به گزارش خبرنگار مهر، در سالهایی که مصرف گاز در ایران با رشد مداوم روبهرو شده و شبکه انتقال تحت فشار قرار گرفته، بحث ایجاد سامانههای ذخیرهسازی راهبردی گاز بار دیگر به موضوعی پر اهمیت در محافل تخصصی تبدیل شده است. کارشناسان صنعت نفت میگویند یکی از جدیترین برنامههای بخش انرژی کشور در سالهای آینده، ایجاد مخازن ذخیرهسازی CNG و LNG در نقاطی است که از نظر پایداری انرژی بیشترین خطر را تحمل میکنند. این طرح تنها یک پروژه فنی نیست، بلکه بخشی از استراتژی مدیریت بحران در حوزه انرژی به شمار میآید؛ استراتژیای که قرار است دورنمای شبکه آسیبپذیر گاز کشور را تغییر دهد.
ایران به گواه آمارهای جهانی، یکی از بزرگترین تولیدکنندگان گاز در جهان است، اما همواره در فصل زمستان با کمبود عرضه داخلی مواجه میشود؛ کمبودی که عمدتاً به دلیل نبود ذخایر راهبردی، رشد مصرف خانگی و فشار مضاعف بر خطوط انتقال ایجاد میشود. اختلاف میان تولید روزانه و مصرف در روزهای سرد سال، گهگاه شبکه را در آستانه فروپاشی موقت قرار داده و دولت ناچار شده صنایع بزرگ را برای تامین مصرف خانگی تعطیل کند.
در سال گذشته، چندین شهر شمال شرق و شمال غرب کشور برای ساعتهایی با افت شدید فشار مواجه شدند. اگرچه این وضعیت به قطع گسترده منجر نشد، اما نگرانیها نسبت به شکنندگی شبکه افزایش یافت. این اتفاق باعث شد بحث ایجاد ذخایر استراتژیک گاز بار دیگر بر سر زبانها بیفتد؛ طرحی که چند سال پیش مطرح شده، اما بهدلیل هزینههای سنگین و مشکلات مالی دولت، هیچگاه به مرحله اجرا نرسیده است.
اکنون اما شرایط متفاوت است. مقامهای رسمی میگویند ادامه این روند میتواند امنیت انرژی کشور را تهدید کند و لازم است سامانههایی طراحی شود که امکان ذخیرهسازی و تزریق سریع گاز را در زمانهای اضطراری فراهم کند. ذخایر CNG و LNG دو گزینه اصلی در این طرح هستند؛ گزینههایی که هرکدام مزایا و چالشهای خاص خود را دارند.
چرا شبکه گاز ایران به ذخایر اضطراری نیاز دارد؟
ایران در طول دهههای گذشته سرمایهگذاری گستردهای بر شبکه انتقال گاز انجام داده و خطوط سراسری گاز تقریباً تمامی استانها را پوشش میدهند. اما کارشناسان میگویند تکمیل شبکه انتقال کافی نیست، زیرا مصرف گاز در کشور با سرعتی بسیار بیشتر از ظرفیت توسعه زیرساختها در حال افزایش است. طبق برخی برآوردها، مصرف گاز خانگی ایران در فصل زمستان از مجموع مصرف چند کشور اروپایی بیشتر است؛ رقمی که بسیاری از متخصصان آن را «بیسابقه» و «غیرقابل مدیریت» میدانند.
از سوی دیگر، بخش زیادی از مصرف گاز کشور در حوزه خانگی و تجاری رخ میدهد؛ حوزهای که امکان کنترل و اعمال محدودیت در آن کمتر است. این مسأله باعث شده صنایع و نیروگاهها در روزهای اوج سرما بارها دچار محدودیت شوند. برخی تحلیلگران میگویند قطع یا کاهش گاز صنایع باعث از بین رفتن میلیاردها تومان سرمایهگذاری و ایجاد نوسان در بازار مواد اولیه میشود.
در چنین شرایطی، وجود یک سامانه ذخیرهسازی میتواند نقطه اتکای مهمی برای شبکه باشد. اگر در زمان کاهش شدید دما یا آسیب به خطوط انتقال، امکان تزریق سریع گاز از ذخایر وجود داشته باشد، شبکه پایدارتر باقی خواهد ماند و نیاز به اعمال محدودیتهای گسترده کمتر خواهد شد.
برخی مقامات وزارت نفت میگویند ایجاد ذخایر CNG و LNG میتواند به معنای تشکیل «سپر اضطراری گاز» باشد. این سپر قرار است مانع از تکرار بحرانهای فصلی و کاهش تأثیر نوسانهای شدید مصرف شود. چنین مدلی در بسیاری از کشورها، از جمله آمریکا و ژاپن، سالهاست اجرا میشود و نقشی کلیدی در امنیت انرژی آنها دارد.
چالشهای اجرای ذخیرهسازی CNG و LNG
با وجود مزایای روشن، طرح ذخیرهسازی با موانع فنی و اقتصادی مهمی روبهرو است. نخستین چالش مربوط به ماهیت فناوری مورد نیاز است. ذخیرهسازی LNG نیازمند تجهیزات مخصوص و سامانههای سرماسازی بسیار پیچیده است. در این فرایند، گاز طبیعی باید تا دمای حدود منفی ۱۶۰ درجه سانتیگراد سرد شود تا به حالت مایع تبدیل گردد. ساخت چنین تاسیساتی هزینهبر و پرچالش است و نیاز به تجهیزات دقیق دارد.
کارشناسان میگویند ایران تجربه محدودی در حوزه ذخیرهسازی LNG دارد. بیشتر فعالیتها در حوزه تولید و صادرات بوده و امکانات داخلی برای ذخیرهسازی بلندمدت آن محدود است. از سوی دیگر، ذخیرهسازی CNG از نظر زیرساخت سادهتر است و ایران سالهاست در حوزه فشردهسازی گاز برای خودروها فعالیت میکند. اما برای ذخیرهسازی گسترده CNG، نیاز به مخازن بزرگ و مقاوم، ایستگاههای پمپاژ و شبکه مدیریت دقیق است.
چالش مالی اما شاید بزرگترین مانع باشد. اجرای چنین طرحی نیازمند سرمایهگذاری چندصد میلیون دلاری است؛ رقمی که با توجه به محدودیتهای بودجهای دولت، جذب آن دشوار است. در سالهای اخیر، وزارت نفت بارها اعلام کرده بودجه کافی برای اجرای پروژههای بزرگ ندارد و باید از مدلهای مشارکت خصوصی استفاده شود.
به همین دلیل، مدل مشارکت عمومی خصوصی یا همان PPP بهعنوان گزینه اصلی مورد بررسی قرار گرفته است. در این مدل، بخش خصوصی مسئول ساخت و بهرهبرداری از سامانه ذخیرهسازی خواهد بود و دولت در صورت نیاز از ذخایر استفاده کرده و هزینه را بر اساس قراردادهای مشخص پرداخت میکند. با وجود جذابیت این مدل، برخی فعالان صنعت انرژی میگویند ریسکهای سیاسی و اقتصادی کشور ممکن است سرمایهگذاران را محتاط کند.
چالش بعدی مربوط به مسائل ایمنی است. ذخیرهسازی گاز، بهویژه در مقیاس بزرگ، نیازمند استانداردهای سختگیرانه است. نشت LNG یا CNG میتواند خطرات جدی ایجاد کند و به همین دلیل ساخت و نگهداری مخازن باید مطابق با پروتکلهای بینالمللی انجام شود. برخی کارشناسان هشدار دادهاند که اجرای عجولانه طرح بدون آموزش نیروهای متخصص میتواند ریسکهای تازهای را وارد شبکه انرژی کشور کند.
