خبرگزاری مهر - حسامالدین حیدری: امروز مردم مظلوم لبنان زیر شدیدترین حملات دژخیمان صهیونیستی قرار دارند اما حتی یک لحظه هم کوتاه نمیآیند و در دفاع از حق جان خود را به راحتی فدا میکنند، این صحنه صرفاً یک درگیری نظامی یا یک بحران مقطعی نیست، بلکه بازتجلی همان سیرهای است که در تاریخ ما با نام مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم شناخته میشود. آری این سیره امیرالمؤمنین (ع) است که امروز در رفتار و منش مردمی دیده میشود که با دست خالی اما با ارادهای راسخ زیر آتش ایستادهاند و فرزندان بهحق فاطمه زهرا (س) بار دیگر عاشورایی دیگر رقم زدهاند که در متن واقعیت جاری منطقه در حال تکرار است و همین پیوستگی تاریخی است که به این مقاومت معنا و عمق میبخشد.
در این میا، تحلیلهایی که درباره نقش و جایگاه حزبالله مطرح میشود هرچند متنوع و بعضاً متناقض است اما نمیتواند اصل ماجرا را مخدوش کند. برخی میگویند حزبالله در زمان تهاجم همهجانبه آمریکایی صهیونیستی آن هم با همراهی نوچههای آنها در حاشیه جنوبی خلیج فارس پای کار آمد و جانانه از ایران دفاع کرد و امروز که خود زیر آتش است ما وظیفه داریم از آن دفاع کنیم، این استدلال فارغ از لحن احساسی آن بر یک واقعیت راهبردی استوار است، پیوندهای میدانی و امنیتی در منطقه یکطرفه و مقطعی نیستند. در مقابل عدهای تلاش میکنند این رابطه را به سطح یک ابزار تقلیل دهند و مدعیاند که ما حزبالله را صرفاً وسیلهای برای گسترش قدرت منطقهای خود میدیدیم و اکنون که هزینهها افزایش یافته، تمایلی به پرداخت آن نداریم، حتی پا را فراتر گذاشته و میگویند موشکهایی که روزی تن ایران را میخراشید، امروز به سمت لبنان رفته و ما از سر عافیت آنها را رها کردهایم. این روایتها در کنار بدبینیهای برخی از عملکرد تیمهای مذاکرهکننده که آن را اذناب ظریف در تحمیل خسارت محض برجام تعبیر میکنند بیش از آنکه مبتنی بر یک تحلیل جامع باشند بازتاب فضای دوقطبی و بیاعتمادی در داخل هستند.
با این حال فارغ از سست بودن برخی از این ادعاها یک نکته اساسی نباید فراموش شود، از روز اول یکی از پیششرطهای ایران برای هرگونه آتشبس توقف درگیری در تمامی جبههها از جمله لبنان بوده است و این نشان میدهد که این میدان هرگز از دایره توجه و ملاحظه خارج نبوده است. مهمتر از آن باید به حافظه تاریخی رجوع کرد، زمانی که حزبالله شکل گرفت، لبنان در اشغال رژیم صهیونیستی و تحت نفوذ مستقیم آمریکا و دیگر قدرتها بود و اساساً موجودیتی به نام مقاومت پاسخی به همین وضعیت بود. در چنین شرایطی کمک ایران به تشکیل و تقویت حزبالله پیش از آنکه بهعنوان یک راهبرد توسعه نفوذ تفسیر شود در وهله نخست دفاع از مظلوم در برابر استکبار جهانی بود دفاعی که در نهایت به استقلال و حفظ تمامیت ارضی لبنان انجامید. این همان نقطهای است که باید بار دیگر بر آن تأکید کرد، ایدئولوژی جمهوری اسلامی بر دفاع از مظلوم استوار بوده و اگر این اصل کنار گذاشته میشد، اساساً حضور و نقشآفرینی در فلسطین، بوسنی، سوریه، عراق و دیگر نقاط جهان معنایی نداشت.
در واقع ریشه تمامی این اتفاقات را باید در همین رویکرد جستوجو کرد رویکردی که اگر نبود امروز با کشوری مواجه بودیم که برای دستیابی به رفاهی نسبی ناچار به نوکری یکی از قدرتها میشد و امنیتی عاریهای و ناپایدار را میپذیرفت. تجربه همین سالها نشان داده که چنین امنیتی نه تضمینشده است و نه پایدار.
در عین حال باید از افراط در قضاوتهای داخلی پرهیز کرد، نمیتوان و نباید مسئولان را بهسادگی متهم به خیانت به آرمانهای انقلاب دانست و هرگونه تردید در این زمینه میتواند به ناآگاهی خطرناکی برای وحدت کشور تبدیل شود اما این ملاحظه نباید ما را از دیدن واقعیت تلخ امروز غافل کند، لبنان زیر آتش است، پیکرهای پاک مظلومان از زن و کودک ارباً اربا میشود و در همان حال بخشی از فضای داخلی ما درگیر مباحثی است که در مقایسه با این فاجعه اهمیتی ندارد، برخی مسئولان در فلان نهاد با نامهنگاریهای کذایی در فکر افزایش چند درصدی حقوق خود هستند و برخی هنوز در دعواهای فرسایشی انتخاباتی ماندهاند، در حالی که مجاهدان حزبالله همچون مصحف الهی به خون میغلطند و هزینهای را میپردازند که نمیتوان آن را نادیده گرفت یا به حاشیه راند.
جمعبندی این وضعیت چندان پیچیده نیست، جمهوری اسلامی با دفاع از مظلوم معنا پیدا میکند و بدون این مؤلفه دچار استحاله خواهد شد. حتی اگر بنا بر مصلحتها و محدودیتها امکان برخی اشکال از دفاع مستقیم وجود نداشته باشد، این به معنای تعلیق اصل مسئولیت نیست باید تدبیری اندیشیده شود تا هم این وظیفه در چارچوبی عقلانی و مؤثر پیگیری شود و هم دوقطبیهای خطرناکی که هر روز عمیقتر میشوند، مدیریت و خنثی شود. چراکه تأخیر در انجام تکلیف بههیچوجه موجب سقوط آن نمیشود و در نهایت این اصل پابرجا میماند که با تمام این اوصاف دفاع از حزبالله نه یک انتخاب حاشیهای بلکه امتداد همان مسیری است که از ابتدا بر آن تأکید شده و عدول از آن بیش از هر چیز به تضعیف همان بنیانی میانجامد که گفتمان جمهوری اسلامی بر آن استوار است.


نظر شما