به گزارش خبرگزاری مهر، ششمین قسمت از برنامه تلویزیونی «چراغ مطالعه» شنبهشب ۱۶ آذر با حضور کامران سپهران عضو هیأت علمی دانشگاه هنر تهران و نویسنده کتاب «تئاترکراسی در عصر مشروطه» از آنتن شبکه چهار سیما پخش شد.
سپهران در ابتدای این برنامه گفت: تئاترکراسی در عصر مشروطه قرار است به تئاتر در عصر مشروطه بپردازد و در حقیقت به جامعه و تئاتر آن زمان نگاهی موازی بیندازد. در دموکراسی یونان میدانیم که طبقات اجتماعی عمدتاً میتوانستند در آن نقشب نداشته باشند، مثلاً زنان، لایههای اجتماعی مختلف یا بردگان و ... . افلاطون خیلی دید مثبتی به تئاتر نداشت. او میگفت اگر در آن تئاتر قرار است آدمها هویتی جدید بیابند، برای جامعه خطرناک است. این چشمانداز کلی و مقدمه میشود تا بیاییم و این بحث را - بحثی که قرار است گروههای مختلف اجتماعی صدایشان شنیده شود و دیده شوند و فرصتی برای ابراز کردن داشته باشند - در این برهه تاریخ یعنی مشروطه ببینیم. بهعنوان مثال فصل دوم کتاب سراغ مبحث زنان میرود، اقلیتهای مذهبی، لایههای مختلف یا کارگران و کسانی که تا قبل شاید صدایشان کمتر شنیده میشد از دریچه تئاتر به آنها و مجالی که برای رساندن صدایشان یافتهاند، نگاه میشود. اینبرهه، دورهای است که انجمنهای سیاسی و تشکلهای مختلفی شکل گرفته است.
وی افزود: یک نکته جذاب اینکه اینها اکثراً خودشان را به تئاتر خیلی وابسته میدانند؛ یعنی افرادی هستند که شاید شناخت زیادی از تئاتر نداشتند ولی خود را ملزم میدانند در این عصر جدید از تئاتر استفاده کنند. برای اینکه آراءشان را ارائه دهند یا تنقیح افکار کنند. فصل سوم در حقیقت این را پوشش میدهد؛ یعنی انجمنهایی تشکیل میشوند و وظیفه خود میدانند به تئاتر هم بپردازند که حتی بعدها خیلی از آنها کارگزاران سیاسی مملکت میشوند ولی در دوره جوانیشان یک تجربه تئاتری را هم دارند. در مشروطه اینگونه نیست که افراد راحت تئاترهای خود را اجرا کنند. بگیر و ببندهایی وجود دارد و خود این شاید آن درام سیاسی ما را جذابتر کرده است. در علوم سیاسی هم خیلی اتفاقات در حوزه تئاتر افتاده است. در قرن نوزدهم مثلاً ایپسن و دیگرانی فعال هستند، ولی در قرن بیستم هم اگر چنین نباشد باز به یونان برمیگردد. من نظریهپرداز نیستم و به نظرم آمد که میشود آن دوره را بررسی کرد. یک بخش قضیه آن پایهها و نظریه است و یک بخش هم دادههای تاریخی است. قبل از اینکه من شروع به نگارش کنم یا تحقیقم را جلو ببرم یک رفت و برگشتی بود بین اینها که به نظرم آمد اینها با هم میتوانند خوب رویهم پیوند پیدا کنند. یعنی نظریه تئاترکراسی و این دوره تاریخی که مورد توجه من بود.
کورش علیانی مجری برنامه هم در بخشی از آن گفت: کتاب شما میگوید فکر نکنید چون عدالتخانه به آن معنی که میخواستند محقق نشد پس نظریه شکست مشروطه به جاست. خیر، مشروطه چیزهایی برای ما آورده که روی یکی از اینها من دست گذاشتم و آن تئاتر است. تئاتر یک فرم هنری نیست. خیلی بیشتر از این است. یک فعالیت اجتماعی است. که سپهران در ادامه گفت: این نیست که شما بگویید فقط ما در ایران مشروطه و قیل و قال داشتیم. در آن دوره همهجا قیام و انقلاب هست. مثلاً ترکان جوان را بعدتر در عثمانی داریم. پس این آشوب در جای دیگر هم هست. منتهی این توازی خیلی جالب است. در واقع من چراغ مطالعه را روی تئاتر انداختم. برای همین گفتم یک نوع تبارشناسی کردم. یعنی یکسری واقعیات تاریخی را با یک تمرکزی روی یک قضیه پیگیری کردم. طبعاً در این تمرکز خیلی چیزهای پیرامون کمرنگ شده است، ولی این کتاب در این سطح صرفاً تمرکز اساسی خود را به تئاتر داده است و از دریچه این دارد تماشا میکند. اما لزوماً بگوییم این کتاب همه حرف آن دوران را میزند خیلی خیلی حرف خطایی است.
سپس علیانی گفت: شما میگویید تبارشناسی پس دارید به فوکو ارجاع میدهید؟ که سپهران پاسخ داد: این کار را نمیکنم. جای دیگری هم اخیراً دیدم چنین صحبتی شده است. در کتابم اشاره کردم که من به آن تعریف برنارد ویلیامز از تبارشناسی اشاره دارم که متفاوت است. یعنی قضیه فوکویی نیست. چون پای قدرت پیش میآید و این سؤال پیش میآید که چرا یک کلیدواژه قدرت در کار شما نیست. ادعایم این است که دادههای تاریخی را تحریف نکردم. چون به نظرم فرضاً آقای طباطبایی هم تبارشناسی میکند ولی در آن تبارشناسی دادههای تاریخی یکدفعه فراموش میشود و ما یک داستان خیالیتری را میخواهیم بشنویم که چه میشد که اگر حقوق مدرن از فقه استخراج میشد. میخواهم این را بگویم که قضیه برای من این است آن کنش که یک مفهوم طلایی در تئاتر است، این کنش در این دوره دارد انجام میشود. ما نمیتوانیم به تحولات اجتماعی بگوییم متوقف شوید، یکسری متفکر ما بیایند و یک مبانی استخراج کنند. به نظرم من به آن دادههای تاریخی احترام گذاشتم.
در بخش دیگری گفتگو علیانی گفت: اگر از سطح تئاتر بالاتر بیاییم چه تصویر جامعتری از وضعیت دوران مشروطه به ما میدهید که این پژوهش تئاتری شما گوشهای از آن را در بر بگیرد؟ و مهمان برنامه گفت: دید من این است که کنشهای خود افراد مهم است و اینکه افراد در صحنه سیاست قرار میگیرند و نسبت به آن شرایط واکنش نشان میدهند و ما لزوماً نمیتوانیم بگوییم این قبلاً در کتاب خود، فلان حرف را زده بوده است. در حقیقت بداههپردازی چیزی است که در ابتدا هم گفتیم و بحثی است که خیلی تئاتری است و بازیگران سیاست هم از این خیلی استفاده میکنند.
وی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا به این فکر افتاده که سالهای ۳۲ یا ۵۷ را اینگونه تحلیل کند، گفت: در پایان کتاب گفتهام که پس از شهریور ۲۰ تا ۳۲ شاید خصلتهای مشابهی باشد. یا یک معنای دیگر اتفاقی که از بالا در جشن هنر شیراز میافتد از لحاظ هنر تئاتر که خود همین هم شاید خیلی پیامدهای سیاسی دارد، نه دقیقاً ولی شاید یک مقدار برای چنین بحثهایی همسایه باشد.
سپهران در پایان گفت: افرادی هستند که در حوزه تئاتر و جامعهشناسی کار میکنند. در غرب هم کتابی به نام تئاترکراسی چند سال پس از این کتاب چاپ شده است. البته آن کار تاریخی نیست. بیشتر مفهوم تئاترکراسی را بررسی کرده و دقیق آن را مطالعه نکردم ولی برایم جالب بود که زمانی که من کار میکردم چنین چیزی نبود.


نظر شما