۵ خرداد ۱۴۰۵، ۱۳:۳۲

۳ مسیر متفاوت کشورهای قفقاز جنوبی و ضرورت نقش‌آفرینی ایران

۳ مسیر متفاوت کشورهای قفقاز جنوبی و ضرورت نقش‌آفرینی ایران

بررسی رفتار مقامات جمهوری آذربایجان، ارمنستان و گرجستان در هفته های اخیر نشان می‌دهد که کشورهای قفقاز جنوبی سه مدل رفتاری متفاوت را به نمایش گذاشته اند.

یادداشت مهمان، احسان موحدیان: در قفقاز جنوبی طی یک هفته گذشته سه روند متفاوت به طور همزمان نمایان شده که نیازمند توجه و هشیاری ایران است. جمهوری آذربایجان از فرصت برگزاری مجمع جهانی شهرهای سازمان ملل متحد در باکو به عنوان بستری برای کسب مشروعیت بین‌المللی و مذاکرات برای انتقال انرژی به اروپا همزمان با تشدید بحران انرژی در منطقه خلیج فارس استفاده می‌کند. ارمنستان در آستانه برگزاری انتخابات حساس مجلس، باید یک انتخاب استراتژیک بین نزدیک شدن به اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اوراسیا انجام دهد که هر یک تبعات سنگین و متفاوتی برای این کشور خواهد داشت و روسیه نیز از روند غربگرایی دولت پاشینیان به شدت خشمگین شده است. دولت مستقل گرجستان در رویکردی متفاوت با دولت ارمنستان مسیر شرق گرایی و تقویت کلیسای ارتدکس گرجی را پیگیری می‌کند و به موازات آن فشار حقوقی بر اپوزیسیون غربگرا وارد می‌آورد.

بر اساس این تصویر کلی، منطقه قفقاز جنوبی در سه مسیر متفاوت ادامه مسیر می‌دهد - باکو می خواهد در مرکز توجه بازار انرژی باشد، ایروان به دنبال حفظ تعادلی شکننده است و تفلیس میدان سیاست داخلی را به شکل مدنظر خود بازآرایی می‌کند.

باکو: از دیپلماسی انرژی تا نمایش قدرت نرم

سیزدهمین نشست مجمع جهانی شهرهای سازمان ملل متحد از ۱۷ تا ۲۲ ماه مه، در باکو برگزار شد که هماهنگی اجرای آن بر عهده برنامه اسکان بشر سازمان ملل متحد و دولت آذربایجان بود. موضوع رسمی این نشست «تأمین مسکن برای همه جهان: شهرها و جوامع امن و پایدار» اعلام شد. از سوی سازمان ملل، این رویداد به بحران جهانی مسکن مرتبط دانسته شده است: نزدیک به ۲.۸ میلیارد نفر در جهان در مسکن نامناسب زندگی می‌کنند، بیش از ۳۰۰ میلیون نفر مسکن ندارند و تا سال ۲۰۵۰ حدود ۷۰ درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی خواهند کرد.

برای آذربایجان، نشست WUF۱۳ تنها یک مجمع مرتبط با شهرسازی نبود. باکو با تبلیغات فراوان تجربه بازسازی سرزمین‌هایی را که پس از مناقشه قراباغ تحت کنترل گرفته به نمایش گذاشت، از جمله پروژه‌های «روستاهای هوشمند» که اسرائیل در ساخت برخی از آنها نقش داشته، طرح های انرژی سبز، زیرساخت‌های جدید و اسکان مجدد. بیش از ۴۰ هزار شرکت‌کننده از ۱۸۲ کشور برای شرکت در این مجمع ثبت‌نام کردند و باکو از این فرصت برای تبلیغ ایده «آذربایجان غربی» نیز استفاده کرد. دولت علی‌اف برای بخشی از خاک ارمنستان و به خصوص استان سیونیک در مرز ایران و ارمنستان از این عنوان استفاده کرده و مدعی است بخشی از اتباع این کشور قبلا ساکن این منطقه بوده اند و باید به آن بازگردند، ادعایی که باید آن را در راستای تسهیل ایجاد کریدور جعلی زنگزور و خفگی ژئوپلتیکی ایران تفسیر کرد.

اما در کنار این تبلیغات سیاسی، پیشبرد طرح های باکو در حوزه انرژی نیز در دستور کار علی‌اف بود. الهام علی‌اف، با الکساندر ووچیچ رئیس‌جمهور صربستان دیدار کرد و بر لزوم تقویت بیشتر مشارکت استراتژیک دو کشور تأکید کرد. در نشست تجاری با کارآفرینان آذربایجانی، تأکید شد که صادرات گاز آذربایجان به صربستان از ژانویه ۲۰۲۴ و در قالب پروژه نیروگاه گاز مشترک در شهر نیش صربستان در حال حاضر نتایج عملی به همراه داشته است. طرف صربستانی همچنین از امکان افزایش پنج برابری گردش تجاری با آذربایجان سخن گفت.

اما خط انرژی باکو به سمت اسلواکی نیز گسترش خواهد یافت. توماس تارابا، معاون نخست‌وزیر این کشور، در حاشیه نشست WUF۱۳ اعلام کرد اسلواکی قصد دارد حداقل به مدت ۱۰ سال با آذربایجان قرارداد واردات گاز امضا کند. به گفته وی، در مورد مسیرهای خط لوله و حجم عرضه بحث مخواهد شد و باکو در دوره اختلالات اخیر در عرضه گاز از مسیر اوکراین فعالانه عمل کرده است. برای اتحادیه اروپا، این به معنای مشارکت بیشتر باکو در سیستم تأمین گاز جایگزین برای رفع نیازهای اروپای مرکزی و جنوب شرقی است. بازاری که به طور سنتی در اختیار روسیه بوده و ایران نیز در صورت عادی بودن شرایط می توانست در تامین نیازهای کشورهای این مطنقه نقش آفرینی کرده و درآمد سرشاری را از آن خود کند.

در صورت تحقق این طرح ها، باکو از نظر سیاسی موقعیت مهمی به دست می‌آورد. از یک سو، اتحادیه اروپا انتظار نتایج مثبتی از برگزاری نشست WUF۱۳ دارد و بر کاهش مشکلات جهانی در بخش مسکن تأکید می‌کند. از سوی دیگر، کشورهای اروپایی برای دریافت گاز، ایجاد زیرساخت های مرتبط و عقد قراردادهای بلندمدت به آذربایجان می‌آیند. از این نظر، مجمع سازمان ملل برای باکو به ابزاری برای تلفیق دستور کار بین‌المللی نرم با دیپلماسی سخت انرژی تبدیل شده است. البته بدیهی است که باکو به تنهایی ظرفیت تامین گاز در این حجم را برای کشورهای اروپایی ندارد و قطعا از ظرفیت کشورهایی مانند ترکمنستان و قزاقستان بدین منظور استفاده خواهد کرد. نکته مهم این است که آیا ایران در آینده نزدیک قادر به نقش آفرینی در بازار گاز اروپا و در اختیار گرفتن بخشی از این بازار پرسود خواهد بود یا خیر؟

ارمنستان: سرگردان بین شرق و غرب

در ارمنستان، رویداد اصلی در هفته های اخیر، اذعان مقامات دولتی به عدم امکان حفظ تعادل ابدی بین اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اوراسیا بوده است. کاسه صبر روسیه پس از سفر زلنسکی به ایروان و تلاش دولت ارمنستان برای دوری از روسیه و نزدیکی بیشتر به اتحادیه اروپا لبریز شد. به گونه ای که روسیه برای انتقام گیری به محدود کردن صادرات گل، میوه، آب معدنی و برخی اقلام دیگر کشور ارمنستان روی آورده است. مهر گریگوریان، معاون نخست‌وزیر ارمنستان هفته قبل اعلام کرد: ایروان می‌داند ارمنستان نمی‌تواند همزمان عضو اتحادیه اروپا و عضو اتحادیه اقتصادی اوراسیا باشد. وی در عین حال تأکید کرد که تصمیم نهایی باید توسط شهروندان ارمنستان گرفته شود و در حال حاضر، به گفته دولت، نیاز فوری به چنین انتخابی وجود ندارد.

