به گزارش خبرنگار مهر، سید احمد موسوی صمدی، پژوهشگر رسانه و مدرس دانشگاه در یادداشتی که در اختیار خبرنگار مهر قرار داد، نوشت:
اعلان رهبر جدید در جمهوری اسلامی ایران، صرفاً یک «خبر سیاسی» نیست؛ بلکه یک رویدادِ همزمانِ حقوقی، امنیتی، نمادین و تمدنی است. به همین دلیل، رسانه در مواجهه با آن حق ندارد مانند پوشش یک انتصاب معمولی یا حتی یک انتقال قدرت کلاسیک عمل کند. از منظر قانون اساسی، تعیین رهبر بر عهده مجلس خبرگان رهبری است و در صورت فوت، استعفا یا عزل رهبر، این مجلس باید در اسرع وقت رهبر جدید را تعیین کند؛ تا آن زمان نیز سازوکار موقت اداره برخی وظایف رهبری در قانون پیشبینی شده است. بنابراین، نخستین اصل رسانهای این است که پوشش چنین رخدادی باید کاملاً بر چارچوب حقوقیِ مصرح استوار باشد، نه بر هیجان سیاسی یا مسابقهی حدس و گمان.
۱) تقدمِ «فرآیند» بر «فرد»
در هر انتقال رهبری، بزرگترین خطای رسانهای آن است که نام فرد، پیش از روند رسمی، به مرکز روایت تبدیل شود. در جمهوری اسلامی، قانون اساسی صراحت دارد که خبرگانِ منتخب مردم وظیفه تعیین رهبر را دارند و معیارهای رهبر نیز در خود قانون مشخص شده است؛ از جمله صلاحیت علمی، عدالت و تقوا، و تشخیص سیاسی و اجتماعی و توان مدیریت و رهبری. بنابراین، روایت حرفهای باید ابتدا بگوید چه نهادی، بر اساس چه اصولی و با چه روندی تصمیم میگیرد، و سپس سراغ شخص برود. رسانهای که از «فرد» شروع میکند، ناخواسته مسئله را شخصی، جناحی و احساسی میکند؛ رسانهای که از «فرآیند» شروع میکند، ثبات و مشروعیت را برجسته میسازد.
۲) تفکیک دقیق میان «گزارش»، «گمانه»، و «اعلان رسمی»
در ساعات و روزهای منتهی به چنین رویدادی، معمولاً سه لایه خبر درهم میآمیزد: گزارشهای رسانهای، نقلقولهای غیررسمی یا نیمهرسمی، و اعلان رسمی نهاد مسئول. هنر رسانه حرفهای در این است که این سه را با هم خلط نکند. گزارشهای امروز رسانه های داخلی حاکی از آن است که در درون ساختار تصمیمگیر، از رسیدن به نوعی اجماع اکثریتی سخن گفته شده، اما همین گزارش نیز نشان میدهد که نقطهی تعیینکننده همچنان اعلان رسمی است، نه صرف خبرِ رسیدن به اجماع. پس در انتخاب تیتر، زیرتیتر، نریشن، و کپشن باید از واژههای قطعی فقط در لحظهای استفاده کرد که بیانیه یا اعلام رسمی منتشر شده باشد. پیش از آن، ادبیات رسانهای باید مشروط، سنجیده و شفاف باشد: «گزارشها حاکی است»، «بر اساس منابع»، «هنوز اعلام رسمی منتشر نشده» و مانند آن.
۳) تقدمِ «وحدتِ روایت» بر تعددِ صداها
در لحظه اعلان رهبر جدید، یکی از مهمترین اصول رسانهای، حفظ وحدت در روایت رسمی است. مسئله فقط این نیست که خبر درست منتشر شود؛ مسئله این است که از چندصداییِ متناقض، تعبیرهای شتابزده، و تحلیلهای ناهمزمان جلوگیری شود. اگر هر مجری، کارشناس، کانال یا رسانه وابسته، روایت خاص خود را از فرایند، اهمیت انتخاب، یا پیامدهای آن ارائه کند، مخاطب بهجای دریافت حس ثبات، دچار ابهام و تردید میشود. در چنین موقعیتی، رسانه حرفهای باید بر «هماهنگی زبانی و روایی» تکیه کند؛ یعنی تیترها، زیرنویسها، واژگان کلیدی، توصیف جایگاه حقوقی، و حتی ادبیات مجریان، همگی در یک خط معنایی واحد حرکت کنند. در واقع، در این بزنگاه، انسجام پیام از سرعت انتشار هم مهمتر است؛ چون کوچکترین ناهماهنگی در بیان، میتواند به خوراکی برای تفسیرهای سیاسی، شایعات مجازی، و روایتسازی رسانههای رقیب تبدیل شود.
۴) لحن رسانهای باید نهادی، آرام و غیرهیجانی باشد
در چنین بزنگاهی، لحن رسانهای بخشی از خودِ امنیت ملی است. تیترهای آتشین، موسیقیهای بیشازحد تهییجی، تصاویر پرتنش، ادبیات حماسیِ بیمحابا یا بالعکس ادبیات آخرالزمانی، همگی میتوانند فضا را از حالت «روایت حکمرانی» به «روایت بحران» منتقل کنند. بهویژه در شرایطی که همزمان گزارشهایی از تهدیدات خارجی علیه روند جانشینی منتشر شده، هر خطای زبانی میتواند کارکرد رسانه را از اطلاعرسانی به تشویش تغییر دهد. رسانه حرفهای باید از واژگانی استفاده کند که هم رسمیت داشته باشد، هم وقار، هم وضوح. لحن باید نهادی باشد، نه محفلی؛ آرام باشد، نه منفعل؛ و قاطع باشد، نه هیجانی.
۵) مدیریت شایعه، مهمتر از تولید انبوه محتواست
در انتقالهای حساس، خط مقدم نبرد رسانهای معمولاً «شایعه» است، نه «کمبود خبر». شایعه درباره نامها، اختلافات درون ساختار، زمان اعلان، محل برگزاری جلسات، و حتی سلامت روند تصمیمگیری، با سرعتی بسیار بیشتر از خبر رسمی در فضای مجازی گردش میکند. در این وضعیت، رسانه نباید تصور کند با زیاد کردن حجم خروجی، برنده میشود. برنده کسی است که سامانهی تصحیح، تکذیب، و بازقاببندی داشته باشد. یعنی اتاق خبر از قبل بداند با هر شایعه پرتکرار چه پاسخ کوتاه، شفاف و مستندی باید بدهد. در موضوعی که حساسیت امنیتی و سیاسی توأمان دارد، تأخیر در اصلاح شایعه، مساوی است با واگذاری میدان به روایتهای غیررسمی و خصمانه. گزارشهای رویترز نیز نشان میدهد که در شرایط امنیتی کنونی، خودِ اعضای درگیر در روند انتخاب بر احتیاط تأکید کردهاند؛ این یعنی رسانه نیز باید در همان مدار احتیاط و انضباط حرکت کند.
۶) تصویر و قاب بصری باید حامل «نظم» باشد، نه «هیجان»
پروتکل رسانهای فقط متن و تیتر نیست؛ قاب تصویر نیز پیام سیاسی تولید میکند. در لحظه اعلان رهبر جدید، انتخاب تصویر نامناسب میتواند تمام تلاش سیستم برای بازنمایی ثبات را خنثی کند. قابهای شلوغ، تصاویر مبهم شبکههای اجتماعی، ویدئوهای بیمنبع، یا برشهای آرشیوی که حس تعارض، آشفتگی یا گسست القا میکنند، از نظر رسانهای خطا هستند. در مقابل، نماهای رسمی، جلسات نهادی، نمادهای حکمرانی، متن قانون، و تصاویر کنترلشده از فرایند تصمیمگیری، برای چنین لحظهای مناسبترند. پیام بصری باید این باشد که کشور در حال عبور از یک نقطه مهم است، اما این عبور درون یک ساختار تعریفشده و آگاهانه صورت میگیرد. در رسانههای بزرگ جهان نیز هنگام انتقال قدرت، قابها معمولاً ابتدا «institutional order» را نشان میدهند و بعد چهرهها را برجسته میکنند؛ این قاعده در ایران بهمراتب ضروریتر است.
۷) رسانه باید از «اعلان» عبور کند و فوراً به «تبیین» برسد
خطای رایج این است که رسانه همه انرژی خود را صرف لحظه اعلان کند و پس از آن دچار تکرار شود. در حالی که بلافاصله پس از اعلان، مخاطب وارد مرحله جدیدی از پرسشها میشود: این انتخاب بر چه مبنایی انجام شد؟ جایگاه حقوقی فرد جدید چیست؟ چه اختیاراتی دارد؟ چه تفاوتی میان سازوکار انتقال و اعمال قدرت وجود دارد؟ قانون اساسی در مواد مرتبط، هم نحوه تعیین رهبر و هم برخی اختیارات و جایگاه او را روشن کرده است؛ بنابراین رسانه باید از پیش بستههای آماده تبیینی داشته باشد: اینفوگرافی روند حقوقی، زندگینامه موجز، شرح معیارهای قانونی، توضیح سازوکار موقت، و پاسخ به پرسشهای پرتکرار. رسانهای که فقط اعلان میکند، مخاطب را به شبکههای اجتماعی میفرستد؛ رسانهای که تبیین میکند، مخاطب را نزد خود نگه میدارد.
جمعبندی
از منظر حرفهای، پروتکل رسانهای اعلان رهبر جدید ایران بر هفت ستون استوار است: تقدم فرآیند بر فرد، تفکیک خبر از گمانه، تقدمِ «وحدتِ روایت» بر تعددِ صداها، لحن نهادی و غیرهیجانی، مهار فعال شایعه، قاببندی بصریِ منظم، و عبور سریع از اعلان به تبیین. هر رسانهای که این هفت اصل را رعایت کند، نهتنها خبر را منتشر میکند، بلکه به مدیریت ادراک عمومی نیز کمک میکند. در چنین لحظاتی، رسانه فقط راوی رویداد نیست؛ بخشی از خودِ سازوکار ثبات است.



نظر شما