خبرگزاری مهر، گروه استانها - کوروش دیباج: زایندهرود دوباره در بستر تاریخی اصفهان جاری شده است و این بار نیز همان صحنهای شکل گرفته که طی سالهای اخیر بارها تکرار شده؛ جمعیتی که آرامآرام به سوی پلهای تاریخی شهر حرکت میکنند، خانوادههایی که بر لبه سنگی بستر رودخانه مینشینند و نگاههایی که برای دقایقی طولانی در انعکاس آب و نور پلها خیره میماند.
در نگاه نخست ممکن است این تجمع صرفاً یک واکنش طبیعی به بازگشت آب به یک رودخانه شهری به نظر برسد، اما واقعیت پیچیدهتر از این تصویر ساده است. زایندهرود برای شهر اصفهان فقط یک عنصر طبیعی یا زیرساخت آبی نیست؛ این رودخانه طی قرنها به بخشی از حافظه فرهنگی و اجتماعی شهر تبدیل شده و هر بار که آب در آن جاری میشود، نوعی تجربه جمعی از بازگشت یک خاطره مشترک در میان شهروندان شکل میگیرد.
در علوم اجتماعی مفهومی به نام «حافظه جمعی» وجود دارد که نخستین بار به طور نظاممند توسط جامعهشناس فرانسوی «موریس هالبواکس» مطرح شد. این مفهوم توضیح میدهد که خاطرات مهم یک جامعه صرفاً در ذهن افراد باقی نمیمانند، بلکه در مکانها، نمادها و فضاهای شهری نیز تثبیت میشوند. در شهرهایی با پیشینه تاریخی طولانی، برخی فضاها به مرور به مخزن این حافظه تبدیل میشوند.
زایندهرود در اصفهان یکی از بارزترین نمونههای چنین فضاهایی است؛ مکانی که نسلهای مختلف تجربههای مشترکی از آن دارند و این تجربهها در ذهن شهروندان به بخشی از هویت شهری تبدیل شده است.

رودخانهای که خاطره میسازد
در ساعات نخست جاری شدن آب، پلهای تاریخی اصفهان به سرعت به کانون حضور مردم تبدیل میشوند. سیوسهپل و پل خواجو در چنین روزهایی بیش از هر زمان دیگری شبیه یک میدان عمومی بزرگ عمل میکنند. خانوادهها، گروههای دوستانه، سالمندان و گردشگران در کنار هم مینشینند و فضایی شکل میگیرد که بیشتر به یک گردهمایی اجتماعی گسترده شباهت دارد.
فضاهای شهری زمانی به حافظه جمعی تبدیل میشوند که نسلهای مختلف تجربههای مشترکی در آن داشته باشند. در اصفهان، بسیاری از شهروندان خاطرات کودکی، دیدارهای خانوادگی، جشنها یا حتی لحظات ساده روزمره خود را در کنار زایندهرود به یاد میآورند. همین خاطرات است که باعث میشود جاری شدن دوباره آب، واکنشی فراتر از یک اتفاق طبیعی ایجاد کند.
مشاهدات میدانی خبرنگار مهر نشان میدهد که در شبهای نخست بازگشایی رودخانه، حضور شهروندان تا نیمههای شب ادامه دارد. برخی تنها برای قدم زدن آمدهاند، برخی دیگر روی لبه پلها نشستهاند و گروهی نیز در سکوت به جریان آب نگاه میکنند. این حضور گسترده نشان میدهد که رودخانه برای بسیاری از شهروندان صرفاً یک عنصر منظر شهری نیست، بلکه بخشی از تجربه زیست آنان است.