این اظهارات مهم است. ایروان در واقع وجود یک دوراهی استراتژیک را می‌پذیرد، اما تصمیم گیری در مورد آن را به تعویق می‌اندازد. تا انتخابات پارلمانی ۷ ژوئن، دولت علاقه‌ای به قطع ناگهانی روابط با اتحادیه اقتصادی اوراسیا ندارد، زیرا این امر بلافاصله به تجارت، بازار کار، انتقال حواله‌ها، واردات انرژی و خدمات لجستیکی در ارمنستان که همه به روسیه وابسته هستند ضربه می‌زند. همزمان، دولت پاشینیان به حرکت به سمت اتحادیه اروپا ادامه می‌دهد و از دستور کار مدنظر اروپا به عنوان یک منبع مشروعیت بخش سیاسی در داخل و مصونیت بخش در برابر وابستگی به روسیه استفاده می‌کند.

کارزار انتخاباتی در ارمنستان به طور فزاینده‌ای متشنج شده است. به جای بحث در مورد برنامه های امنیتی، اقتصادی و رویکرد مهم در حوزه سیاست خارجی، مبارزات عمومی انتخاباتی به حملات شخصی متقابل بین نیکول پاشینیان و مخالفانش مانند سامول کاراپتیان و روبرت کوچاریان تنزل یافته است. این نشان دهنده ضعف بحث‌های سیاسی ماهوی است: مسئله اساسی مسیر آینده ارمنستان است، اما کارزار فعلی عمدتاً بر اساس بسیج و تحریک مردم از طریق ایجاد دشمنی شخصی، تحریک کینه‌های قدیمی و مبارزه برای کنترل رای‌دهندگان معترض شکل می گیرد که امری سطحی است.

یک موضوع جداگانه، کمک های مالی اروپا به ارمنستان به بهانه مبارزه با تهدیدات ترکیبی است که در اصل با هدف تضعیف نفوذ روسیه در ارمنستان انجام می شود. آرتور خاچاتریان، نماینده بلوک «ارمنستان» در مجلس این کشور که مخالف دولت است، وزارت خارجه ارمنستان را به عدم شفافیت در هزینه کرد ۱۲ میلیون یورویی که اتحادیه اروپا در دوره پیش از انتخابات به این کشور اختصاص داده، متهم کرد. به گفته وی، این وجوه به کمیسیون مرکزی انتخابات، سازمان‌های غیردولتی و روزنامه‌نگاران مستقل نیز منتقل شده است، اما دولت تصویر روشنی از نحوه توزیع آن ارائه نمی‌دهد. برای اپوزیسیون، این به معنای نفوذ خارجی بر فضای انتخاباتی است. این یک موضوع حساس است، زیرا از نظر مخالفان، کمک‌های اروپایی با هدف حمایت از اصلاحات سیاسی و اقتصادی در ارمنستان انجام نمی شود، بلکه ابزاری برای تقویت حزب سیاسی نخست وزیر و افزایش همراهی با دیدگاه های غرب گرایانه پاشینیان تلقی می‌شود. واکنش روسیه به این وضعیت برای ارمنستان تعیین کننده بود. برای ایران نیز در صورت تداوم این روند ابهاماتی وجود خواهد داشت؛ به خصوص در مورد سرنوشت پروژه ترامپ که باعث نفوذ امنیتی و اقتصادی آمریکا در مرز ایران و ارمنستان و تهدید رفت و آمد آزادانه اتباع دو کشور خواهد شد. همچنین جدایی احتمالی ارمنستان از اتحادیه اقتصادی ارواسیا از نظر اقتصادی به ضرر ایران خواهد بود و به همکاری های دو کشور لطمه خواهد زد.

