به گزارش خبرگزاری مهر، ایسنا نوشت: در شرایطی که رشتههای مرتبط با میراث فرهنگی، بهویژه مرمت بنا و بافتهای تاریخی، با افت کیفیت آموزش، مدرکگرایی و فاصله روزافزون دانشگاه از میدان عمل مواجهند، ایسنا به عنوان خبرگزاری دانشجویان ایران بر آن است تا در پرونده ای به بررسی کیفیت آموزش این رشته در دانشگاهها، کمبودها، و چالشهای آن و همچنین جایگاه آکادمیک این رشته در بازار کار، از دیدگاه دانشجویان، فارغالتحصیلان و اساتید حوزه مرمت بپردازد.
در این زمینه ایسنا با شیما شاهرخی، از دیگر فارغالتحصیلان رشته مرمت بافت و بناهای تاریخی در مقطع کارشناسی و کارشناسی ارشد، گفتوگو کرد. او در کنار تدریس، سابقه همکاری حرفهای با نهادهای شهری در زمینه نظارت علمی و تخصصی بر پروژههای مرمتی را دارد. از جمله مهمترین تجربههای حرفهای او میتوان به حضور در کارگاه مرمت کاخ نیاوران، مشارکت در پروژه مرمت آرامستان و آرامگاه امامزاده عبدالله (ع) و همچنین نظارت علمی بر مرمت برخی بناهای تاریخی مناطق ۱۱ و ۱۲ شهر تهران اشاره کرد. در این میان، بناهایی چون بازار چهارسوق (چهارسو)، ساختمان شورای عالی امنیت ملی و مسجد مشیرالسلطنه از جمله پروژههایی هستند که شاهرخی در فرآیند بررسی و نظارت تخصصی آنها نقش داشته است.
این کارشناس مرمت که در حال حاضر فعالیت اصلی خود را در حوزه دانشگاهی و آموزش آکادمیک متمرکز کرده، درباره کیفیت آموزش در حوزه مرمت به ایسنا گفت: رشته مرمت در حوزه آکادمیک و دانشگاهی، متأسفانه در چند سال اخیر با چالشهای جدی مواجه شده است. من حدود چهارده سال است که در دانشگاه فعالیت و تدریس میکنم و در این مدت شاهد بودهام که این رشته در مقطع کارشناسی در بسیاری از دانشگاهها منحل شده است. حتی در سالهای بعد، این روند به مقطع کارشناسی ارشد نیز سرایت کرده و در برخی دانشگاهها، این رشته در این مقطع هم حذف شده است.
او افزود: کیفیت آموزش در رشته مرمت، با توجه به اینکه همواره تعداد داوطلبان آن نسبت به بسیاری از رشتههای دیگر کمتر بوده و همچنین کمبود نیروی متخصص در حوزه مرمت و بهطور کلی میراث فرهنگی وجود داشته، آنچنان که باید و شاید مطلوب نبوده است، مگر در برخی دانشگاههای دولتی کشور. بهطور کلی، تعداد نیروی متخصص مرمت همواره در مقایسه با رشته معماری کمتر بوده و از سوی دیگر، در بسیاری از دانشگاهها، اساتیدی که دروس مرمت را تدریس میکنند، لزوماً فارغالتحصیل یا متخصص این رشته نیستند و از حوزههایی مانند معماری، عمران و رشتههای مشابه میآیند. به همین دلیل، کیفیت آموزش تخصصی مرمت در بسیاری از دانشگاهها در سطح مطلوبی قرار ندارد.
این مدرس دانشگاه با اشاره به تاثیر مرکز آموزش عالی میراث میراث فرهنگی در رشته مرمت، توضیح داد: در گذشته، دانشگاه میراث فرهنگی وجود داشت که خود من فارغالتحصیل آن دانشگاه هستم. متاسفانه این دانشگاه از چارت سازمانی حذف و عملاً منحل شد. در آن دانشگاه، کیفیت آموزش در سطحی تخصصی و بالا قرار داشت؛ چرا که دانشجویان مستقیماً از تجارب اساتید مرمت بهرهمند میشدند و حوزۀ نظر و عمل به یکدیگر نزدیک بود. کارگاههای فعال مرمتی وجود داشت و دانشجویان میتوانستند در این کارگاهها و همچنین در پایگاههای میراث جهانی، بهمدت طولانی حضور داشته باشند و آنچه را که بهصورت تئوریک فرا میگرفتند، در عمل نیز تجربه کنند.
شاهرخی اضافه کرد: اما در حال حاضر، علاوهبر کمبود نیروی متخصص مرمت در دانشگاهها، سپردن مسئولیت تدریس این درسها، به افراد متخصص در رشتههای دیگر، مانند معماری و عمران، باعث شده کیفیت آموزش در بسیاری از دانشگاهها کاهش پیدا کند. از سوی دیگر، ارتباط میان دانشگاه و کارگاههای فعال مرمتی نیز عملاً قطع شده است که این مسئله خود یکی از آسیبهای جدی آموزش در این حوزه بهشمار میرود.
در ادامه این بحث، بهجز فضای آموزشی و ضعفهایی که در آن وجود دارد، مسئله اشتغال فارغالتحصیلان این رشته نیز مطرح است. این پرسش وجود دارد که آیا پروژههای میراث فرهنگی و نهادهای دولتی در جذب نیروی متخصصی که در این رشته تحصیل کردهاند، عملکرد مناسبی دارند یا خیر؛ چرا که یکی از نقدهای جدی در حوزه مرمت این است که در بسیاری از پروژهها از نیروهای غیرمتخصص استفاده میشود؛ نیروهایی که اساساً در این رشته تحصیل نکرده و آموزش تخصصی ندیدهاند.
که شاهرخی در پاسخ به این پرسش گفت: اگر بخواهم از نگاه نقادانه به وضعیت اشتغال بپردازم، باید بگویم که دستگاههایی که متولی امور فرهنگی هستند، مانند وزارت میراث فرهنگی و ادارات وابسته به آن، از اعتبار مالی بسیار محدودی برخوردارند و در حال حاضر نیز امکان استخدام رسمی وجود ندارد. به همین دلیل، وضعیت اشتغال در این نهادها چندان مناسب نیست و متأسفانه در سالهای اخیر، تعداد نیروهای متخصص مرمت در این دستگاهها بسیار کاهش یافته است. همین مسئله باعث شده این نهادها از نیروهایی استفاده کنند که تخصص لازم در حوزه مرمت را ندارند.
این مرمتگر توضیح داد: در سایر نهادها نیز وضعیت مشابهی وجود دارد. برای مثال، شهرداریها عمدتاً با پیمانکارانی همکاری میکنند که تجربه فعالیت در حوزه شهری یا در بهترین حالت در حوزه معماری یا شهرسازی دارند و کمتر از متخصصان مرمت بهره میگیرند. در نتیجه، متخصصان مرمت ناچار میشوند به بخش خصوصی رجوع کنند و با کارفرمایان خصوصی همکاری داشته باشند، یا به حوزههایی مانند گردشگری و یا حتی موزههای شخصی وارد شوند و از این طریق فعالیت خود را ادامه دهند.
او اضافه کرد: این در حالی است که ایران از نظر میراث معماری کشوری بسیار غنی است و همچنان به نیروی متخصص مرمت نیاز فراوان دارد. با این وجود، حتی همان نیروهای متخصصی که در این حوزه تربیت شدهاند متأسفانه بهدرستی به کار گرفته نمیشوند. بنابراین میتوان گفت که در شرایط فعلی، امکان انتظار اشتغال پایدار در این حوزه چندان وجود ندارد، هرچند که رشته مرمت بالقوه میتواند یک شغل پایدار فرهنگی باشد.
شاهرخی در پاسخ به این پرسش که مهمترین چالشهای حرفهای فعالان این حوزه چیست و چه مسئلهای در مرمت کمتر مورد توجه قرار گرفته و نیازمند توجه جدیتری است، اظهار کرد: به نظر من ریشه بسیاری از مشکلات به آموزش و اطلاعرسانی بازمیگردد. افرادی که قصد ورود به دانشگاه و کسب تخصص در این رشته را دارند باید از ماهیت این رشته آگاه باشند، باید بدانند میراث معماری چیست، چگونه تعریف میشود و چرا حفاظت از آن اهمیت دارد. به اعتقاد من، ریشه اصلی مسئله در آموزش است. اگر آموزش بهدرستی انجام شود، نیروهای جوان با آگاهی وارد دانشگاه میشوند، آگاهانه انتخاب میکنند و در نهایت به حفاظتگرانی دغدغهمند تبدیل میشوند.
او ادامه داد: یکی از مهمترین دغدغههای امروز ما همین مسئله است، نهتنها در میان عموم مردم که درک دقیقی از میراث معماری ندارند، بلکه حتی در میان برخی تصمیمگیران این درک وجود ندارد. بسیاری از افراد تنها به شعارهای کلی بسنده میکنند و وقتی از آنها پرسیده میشود چرا باید یک بنای تاریخی را مرمت یا حفاظت کرد، پاسخ میدهند برای حفظ هویت، در حالی که اگر این موضوع بهدرستی تبیین شود و مشخص شود که حفاظت از میراث معماری تا چه اندازه برای آینده کشور در ابعاد تاریخی، اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و بهویژه اقتصادی اهمیت دارد، نگاهها تغییر خواهد کرد.
این مدرس دانشگاه گفت: اگر نسل آینده ما آگاه باشد، حتی در حداقلترین سطح اقتصادی، میتواند از این میراث معماری بهرهبرداری کند، آینده خود را بر پایه آن بسازد و در کنار آن، ارزشهای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی را نیز بشناسد. چنین نگاهی میتواند منجر به تربیت حفاظتگرانی آگاه شود که دغدغهها و چالشهای امروز را نداشته باشند؛ چرا که ما هنگام ورود به پروژههای مرمتی، حتی برای دستگاههایی که خود متولی میراث فرهنگی هستند، مانند شهرداریها یا نهادهای مشابه که گاه مالک بناهای تاریخی نیز هستند، ناچاریم ابتدا مفهوم میراث معماری را توضیح دهیم. در بسیاری از موارد، نگاه این نهادها به حفاظت، نگاهی مبتنی بر نوسازی و بازسازی است. اگر این نگاه اصلاح شود، بهنظر من بسیاری از مشکلات و دغدغهها برطرف خواهد شد.
شاهرخی همچنین درباره تاثیر شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور بر حوزه مرمت و آینده آن، توضیح داد: این تأثیر بسیار زیاد است. از نظر اجتماعی، میزان آگاهی مردم و مشارکت اجتماعی آنها در حوزه مرمت و حفاظت اهمیت فراوانی دارد. مشارکت مردم در این حوزه نقشی کلیدی ایفا میکند. از نظر اقتصادی نیز، مهمترین مشکل این است که متولی اصلی میراث فرهنگی، یعنی وزارت میراث فرهنگی، از اعتبار مالی بسیار محدودی برخوردار است. این کمبود اعتبار، در کنار تعداد بالای بناهای تاریخی و آثار ثبتشده در فهرست میراث ملی، آسیبهای جدی به بناهای تاریخی وارد کرده است؛ چرا که امکان حفاظت و مرمت مناسب برای آنها فراهم نیست.


نظر شما