۲ خرداد ۱۴۰۵، ۱۲:۰۰

قفسه‌های مجازی، کتاب‌های واقعی/۴۲

حضور در نمایشگاه کتاب، نوعی سرمایه نمادین فرهنگی است

حضور در نمایشگاه کتاب، نوعی سرمایه نمادین فرهنگی است

یک نویسنده گفت: نمایشگاه کتاب فراتر از یک رویداد اقتصادی است و کارکرد فرهنگی دارد و می‌تواند به مسئله سرمایه نمادین فرهنگی تبدیل شود. بنابراین حضور در نمایشگاه یک سرمایه فرهنگی محسوب می‌شود.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران در چهار دهه گذشته، تنها یک رویداد فرهنگی برای عرضه کتاب نبوده، بلکه به‌تدریج به بخشی از تجربه زیسته مخاطبان فرهنگ در ایران تبدیل شده است؛ رویدادی که هر سال در اردیبهشت‌ماه، مناسباتی فراتر از خرید کتاب را شکل می‌دهد و به فضایی برای دیدار، گفت‌وگو، گردش فرهنگی و حتی بازتعریف نسبت مردم با کتاب و مطالعه بدل می‌شود. با این حال، بخش عمده پژوهش‌هایی که طی سال‌های گذشته درباره نمایشگاه کتاب انجام شده، بیشتر بر آمار فروش، میزان بازدید و داده‌های کمی متمرکز بوده و کمتر به تجربه حضور مردم در این فضا پرداخته است.

کتاب «اردیبهشت کتاب» نوشته مهدی کاموس، تلاشی است برای بررسی همین وجه کمتر دیده‌شده نمایشگاه کتاب تهران؛ اثری که با رویکرد مردم‌نگارانه، به سراغ تجربه زیسته مخاطبان رفته و تلاش کرده نحوه مواجهه مردم با نمایشگاه، رفتارهای فرهنگی شکل‌گرفته در آن و تأثیر فضای نمایشگاه بر مشارکت فرهنگی مخاطبان را روایت و تحلیل کند. این کتاب همچنین نگاهی به تاریخ شکل‌گیری نمایشگاه کتاب تهران، تغییرات آن در دهه‌های مختلف و تبدیل‌شدنش به یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی کشور دارد.

امسال نیز همزمان با برگزاری هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، مسئله مواجهه مخاطبان با نمایشگاه و تغییر شکل تجربه خرید و حضور فرهنگی، بار دیگر مورد توجه قرار گرفته است؛ تجربه‌ای که از حضور فیزیکی در راهروهای نمایشگاه، به جست‌وجو و خرید در بسترهای آنلاین رسیده و شکل تازه‌ای از ارتباط مخاطبان با کتاب را رقم زده است. در همین زمینه با مهدی کاموس، نویسنده کتاب «اردیبهشت کتاب»، به گفت‌وگو پرداختیم.

* هدف شما از نگارش این کتاب چه بوده و چه پیامی را به مخاطب منتقل می‌کند؟ همچنین با توجه به شرایط برگزاری نمایشگاه کتاب در دوره‌های مختلف، از جمله برگزاری حضوری در دوران جنگ و برگزاری مجازی در سال‌های اخیر، این پژوهش تا چه اندازه می‌تواند اهمیت و کارکرد نمایشگاه حضوری کتاب را نشان دهد؟

در حوزه سبک زندگی فرهنگی و نحوه مواجهه مردم با کالاها و رویدادهای فرهنگی، پژوهش همواره نقش تعیین‌کننده‌ای داشته و لازمه هر نوع تحلیل و ارزیابی در این زمینه به شمار می‌رود. درباره نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران نیز طی دهه‌های گذشته بیشتر پژوهش‌ها و نظرسنجی‌ها به‌صورت کمی انجام می‌شد. در آن سال‌ها، پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به‌طور مستمر نتایج نظرسنجی‌ها را منتشر می‌کرد؛ پژوهش‌هایی که عمدتاً در قالب کتابچه‌های شناخته‌شده زرد و سفید منتشر می‌شدند و بیشتر بر داده‌های آماری و کمی تکیه داشتند.

با این حال، آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته بود، پژوهش کیفی درباره نحوه مواجهه مردم با نمایشگاه کتاب و تجربه زیسته آنان از حضور در این رویداد فرهنگی بود. در پژوهش‌های کیفی، نگاه، تجربه و دانش پژوهشگر نقش مهمی ایفا می‌کند و امکان بررسی عمیق‌تر رفتارها و تعاملات فرهنگی را فراهم می‌سازد. دغدغه اصلی من نیز همین مسئله مردم‌نگاری نمایشگاه کتاب بود؛ اینکه مردم چگونه با نمایشگاه مواجه می‌شوند، فضای نمایشگاه، مکان برگزاری، قوانین و ساختار آن چه تأثیری بر رفتار خریداران و مشارکت‌کنندگان می‌گذارد و اساساً تجربه حضور در این رویداد چگونه شکل می‌گیرد. همین دغدغه باعث شد ایده‌ای که سال‌ها در ذهن داشتم، در قالب پژوهشی با عنوان مردم‌نگاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران عملی شود؛ پژوهشی که در نهایت با عنوان «اردیبهشت کتاب» منتشر شد.

در این میان، بررسی تاریخی نمایشگاه کتاب و سابقه و استمرار آن نیز اهمیت داشت. در سال‌های پایانی جنگ تحمیلی، نمایشگاه کتاب راه افتاد. اولین نمایشگاه کتاب تهران در ۱۳۶۶ برگزار شد اما به دلیل پذیرفتن قطعنامه و مسائل پایان جنگ در ۱۳۶۷ دومین نمایشگاه کتاب با یک وقفه در اردیبهشت ۱۳۶۸ برگزار شد و دیگر نمایشگاه کتاب تهران، اردیبهشتی شد. نمایشگاه در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی در محدوده چهارراه پارک‌وی برگزار می‌شد و ساختار آن تفاوت چندانی با دوره‌های قبل نداشت، اما به‌تدریج نشست‌ها و برنامه‌های جنبی نیز به آن اضافه شد.

همچنین در دوره شیوع کرونا نیز نمایشگاه کتاب برای دو سال تعطیل شد و من پس از برگزاری دوباره نمایشگاه در سال ۱۴۰۱ فرصت را مناسب دیدم به‌صورت میدانی و مردم‌نگاری، تجربه زیسته مخاطبان را در این فضای فرهنگی مطالعه کنم.

حضور در نمایشگاه کتاب، نوعی سرمایه نمادین فرهنگی است

* فرمودید تا سال ۶۷ نمایشگاه کتاب برگزار نمی‌شد؛ آیا این به این معناست که در طول ۸ سال جنگ تحمیلی نمایشگاه کتاب در کشور برگزار نشده است؟

در سال‌های ابتدایی پس از پیروزی انقلاب، نمایشگاه‌های کتاب شکل و عنوان «بین‌المللی» به معنای امروز را نداشت. نخستین دوره با عنوان نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، در سال ۱۳۶۶ و در آبان‌ماه برگزار شد و اساساً برگزاری آن در اردیبهشت‌ماه، مربوط به سال‌های بعد است. این نمایشگاه برای ۲۰ سال در محل دائمی نمایشگاه‌های بین‌المللی تهران در خیابان سئول برگزار می‌شد و پس از آن، از سال ۱۳۸۶ به مصلی تهران منتقل شد. در ادامه نیز، در سال‌های ۱۳۹۵ و ۱۳۹۶، برگزاری نمایشگاه به مجموعه شهر آفتاب انتقال پیدا کرد و دوباره به مصلی برگشت.

با وجود سابقه طولانی این رویداد فرهنگی، آنچه کمتر مورد توجه قرار گرفته، انجام پژوهش‌های کیفی درباره نمایشگاه کتاب و تجربه مخاطبان آن است. بخش عمده مطالعات انجام‌شده طی سال‌های گذشته، بیشتر بر نظرسنجی‌ها و داده‌های کمی متمرکز بوده و کمتر به این مسئله پرداخته شده که مردم چگونه با فضای نمایشگاه مواجه می‌شوند، چه تجربه‌ای از حضور در آن دارند و ساختار، مکان و مناسبات فرهنگی نمایشگاه چه تأثیری بر رفتار و مشارکت مخاطبان می‌گذارد.

