۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۶، ۱۰:۵۶

/ بررسی دلایل بی‌اعتنایی سینمای ایران به فیلم‌های تاریخی /

"تاریخ" ژانر فراموش‌شده سینمای ایران است

"تاریخ" ژانر فراموش‌شده سینمای ایران است

خبرگزاری مهر - گروه فرهنگ و هنر : بی‌تفاوتی سینماگران ایرانی نسبت به ژانر تاریخی باعث شده مخاطبان از تماشای یکی از گونه‌های جذاب سینمایی محروم شوند و از میان آثاری که در خارج کشور نمایش داده می‌شوند، هیچ کدام نشانی از سابقه تاریخی ایران در خود نداشته باشند.

به گزارش خبرنگار مهر، تاریخ همواره یکی از غنی ترین و دست یافتنی ترین منابعی است که در همه کشورهای جهان مورد توجه و استفاده سینماگران قرار می گیرد. تاریخ هر کشور علاوه بر اینکه از داستان های بسیار جذابی برخوردار است که بازسازی و بیان آن برای مردم امروز می تواند جالب توجه باشد، آموزه هایی از فرهنگ، هنر، تمدن و پیشرفت هر کشور را روایت می کند که بازشناخت آن هم برای اهالی همان سرزمین و هم برای دیگر ساکنان زمین می تواند جذاب باشد.

فیلم های تاریخی به سه صورت کلی تولید می شوند. گاهی فیلمساز یک برهه زمانی مشخص را مورد توجه قرار می دهد و به بیان آن می پردازد یا قصه ای فلکلوریک و قدیمی بهانه ای برای نشان دادن تاریخ و فرهنگ گذشتگان قرار می گیرد یا در برخی موارد یک شخصیت مهم تاریخی انگیزه ساخت یک فیلم تاریخی می شود. چون بیان ویژگی های شخصیت با محدود زمانی مورد نظر گره خورده است.

از ابتدای فعالیت سینمای ایران تاکنون تعدادی فیلم تاریخی ساخته شده که وجهی از مضامین مورد اشاره در آن وجود دارد. "امیرارسلان نامدار"، "حسن کچل" یا قصه قالی پرنده از آن جمله اند، اما تقریبا تمام فیلم هایی که در این گونه سینمایی ساخته شده اند، آثاری بسیار ضعیف بوده اند که در برخی مواقع با وجود هزینه های به نسبت زیاد در زمینه ساخت دکور یا طراحی لباس، به خاطر ضعف مشهود فیلمنامه یا عام گرایی و توجه به جذب گیشه آثار ماندگار و قابل اعتنایی محسوب نمی شوند.

پس از انقلاب نیز در زمینه ساخت فیلم های سینمایی تاریخی کار چندانی صورت نگرفته است. برخی فیلم ها که در فضای گذشته ساخته شده اند، مانند فیلم های سینمایی "کفش های میرزا نوروز"، "کمال الملک" یا "ناصرالدین شاه آکتور سینما"، به اندازه ای درگیر بیان قصه بوده و به مسایل جانبی اشاره کرده اند که توجه به ارایه جلوه ای مناسب از فرهنگ، تاریخ و تمدن ایرانی را به طور کامل از یاد برده اند.

در این زمینه تلویزیون فعالیت قابل قبول تری داشته است. ساخت مجموعه های تلویزیونی "دلیران تنگستان"، "سربداران"، "کوچک جنگلی"، هزاردستان"، "شب دهم"، "خانه ای در تاریکی"، "مسافر ری" و "ملاصدرا" هر چند به انگیزه نشان دادن بخشی از تاریخ این سرزمین به طور مستقیم نبوده، اما در مجموع نشانگر جلوه هایی از فرهنگ مردم این سرزمین محسوب می شود که در برهه های مختلف تاریخی فعالیت هایی انجام داده اند.

طی چند سال اخیر نیز ساخت فیلم سینمایی "شاهزاده ایرانی" به کارگردانی محمد نوری زاد که بیان قصه رزم رستم و اسفندیار بر اساس شاهنامه فردوسی است یا "شاه خاموش" که مقطع تاریخی به پایان رسیدن حکومت قاجارها و آغاز فعالیت پهلوی را نشان می دهد یا حتی فیلم "نیما یوشیج" که یکی از چهره های شاخص ادبیات معاصر محسوب می شود، رویکرد سینماگران به تاریخ یا قصه های قدیمی ایرانی است. اما وقتی در سال بین 80 تا 100 فیلم در کشور تولید می شود، ساخت این تعداد انگشت شمار فیلم در گونه تاریخی بسیار ناچیز است.

از میان فیلم هایی که طی حدود 10 سال اخیر به جشنواره های معتبر خارجی راه یافته اند یا حتی موفق به کسب شاخص ترین جوایز سینمایی شده اند و اکران کوتاه مدت در سینماهای خارج از کشور را به دست آورده اند، هیچ کدام اشاره ای به برهه های مختلف تاریخ کشورمان نداشته اند.

فیلم های سینمایی "طعم گیلاس" عباس کیارستمی، "اینجا چراغی روشن است" و "خیلی دور، خیلی نزدیک" رضا میرکریمی، "جزیره آهنی" محمد رسول اف، "یک شب" نیکی کریمی، "آفساید" جعفر پناهی، "کافه ترانزیت" کامبوزیا پرتوی،"نیوه مانگ" بهمن قبادی، "بچه های آسمان" مجید مجیدی، "ازدواج به سبک ایرانی" حسن فتحی، "دوئل" و این اواخر "اخراجی ها" مسعود ده نمکی هیچ نشانی از گذشته تاریخی ایران ندارند.

هر زمان که صحبت از ساخت فیلم تاریخی در کشور پیش آمده است، تهیه کنندگان و سرمایه گذاران بخش خصوصی از ناتوانی در پرداخت هزینه های بالای این ژانر صحبت کرده اند و فیلمنامه نویسان و کارگردان ها نیز نبود استقبال از سوی تهیه کنندگان را بهانه فعالیت نکردن در این ژانر قرار داده اند. اما حقیقت اینجاست که یکی از مشکلات اصلی در تولید نشدن فیلم خوب تاریخی، نبود فیلمنامه مناسب است.

فیلمنامه نویسانی که به نگارش متن هایی با مضمون اجتماعی تمایل نشان می دهند، مشکلات را به صورت روزمره مشاهده می کنند و از میان این مسایل هر کدام از موضوع ها را که بخشی از علاقه ها یا دغدغه های ذهنی آنها را در بربگیرد، انتخاب و بر اساس آن اقدام به نگارش داستانی نزدیک یا با فاصله از واقعیت های اجتماعی می کنند. به این ترتیب نویسنده متن سینمایی خود را قایل به تحقیق یا پژوهش خاصی نمی داند.

در حالی که نوشتن یک فیلمنامه تاریخی نیاز به تحقیق و مطالعه عمیق و گسترده ای دارد. یعنی یک فیلمنامه نویس برای اینکه بتواند قصه ای وابسته به تاریخ را بنویسد باید حداقل یکی دو سال وقت برای تحقیق و پژوهش صرف کند تا مطالبی که در متن خود بیان می کند به واقعیت های مستند تاریخی نزدیک باشد. در غیر این صورت با مشکل نبود هماهنگی لازم با واقعیت مواجه می شود و چون مدارک مستند در این زمینه وجود دارد، فیلم اعتبار خود را از دست خواهد داد.

همچنین یک متن سینمایی تاریخی باید قصه ای جذاب داشته باشد تا بتواند با بیننده امروز ارتباط برقرار کند. چنین فیلمنامه ای باید با توجه به شرایط روز جامعه ساخته شود تا بازگویی کسل کننده تاریخ نباشد. علاوه بر این، مطلبی که در قالب یک اثر تاریخی بیان می شود باید برای مخاطبان امروز اهمیت داشته باشد تا نظر آنها را به خود جلب کند یا فانتزی و رازگشایی چگونگی زندگی قدما برای بیننده جذابیت به وجود بیاورد.

اگر فیلمنامه خوبی در ژانر سینمای تاریخی وجود داشته باشد، طراحان صحنه و لباس باتجربه و باذوقی در کشور ما وجود دارند که به خوبی می توانند جزئیات زندگی مردم دوره های مختلف تاریخی را بازآفرینی کنند. از نظر ساخت دکور یا حتی لباس نیز شهرک سینمایی و همکاری های موثر بخش دولتی از جمله بنیاد سینمایی فارابی یا سازمان صدا و سیما در این زمینه بسیار موثر خواهد بود. البته در این زمینه باید هماهنگی لازم صورت بگیرد تا نتیجه مطلوب حاصل شود.

متاسفانه بخش دولتی با آنکه از تجربیات خوبی در زمینه ساخت آثار تاریخی برخوردار است، کمتر تمایلی به مشارکت با بخش خصوصی در خصوص ساخت فیلم های سینمایی ماندگار تاریخی از خود نشان می دهد. حتی در زمینه تولید انیمیشن مناسبی که به انعکاس بخشی از تاریخ کشور بپردازد نیز کار زیادی انجام نشده است. تلاش های شرکت صبا ـ وابسته به سازمان صدا و سیما ـ در زمینه تولید انیمیشن تاریخی محدود است و از جذابیت جهانی برخوردار نیست.

اگر تلاش لازم در زمینه ساخت فیلم تاریخی مناسب در کشور صورت بگیرد، بدون تردید از مخاطب جهانی نیز برخوردار خواهد شد. نمونه های به نسبت زیاد و در عین حال بسیار مشهور و پرفروش سینمای غرب در ژانر تاریخی می تواند الگوی مناسبی برای فیلمسازان ایرانی باشد. فیلمی همانند "تروا" که یک قصه قدیمی و چندین بار روایت شده از تاریخ یونان باستان را به تصویر می کشد، برای بسیاری از مخاطبان جهان جذابیت پیدا می کند.

نکته اصلی اینجاست که فعالان سینما و مدیران فرهنگی کشور در زمینه ارایه آثار تاریخی ماندگار و پرمخاطب احساس نیاز کنند. در این صورت همانطور که تلویزیون برای ساخت آثار این بخش فعالیت کرد و به موفقیت های خوبی هم دست پیدا نمود، دست اندرکاران سینما نیز می توانند در این راستا فعالیت خوب و موثری داشته باشند.

بدون تردید اگر طی سال های گذشته فیلم های تاریخی خوبی ساخته می شد، امروز شاهد ساخته شدن فیلمی همانند "300" نبودیم. هر چند اکنون هم که چنین فیلمی ساخته شده و غرور تاریخی یک ملت را جریحه دار کرده، همچنان اهالی سینما در بخش دولتی و خصوصی هیچ اقدام موثری را پیش رو قرار نداده اند تا راهی برای جلوگیری از شبیخون فرهنگی غرب به وجود بیاید.
کد مطلب 486929

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha