به گزارش خبرنگار مهر، کریدور ریلی ترانزیت شمال–جنوب طی سالهای اخیر به یکی از محورهای راهبردی در بحث حمل و نقل بینالمللی ایران تبدیل شده است. در حالی که بخش عمده تحلیلها بر ظرفیتهای تجاری این مسیر در دوران عادی متمرکز بوده، تحولات منطقهای نشان داده که اهمیت واقعی کریدور زمانی آشکار میشود که اختلال در مسیرهای اصلی تجارت جهانی رخ دهد. به همین دلیل این گزارش با رویکرد امکانسنجی، ظرفیت افزایش واردات از طریق شبکه ریلی شمال–جنوب را در سناریوهای وقوع جنگ، بحران و انسداد مسیرهای جایگزین تحلیل میکند.
کارشناسان حوزه حمل و نقل معتقدند که ارزیابی چنین سناریوهایی ضرورتی تاکتیکی نیست بلکه بخشی از برنامهریزی راهبردی برای افزایش تابآوری تجاری کشور است. زیرا در شرایط بحران، سرعت واکنش و وجود ظرفیت آماده، بیش از هر عامل دیگر تعیینکننده تداوم جریان کالا خواهد بود.
جایگاه کریدور شمال–جنوب در برابر اختلالات منطقهای و جهانی
کریدور شمال–جنوب یک مسیر چندوجهی متشکل از خطوط ریلی، جادهای و دریایی است که کشورهای حوزه اوراسیا را به خلیج فارس متصل میکند. در حالت عادی سهم این محور در واردات ایران کمتر از ظرفیت بالقوه آن است اما ماهیت چندمسیره و انعطافپذیر شبکه باعث میشود که در صورت بروز انسداد در مسیرهای دریایی یا افزایش ریسک در تردد کشتیها، این کریدور نقش جایگزین ایفا کند.
به گفته محسن فلاحتی یکی از کارشناسان حمل و نقل ریلی، یکی از مزیتهای اصلی این مسیر توان استفاده از شبکه ریلی روسیه، قفقاز و آسیای مرکزی است. این شبکه حتی در سناریوهای بحران نیز از کار نمیافتد زیرا کشورهای مسیر، منافع مستقیم در تداوم جریان کالا دارند. این ویژگی در مقایسه با مسیرهای دریایی که در معرض ناامنیهای ژئوپلیتیکی قرار دارند، یک برتری محسوب میشود.
در سناریوهای وقوع گسترش جنگ یا اختلال گسترده در آبراههای بینالمللی مانند بخشی از اقیانوس هند یا تنگههای حساس، مسیر شمال–جنوب این امکان را فراهم میکند که کالاهای اساسی، تجهیزات و مواد اولیه از طریق خطوط ریلی از سمت بنادر شمالی و مرزهای زمینی وارد کشور شوند. این موضوع به ویژه برای کالاهایی مانند غلات، فلزات اساسی، کودهای شیمیایی و نهادههای صنعتی اهمیت دارد.
ارزیابی ظرفیت عملیاتی مسیر ریلی و گلوگاههای توسعه
بر اساس برآوردهای کارشناسی، ظرفیت فعلی محور ریلی شمال–جنوب در ایران نسبت به استانداردهای بینالمللی محدود است. اما همین ظرفیت نیز در حالت بحران میتواند بخشی از نیاز فوری کشور را پاسخگو باشد. افزایش ظرفیت این مسیر عمدتاً به سه عامل وابسته است: تکمیل زیرساختهای ریلی داخلی، هماهنگی بینالمللی برای تخصیص سهمیه قطارهای عبوری و توسعه تجهیزات بنادر شمالی.
در بخش زیرساخت داخلی، تکمیل راه آهن رشت–آستارا نقطه تعیینکننده است. کارشناسان معتقدند بهرهبرداری از این مسیر نه تنها ظرفیت ترانزیتی کشور را افزایش میدهد بلکه امکان ورود مستقیم قطارهای باری از روسیه و جمهوری آذربایجان به عمق شبکه ریلی ایران را فراهم میکند. این امر زمان واردات و هزینه حمل را در شرایط بحران به میزان قابل توجهی کاهش خواهد داد.
از سوی دیگر، موضوع تجهیز بنادر شمالی اهمیت زیادی دارد. به گفته یکی از کارشناسان بنادر، بنادر انزلی، کاسپین و نوشهر برای پاسخگویی به تقاضای بالا نیازمند توسعه اسکلهها، انبارهای سرپوشیده و خطوط ریلی داخل بندر هستند. در غیر این صورت احتمال ایجاد صف پهلوگیری و تأخیر در تخلیه وجود خواهد داشت. این موضوع در شرایط جنگ یا بحران که زمان عامل حیاتی است، میتواند مشکلساز شود.
در ارزیابی ظرفیت عملیاتی، موضوع هماهنگی بینالمللی نیز مطرح است. مسیر شمال–جنوب بدون همکاری روسیه، آذربایجان، قزاقستان و سایر کشورهای مسیر عملاً قابلیت افزایش ناگهانی ظرفیت را ندارد. بر همین اساس لازم است پیش از وقوع بحران، تفاهمنامههای تخصیص ظرفیت، تعرفههای ترجیحی و زمانبندی عبور قطارهای بارگیریشده تثبیت شود تا کشور در صورت نیاز با مانع دیپلماتیک یا اداری مواجه نشود.
سناریوهای احتمالی بحران و میزان پاسخگویی کریدور شمال–جنوب
در تحلیل کارشناسی سه سناریوی کلی برای بحران تعریف میشود: اختلال در مسیرهای دریایی، محدودیت شدید در شبکه حمل و نقل زمینی منطقه، و افزایش نیاز کشور به واردات اضطراری. هر یک از این سناریوها تأثیر متفاوتی بر نیازهای وارداتی و حجم استفاده از مسیر ریلی شمال–جنوب دارد.
در سناریوی نخست یعنی اختلال در مسیرهای دریایی، تحلیلها نشان میدهد که این کریدور میتواند بین ۲۰ تا ۳۰ درصد از جریان واردات حساس را جبران کند. این میزان به شرط آماده بودن بنادر شمالی و دسترسی به واگنهای یخچالدار، واگنهای فلهبر و مخزندار قابل دستیابی است.
در سناریوی دوم که محدودیتهای منطقهای و انسداد برخی مسیرهای زمینی اتفاق میافتد، توان کریدور به میزان همکاری کشورهای مسیر وابسته است. کارشناسان معتقدند در این حالت اگر هماهنگیها از پیش انجام شده باشد، مسیر شمال–جنوب قادر است بخش قابل توجهی از کالاهای حجیم و مواد اولیهای مانند چوب، غلات، فلزات و محصولات پتروشیمی را منتقل کند. اما برای کالاهای دارای ارزش بالا و وزن کم، احتمال ازدحام سیستم و نیاز به مدیریت دقیقتر وجود دارد.
در سناریوی سوم که نیاز به واردات اضطراری مطرح میشود، کارشناسان بر این نکته تأکید دارند که انعطافپذیری عملیات ریلی در کنار سرعت بالاتر نسبت به حمل دریایی باعث میشود این کریدور نقش زنجیره تأمین اضطراری را ایفا کند. اما این عملکرد تنها زمانی بهینه خواهد بود که ذخیرهای از لکوموتیو، واگن و ظرفیت نگهداری کالا در پایانههای مرزی از قبل پیشبینی شده باشد.
گزارش حاضر نشان میدهد که کریدور شمال–جنوب برای دوران بحران نه فقط یک مسیر جایگزین بلکه بخشی از راهبرد تابآوری اقتصاد کشور است. با وجود محدودیتهای فعلی، افزایش ظرفیت عملیاتی این کریدور با سرعت بالا و هزینه معقول امکانپذیر است. کارشناسان معتقدند اگر تکمیل زیرساختها، هماهنگی بینالمللی و تجهیز بنادر در اولویت قرار گیرد، این محور میتواند نقش قابل توجهی در تضمین امنیت واردات کشور حتی در سختترین سناریوهای منطقهای داشته باشد.
در نهایت اهمیت این کریدور نه صرفاً در توان جابهجایی کالا، بلکه در قابلیت ایجاد اطمینان از تداوم جریان تجارت در شرایط بحران است. بنابراین بهرهگیری از ظرفیتهای آن نیازمند نگاه راهبردی، برنامهریزی چندلایه و آمادهسازی حداکثری پیش از وقوع هر بحران احتمالی است.



نظر شما