شهروندان چگونه بازگشت رودخانه را تجربه میکنند؟
مریم صادقی که همراه خانوادهاش در نزدیکی پل خواجو نشسته است، به خبرنگار مهر میگوید: از کودکی بارها کنار این رودخانه آمده و هنوز هم هر بار جاری شدن آب برایم حس متفاوتی ایجاد میکند.
او توضیح میدهد که وقتی آب در زایندهرود جریان دارد، فضای شهر تغییر میکند. حتی راه رفتن در کنار رودخانه حس دیگری دارد و انگار شهر دوباره زنده میشود.
صادقی میگوید که بسیاری از خاطرات کودکیاش مربوط به همین مکان است؛ زمانی که همراه خانواده برای گردش عصرگاهی به کنار رودخانه میآمدند و صدای آب بخشی از فضای همیشگی شهر بود.
او معتقد است حضور دوباره آب باعث میشود آن خاطرات دوباره در ذهن زنده شوند. شاید برای کسانی که در شهرهای دیگر زندگی میکنند این موضوع عجیب به نظر برسد، اما برای بسیاری از مردم اصفهان، زایندهرود بخشی از زندگی روزمره بوده است و وقتی آب در آن جاری میشود، احساس میکنند بخشی از گذشته شهر دوباره بازگشته است.
در چند قدمی او، علی قاسمی که سالها تجربه عکاسی از دیگران در کنار زاینده رود را دارد، نگاهش به این موضوع متفاوت تر از صادقی است.
او میگوید: هر بار که رودخانه جاری میشود، به سالهایی فکر میکنم که بیشتر عصرها را در کنار زایندهرود میگذراندم و عکاسی میکردم.
قاسمی توضیح میدهد: در گذشته، بسیاری از دیدارهای دوستانه یا خانوادگی در همین فضا شکل میگرفت. رودخانه مانند یک میدان عمومی بزرگ عمل میکرد که مردم در آن یکدیگر را میدیدند، گفتوگو میکردند و بخشی از زندگی اجتماعی شهر در همانجا جریان داشت.

حافظه جمعی چگونه در فضاهای شهری شکل میگیرد
ایمان جاجرمی، جامعهشناس شهری و پژوهشگر مطالعات حافظه جمعی، می گوید: واکنش شهروندان اصفهان به جاری شدن زایندهرود نمونهای روشن از پیوند میان حافظه جمعی و فضاهای شهری است.
او در گفتگو با خبرنگار مهر توضیح میدهد: در نظریههای جامعهشناسی شهری، مکانها میتوانند به حاملان حافظه تبدیل شوند. زمانی که یک فضای شهری در طول زمان میزبان تجربههای مشترک شهروندان باشد، به تدریج به بخشی از هویت اجتماعی شهر تبدیل میشود. در چنین شرایطی هر تغییری در آن فضا میتواند واکنشهای گسترده اجتماعی ایجاد کند.
جاجرمی معتقد است زایندهرود دقیقاً چنین نقشی در اصفهان دارد. این رودخانه در طول چند قرن نه تنها یک عنصر طبیعی، بلکه محور شکلگیری زندگی شهری بوده است. پلهای تاریخی، باغها و محلات اطراف رودخانه در دورههای مختلف محل تعاملات اجتماعی، آیینهای فرهنگی و زندگی روزمره مردم بودهاند.
به گفته این پژوهشگر، وقتی آب در این رودخانه جاری میشود، در واقع مجموعهای از نشانههای فرهنگی دوباره فعال میشوند. صدای آب، انعکاس نور پلها و حضور مردم در حاشیه رودخانه همگی عناصری هستند که خاطرات مشترک را در ذهن شهروندان زنده میکنند.
به گفته او، چنین فضاهایی نقش مهمی در تقویت روابط اجتماعی دارند زیرا مردم میتوانند بدون برنامهریزی قبلی در آنها حضور پیدا کنند و با یکدیگر تعامل داشته باشند. این نوع فضاها در بسیاری از شهرهای بزرگ جهان به عنوان یکی از عناصر مهم کیفیت زندگی شهری شناخته میشوند.
جاجرمی تأکید میکند که تجربه زایندهرود نشان میدهد چگونه یک عنصر طبیعی میتواند به شکلگیری سرمایه اجتماعی کمک کند. وقتی شهروندان در یک فضای مشترک گرد هم میآیند و تجربهای مشابه را با هم به اشتراک میگذارند، احساس تعلق و همبستگی در میان آنان تقویت میشود.