به نظر می‌رسد نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران، به‌عنوان یکی از مهم‌ترین رویدادهای فرهنگی کشور، همچنان ظرفیت بالایی برای پژوهش‌های کیفی به خصوص مردم‌نگارانه دارد؛ پژوهش‌هایی که بتوانند فراتر از آمار و ارقام، تجربه زیسته مخاطبان و نسبت آنان با فضای فرهنگی نمایشگاه را مورد بررسی قرار دهند.

* با توجه به اینکه نمایشگاه کتاب هرچند محدود به ۱۰ روز است اما به‌عنوان یک رویداد فرهنگی مهم شناخته می‌شود، از نظر شما برگزاری آن به‌صورت مجازی چه تأثیری بر میزان مشارکت و حضور مردم دارد و آیا این تغییر شکل می‌تواند به نقش فرهنگی و اثرگذاری اجتماعی نمایشگاه لطمه وارد کند؟

برگزاری نمایشگاه‌های حضوری صرفاً با هدف فروش کتاب تعریف نمی‌شود و اساساً نمایشگاه کتاب، فراتر از یک رویداد اقتصادی، دارای کارکردهای فرهنگی و اجتماعی متعددی است. در این زمینه می‌توان دست‌کم سه کارکرد اصلی برای نمایشگاه‌های حضوری در نظر گرفت.

نخست، شکل‌گیری ارتباطات میان‌فردی و سازمانی است. در بسیاری از نمایشگاه‌های معتبر دنیا، از جمله نمایشگاه فرانکفورت، بولونیا یا مسکو، این وجه ارتباطی اهمیت ویژه‌ای دارد. نمایشگاه‌ها فضایی را فراهم می‌کنند که ناشران، نویسندگان، مترجمان، فعالان فرهنگی و مخاطبان بتوانند به‌صورت مستقیم با یکدیگر تعامل داشته باشند و همین ارتباطات، بخشی از حیات فرهنگی صنعت نشر را شکل می‌دهد.

کارکرد دوم، مسئله «سرمایه نمادین فرهنگی» است. حضور در رویدادهای فرهنگی مانند نمایشگاه کتاب، برای بخشی از جامعه به نوعی سرمایه فرهنگی و حتی منزلت اجتماعی تبدیل می‌شود. همان‌طور که افراد ممکن است از تعداد کتاب‌های خوانده‌شده، حضور در سینما، تئاتر یا دیگر برنامه‌های فرهنگی به‌عنوان بخشی از سبک زندگی خود یاد کنند، حضور در نمایشگاه کتاب نیز می‌تواند در همین چارچوب معنا پیدا کند و بخشی از هویت فرهنگی افراد را شکل دهد.

وجه سوم نیز به سبک زندگی فرهنگی و نحوه گذران اوقات فراغت مربوط می‌شود. حضور در نمایشگاه، قدم زدن در فضای فرهنگی، دیدن کتاب‌ها و مشارکت در برنامه‌های جنبی، برای بسیاری از مخاطبان نوعی تجربه فرهنگی و شیوه‌ای از گذران اوقات فراغت محسوب می‌شود. در نتیجه، نمایشگاه حضوری ابعادی فراتر از خرید و فروش کتاب یا بهره‌مندی از تخفیف‌ها دارد. در مقابل، نمایشگاه مجازی عمدتاً بر جنبه خرید، فروش و دسترسی به کتاب متمرکز است و بسیاری از کارکردهای اجتماعی، ارتباطی و فرهنگی نمایشگاه حضوری را نمی‌تواند بازتولید کند.

حضور در نمایشگاه کتاب، نوعی سرمایه نمادین فرهنگی است

* در این کتاب، سه محور اصلی که درباره نمایشگاه کتاب مطرح شده بر چه مبنایی استخراج شده‌اند و در نهایت جمع‌بندی شما از این تحلیل چیست، به‌ویژه درباره این مسئله که نمایشگاه کتاب را تا چه حد می‌توان یک رویداد فرهنگی، سیاسی یا مبتنی بر سرمایه نمادین دانست؟

واقعیت این است که نوع مواجهه با نمایشگاه کتاب، تا حد زیادی به سیاست‌گذاری فرهنگی و اهداف برگزارکنندگان آن بازمی‌گردد. نمایشگاه کتاب می‌تواند همزمان چند کارکرد متفاوت داشته باشد؛ از یک‌سو هدف فرهنگی و ترویجی را دنبال کند، از سوی دیگر بستری برای اقتصاد نشر و خرید و فروش کتاب باشد و در عین حال، ابعاد سیاسی و اجتماعی نیز پیدا کند. با این حال، آنچه معمولاً کمتر به آن پرداخته شده، جنبه اجتماعی و فرهنگی نمایشگاه است؛ همان چیزی که در نظریه‌های پیر بوردیو از آن با عنوان «سرمایه فرهنگی» و «سرمایه نمادین» یاد می‌شود.

