۳۱ فروردین ۱۴۰۵، ۱۵:۳۳

کودکان و خطرات جنگ نوین

کودکان و خطرات جنگ نوین

تحولات معاصر در ماهیت درگیری‌ها، چهره جنگ را به‌گونه‌ای بنیادین دگرگون ساخته است. از همین رو جنگ شناختی - رسانه‌ای و قربانیان پنهان آن دیده نمی‌شوند.

به گزارش خبرگزاری مهر، آگاه نوشت: جنگ شناختی به‌عنوان حوزه ششم نبرد پس از زمین، دریا، هوا، فضا و سایبر، مستقیما بر فرآیندهای ذهنی افراد و جوامع تمرکز دارد؛ از عملیات روان‌شناختی و کمپین‌های اطلاعات غلط گرفته تا دستکاری الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی، تولید محتوای هوش مصنوعی جعلی و ایجاد شک، ترس و سردرگمی هدفمند. در این رویکرد جدید، بخش رسانه به یکی از موثرترین سلاح‌های جنگ تبدیل شده است که مرز میان واقعیت و روایت را محو می‌کند، ادراک جمعی را تغییر می‌دهد و کودکان را به قربانیان اصلی این میدان نامرئی تبدیل می‌کند، زیرا ذهن در حال رشد آنان بیش از هر گروه دیگری در برابر بمباران مداوم تصاویر، روایت‌ها و شایعات آسیب‌پذیر است.
در این میان، کودکان، به‌ویژه در جوامعی که درگیر تنش و ناامنی هستند، به یکی از اصلی‌ترین قربانیان این نوع جدید از جنگ تبدیل شده‌اند. کودکان ایرانی در جریان جنگ تحمیلی سوم، نه‌تنها با تهدیدهای مستقیم فیزیکی مواجه بوده‌اند، بلکه در معرض لایه‌های پیچیده‌تری از آسیب‌های شناختی و رسانه‌ای قرار گرفته‌اند که ماهیت آنها کمتر دیده شده اما آثارشان عمیق و ماندگار است.

آسیب مستقیم به کودکان و بمباران اطلاعاتی

این جنگ با نزدیک به ۹۰۰ حمله هوایی در فقط ۱۲ ساعت نخست آغاز شد و سایت‌های نظامی، دولتی، تاسیسات موشکی، پدافند هوایی و مراکز سیاسی ایران را هدف قرار داد. در همین ساعات اولیه، رهبر جمهوری اسلامی و ده‌ها مقام ارشد دیگر از جمله وزیر دفاع و فرماندهان سپاه ترور شدند و به شهادت رسیدند. یکی از جنایت‌بارترین و مرگبارترین رویدادهای غیرنظامی، حمله به دبستان دخترانه شجره طیبه در محله شهرک المهدی میناب استان هرمزگان بود که دقیقا در ساعات مدرسه حدود ساعت ۱۰ صبح روز شنبه رخ داد. یک موشک تاماهاوک توسط ارتش جنایتکار آمریکا مستقیما به مدرسه اصابت کرد و در نتیجه این حمله ۱۶۸ کودک شهید و ده‌ها نفر زخمی شدند و این رویداد به عنوان مرگبارترین حمله غیرنظامی جنگ تا کنون به ثبت رسید. طبق گزارش‌های یونیسف تا اواخر اسفند ۱۴۰۴ تنها در ایران بیش از ۲۱۶ کودک شهید و هزاران کودک زخمی شده‌اند. علاوه بر میناب، حملات به مدارس دیگر در پنج منطقه مختلف منجر به شهادت ۱۲ کودک دیگر شد. در سطح منطقه‌ای صدها هزار کودک آواره شده‌اند و دسترسی به آموزش، بهداشت و خدمات اساسی مختل شده است.

در این جنگ بمباران اطلاعاتی نیز همزمان با بمباران فیزیکی رخ داد؛ اطلاعات متناقض، داده‌های غلط، پیام‌های متعدد، شایعات گسترده در شبکه‌های اجتماعی، روایت‌های هیجانی رسانه‌های خارجی و داخلی و الگوریتم‌هایی که محتوای ترس‌آور را تقویت می‌کردند. کودکان ایرانی ساعات طولانی در معرض صفحه ‌نمایش قرار گرفتند و با تصاویر خشونت‌بار، اخبار متناقض و فضای آکنده از ترس روبرو شدند و این دقیقا همان نقطه‌ای است که بخش رسانه در جنگ‌های جدید به عنوان ابزاری برای نفوذ شناختی عمل می‌کند؛ جایی که عملیات شناختی با استفاده از هوش مصنوعی برای تولید دیپ‌فیک ویدیوهای تسلیم شدن مقامات ایرانی، الگوریتم‌های هدف‌گیری کودکان با محتوای خشونت‌آمیز و کمپین‌های هماهنگ اطلاعات غلط برای ایجاد وحشت جمعی و تضعیف اعتماد به منابع ملی به کار گرفته شد. در این بخش ایران باید با تقویت ظرفیت‌های رسانه‌ای داخلی و اتخاذ رویکردهای صحیح در برابر این بمباران خارجی مقاومت کند.

زخم نامرئی ناامنی شناختی

کودک برای رشد سالم نیازمند محیطی است که در آن واقعیت‌ها قابل فهم، روابط قابل پیش‌بینی و احساس امنیت پایدار باشد. وقتی این محیط همزمان تحت ناامنی فیزیکی بمباران‌ها، پهپادها، آوارگی و بمباران اطلاعاتی اخبار ۲۴ ساعته و شایعات قرار می‌گیرد، رشد شناختی مختل می‌شود. تصاویر ویرانه‌های مدرسه میناب، اخبار ترور رهبر و فرماندهان و روایت‌های هیجانی باعث ناامنی شناختی می‌شوند؛ کودک نمی‌تواند واقعیت را از اغراق تشخیص دهد، به منابع اطلاعاتی اعتماد کند یا محیط را درست درک کند. در جنگ زمان مواجهه کودکان با رسانه‌ها به شدت افزایش یافت. الگوریتم‌ها محتوای احساسی را بیش از دو تا سه برابر تقویت کردند و منجر به برانگیختگی بیش از حد و علائم اولیه اختلال استرس پس از سانحه شدند. حتی پس از آتش‌بس آسیب به کودکان ادامه خواهد داشت؛ ترس‌های مزمن، اختلال در تنظیم هیجان و سردرگمی اطلاعاتی سال‌ها باقی می‌ماند و در این شرایط باید با بازتعریف نقش رسانه‌های ملی به عنوان سپر حفاظتی در برابر جنگ شناختی، برنامه‌هایی برای بازسازی اعتماد شناختی کودکان اجرا شود، زیرا جنگ شناختی دقیقا با هدف اختلال در فرآیندهای ادراکی مانند توجه، حافظه و تصمیم‌گیری طراحی شده و کودکان به دلیل مراحل بحرانی رشد مغزشان، بیشترین آسیب را از این تاکتیک می‌بینند.

خلأ حقوق کودکان در برابر جنگ رسانه‌ای

حقوق بین‌الملل به طور سنتی بر آسیب‌های فیزیکی تمرکز داشته است از کنوانسیون‌های ژنو و پروتکل‌های الحاقی تا کنوانسیون حقوق کودک ۱۹۸۹. اما در جنگ جدید، ابزارهای غیرملموس رسانه و هوش مصنوعی هدف‌گیری مانند Maven Smart System آمریکا که هزاران هدف را در ساعت پردازش می‌کند، تعیین‌کننده بودند. حق سلامت ماده ۲۴ کنوانسیون حقوق کودک شامل ابعاد جسمی و روانی است و آسیب‌های شناختی-رسانه‌ای را پوشش می‌دهد؛ اضطراب مداوم، عدم قطعیت، سردرگمی و اختلال تمرکز در این حقوق می‌گنجند. حق رشد ماده ۲۷ و حق بازی و فراغت ماده ۳۱ نیز در این جنگ نابود شده‌اند. یونیسف هشدار داده که کودکان ایرانی بار اصلی درگیری را تحمل کرده‌اند و اختلال در آموزش و خدمات اثرات بلندمدت بر توسعه مغز خواهد داشت. قطعا لازم است برای ایفای نقش فعال در تحول حقوق بین‌الملل، با استفاده از ظرفیت رسانه‌ای خود، این خلأها را در مجامع جهانی برجسته سازیم.

مسئولیت رسانه‌ای و لزوم رویکرد میان‌رشته‌ای

رسانه‌ها بدون چارچوب مسئولانه اضطراب را تشدید کردند. مفهوم مسئولیت اکنون شامل تاثیرات غیرمستقیم نیز می‌شود؛ هر اقدامی که به طور قابل پیش‌بینی باعث ترس، سردرگمی یا آسیب شناختی کودکان شود باید ارزیابی شود. شناسایی این آسیب‌ها سخت است و نیاز به رویکرد میان‌رشته‌ای حقوق، روان‌شناسی شناختی و علوم ارتباطات وجود دارد. بررسی مطالعات میدانی یونیسف در سوریه که بیش از پنج میلیون کودک با مشکلات روانی مواجه شدند، الگوی خوبی است و در جنگ‌های جدید، بخش رسانه باید دستاوردهای آن را به عنوان خط مقدم دفاع شناختی در پیش بگیرد تا از تبدیل شدن کودکان به قربانیان دائمی روایت‌های خارجی جلوگیری شود.