زایندهرود در آیینه فرهنگ و زندگی روزمره
در کنار نگاه جامعهشناسان شهری، مردمشناسان نیز معتقدند زایندهرود یکی از مهمترین عناصر فرهنگی در شکلگیری سبک زندگی مردم اصفهان بوده است. نادر افضلی، مردمشناس و پژوهشگر فرهنگ عامه، در گفتگو با خبرنگار مهر می گوید: بسیاری از رفتارهای روزمره و حتی برخی آیینهای غیررسمی شهری در اصفهان در ارتباط با این رودخانه شکل گرفته است.
او میافزاید: در مطالعات مردمشناسی، فضاهایی که مردم در آن به طور مداوم گرد هم میآیند به تدریج به بخشی از فرهنگ زیست جامعه تبدیل میشوند.
به گفته او، زایندهرود طی چند قرن چنین نقشی در اصفهان داشته و به همین دلیل وجود آن تنها یک مسئله محیطی یا جغرافیایی نیست، بلکه بخشی از نظام فرهنگی شهر محسوب میشود.
افضلی توضیح میدهد: در گذشته بسیاری از فعالیتهای روزمره مردم در حاشیه رودخانه انجام میشد. خانوادهها برای تفریح به کنار آب میآمدند، جوانان در پلها و باغهای اطراف رودخانه جمع میشدند و حتی برخی آیینهای غیررسمی شهری در همین فضاها شکل میگرفت.
او ادامه میدهد: همین تکرار مداوم رفتارهای اجتماعی در طول زمان باعث شد زایندهرود به یکی از مهمترین عناصر فرهنگ شهری اصفهان تبدیل شود.
این مردمشناس معتقد است که واکنش احساسی شهروندان هنگام جاری شدن آب را باید در همین زمینه فرهنگی تحلیل کرد زیرا بسیاری از شهروندان حتی اگر به طور آگاهانه به آن فکر نکنند، در واقع در حال تجربه بازگشت بخشی از فرهنگ روزمره گذشته خود هستند.
او معتقد است تا زمانی که مردم در کنار این رودخانه جمع میشوند و بخشی از زندگی اجتماعی خود را در آنجا میگذرانند، زایندهرود همچنان یکی از مهمترین عناصر فرهنگ شهری اصفهان باقی خواهد ماند.

پلها به عنوان مکانهای حافظه
یکی از نکات مهم در تجربه اجتماعی زایندهرود نقش پلهای تاریخی شهر است. سیوسهپل و پل خواجو نه تنها سازههایی معماری هستند، بلکه به مرور به مکانهایی برای شکلگیری حافظه جمعی تبدیل شدهاند.
مریم صدری، معمار و اصفهان پژوه، می گوید: پلهای تاریخی این شهر را باید فراتر از آثار معماری بررسی کرد.
او در گفتگو با خبرنگار مهر توضیح میدهد که در بسیاری از شهرهای تاریخی جهان، برخی فضاها به تدریج به مکانهای حافظه تبدیل میشوند. این مکانها نه تنها ارزش تاریخی دارند، بلکه بخشی از تجربه زیست شهروندان نیز در آنها شکل گرفته است.
این معمار میگوید: پلهای تاریخی اصفهان در دوره صفوی علاوه بر نقش ارتباطی، کارکردهای اجتماعی و فرهنگی نیز داشتهاند. مردم در این فضاها گرد هم میآمدند، موسیقی اجرا میشد و بخشی از زندگی اجتماعی شهر در همین نقاط جریان داشت.
به گفته او، همین پیشینه تاریخی باعث شده است که این پلها هنوز هم نقش اجتماعی خود را حفظ کنند. وقتی آب در زایندهرود جاری میشود، پلها دوباره به همان فضای اجتماعی گذشته نزدیک میشوند و مردم به طور طبیعی در اطراف آنها جمع میشوند.
صدری معتقد است این پیوند میان میراث معماری و زندگی اجتماعی یکی از ویژگیهای مهم شهر اصفهان است از طرفی حفظ این پیوند برای تداوم هویت فرهنگی شهر اهمیت زیادی دارد زیرا بناهای تاریخی زمانی زنده میمانند که همچنان در زندگی روزمره شهروندان حضور داشته باشند.
او اضافه میکند: حضور مردم در کنار پلها نشان میدهد این بناها هنوز بخشی از حافظه زنده شهر هستند و تنها به عنوان آثار موزهای دیده نمیشوند.


نظر شما