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰، سیاست‌گذاری فرهنگی در ایران عمدتاً متمرکز بود. حاکمیت برای تحقق برخی اهداف فرهنگی مشخص، از ناشران و آثار همسو حمایت مستقیم می‌کرد؛ از اختصاص کاغذ و یارانه گرفته تا خرید نسخه‌های کتاب، فراهم‌کردن امکان حضور در نمایشگاه‌ها و حتی حمایت رسانه‌ای برای معرفی و نقد آثار. این حمایت‌ها عمدتاً در راستای موضوعاتی چون فرهنگ ایثار و شهادت، انقلاب، دین و مبارزه با استعمار تعریف می‌شد.

به‌تدریج و از دهه ۷۰ به بعد، سیاست‌ها به سمت الگوی نیمه‌متمرکز حرکت کرد؛ یعنی بخشی از حمایت‌های مستقیم کاهش یافت و ناشران بیش از گذشته وارد فضای رقابتی و اقتصادی شدند. در همین دوره، امکان فعالیت برای طیف‌های متنوع‌تری از ناشران نیز فراهم شد و صنعت نشر شکل گسترده‌تری به خود گرفت.

در این میان، نمایشگاه کتاب صرفاً یک رویداد فرهنگی باقی نماند، بلکه ابعاد سیاسی و اجتماعی آن نیز پررنگ شد. برگزاری نمایشگاه بین‌المللی کتاب، با حضور ده‌ها کشور خارجی، نوعی پیام سیاسی و فرهنگی نیز به همراه داشت؛ پیامی مبنی بر اینکه ایران در عرصه فرهنگی در تعامل با جهان قرار دارد. حتی نوع حضور یا عدم حضور برخی ناشران در نمایشگاه نیز گاه به یک مسئله سیاسی و رسانه‌ای تبدیل می‌شد.

از سوی دیگر، نمایشگاه کتاب به مرور به یک رویداد اجتماعی تبدیل شد؛ فضایی که در آن نه‌تنها خرید کتاب، بلکه نوعی سبک زندگی فرهنگی بازنمایی می‌شود. حضور در نمایشگاه، برای بسیاری از افراد، بخشی از سرمایه نمادین و هویت فرهنگی آن‌ها به شمار می‌آید؛ تا جایی که رفتن به نمایشگاه، ثبت تصویر، انتشار آن در شبکه‌های اجتماعی و حتی داشتن کتاب، گاه بیش از خواندن آن اهمیت پیدا می‌کند.

در همین چارچوب، مسئله‌ای که برای من اهمیت داشت، بررسی تأثیر فضای نمایشگاه بر رفتار مخاطبان بود؛ اینکه آیا مخاطب در فضای نمایشگاه آزادانه رفتار می‌کند یا خودِ فضای نمایشگاهی نوعی سلطه و هژمونی فرهنگی ایجاد می‌کند. از طراحی سازه‌ها، تابلوها و صداها گرفته تا نوع رفتار آدم‌ها در نمایشگاه، همه این عناصر می‌توانند بر رفتار فرهنگی مخاطب اثر بگذارند.

برای مثال، در فضای نمایشگاه کمتر شاهد رفتارهای خارج از عرف عمومی هستیم و نوعی نظم و هنجار فرهنگی بر فضا حاکم می‌شود؛ به‌گونه‌ای که افراد ساعت‌ها در محیط نمایشگاه رفت‌وآمد می‌کنند، بدون آنکه گذر زمان را به‌وضوح احساس کنند.

یکی دیگر از محورهای مهم این پژوهش، نسبت میان «خواندن کتاب» و «داشتن کتاب» بود؛ مسئله‌ای که در جامعه امروز و در فضای شبکه‌های اجتماعی بیش از گذشته اهمیت پیدا کرده است. گاهی حضور در نمایشگاه و نمایش آن در قالب عکس و استوری، بخشی از هویت فرهنگی فرد را بازنمایی می‌کند؛ فارغ از اینکه کتاب خریداری‌شده تا چه اندازه خوانده شود. از این منظر، نمایشگاه کتاب می‌تواند همزمان یک کنش فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و حتی سیاسی تلقی شود و هر مخاطب، بسته به نگاه و انگیزه خود، تجربه متفاوتی از آن داشته باشد.

حضور در نمایشگاه کتاب، نوعی سرمایه نمادین فرهنگی است

* با توجه به گسترش پدیده «بلاگرهای کتاب» و بازنمایی نمایشی کتاب در فضای مجازی، به‌ویژه در ایام نمایشگاه کتاب، ارزیابی شما از این نوع مواجهه نمایشی چیست و آن را تا چه حد در شکل‌گیری ذائقه مخاطب و اثرگذاری بر رفتار فرهنگی او مؤثر می‌دانید؟ همچنین این وضعیت را در نسبت با مفهوم «سلطه یا اثرگذاری نمایشگاه کتاب بر مخاطب» چگونه تحلیل می‌کنید؟

دو نکته‌ای که مطرح شد، یکی درباره شیوه‌های جدید تبلیغ کتاب و مصرف فرهنگی در فضای امروز است و دیگری مسئله نسبت میان سلطه و آزادی مخاطب در فضای نمایشگاه کتاب. در این پژوهش، این پرسش به‌صورت جدی مطرح شده که آیا فضای نمایشگاه کتاب بر مخاطب نوعی سلطه اعمال می‌کند یا نه. پاسخ به این مسئله، به مفهوم هژمونی بازمی‌گردد؛ مفهومی که توضیح می‌دهد چگونه یک فضا یا سازوکار فرهنگی می‌تواند بر رفتار انسان اثر بگذارد، بدون آنکه فرد الزاماً متوجه این تأثیر باشد. تفاوت هژمونی با تحمیل مستقیم نیز در همین نکته است؛ در تحمیل، فرد احساس اجبار می‌کند اما در وضعیت هژمونیک، افراد با نوعی رضایت و پذیرش، آن فضا و قواعدش را می‌پذیرند.

در واقع، کار پژوهش‌های کیفی، مردم‌نگاری و تحلیل گفتمان دقیقاً همین است که این سازوکارهای پنهان را آشکار کند و نشان دهد چگونه فضاها، قواعد و مناسبات فرهنگی بر رفتار ما تأثیر می‌گذارند. همان‌طور که در فروشگاه‌ها، نوع چیدمان کالا یا حتی قیمت‌گذاری می‌تواند بر تصمیم خرید مخاطب اثر بگذارد، در نمایشگاه کتاب نیز عناصر مختلفی مانند طراحی سازه‌ها، فضا، تابلوها، صداها، نوع حرکت آدم‌ها و حتی جنس رفتارهای اجتماعی، می‌توانند بر مخاطب اثرگذار باشند؛ بی‌آنکه او الزاماً متوجه این فرآیند شود.

در بخش دیگری از این بحث، مسئله بلاگرهای کتاب و فضای تبلیغات رسانه‌ای جدید مطرح می‌شود؛ پدیده‌ای که بخشی از سبک زندگی فرهنگی امروز را شکل داده است. جامعه امروز بیش از گذشته وارد «جامعه نمایش» شده و بسیاری از رفتارهای ما وجه نمایشی پیدا کرده‌اند. حضور در نمایشگاه کتاب، انتشار عکس و استوری، یا حتی نشان دادن خرید کتاب، گاه به بخشی از بازنمایی هویت فرهنگی افراد تبدیل می‌شود. البته این به آن معنا نیست که همه این جریان‌ها الزاماً سطحی یا بی‌ارزش هستند. در سال‌های گذشته، در حوزه کتاب‌های جدی و حتی آثار دفاع مقدس نیز بلاگرها و فعالان رسانه‌ای مؤثری حضور داشته‌اند که در معرفی آثار نقش مثبتی ایفا کرده‌اند.

آنچه در این پژوهش اهمیت داشته، مشاهده همین پدیده‌ها در بستر واقعی نمایشگاه است؛ از جمله صف‌هایی که برای جشن امضاها شکل می‌گیرد یا نوع مواجهه مخاطبان با نویسندگان و چهره‌های فرهنگی. برای نمونه، به یکی از گزارش‌هایی اشاره شده که درباره جشن امضای کتاب یک بیوتی بلاگر بود. در نمایشگاه سال گذشته هم گزارش و روایتی با رویکرد مردم‌نگاری درباره جشن امضای کتاب «بک تو بلک» انجام شده بود که پژوهشگر، یک روز کامل در فضای آن حضور پیدا کرده و تجربه و رفتار مخاطبان را ثبت کرده بود. به‌طور کلی، یکی از کمبودهای جدی حوزه کتاب در ایران، همین فقدان پژوهش‌های میدانی و کیفی درباره تجربه مخاطبان است.

کتاب «اردیبهشت کتاب» نیز با همین نگاه شکل گرفت؛ تلاشی برای ثبت تجربه زیسته نمایشگاه کتاب از منظر مردم‌نگارانه. در این پژوهش، نمایشگاه به‌عنوان یک «میدان» فرهنگی بررسی شده است؛ میدانی که در آن گروه‌ها، ناشران و جریان‌های مختلف فرهنگی حضور دارند و هرکدام در حال بازنمایی نوعی هویت، قدرت و سلیقه فرهنگی هستند. برای مثال، در دهه‌های مختلف، ترکیب ناشران، نحوه جانمایی غرفه‌ها و حتی فضای اختصاص‌یافته به ناشران مختلف، بازتابی از تحولات فرهنگی و سیاسی جامعه بوده است.

امروز نیز وقتی وارد نمایشگاه کتاب می‌شویم، با میدان‌های متنوعی روبه‌رو هستیم؛ ناشران حوزه انقلاب اسلامی، ناشران کتاب‌های عامه‌پسند، ناشران کودک و نوجوان، ناشران آموزشی و جریان‌های دیگر، هرکدام فضای خاص خود را شکل داده‌اند. حتی حضور یک چهره شناخته‌شده در یک غرفه خاص، می‌تواند معنا و پیام متفاوتی تولید کند. برای مثال، حضور یک چهره نظامی یا فرهنگی در غرفه ناشری خاص، برای مخاطب حامل نوعی معنا و دلالت فرهنگی و سیاسی است.

از همین منظر، نمایشگاه کتاب صرفاً محل خرید کتاب نیست، بلکه فضایی برای معناسازی و بازتولید روابط فرهنگی و اجتماعی است. در این فضا، رفتار افراد نیز متناسب با همان محیط تغییر می‌کند. همان‌طور که رفتار انسان در استادیوم ورزشی، کنسرت یا فضای مذهبی متفاوت است، نمایشگاه کتاب نیز نوع خاصی از رفتار و کنش اجتماعی را ایجاد می‌کند. برای مثال، در نمایشگاه کمتر شاهد رفتارهای خارج از عرف عمومی هستیم و نوعی نظم و هژمونی فرهنگی بر فضا حاکم است؛ فضایی که حتی می‌تواند مخاطب را به خرید کتابی ترغیب کند که پیش از ورود به نمایشگاه، قصد خرید آن را نداشته است.

در این پژوهش، از نظریه‌هایی مانند تولید فضای لوفور و مفهوم میدان عمومی هابرماس نیز استفاده شده تا نشان داده شود که فضا صرفاً یک بستر خنثی نیست، بلکه خود می‌تواند حامل قدرت، معنا و سیاست باشد. همان‌طور که در سطح شهر، نوع تبلیغات فرهنگی، اقتصادی یا سیاسی نشان‌دهنده توزیع قدرت در فضاست، در نمایشگاه کتاب نیز نحوه سازماندهی فضا، جانمایی ناشران و نوع بازنمایی فرهنگی، حامل معنا و قدرت است. به همین دلیل، نمایشگاه کتاب را نمی‌توان صرفاً یک رویداد فروش کتاب دانست، بلکه باید آن را نوعی میدان اجتماعی، فرهنگی و حتی سیاسی در نظر گرفت که بر رفتار، انتخاب و تجربه مخاطبان اثر می‌گذارد.

ادامه دارد...

کد مطلب 6837565

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha

    نظرات

    • علم زاده IR ۱۴:۱۱ - ۱۴۰۵/۰۳/۰۲
      0 0
      مطلب جالبی بود، ابعاد کمتر فکر شده نمایشگاه و مصرف کتاب را مطرح کرده بود