بازسازی شناختی و تقویت جبهه رسانه‌ای ملی

کشور برای مقابله موثر با این ابعاد پنهان جنگ باید رویکرد بخش رسانه در جنگ‌های جدید را به طور کامل در سیاست‌های داخلی ادغام کند. صداوسیما و سایر رسانه‌های ملی به عنوان بازوی اصلی جنگ شناختی داخلی، موظفند فورا دستورالعمل الزامی راهنمای رسانه‌ای مسئولانه برای کودکان در بحران را تدوین و اجرا کنند که پخش تصاویر خشونت‌آمیز بدون فیلتر در ساعات قبل از هشت شب را ممنوع کند یا با هشدارهای متعدد آنها را از این تصاویر دور نگه دارد، از انیمیشن‌های آموزشی برای توضیح وقایع مانند جنگ چیست و چگونه تمام می‌شود استفاده کند و محتوای مثبت و تاب‌آور تولید کند تا کودکان در برابر روایت‌های خارجی مقاوم شوند. وزارت آموزش و پرورش و سازمان بهزیستی نیز باید برنامه‌ای با عنوان مدرسه امن شناختی را بلافاصله راه‌اندازی کنند که شامل غربالگری روان‌شناختی رایگان برای همه دانش‌آموزان با ابزارهای استاندارد مواجهه با اضطراب پس از سانحه و اضطراب کودک به خصوص در استان‌های آسیب‌دیده باشد، معلمان آموزش ببینند تا علائم ناامنی شناختی سردرگمی، ترس از اخبار، اختلال تمرکز را تشخیص دهند و جلسات هفتگی داستان‌گویی واقعیت‌محور برای کمک به کودکان در تمایز خبر واقعی از شایعه برگزار شود. از اعتبارات بحران هزینه‌هایی برای این امور تامین شود تا به دلیل کمبود مالی، این موارد تعطیل نشوند. همزمان مراکز سیار سلامت روان در مناطق بحران دیده با کمک هلال احمر و یونیسف ایجاد شود و برنامه بازگشت به مدرسه امن با اولویت بازسازی مدارس آسیب‌دیده و تامین محتوای مناسب برای جلوگیری از محتوای نامناسب و خطرناک اجرا شود. اپلیکیشن ملی با محتوای آفلاین، داستان‌های تاب‌آوری و دسترسی به مشاور آنلاین راه‌اندازی شود تا رسانه ملی به ابزاری برای بازسازی ذهن کودکان تبدیل گردد.

در سطح بین‌المللی، ایران به همراه کشورهای همسو مانند چین، روسیه و کشورهای غیرمتعهد قطعنامه‌ای برای به ‌رسمیت ‌شناختن آسیب شناختی-رسانه‌ای به کودکان در جنگ‌های ترکیبی به عنوان نقض جدید حقوق کودک در مجمع عمومی و شورای امنیت ارائه دهد. این قطعنامه باید شامل تعریف قانونی جنگ شناختی علیه کودکان، الزام گزارش سالانه یونیسف و گسترش مأموریت گزارشگر ویژه حقوق کودک به حوزه رسانه و هوش مصنوعی باشد. شواهد حمله میناب، تصاویر ماهواره‌ای، شهادت والدین، گزارش یونیسف جمع‌آوری و به دیوان کیفری بین‌المللی ارائه شود تا به عنوان جنایت جنگی علیه غیرنظامیان با تمرکز بر کودکان پیگیری گردد. درخواست فوری کمک اضطراری برای صندوق اضطراری کودکان ایران از یونیسف و تدوین چارچوب جهانی حفاظت از کودکان در برابر جنگ رسانه‌ای شبیه کنوانسیون حقوق کودک اما به‌روز شده برای عصر هوش مصنوعی انجام گیرد. دانشگاه‌های ایران نیز با همکاری یونیسف و دانشگاه‌های اروپایی مطالعه پنج ساله روی ۱۰ هزار کودک آسیب‌دیده قبل، حین و بعد از جنگ انجام دهند که تمرکز آن بر تاثیر بمباران رسانه‌ای بر رشد مغز، اثرات بلندمدت ناامنی شناختی بر هویت ملی و پیشنهاد سیاست‌هایی بر اساس آن باشد و نتایج در مجلات بین‌المللی منتشر و به دادگاه‌های بین‌المللی ارائه شود. کمیته مشترک حقوقدانان، روان‌شناسان و خبرنگاران نیز کد اخلاقی رسانه در جنگ را تدوین کند که انتشار تصاویر برای کودکان را محدود نماید و الزامی به تولید و انتشار محتوای مثبت و آموزشی برای مخاطب کودک داشته باشد تا رسانه ایران به عنوان یکی از ارکان اصلی دفاع در جنگ‌های جدید عمل کند.

کودکان ایران در جنگ تحمیلی سوم نه‌تنها با موشک و بمب بلکه با مخاطرات پنهان ناامنی شناختی، بمباران رسانه‌ای و اختلال رشد مواجه شده‌اند که آثارشان ممکن است دهه‌ها ادامه یابد. توجه به این ابعاد نیازمند نگاهی عمیق، علمی و آینده‌نگر است. حمایت از کودکان باید همزمان جسم، روان و ذهن آنان را پوشش دهد. در غیر این صورت بخشی از رنج واقعی آنان نادیده گرفته می‌شود. بخشی که کمتر دیده می‌شود اما به‌مراتب ماندگارتر و تعیین‌کننده‌تر برای آینده ایران و تحول حقوق بین‌الملل در عصر جنگ شناختی است. اجرای این اقدامات نه تنها یک ضرورت انسانی بلکه سرمایه‌گذاری بر نسلی است که قرار است ایران را بازسازی کند. زمان اقدام همین امروز است.

کد خبر 6806253

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha