاهی اوقات به یک چیزهای ‏ساده فکر نکردند و معمولا وقتی از من پرسیدند یک جواب کوتاه و صریح ‏دادم. گفتم ما در سوریه دنبال قدرت هستیم حالا شما استاد دانشگاه به ‏همکارانت ثابت کن همه دولت های دنیا به قدرت نیاز دارند، ایران نیاز ندارد. ‏آیا می توانی ثابت کنی؟ می مانند. می گویم تو استاد دانشگاه یک معادله ‏ساده را نفهمیدی که ما دنبال قدرت هستیم. لازم نیست در آنجا من ‏ایدئولوژیک پاسخ بدهم که بگویم آن جا حرم اهل بیت است. من برای دنیا ‏قدرت می خواهم. بخواهم یا نخواهم؟ قدرت یک الزاماتی دارد. رقیب تمدنی ‏رقیب مادی ما هزاران کیلومتر از آن طرف کره زمین آمده اینجا دنبال منافع ‏و قدرت ش است من بغل مرزم چرا دنبال قدرت نباشم؟ به یک معادله ساده ‏فکر نکرده! چرا؟ چون ما امتداد مقاومت را در لایه های نخبگانی اینجا ‏نبردیم.  ‏

ایران بِرند مقاومت؛ باید برای آن تولید متن کنیم

این پژوهشگر و محقق بیان داشت: دیپلماسی نخبگانی یک مساله استراتژیک ‏است، لکن زیرساخت هایی از جنس زیرساخت های استراتژیک می خواهد ‏که این ها آماده نشده است. ما آرزو می کنیم و از قشر فرهنگی فرهیخته ‏مان مطالبه می کنیم که کمک کنند این طرح را سر کلاس های درس، سر ‏پایان نامه ها، سر پرسش و پاسخ ها با اساتید، در گفتگوهای دانشجویی ببرند ‏که یک مطالبه ای از خود این نهاد شود. ‏

وی ادامه داد: ما اگر در دنیا هیچ برندی نداشته باشیم ما یک برند مثبتی ‏داریم  تحت عنوان برند مقاومت. این برند در کل دنیا متعلق به ماست. ‏مقاومت با جمهوری اسلامی گره خورده است. بر خلاف پروژه جهاد. پروژه ‏جهاد با اینکه پروژه ی مقدسی است اما متاسفانه در قرن اخیر در لایه ‏تکفیری تسنن مصادره شده است. یعنی جهاد الان، یعنی القاعده، یعنی ‏داعش. اما مقاومت یعنی حزب الله، سپاه قدس، یعنی ایران ما. اما ما برای ‏چیزی که برند ماست محتوای تئوریک ش را آماده نکردیم. ‏

این استاد دانشگاه در ادامه صحبت هایش گفت: ما الان  درکشورهای دنیا ‏می رویم و ارتباط می گیریم، این را از ما گدایی می کنند. محافل آکادمیک ‏دنیا می گویند بدهید. روی مان نمی شود بگوییم تولید نکردیم. می گوییم ‏چشم إن شاءالله می فرستیم! اگر این تولید نشود 50 سال بعد یک آدم هایی ‏خواهند آمد وقتی تاریخ ما را تحلیل کیفی می کنند حتما به ما می رسند ‏می گویند یک آدم هایی کارشان این بود که در صحنه جریان مقاومت را ‏پیروز کردند، مدافع حرم ولو به بهای جانش صحنه عمل ما را در قله برده، ‏همچنان به لایه فکری پشت این صحنه خواهند رسید که چرا لایه فکری ‏اش کارش را نکرد؟ ‏

ترکیه در مسائل دیوانی دست برتر را دارد
وی در ادامه سخنان خود درباره رقابت ایران و ترکیه در عرصه دیپلماسی ‏نخبگانی گفت: ترکیه، دیپلماسی نخبگانی علمی خودش را به دلیل شخصیت ‏فکری و شخص آقای اردوغان با لایه نخبگانی اخوان المسلمین بسته است. ‏اخوان وقتی در مصر شکست سیاسی خورد آقای اردوغان تقریبا عمده ‏نخبگانی مصر را آورد ترکیه در دانشگاه استانبول برای آن ها یک دانشکده زد ‏و به این ها میدان داد. اما پروژه ای که برای این ها قرار داده است احیای ‏مجدد عثمانی است یعنی پروژه اردوغان پروژه احیای خلافت عثمانی است. ‏

این محقق در ادامه توضیح داد: این پروژه مشکل  دارد. یکی در خود عنوان ‏آن است که فلش آن رو به گذشته است و این غیر از طرح تمدن نوین ‏اسلامی است. همین کلمه نوین را دست کم نگیرید در تمدن نوین اسلامی ‏یعنی فلش شما رو به فردا است. احیای مجد عثمانی، یعنی من در بهترین ‏شرایط می شوم گذشته خودم. ‏

وی افزود: دیگر این است که اردوغان و جریان ترکیه در بحث های تمدنی ‏یک ظرفیت بهتر از ما دارد و آن ظرفیت دیوانی است. این ها 600 سال، در ‏دوره عثمانی قلب سیاسی جهان اسلام بودند. در این 600 سال تعاملات ‏دیوانی را خوب یاد گرفتند. البته ایران در این زمینه کشور کم ظرفیتی نیست ‏ولی معتقدم ترکیه اگر ظرفیتی داشته باشد در لایه تمدنی و در لایه دیوانی ‏است. لایه دیوانی یعنی چه؟ یعنی این که هنرمندند در این که چطور بتوانند ‏با گروه های متفاوت و حتی متضاد بازی کنند و با همه‌شان نسبت بگیرند. ‏ترکیه در قضایای عراق و سوریه یار داعش بود. در عین حال در تمام مدت با ‏جدی ترین دشمن داعش یعنی ایران سطح روابطش مطلقا به هم نخورد ‏هیچ، بلکه یک ذره هم بالاتر رفت. یعنی بلد است با دو دشمن خونی در لایه ‏حداکثری اش تعامل داشته باشد. ‏
زنان فکری فرهنگی و استراتژیست مان را شناسایی نکرده ایم

احمد رهدار در ادامه توضیح داد: 15 سال است که ترکیه بزرگترین شریک ‏تجاری اسرائیل درکل دنیا است در عین حال به فلسطینی ها حالی کرده که ‏من لیدر مبارزه با اسرائیل هستم. این توانمندی دیوانی را دارد، اما ترکیه در ‏حوزه دیپلماسی علم ظرفیت های بالقوه بس کمتر از ایران دارد گرچه ‏متاسفانه در یک محورهایی ظرفیت های بالفعلی را دارد که ما نداریم. یعنی ‏مثلا اردوغان پارسال یا دو سال قبل از 50 کشور جهان اسلام، خانم های ‏نخبه را در یک همایش یک هفته ای در استانبول دعوت کرد. ‏

این استاد دانشگاه اظهار داشت: این در حالی است که می خواستیم یک ‏حلقه ساده در تهران راه بیندازیم، حدود 20 خانم فکری استراتژیست ‏راهبردی می خواستیم. اولا این ها شناسایی نشدند. یعنی هیچ موقع به ذهن ‏ما نرسیده است. ترکیه به ذهن ش رسیده و رفته این کار را کرده است. این ‏همایشی که ترکیه برگزار کرده است راحت و عادی نیست. این که شما 50 ‏کشور را مطالعه کنید و خانم های یک کشوری مثل ایران را اسکن کنی و ‏در راستای اهداف و مبانی خودت سه تا آدم را در لول نخبگانی شناسایی ‏کرده و دعوت کنی این کار راحتی نیست. ما کشور خودمان را اسکن نکردیم ‏چه برسد به 50 کشور دیگر. این ها در حوزه دیپلماسی نخبگانی مهم است.‏

با کم‌کاری خود اندیشمندان جهان اسلام را تبدیل به مهره سوخته می کنیم
این استاد دانشگاه در ادامه بیان داشت: این ها دغدغه هایی است که باید ‏دقیق رصد کنیم برویم و سراغ ش. در حوزه دیپلماسی علمی ظرفیت های ‏بالقوه ایران بیشتر از ترکیه است، ولی در یک عرصه هایی ظرفیت های بالفعل ‏ترکیه بیشتر است. همه ش به خاطر ضعف در مهندسی دیپلماسی علم ‏نیست. بخشی به این بر می گردد و بخشی از آن هم به بازی سیاسی بیرونی ‏ها در حوزه دیپلماسی علم ماست. بعدا بخواهی به یک دانشگاه در یک کشور ‏دیگر بروی کسی به شما گیر نمی دهد ولی فلان دانشمند مسلمان وقتی می ‏خواهد بیاید ایران و روی پاسپورتش مهر ورود به ایران بزنیم او را سوزانده ‏ایم. این ها مهندسی های راحتی دارد. خیلی راحت می توانیم ویزای منفصله ‏بدهیم. در دنیا هم رایج است. ولی ما همین اندازه فکر نکردیم.‏
 

کد خبر 4756545

برچسب‌ها

مطالب بیشتر

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 3 + 1 =