۱۲ خرداد ۱۳۸۶، ۸:۵۹

سایه روشن فرهنگ و هنر؛ مرور مهمترین رویدادهای فرهنگی هنری هفته گذشته

سایه روشن فرهنگ و هنر؛ مرور مهمترین رویدادهای فرهنگی هنری هفته گذشته

هفته گذشته حوزه فرهنگ و هنر کشور اتفاقات خاصی را از سر گذارند که اشاره کوتاه به برخی از آنها می‌تواند تحلیل‌های جالبی به همراه داشته باشد.

به گزارش خبرنگار مهر، یکشنبه شب ششم خرداد شصتمین جشنواره کن برگزیدگان بخش های اصلی خود را معرفی کرد و در این میان آنچه به سینمای ایران مربوط و واکنش برانگیز بود، اعطا جایزه هیئت داوران به طور مشترک به انیمیشن "پرسپولیس" مرجانه ساتراپی و ونسان پارانو و "نور مخفی" کارلوس ریگاداس بود. "پرسپولیس" درباره سفر ساتراپی از دوران کودکی در ایران پیش از انقلاب به دوران زنانگی در غرب است که ظاهرا چهره ای اغراق آمیز از ایران پس از انقلاب نشان می دهد.

اما نکته جالبتر از این جایزه، واکنش ها به این انتخاب است که البته پیش از نمایش "پرسپولیس" در کن همراه با یک موج آغاز شده بود. به نظر می رسد وقتی صورت مسئله از پیش نوشته شده، واکنش ها هم می شود چیزی نزدیک به "نوشدارو پس از مرگ سهراب"، ولی از نوع ساده انگارانه اش.

نکته ای که در این میان می توان مورد توجه قرار داد طبیعتاً تب واکنش نشان دادن، اعتراض، صدور بیانیه و ... نیست که بعد از ماجرای فیلم "300" دامن سینمای ایران را گرفته، بلکه شیوه برخورد با این مباحث و به اصطلاح موج سواری در دریایی است که بهره ای برای سینمای ایران ندارد. "نوشدارو پس از مرگ سهراب" نزدیکترین تحلیل به این واکنش هاست، با ذکر این مهم که قصد زیر سئوال بردن نفس مقابله و اعتراض به تحریف تاریخ کشورمان را نداشته و نداریم که همه ما در اعتراض به "300" هم گفته ایم و هم نوشته ایم.

به نظر می آید ایده خلاقانه نامه تاریخی انجمن منتقدان و نویسندگان سینمایی به کمپانی برادارن وارنر این بار شکل و سویه جدیتری پیدا کرده و بدل به شیوه ای خنثی برای چنین واکنش هایی شده است. جشنواره کن روز 26 اردیبهشت آغاز شد و روز 30 اردیبهشت مدیر عامل بنیاد سینمایی فارابی با نوشتن نامه‌ای خطاب به رایزن فرهنگی فرانسه در ایران نسبت به نمایش فیلم ضدایرانی "پرسپولیس" در بخش مسابقه جشنواره کن اعتراض کرد. یعنی چند روز پس از پخش اخبار فیلم های شرکت کننده در کن و در حالی که تاریخ نمایش فیلم در جدول برنامه ها تثبیت شده بود.

قرار است این اعتراض به مثابه مدرکی محسوب شود که در بایگانی حفظ شده و نشان می دهد یک مقام سینمایی بیکار ننشسته و واکنش خود را به تحریف تاریخ نشان داده یا قرار است این اعتراض ها به نتیجه ای بینجامد؟ به علاوه تب بیانیه صادر کردن نباید وجه منطقی اعتراض را کمرنگ کند، اعتراض یک مقام فرهنگی در حالی که قرار بود فیلم تازه روز دوم خرداد در کن به نمایش درآید چه جایی در قوت بخشیدن به این بیانیه باقی می گذارد؟

سه شنبه هشتم خرداد، وعده دیدار برای تجدید میثاق هنرمندان با آرمان های امام راحل در آستانه هجدهمین سال رحلت ایشان تعیین شد. از آنجا که هنرمندان بالاخص سینماگران صاحب نهادی تحت عنوان "خانه سینما" هستند که نقش ارتباط دهنده را برای چنین حرکت هایی ایفا می کند، به نظر می رسید وزارت ارشاد در مقام فاعل این حرکت نتواند نقشی چندان موثر ایفا کند و پیش بینی ها درست بود. شاید در این دیدار وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از معدود چهره های فرهنگی آشنا بود و بقیه افراد را کارمندان وزارت ارشاد و نهادهای تابعه تشکیل می دادند، در واقع کسانی که ارشاد می توانست امکان حضور آنها را فراهم کند.

در چنین موقعیتی این سئوال پیش می آید که وقتی کلی زمان و انرژی انسانی صرف این می شود که نهادی شکل بگیرد و دوام و بقا آن در گرو همین جدی گرفته شدن است، چنین اقدام هایی به مفهوم بطئی حذف نهادی چون "خانه سینما" نمی تواند نوعی سهل انگاری محسوب شود؟ تجربه دیدار سال گذشته رهبر معظم انقلاب اسلامی در خردادماه با حضور سینماگران برجسته کشور نشان می دهد که چنین حرکت هایی وقتی از سوی خود هنرمندان طراحی و اجرا می شود، هم بازتابی گسترده تر دارد و هم کارکردی مهمتر پیدا می کند.

تجدید میثاق امسال هنرمندان با آرمان های امام راحل با طراحی و ترتیب وزارت ارشاد بدل شد به حرکتی روی صفحات کاغذ که سرانجامی خوش در بازتاب و عملکرد نهایی پیدا نکرد. به نظر می آید این حرکت درون سازمانی می توانست با هوشمندی و واگذار کردن ریش و قیچی به خانه سینما حداقل در بخش هماهنگی با سینماگران به نتیجه ای درخور رابطه تنگاتنگ میان سینمای ایران و سینماگران کشور و آرمان های امام راحل بینجامد که متاسفانه این اتفاق نیفتاد.

سه شنبه هشتم خرداد نمایش فیلم "نقاب" در حالی در اریکه ایرانیان انجام شد که این مراسم به دعوت تهیه کننده و دیگر عوامل فیلم در اعتراض به قاچاق محصولات فرهنگی و ورود سی دی های قاچاق این فیلم به بازار صورت گرفت. در این مراسم جمعی از دست اندرکاران سینما با صدور بیانیه‌ای نسبت به تکثیر و توزیع غیرمجاز فیلم "نقاب" و دیگر محصولات سمعی و بصری اعتراض کردند و ... اعتراض هایی که اگر نتیجه ای در پی داشته باشد باید تعجب کنیم!

نکته ای که قاچاق سی دی فیلم "نقاب" را برجسته و تا حدی متفاوت می کند بسیار ظریف است. به گفته تهیه کننده، وی مدتی پیش نسخه ای از فیلم را با پایانی متفاوت در اختیار وزارت ارشاد قرار داد و پس از مدتی طولانی با رد شدن آن پایان، پایان فعلی برای "نقاب" انتخاب و فیلم زودتر از موعد روانه اکران سینماها شد. در شرایطی که حتی کپی های فیلم به طور کامل آماده نبودند.

در چنین شرایطی "نقاب" آغاز خوبی نداشت، ولی با آماده شدن کپی ها و گذشت مدتی کوتاه توانست مخاطب کنجکاو را به سینماها بکشاند و درست پس از پایان هفته ای که فروشی رو به رشد داشت، سی دی های فیلم در کمیتی گسترده وارد بازار شد. شعار تبلیغاتی سی دی های قاچاق هم این بود "نسخه اصلی فیلم "نقاب"! چون سی دی با پایانی وارد بازار شد که قبلاً به وزارت ارشاد ارائه و رد شده بود!

چه اتفاقی دارد می افتد؟ آیا این یک برنامه از پیش طراحی شده برای زمین زدن فیلمی است که به هر شکل ممکن و در عین نارضایتی برخی روی پرده رفته یا یک شیوه هنرمندانه برای شکستن کمر فیلم و چه بسا کمر سینمای ایران در حال شکل گیری است؟ وزارت ارشاد از هنگام طرح این موضوع حساس از سوی تهیه کننده فیلم "نقاب" سکوت اختیار کرده است. آیا باید پاسخ را از راهروهای تو در توی ارشاد بخواهیم که رازهای سر به مهر بسیاری در سینه دارند؟

کد خبر 495930

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha