خبرگزاری مهر، گروه استانها: در روزهایی که شادی در چهره بسیاری از کودکان کمرنگ شده، هنوز معلمانی هستند که آموزش را فقط انتقال درس نمیدانند، بلکه راهی برای امیدبخشی و زنده نگهداشتن ایمان میبینند.
به مناسبت نیمهشعبان، با معصومه مختاری، با معلمی که با برگزاری کلاسهای رایگان، نمایشهای شاد و آموزشهای متفاوت، تلاش کرده عشق به امام زمان (عج) را در دل کودکان زنده کند، به گفتگو پرداختیم، این گفتوگو، روایت تجربهای صمیمی از پیوند آموزش، ایمان و مسئولیت اجتماعی است؛ روایتی از باوری که میتواند حال دل بچهها را خوب کند.
حاصل این گفتگو را در ادامه می خوانید:
* ابتدا بفرمایید مقصود شما از برگزاری این کلاسها و تدریس رایگان چه بوده است؟
حدود یک هفته، به مناسبت نیمهشعبان و میلاد امام زمان (عج)، تصمیم گرفتم تدریس رایگان داشته باشم؛ مخصوصاً برای دانشآموزان دوره ابتدایی، بهویژه کودکانی که یا دچار اختلالهای یادگیری هستند یا از نظر مالی توان پرداخت هزینه کلاسها را ندارند.
در این یک هفته تمام تلاشم را کردم که بچهها واقعاً یاد بگیرند. حتی مادرها را هم به داخل کلاس آوردم و به آنها آموزش دادم، چون سالهاست در این حوزه کار میکنم و میدانم چطور باید پیش رفت.
من در بازهای حدود ۱۰ روز میتوانم دانشآموزی را که واقعاً اختلال دارد و از همهجا ناامید شده، به مسیر یادگیری برگردانم. به همین دلیل چند پنجشنبه رایگان خودم را که همیشه داشتهام، به طرح «حامی» وصل کردم و گفتم حتی این هفته هم کلاسها داخل آموزشگاه رایگان باشد.
نتیجهاش این شد که حدود ۱۰ تا ۱۱ نفر در همین چند روز راه افتادند و پیشرفت کردند. حتی مادرها خودشان آمدند و تشکر کردند. امروز هم، انشاءالله، آخرین روز این دوره است.
* شما اشاره کردید که کلاسها کاملاً رایگان بوده. این روند در طول سال هم ادامه دارد؟
بله، کاملاً رایگان است. من در طول سال، هر سهشنبه به نیت امام زمان (عج) یک جلسه رایگان برگزار میکنم، حتی بچههایی که شهریه پرداخت کردهاند، سهشنبهها کلاسشان رایگان است. این کار فقط از روی عشق و ارادتی است که به امام زمان دارم؛ به خاطر معجزهها و عنایتهایی که از ایشان در زندگیام دیدهام.
تنها کاری که از دست من برمیآمد، شاد کردن بچهها بود؛ چه در مدرسه و چه در آموزشگاه. امروز هم واقعاً تمام انرژیام را گذاشتم، طوری که صدایم گرفته است.
* برنامهای که امروز برای دانشآموزان اجرا شد، چه بود؟
برنامه امروز شامل نمایش عروسکی موزیکال، موسیقی و پذیرایی بود. بچهها این نوع آموزش را خیلی دوست دارند. من از این طریق هم آموزش میدهم و هم تلاش میکنم عشق به امام زمان را در دلشان زنده کنم. احساس میکنم امام زمان (عج) خیلی مظلوم و غریب مانده و شناخت درستی از ایشان وجود ندارد.
حتی دختر خودم که معمولاً احساساتش را بروز نمیدهد، امروز گفت حس خیلی خوبی در مدرسه داشته. خودم هم دیدم که بچهها شادی خاصی داشتند؛ انگار نیمهشعبان امروز خودش را نشان داد. شاید در کوچهها و شهر آذینبندی خاصی نبود، اما حداقل مدرسه توانست یک روز بهیادماندنی برای بچهها بسازد.
* این عشق و علاقه شما به امام زمان (عج) از کجا شروع شد؟
زمانی که دانشجوی دانشگاه فرهنگیان بودم، یکی از استادان درس مهدویت به من موضوعی داد تا دربارهاش کنفرانس ارائه بدهم. حدود ۳۰ تا ۴۰ کتاب درباره امام زمان، از گذشته تا آینده و پیشبینیها، مطالعه کردم. هرچه جلوتر رفتم، دیدم بسیاری از نشانهها و پیشبینیهایی که در آن کتابها آمده، امروز جلوی چشم ما اتفاق افتاده است.
از دوران کرونا به بعد، به یک آرامش خاصی رسیدم. حتی برخی اتفاقات مثل جنگ ۱۲روزه را از قبل پیشبینی میکردم. در همان روزها که همه استرس داشتند، من آرامش داشتم و کار و زندگیام را ادامه میدادم. همه این آرامش و بینش را مدیون امام زمان هستم. هرچه بیشتر به سمت ایشان رفتم، احساس کردم موفقتر شدم.
* آیا مصداقهایی از عنایت امام زمان (عج) در زندگیتان داشتهاید؟
بله، یکی از مصداقهایش این است که هیچوقت احساس بیپولی نکردهام. همیشه برکت در زندگیام بوده، خدا را شکر هیچ بیماری خاصی نداشتهام و در همه حال حالم خوب بوده. شاید از بیرون کسی بگوید شرایطت ایدهآل نیست، اما من یک آرامش درونی دارم که با هیچ چیز عوضش نمیکنم. هرجا هم گیر کردم، فقط خود امام زمان را صدا زدم و واقعاً به دادم رسیدهاند.
* اگر پیامی برای مردم درباره امام زمان، نیمهشعبان یا دین دارید، بفرمایید.
متأسفانه شناخت مردم، مخصوصاً بچهها، از امام زمان خیلی کم است. بعضی بچهها فکر میکنند اگر امام زمان بیاید، همه میمیریم یا جنگ و شمشیر راه میافتد؛ اینها برداشتهای کاملاً غلط است.
در کتابهای درسی هم خیلی کم درباره امام زمان صحبت شده. چرا زندگی ایشان، پیشبینیها و نشانهها گفته نمیشود؟ چرا اتفاقاتی مثل کرونا یا شرایط امروز دنیا که در منابع آمده، برای مردم توضیح داده نمیشود؟
یکی از نشانههایی که سالها پیش خوانده بودم، رواج الکل و تعطیلی خانه خدا بود؛ آن زمان باورش سخت بود، اما در دوران کرونا دیدیم که خانه خدا تعطیل شد و الکل همهجا رواج پیدا کرد. اینها نیاز به مطالعه و فرهنگسازی دارد.
بچههای امروز افسردهاند، پر از ترس و اضطراب. امروز دیدم که فقط با یک جشن امامزمانی، چقدر حالشان خوب شد. به نظرم باید یک پویش قوی امامزمانی راه بیفتد.
*چند عنوان از کتابهایی که در این زمینه مطالعه کردهاید را به خاطر دارید؟
یکی از کتابها «از ظهور تا ظهور» بود و یکی هم «مهدویت». اینها مربوط به حدود ۱۵ سال پیش است و شاید الان در دسترس نباشند، اما من خلاصهها و دستنوشتههایشان را دارم. زمانی که آن کنفرانس را ارائه دادم، کل سالن سه ساعت ساکت نشسته بود؛ حتی استاد گفت همه میخکوب شده بودند. همانجا فهمیدم چقدر شناخت در این زمینه کم است.
* چرا این مطالب را بهصورت کتاب منتشر نکردید؟
بهخاطر حجم زیاد تدریس. از پنج عصر که آموزشگاه تعطیل میشود تا ۹ شب کلاس دارم و گاهی تا ۱۲ شب هم ادامه پیدا میکند. از راههای دور میآیند؛ از جردن، آبشناسان و جاهای دیگر. دلم نمیآید کسی را رد کنم.
احساس میکنم همین تدریس زنده و اثرگذاری مستقیم روی بچهها و خانوادهها، از هزار تا کتاب گویاتر است.
* اگر خانوادههایی بخواهند در کلاسهای رایگان شما شرکت کنند، شرایط چگونه است؟
سهشنبهها در طول سال، از ساعت ۶ عصر کلاس رایگان برگزار میکنم. برای کودکانی که پدر ندارند یا واقعاً بضاعت مالی ندارند، هیچ هزینهای گرفته نمیشود. ثبتنام انجام میشود و در طول هفته هم خودم پیگیر وضعیت بچهها هستم.


نظر شما