شناخت قضایای حقیقیه و خارجیه راهی برای فهم بهتر حدیث است

مدرس حوزه علمیه مشهد اظهار کرد: در انتقال حدیث باید به ظرفیت افراد توجه شود. این ظرفیت‌ها عبارت است از: ۱. ظرفیت ذهنی ۲. ظرفیت علمی ۳. ظرفیت اجتماعی و ۴. ظرفیت دینی.

به گزارش خبرگزاری مهر، حجت الاسلام والمسلمین مصطفی اسکندری، مدرس حوزه علمیه مشهد، عضو شورای علمی فقه و اجتهاد دفتر تبلیغات اسلامی در هجدهمین نشست تخصصی حلقه مطالعاتی حدیث شناسی مقارن با موضوع «شناخت ظرفیت جامعه هدف؛ پاشنه فهم سنت» که در مرکز تخصصی آخوندخراسانی برگزار شد، اظهار کرد: فهم صحیح پیامی که ادعای ماندگاری دارد به واسطه چند نکته است: ۱. پیام آورنده. ۲. پیام گیرنده، ۳. شرایط انتقال پیام، ۴. شرایط القای پیام. در فضای صدور حدیث دو نکته متقابل وجود دارد که در پس ۱۴ قرن برای فهم حدیث مشکل ساز بوده است. از یک طرف حوزه مسئولیت حدیث پر دامنه است و ما را به مصطلح قضایای حقیقیه می‌رساند، و از طرف دیگر بستر وجود و ظهور و پیدایش احادیث، قضیه خارجیه است. حال چگونه از دل این احادیث قضایای حقیقیه ای استخراج کنیم که برای همه افراد در همه زمان‌ها باشد.

وی افزود: در واقع بحث روی این متمرکز است که آیا قضایای حقیقی با قضایای خارجیه قابل جمع هستند؟ و البته این سوال در زمان پیامبر (ص) نیز مطرح بوده است که آیا مسائل بیان شده توسط ایشان توسعه دارد یا تضییق دارد.

این استاد حوزه بیان کرد: پیدایش مسأله قضایای خارجیه و حقیقیه جدید است، اما فقها در گذشته از آن با عنوان دیگری تعبیر می کرده اند مانند این که در حدیث آمده بود” قضیه فی واقعه» و آن را قضیه خارجیه می‌دانستند و از آن برداشت عمومیت نمی‌کردند.

وی خاطرنشان کرد: حکم، با اینکه “قضیه فی الواقعه” است و مورد خاص و شخص خاص است ولی می‌توان به قضایای حقیقیه برگرداند و عمومیت را فهمید. اصولیون در گزاره‌ها ی شرعی مبحث قضایای حقیقیه و خارجی را در بحث تشریع و جعل احکام مطرح، و به سبب چنین طرح بحثی ما را به اشتباه انداخته اند. به این صورت که می‌گویند حدیث هم به نحوی حاکی از جعل است و این حدیث اگر گزاره‌ی خارجیه باشد دیگر قابل جمع با حقیقیه نیست و حال آنکه بحث اصولیون اصلاً ناظر به حدیث نیست بلکه ناظر به مقام ثبوت هست. و مسأله را این طور مطرح می‌کنند که در مقام جعل، موضوع چیست؟ آیا موضوع کل است و لو الان موجود نباشد و یا موضوع موجودین بالفعل است و لو این که در لسان دلیل به یک نحو خاص ذکر شده باشد.

حجت الاسلام والمسلین اسکندری گفت: فقها در عرصه حدیث، قضایای خارجیه و حقیقیه را استنساخ کرده اند؛ گرچه حضور پر رنگ این مفهوم را باید پذیرفت، اما این نحو از استنساخ مناسب نمی‌باشد. به این معنا که این دو قضیه قابل جمع نمی‌باشد. احادیثی که در مقام تشریع حکم هستند در واقع حکایت از جعل می‌کنند و در حل بعضی معضلات حدیثی باید دو پهلو بودن مقام اثبات و حکایت را بپذیریم تا بتوانیم از دل آن تشریع مستمر را به دست بیاوریم.

وی اذعان کرد: بحث قضایای خارجیه و حقیقیه در علم اصول مربوط به مقام جعل است و هیچ کسی از مقام اثبات و فعلیت بحث نکرده است و اگر بحثی باشد اشتباهی در آن رخ داده است. اشتباه به این شکل است که حل معضل فهم حدیث مبتنی بر این بحث است که این حدیث، قضیه حقیقی یا قضیه خارجیه است. بعد روی می‌آورند به یک طرف که فقط خارجیه است و یا فقط حقیقیه است؛ و اشکال اینجا پیش می‌آید که اگر قضیه خارجیه باشد دیگر نمی‌تواند حقیقیه باشد؛ دیگر قابل توسعه نیست. به اضافه این مسأله که در فهم قضیه حقیقیه و خارجیه در اصول اشتباه رخ داده است. اصل قضیه حقیقیه و خارجیه در منطق بحث می‌شود. تعریف محقق نائینی کاملاً متفاوت از تعریف ملاهادی سبزواری است. از نظر ملاهادی سبزواری افراد قضیه حقیقیه باید در یک جایی موجود باشند تمام شاکله قضیه مربوط به خارج است نه ذهن. ولی مرحوم نائینی می‌گوید اصلاً افراد قضیه حقیقه وجودی ندارند نه اینکه این می توانسته وجودی داشته باشد والان. موجود نشده باشد.

مدرس حوزه علمیه مشهد تصریح کرد: برای فهم درست حدیث باید به معنای ملاهادی سبزواری (منطقیون) در مورد قضیه حقیقیه و خارجیه برگردیم و گرنه با تعریف محقق نائینی به مشکل برمی خوریم. حکم در «قضیه فی واقعه» به جهت خاص بودنش قابل تعمیم نیست، اما با توجه به نگاهی که ما ارائه می‌دهیم امکان تعمیم وجود دارد. به عنوان مثال قضیه خارجیه ای داریم «علیک بهذا الجالس» اصطلاحاً خارجیه است ولی واضح است که حقیقیه در آن پنهان است. با ظواهر این گزاره در صدد بیان مهم بودن شخص هستند و این درحالی است که این شخص وصفی دارد که آن وصف مهم است. بسیاری از احادیث این گونه حل می‌شود که ظاهر حدیث خارجیه است ولی خارجیه نیست بلکه حقیقیه است و یک چشمه کار در تأویل، موعظه‌های ائمه و یا اذکار امام پیدا می‌شود. که آیا پیامی دارد و از روح دیگری حکایت می‌کند یا نه خاص است و هیچ نکته‌ای ندارد. با قضایای خارجیه و حقیقیه، تقیه کاملاً تفسیر می‌شود. بستر تقیه بستر صدور قضیه‌ی خارجیه ای است که برای حقیقیه است.

حجت الاسلام اسکندری تأکید کرد: در انتقال حدیث باید به ظرفیت افراد توجه شود. این ظرفیت‌ها عبارت است از: ۱. ظرفیت ذهنی به معنای آستانه تحمل فرد از حیث روانی نه عملی. حدیث از یک زاویه خارجیه است چرا که به فرد خاصی گفته شده است. اما در آن یک مطلب کلی نهفته است. از تقابل و اجتماع دو قضیه خارجیه در کنار هم عنوان بدست می‌آید و عنوان یک قضیه حقیقیه است. به طور مثال پاسخ‌های امام به زراره و عمران متفاوت بوده است. به دلیل اینکه ظرفیت این دو فرد از حیث تحمل اجتماعی متفاوت بوده است. پاسخ اما به عمران به شکل قضیه خارجیه بوده است اما می‌توان آن را به صورت قضیه حقیقیه تفسیر کرد. البته اگر بخواهیم قضیه خارجیه را به صورت قضیه حقیقه در نظر بگیریم باید ملاک و شاهدی داشته باشیم داشتن شاهد شرط است. ۲. ظرفیت علمی ۳. ظرفیت اجتماعی ۴٫ ظرفیت دینی.

کد خبر 4854938

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • 4 + 8 =