۱۳ تیر ۱۴۰۵، ۱۲:۱۹

هر اشک یک قصه - ۷

به شوق دیدار معشوق پشت در بودن بهترین جای دنیاست

به شوق دیدار معشوق پشت در بودن بهترین جای دنیاست

اینجا همه پشت این در انتظار می‌کشند آدمهایی که هرچند خسته هرچند غمگین و زخم‌خورده اما ایستاده‌اند چون ایمان دارند که بالاخره یک نفر روزی همه درها را برایشان باز می‌کند.

خبرگزاری مهر - مجله مهر؛ رویا سادات هاشمی: جایی از حکایت‌های میرزا اسماعیل دولابی هست که برای پامنبری‌هایش از فضیلت پشت در نشستن می‌گوید: «شبی که حضرت زهرا(س) را می‌خواستند دفن کنند اصحاب حضرت امیر(ع) پشت در آمدند تا کمک کنند. یا می‌خواستند داخل بروند و هرچه حضرت بفرماید انجام دهند. حضرت امیر، امام حسن(ع) گفت اصحابند گریه می‌کنند که در را باز کنید، داخل بیاییم. حضرت فرمود بگو بروند اول اذان بیایند تا تشییع جنازه کنند. اینها رفتند اما یکی از آنها نرفت. همانجا نشست. نتوانست برود. یک دقیقه بعد حضرت امیر(ع) دیدند هنوز صدای گریه می‌آید فرمودند چرا نرفتی؟ گفت: من پای رفتن نداشتم. حضرت امیر(ع) گفتند بگو داخل بیاید. این یعنی پشت در ایستادن خوب است. به اشاره ملتفت شو. از یکسال، پنج سال پشت در ایستادن نترس. پشت در، بهترین جای دنیاست.»

آدم‌های داغدیده ساعت نمی‌شناسند از چند ساعت جلوتر آمده‌اند بست نشسته‌اند. قرار است ساعت ۶ صبح درهای مصلی را باز کنند تا مردم برای آخرین بار آقای شهیدشان را ببینند. از دیدنش به وجد بیایند. قدی بلندی کنند و از بین جمعیت گردن بکشند تا او را بهتر ببینند تا این بار با بغض صدا در گلو بیندازند و دست گره کرده را بالا ببرند و با همه وجود باز هم بگویند «الله اکبر، خامنه‌ای رهبر» اینجا همه پشت در ایستاده‌اند پشت درهای بسته تا بلکه کمی زودتر به آخرین دیدار برسند و کمی بیشتر اشک بریزند.

‌اجازه ورود ساعت ۶ صبح است.‌ پیرمردها به دیوار و با عصا تکیه داده‌اند. پیرزن‌ها تسبیح به دست ذکر می‌گویند و ریز ریز اشک میریزند و روضه می‌خوانند تا مبادا کسی خیال کند که این داغ سرد می‌شود.‌ جوان‌ها بعضی‌هاشان خیره به در ایستاده و بعضی دیگر دنبال پیدا کردن پرچم قرمزند تا با آن داد انتقام را فریاد بزنند. نکته اینجاست که همه آدمها اینجا یک وجه مشترک دارند.‌ آدم‌های اینجا همه "منتظر" ایستاده‌اند. انتظاری که این بار با بغض توی خونشان می‌دود. منتظر برای دیدن رهبری که به تاسی از مولایش فرموده بود «چون منی با کسی چون یزید بیعت نمی‌کند» و به قول خودش در نبردی عاشورایی رفت...منتظر برای انتقام فرشتگان میناب از شیاطین اپستین... منتظر برای خون‌خواهی سربازان به خون غلتیده ناو دنا.....منتظر سالیان دور برای یک منجی که آمدنش پایان همه ترس‌های جهان خواهد بود.

اینجا همه پشت این در انتظار می‌کشند آدمهایی که هرچند خسته هرچند غمگین و زخم‌خورده اما ایستاده‌اند چون ایمان دارند که بالاخره یک نفر روزی نزدیک همه درها را برایشان باز می‌کند. مردمان صبور و داغدیده‌ای که هرچند خسته و دلشکسته اما منتظر ایستاده‌اند تا به تک تک دوربین‌ها و نگاه‌های دنیا بگونید که تا دنیا دنیاست پرچم مقاومت و انتقامشان پابرجاست. چون می‌دانند به قول میرزا اسماعیل به شوق دیدار معشوق پشت در بودن بهترین جای دنیاست...

کد مطلب 6878999

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha