سردار سلیمانی به تنهایی امتی بود در تجمیع فضائل در یک فرد

امّت نامیدن سردار شهید خالی از معنا نخواهد بود که او جمعی از فضائل بود که در تک تک اجزا امّت به تنهایی شاید یافت شده، ولی در او تجمیع گردیده. او به تنهایی امّتی بود در تجمیع فضائل در یک فرد.

به گزارش خبرنگار مهر، جواد عبدل زاده کارشناس ارشد علوم قرآن و حدیث در مقاله‌ای که به مناسبت شهادت سردار قاسم سلیمانی نوشته است، به جایگاه سردار در امت اسلامی پرداخته است:

کتب لغت امّت را از امّ به معنی قصد گرفته و آن را شامل جمعی می‌دانند که قصد و هدف مشترک داشته باشند. این وجه اشتراک می‌تواند وجه تشابه مکانی باشد و" امتی جغرافیایی" به وجود آورد، که به خاطر وجود قرابت مکانی امّت نامیده می‌شوند. می‌تواند وراثت، عامل تجمیع باشد و هم خونی و قومیت وجه شباهت گردد و" امتی طایفه‌ای" حاصل شود و یا آنکه دین و آئین، امّتی را به وجود آورد که وجه اشتراکشان اعتقاد و اعمال عبادی یکسان باشد، که در این امّت مرزی مکانی و حدی زمانی وجود نداشته و آنچه نقش وحدت آفرین را ایفا می‌نماید، همانا ایمان و عمل است.

طبعاً کلمه امّت نمی‌تواند به تنهایی بار مثبت معنایی در ذهن القا نماید. چراکه با وجود اینکه امّت نشانگر جمع بودن و اتحاد است، لیکن اعتقاد نادرست، امّتی بر سبیل غیر حق را نتیجه داده و ثمری جز فسق و فجور و دوری از حقیقت را به بار نخواهد آورد. چه بسیار امم جغرافیایی و طایفه‌ای و ایمانی که در تاریخ زیسته و امروزه حتی نامی از آنها در کتب برجای نمانده و چه کم امّت هایی که تاریخ ساز شده و سفیدی حقانیتشان و یا تیرگی و ظلمت جهل و جورشان، بشارت و عبرتی برای امروزه مردمان قلمداد می‌شود. پس اگر امّت مفاهیم مثبتی همچون وحدت جمعی متفرق، هم مسلکی و هم مقصدی را در خود دارد، اما شرط خیر بودن بار معنایی امّت، بی شک نوع مسیر انتخابی است که قصد از تجمیع چه بوده و هدف کدام سو می‌باشد.

یکی دیگر از ابعاد کلمه امّت، جلوه و بزرگی این اصطلاح می‌باشد. امّت متفاوت از گروه است که در واقع هر دو نشانی از جمع شدن تعدادی از افراد متفرق می‌باشند، ولی بار معنایی امّت بسیار وزین و سنگین‌تر از گروه بوده و حس متقابل شنونده در قبال امّت و گروه یکسان نخواهد بود.

امّت در قرآن را بایستی جمعی بدانیم که به داشتن یک سو و یک هدف مشترک تشابهاتی بین خود داشته و این تشابه‌ها عاملی می‌شود در جهت حرکت و تلاش به سوی کمال و رشد و یا سقوط و سکون. در قرآن کریم خدای بی همتا بر آن تاکید دارد که نبوده امّتی مگر آنکه انذار دهنده‌ای برای آنها بوده باشد و این امّت به معنی امّت جغرافیایی یا امّت طایفه‌ای می‌تواند قلمداد شود و چه بسیار اممی که هدایت نشده و راه کفر را پیمودند و یا از امّت هایی سخن رفته که بر غیر حق متحد بودند و نزول انبیا را باعث شده اند و باز اشاره به این مورد رفته است که برترین امّت ها در نزد تمامی مردم، امّت اسلامی است که برای عدالت و اصلاح بشر قیام نموده اند.

وجود بشیر و نذیر، نبی وهادی، برای امّت اسلامی عاملی بوده است در جهت طی مسیر عبودیت و بندگی و پیشوایی در راه نیل به سعادت. نبی خاتم و اوصیای او خط سیر امّت اسلامی، تکالیف و وظایف آنها را به روشنی مشخص کرده و بعد از دعوت در جهت ایمان به توحید و عدالت، مسلمین را به عمل صالح فراخوانده اند. عبودیت الهی آنگاه محقق خواهد شد که معرفت با عمل توأم شده و ندای توحید بر رفتار و کردار اعمال تبلور یابد. که حجت تمام است. اما شاکرا و اما کفورا.

امّت اسلام با اشارات فوق تمامی مسلمانانی را شامل می‌گردد که در عقیده تابع خطوط تعریفی دین خاتم النبیین (ص) بوده و در عمل پیرو قرآن و سنت در تلاش برای نیل به عمل صالح هستند، فارغ از قرابت مکانی و وراثت خونی. هرگاه و هرکس که ندای توحیدی نبی خاتم (ص) را شنیده و قبول کرده و سلم بر آن شده است و به آئین و روش آن آخرین فرستاده و ائمه معصومین انتخابی خدای بی همتا و معرفی شده از سوی او، عالم و عامل گردیده، جزئی از امّت اسلامی است. همان امّت برتری که خداوند یکتا را به آنگونه که او می‌خواهد بندگی می‌نمایند و وظایف عبادی شخصی و اجتماعی خود را به منصه ظهور می‌رسانند و این ظهور را نه مرزی مکانی می‌تواند محدود کندو نه قومیت و روحیه قبیله‌ای و نه زبان و رنگ رخسار.

امّت اسلام جمعی است متشکل از هم هدفان و هم نظران، هم مسلکان و هم سفران، هم کیشان و هم نفسان. از هر رنگ و نژاد و زبان و موقعیت جغرافیایی و زمانی به شرط استقرار در زیر پرچم توحید و مکتب ثقلین.

امت اسلام جمعی است در راه نفی خدایان دنیایی و شاهد بر خدای بی همتا. در راه برقرار کردن قسط و عدل و دوری از ظلم و اجحاف. در راه محبت و اطاعت از فرستادگان الهی و دوری و بغض نسبت به دشمنان آنان. امّت واحده ای که قلب‌هایشان بر یک ضربان می تپد و آن خدا محوریست. امّتی که قرار است به حبل الهی اعتصام دائم داشته و از برهم خوردن و بهم ریختن تجمیع خود خودداری نماید. که تفرقه، از هر بیماری واگیرداری برای امّت اسلام خطرناک‌تر و کشنده‌تر است. و امّت از اجزائی همچون دانه‌های تسبیح شکل یافته اند که حفظ آنها بر مدار اسلام به وجود همان نخ وحدت آفرین نیازمند است.

در آیه ۱۲۰ سوره نحل چنین آمده است که: "ان ابراهیم کان امه قانتا لله حنیفا و لم یک من المشرکین" ابراهیم به تنهایی امّتی بود مطیع فرمان خدا، خالی از هرگونه انحراف، و نبود از مشرکان.

در تفسیر ذیل این آیه بیان‌های مختلفی وجود دارد از جمله اینکه آئین ابراهیم در زمان حیاتش یگانه بود و غیر از او کسی را چنین آئینی نبوده است. به همین خاطر ابراهیم (ع) خود به تنهایی یک امّت بود در راه یکتاپرستی. در نگاهی دیگر اطلاق امّت بر ابراهیم (ع) اشارت است به اینکه هر فضیلتی و کمالی که به طریق تفرق در امّتی یافت می‌شد همه در وجود گرامی او جمع شده بود که لیس من الله بمستنکر ان یجمع العالم فی واحد.

آری امّت ناشی از جمع است. جمعی همفکر و هم راه که مقرر است به جمع بودن خود، نواقص را برطرف وبا اتحاد خویش مکمل یکدیگر باشند. اتحاد فکری و عملی و تجمیع نیروها باعث رسیدن به اهداف امّت خواهد شد. حال اگر یک فرد به تنهایی کار آن جمعیت را انجام داده و به هدف برسد، غیر از تعبیر امّت چه می‌توان در بابش گفت!؟ و ابراهیم (ع) چنین بود.

و اما امّت در جامعه امروز:

خبر شهادت سردار غیور اسلام حاج قاسم سلیمانی بسیار شوک آور و تکان دهنده بود. شاید یکی از سخت‌ترین لحظات برای بر زبان آوردن کلمه استرجاع بعد از درک این خبر بود، اما نشانه مؤمنین همان است و خداوند با صابران همراه.

یگانه بودن او در راه مبارزه با جبهه کفر در تمامی جبهه‌ها و در تمامی لحظات بی نظیر بوده و از او چهره‌ای بی مثال را بوجود آورده است. در تمامی جبهه‌های تجاوز کفر به سرزمین اسلامی، حاج قاسم حضور داشته. حضوری وزین که لرزه بر اندام به ظاهر مجهز و پشت گرم به منابع مالی کفر و شرک عالم، می انداخته. این حضور همیشه عامل وحدت و همدلی جبهه اسلامی گردیده و تغییرات عمده‌ای در نتیجه ببار آورده است. او به تنهایی امّتی بوده که در راه جهاد اسلامی یک لحظه و یک آن عقب ننشسته و بلکه به عنوان پیشرو و پیشوا در خط مقدم بوده است. وقتی حاج قاسم در صحنه بوده انگار امّت اسلام در مقابل جبهه کفر قد به مقاومت افراشته و پرچم اسلام به پیروزی به اهتزاز بوده است. او به تنهایی یک امّت بود برای جبهه اسلام.

در دیدگاهی دیگر شهادت حاج قاسم آخرین قطعه پازل فضائل او بود. آنگاه که بعد از هجرتش از این جهان دون، یاران و آشنایان زبان به وصف فضیلت‌هایش گشودند، شناخت مسلمین از سردار خود، لحظه به لحظه بیشتر و حسرتشان در غفلت از شناخت و قدرشناسی او نزد مؤمنین افزون‌تر گردید. او را فضایلی بی شمار بوده که هر انسان آزاداندیش را عاشق مرام و مسلکش می‌نماید. فضایلی که در رابطه خود با خلق و خود با نفسش عیان و به رابطه خود با خدایش نیز سرایت داشته است.

او جمعی از فضائل بوده با دافعه شدید نسبت به اضدادشان. امری که به سختی در یک انسان تجمیع می‌شود. شجاعت در عین عدم تکبر- صلابت در عین مردمداری-رشادت در عین تواضع-فروتنی در عین هیبت-سربازی در عین فرماندهی- خلوص در عین داشتن منصب-بندگی در حین مبارزه-خانواده دوستی در حین هجرت-شهادت در حین جهاد. مهم‌تر اینکه این فضائل را نه تنها برای مدتی کوتاه، بلکه در عمر سرتاسر جهاد و مبارزه او می‌توان به عیان مشاهده نمود.

با دقت به این مفاهیم، امّت نامیدن سردار نیز خالی از معنا نخواهد بود که او جمعی از فضائل بود که در تک تک اجزا امّت به تنهایی شاید یافت شده، ولی در او تجمیع گردیده بود. او به تنهایی امّتی بود در تجمیع فضائل در یک فرد.

فارغ از تمامی این فضائل سردار، آنچه بسیار حائز اهمیت است اینکه سردار وقتی در قید حیات دنیوی بود به تنهایی امّت بود و بعد از آنکه به حیات اخروی و روزی خوردن نزد خدای بی شریک نقل مکان کرد، ریسمان و حبل وحدت امّت گردید. تشییع بی نظیر او در دو کشور اسلامی و شهرهای مختلف از جمله در اماکن متبرکه، گردهمایی‌ها و مجالس بزرگداشت در اقسام بلاد، پیام‌های تسلیت و سخنرانی‌های بی مانند بزرگان اقوام، نشان از آن داشت که تمامی امّت اسلام از تمامی نقاط عالم به حول محور سردار گردهم و همدلند.

هر امّتی نقطه اشتراکی برای شکل گیری می‌خواهد و اشتراک امم اسلامی و مردمان متفرق جوامع اسلامی در طول چند روز گذشته نام و یاد او بوده است.کشور و رنگ و زبان در این وحدت رنگ باخته و همه و همه به نخ تسبیح عقیده سردار که همانا ظلم ستیزی اسلامی و مقاومت در مقابل مستکبران بوده است، متحد و منظم شده اند.

در لغت عرب، ام القوم به معنی سردار است. سردار قاسم سلیمانی امروز خود امّتی در عالم بنیان نهاده است. امّتی با هدف و نظر و مسلک مشترک و مشخص. امّتی که در راه مقاومت اسلامی و دفاع از حدود و کیان جوامع اسلامی، پیشرویی چون سردار را پیشوای خود قرار داده اند. امتی که قرابت سنی و مکانی و قومیتی برایشان اهمیتی نداشته و آئین مشترکشان با سردار، اسلام و مرامشان مقاومت است. سردار امّت بود و مسلمین امّت سردار.

خاتمه سخن اینکه سردار در فاطمیه رفت و با عشق به فاطمه (س) که تنها دخت نبی خاتم (ص) بود و یگانه همدم علی (ع). فاطمه (س) را نیز تشییعی بود که کثرت جمعیت نه، بلکه قلّت حاضرین، عامل امّت سازیش بود.

اللهم صل علی فاطمه و ابیها و بعلها و بنیها.

کد خبر 4822441

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 7 + 5 =