گرجستان: پایان غربگرایی کور

در گرجستان، رویداد اصلی سیاسی داخلی، برگزاری روز مقدس خانواده در هفته قبل در تاریخ ۱۷ مه بود. عالی ترین مقام مسیحیان ارتدوکس در گرجستان موسوم به پاتریارک شیو سوم با پیامی جدید ظاهر شد و وضعیت جمعیتی فعلی و کاهش زاد و ولد در گرجستان را با تهدیدی برای قوم گرجی دانست. وی خواستار تقویت قوانین کشور علیه «نظریه‌ها و ایدئولوژی‌های مضر جنسیتی» شد. به گفته وی، چنین قوانینی نه تنها نباید لغو شوند، بلکه باید قوانینی برای تقویت و محافظت از نهاد خانواده و مردم وضع شده و تثبیت شوند.

حزب حاکم از این درخواست حمایت کرد. شالوا پاپوآ شویلی، رئیس پارلمان، در کلیسای جامع سامبا اعلام کرد ضروری است نه تنها گرجستان از نظر اقتصادی قوی شود، بلکه به یک گرجستان قوی از نظر روحی نیاز است و این تلقی باید به نسل آینده منتقل شود. در نتیجه، روز مقدس خانواده به یک رویداد صرفاً کلیسایی تبدیل نشد، بلکه به یک سیگنال مشترک از سوی دولت و نهاد کلیسا به جامعه تبدیل شد.

دولت، کلیسا و بخش محافظه‌کار جامعه، جبهه ایدئولوژیک مشترکی را حول محور خانواده، جمعیت، هویت ملی و مقاومت در برابر حامیان دستور کار لیبرال و غربی تشکیل داده اند که زمانی گفتمان اصلی را در جامعه گرجستان به خود اختصاص داده بودند. اما ناکامی آنها در تحقق وعده های رفاهی و آرمان گرایانه مورد ادعای غرب و عبرت گرفتن گرجی ها از آنچه در اوکراین و برخی کشورهای دیگر جهان رخ داد باعث شده آنها به ریشه های هویتی اصلی خود بازگردند.

این روند بازگشت به خویشتن که در گرجستان شاهد آن هستیم، کاملا متفاوت با گریز از ریشه های هویتی اصیل اسلامی و مسیحی است که در آذربایجان و ارمنستان شاهد آنها هستیم. در هر دو کشور برخی نهادهای اصلی هویت ساز و تمدن آفرین مانند ساختارهای اسلام شیعه و همین طور کلیسای حواری ارمنی سرکوب می شوند که البته هدایت فتنه گری ها در هر دو کشور توسط انگلیس و اسرائیل صورت می گیرد.

تاکید مقامات گرجی به بازگشت به روح شرقی باعث عصبانیت اپوزیسیون غربگرا و نهادهای حقوق بشری شده که با فضاسازی رسانه ای در مورد به خطر افتادن عدالت اجتماعی و در قالب عناوینی همچون انجمن وکلای جوان گرجستان از افزایش فشار بر جامعه دگرباشان جنسی، تشدید سانسور، ادبیات نفرت‌انگیز کلیسا و دولت و بیرون راندن این گروه‌ها از فضای عمومی خبر می‌دهند. البته مقامات گرجستان این ادعاها را رد می‌کنند و از جمله گیا وولسکی، معاون رئیس مجلس گرجستان از حزب حاکم، اعلام کرد در گرجستان هیچ کس حقوق افراد دگرباش را نقض نمی‌کند.