نقاط استراتژیک؛ کدام استانها در اولویت هستند؟
یکی از مهمترین مراحل طرح، تعیین نقاط مناسب برای احداث مخازن ذخیرهسازی است. مطالعات اولیه وزارت نفت نشان میدهد برخی مناطق کشور بیشتر در معرض خطر قرار دارند و باید در اولویت باشند.
استانهای شمال شرق، شامل خراسان رضوی و خراسان شمالی، از جمله مناطقی هستند که به دلیل فاصله از خطوط اصلی و سرمای شدید، بیشترین فشار را در زمستان تحمل میکنند. در این مناطق، حتی یک موج سرمای چندروزه میتواند شبکه را تحت فشار جدی قرار دهد.
در شمال غرب کشور نیز شهرهایی مانند اردبیل و تبریز در سالهای گذشته با افت فشار روبهرو شدهاند. کارشناسان میگویند استقرار مخازن LNG یا CNG در این مناطق میتواند نقش مهمی در پایداری شبکه داشته باشد.
تهران اما داستان متفاوتی دارد. پایتخت بهتنهایی یکی از بزرگترین مصرفکنندگان گاز کشور است و هرگونه اختلال در شبکه میتواند پیامدهای گستردهای ایجاد کند. برخی پیشنهاد دادهاند یک سامانه ذخیرهسازی بزرگ در حاشیه جنوبی تهران ایجاد شود تا در زمان اضطرار از آن استفاده شود. این پیشنهاد هنوز در حد یک طرح مطالعاتی است، اما کارشناسان آن را «ضروری» میدانند.
در جنوب و شرق کشور نیز بحث دیگری مطرح است. این مناطق علاوهبر نیاز خانگی، دارای صنایع بزرگ و مناطق آزاد تجاری هستند که گاهی در فصل زمستان با محدودیت گاز مواجه میشوند. ایجاد ذخایر LNG میتواند مصرف این صنایع را در دورههای اوج مصرف مدیریت کند و از خاموشیهای ناخواسته جلوگیری نماید.
آینده طرح؛ اجرا یا تعویق دوباره؟
اگرچه طرح ذخیرهسازی گاز اکنون بیش از گذشته مورد تاکید قرار گرفته، اما هنوز ابهامات زیادی درباره اجرای آن وجود دارد. مقامهای وزارت نفت میگویند این طرح «در اولویت» است، اما هیچ جدول زمانی مشخصی برای آغاز عملیات اعلام نشده است.
برخی تحلیلگران میگویند ممکن است اجرای طرح بار دیگر به تعویق بیفتد، زیرا سرمایهگذاری لازم بسیار سنگین است و دولت در شرایط مالی فعلی امکان تامین کامل آن را ندارد. به باور آنها، اگر روند فعلی مصرف و نبود بهینهسازی ادامه یابد، حتی وجود ذخایر اضطراری نیز نمیتواند مشکل را بهطور کامل حل کند.
در مقابل، گروهی دیگر معتقدند ذخیرهسازی گاز درد کوتاهمدت و میانمدت شبکه را درمان میکند و ایجاد حداقل چند سایت ذخیرهسازی، میتواند مانع از بحرانهای فصلی شود. آنها میگویند ایران نمیتواند صرفاً با تکیه بر شبکه فعلی، امنیت انرژی خود را تضمین کند و باید یک لایه پشتیبان ایجاد شود.
در نهایت، سرنوشت این طرح به تصمیمگیری دولت، توانایی جذب سرمایه و نیز اراده سیاسی برای اصلاح ساختار مصرف گاز بستگی دارد. اگر این پروژه اجرا شود، شبکه گاز ایران میتواند از یکی از شکنندهترین دورههای خود عبور کند و ثبات بیشتری پیدا کند؛ اما اگر اجرای آن باز هم به تعویق بیفتد، احتمال تکرار بحرانهای زمستانی همچنان باقی خواهد ماند.



نظر شما