یک روند موازی مهم، فشار بر اپوزیسیون غربگرا از طریق احکام دادگاه قانون اساسی است. انجمن وکلای جوان گرجستان از طرح شکایت حزب حاکم که خواستار ممنوعیت چهار ائتلاف سیاسی اپوزیسیون شده، به شدت خشمگین است. انجمن مذکور این اقدام را شکل شدیدی از محدود کردن آزادی اجتماعات ارزیابی کرده است. این تحولات نشان می‌دهد که دولت گرجستان همزمان خط ایدئولوژیک شرق گرایانه خود را پی می گیرد و ابزار حقوقی را علیه مخالفان سیاسی خود به کار می گیرد. البته غربگرایان نیز در گذشته و حال از هیچ اقدامی بر علیه شرق گرایان از فضاسازی رسانه ای، تا تظاهرات و ایجاد آشوب خیابانی و حتی تلاش برای سرنگون کردن دولت مستقل گرجستان به شیوه های سخت و نرم فروگذار نکرده اند.

در مجموع دولت گرجستان در روزهای اخیر در حال بسیج نیروهای داخلی حول محور ارزش‌های سنتی و اهداف سیاسی شرق گرایانه بوده است. برخلاف ارمنستان که مسئله اصلی در آن انتخاب بین اتحادیه اروپا و اتحادیه اقتصادی اوراسیا است و آذربایجان که در آن دیپلماسی قدرت و انرژی غالب است، گرجستان در حال حاضر بر تحکیم ایدئولوژی داخلی متمرکز است.

رویکرد شرق گرایانه گرجستان یک فرصت مناسب برای نقش آفرینی ایران و افزایش همکاری های سیاسی و اقتصادی و امنیتی دو کشور است. در شرایطی که باکو به ایران فرصت تنفس نمی دهد و ایروان نیز در شرایطی مبهم قرار گرفته، گرجستان یک زمین بازی مناسب برای ایران به نظر می رسد و دو طرف به خصوص در حوزه تکمیل کریدور شمال – جنوب و همکاری در حوزه هایی مانند انرژی و ترانزیت می توانند افق هایی تازه بر روی فعالان اقتصادی دو کشور بگشایند.

نتیجه‌گیری

در هفته های اخیر، کشورهای قفقاز جنوبی سه مدل رفتاری متفاوت را به نمایش گذاشته اند. جمهوری آذربایجان به عنوان یک بازیگر منطقه‌ای عمل کرده و از ظرفیت سازمان ملل برای نمایش توان بازسازی پس از جنگ، پیشبرد اهداف توسعه طلبانه در قبال ارمنستان، توسل به دیپلماسی گازی و تماس با شرکای اروپایی و ترک برای مستقل و قدرتمند نشان دادن خود استفاده می‌کند.

ارمنستان وارد دوره برزخ پیش از انتخابات با یک دوراهی استراتژیک حل‌نشده گردیده: نزدیک شدن به اتحادیه اروپا یا تداوم حضور در اتحادیه اقتصادی اوراسیا. نقش فزاینده اروپا برای حمایت مالی از دولت پاشینیان و کارزار سیاسی معترضان در ارمنستان شرایط را در این کشور پیچیده و بی ثبات کرده است. گرجستان هم مسیر شرق گرایانه ای را با وحدت دولت و کلیسا در پیش گرفته و همزمان فشار دولت مستقل این کشور بر اپوزیسیون غربگرا ادامه دارد. با توجه به اهمیت ژئوپلتیک و ژئواکونومیک قفقاز جنوبی برای ایران هر سه مدل رفتاری باید با دقت در ایران مورد بررسی قرار گرفته و فرصت ها و تهدیدهای حاصل از این وضعیت استخراج شده و برای هر یک گزینه هایی مناسب در نظر گرفته شود.

کارشناس مسائل قفقاز

کد مطلب 6841744

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha