به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه فرهیختگان نوشت: شروع نزاع با باورهای انسان مسلمان شیعه در ادوار مختلف، به جای تضعیف منجر به تقویت آن شده است. هرزمان که این باورهای اعتقادی در خطر تحریف و انزوا قرار گرفته، مردم شیعه و زعمای آنان در اتحادی نانوشته مقابل این تحریف ایستادند. در دوران معاصر اول بار و در آن هنگام که مارکسیسم و لیبرالیسم هریک به طریقی به نزاع با اصول محوری این باور اعتقادی پرداختند و علمای اسلام برای پاسخ به شبهات آنان وارد میدان شدند، از ظرفیت غنی اسلام شیعی استفاده کرده و یک حکومت چهارچوبدار شیعه را پایهریزی کردند، در واقعیت اسلام سیاسی از دل این نزاع فاتح بیرون آمد.
این جدال دگربار بهنحوی دیگر دامان جامعه شیعه را گرفت، زمانی که اسلام سلفی و تحریفشده با نام داعش با کمک حامیان غربیاش در غرب آسیا سر برآورد و هم جان شیعه و حکومتهای آنان را نشانه گرفت، هم تصویری که جهان، از اسلام داشت را مخدوش کرد، حرکتی عظیم که ریشه در باورها و مناسک شیعه داشت سر برآورد. شیعیان در میانه جهان مدرن و در عصر راحتی انسانها مسیری طولانی را پیاده برای زیارت امام شهیدشان میرفتند تا آنجا که این حضور، در مقیاسی عظیم با مناسکی مثل حج؛ قابلمقایسه بود، نفس رویداد که حرکتی مردمی، خودجوش و برآمده از ارادت آنان نسبت به امام شهیدشان بود در سطوح مختلف معنا داشت؛ در عین آنکه تصویر واقعی از اسلام را نشان داد، امکان به حاشیه بردن و تحریف اسلام شیعه را از میان برد و درعینحال اتحادی کمنظیر را در جهان شیعه رقم زد.
اربعین تبدیل به رویدادی شد که هم حائز پیامها و کارکردهای سیاسی برای جوامع مسلمان است، هم ظرفیتهای فرهنگی تازه میسازد، هم جوامع شیعه را به برابری و اتحاد فرامیخواند، ازاینجهت است که میتوان آن را همتراز یک «انقلاب» در جامعه شیعه دانست که برساختی نیست؛ بلکه برآمده از لبیکی است که شیعیان قرنها آن را بر زبان جاری میکردند. این رویداد عظیم، اکنون در این برهه زمانی، پختهتر، چهارچوبدارتر و ریشهدارتر از گذشته، در میانه جنگ در منطقه روایت خود را میسازد و بیش از گذشته جامعه ایرانی و عراقی را به یکدیگر نزدیک میکند.
تلاقی دو اربعین
زائران و شاهدان حاضر در طریق اربعین ۱۴۴۸ اولین اربعین بدون رهبر شهید، میگویند، لازم نبود برای آنکه یاد امام شهید را در این مسیر زنده نگهداریم، تصویری از رهبرشهید به همراه داشته باشیم. موکبداران و میزبانان عراقی خود پیشدستی کرده و در هرکوی و برزنی که توانستند تصویر امام شهید و خامنهای جوان را به در و دیوار زدهاند. برجسته بودن این تصاویر، حکایت از بروز تحول و تغییری در جامعه عراقی دارد، تغییری که تشییع امام شهید آن را کلید زده است. اتفاقی که اندک فاصله میان مردم عراقی و ایرانی را شکست، شاید جامعه ایرانی و عراقی، هیچ زمان تا به این اندازه به یک دیگر نزدیک نبودند.
گویی اربعین امسال علاوه بر اربعین حسین بن علی(ع)، اربعین امام شهید ایرانیان نیز بود که عاشوراییگونه به شهادت رسید و حالا زنده نگهداشتن یاد و مسیرش نیز رنگوبویی عاشورایی پیدا کرده است. میزان ارادت عراقیها به امام شهید ایرانیان برای ایرانیان اعجاببرانگیز بود؛ اما باید توجه داشت که بروز آن یکشبه و یکدفعه به وجود نیامده؛ بلکه نشان از آن دارد که ریلگذاری چندساله امام شهید برای نزدیکی دو ملت نتیجه عینی پیدا کرده است و او را بهعنوان یک زعیم عالیقدر شیعه و رهبر یک جامعه اسلامی باور داشتند؛ اما رسانه در بیان آن ضعیف عمل کرده و حالا با شهادت او، این ارادت سر برآورده و رسانه نیز ناگزیر از روایت این ارادت است.
مردمان اربعین
حاضران و ناظران در مسیر اربعین میتوانند بهدرستی شهادت دهند که چه میزان از این رویداد عظیم برساختی است و چه میزان از آن برآمده از اراده و ارادت مردم شیعه است. در تقلیل عظمت این حضور، کوتهبینان اربعین را حکومتی میخوانند تا قدرت ارادت برآمده از خواست مردمی را کتمان کنند. در واقعیت امر اما ریلگذاری حرکتی که امروز در فرمت جهانی بروز رسانهای دارد، از سدههای گذشته آغاز شده است، عراقیها و برخی از ایرانیان این رسم را هرساله به جا میآوردند؛ اما ازآنجاکه حکومتهای وقت نهتنها همراهی نمیکردند که بنا را بر سرکوب گذاشته بودند، اجرای مناسک اربعین بیسروصدا و زیرپوست شهر اجرا میشد. اول بار علمای نجف برای تشکلیابی و برجستهسازی این رسم شیعی گام برداشتند، آیتالله حسینیشاهرودی پیشگام این حرکت مردمی بود؛ اما ازآنجاکه پیادهروی در رژیم بعثی عراق جرم تلقی میشد، سال ۱۳۵۳ نزدیک به ۶ نفر از برگزارکنندگان مراسم اربعین اعدام میشوند.
اما شعار شیعیان عراقی این رسم را زنده نگهداشت آنان مکرراً تکرار میکردند «حتی اگر دستها و پاهایمان را قطع کنند، سینهخیز به جانب حسین(ع) میرویم.» این اظهار ارادت به عشق حسین(ع) که برای سالها توسط رژیم حاکم سرکوب میشد بالاخره پس از سقوط صدام در سال ۲۰۰۳ فضایی فراختر برای اجرای مناسک پیدا کرد؛ اما حضور آمریکاییها در عراق نیز همچنان برآن سایه انداخته بود. ترویج این رسم و بروز بیرونی آن، دیگر شیعیانی که کمتر به این آیین توجه داشتند مخصوصا ایرانیها را مجذوب خود کرد؛ شیعیانی که هرساله مسیری را پیاده به تأسی از حضرت زینب(س) میرفتند و خود نیز از زائران حسین پذیرانی میکردند بیآنکه بودجه و حمایت دولتی در کار باشد.
این حرکت بیآلایش و خالص، جامعه ایرانی را به سمت حضور و الگوگیری از این رسم شیعی سوق داد، حضور ایرانیان در این طریق، همزیستی و همگرایی اجتماعی را میان دو ملت رقم زد تا آنجا که بخش قابلتوجهی از زائران اربعینی را هرساله ایرانیان به خود اختصاص دادند. این احساس برآمده از جوشوخروش مردمی بود که در کلان تصویر، جمعیتی از شیعیان را متشکل کرد و آنگونه قالبها و استانداردهای جهانی را شکست که برای جبران این خلأ تحلیلی برچسب حکومتی بودن به این حرکت زدند، واقع امر آن بود که اگرچه حکومتها در ایجاد فضای آزاد برای حضور مردم مؤثر بودند، اصل رویداد و اتفاق، جز در معدود مواردی منهای حکومتها و حکمرانان رقم خورده است.
سفر رنج
درعینحال که سفر اربعین با این قالب و فرمت مسیری سنگلاخی را طی کرده و تأثیری عمیق در دل جوامع شیعه گذاشته است؛ اما عموماً نقص روایت و بدفهمی از رویداد اربعین منجر به تقلیل اصل این اتفاق به یک سفر تفریحی یا یک اجتماع نمایشی شده است، باید به این واقعیت توجه داشت که سفر اربعین با همان سبکوسیاق گذشته در عصر مدرنیته و در جهانی که انسانها راحتی را بر رنج ترجیح میدهند و همه ابزارها را برای فراهمکردن این راحتی به کار میگیرند، رقم خورده است. این اثباتکننده آن است که جوششی و ارادهای در این انسانها وجود دارد که حاضر به تحمل این رنج شدهاند، شاید به یک معنا سفر اربعین را بتوان معنای عینی و عملی شعار چند سده شیعه دانست؛ لیبکی که حالا شکلی عینی پیدا کرده است، جمعیتی متکثر و متشکل که برای یک شعار واحد در یک جغرافیا، یک مسیر و یک بازه زمانی جمع میشوند برای زنده نگهداشتن مسیری که برآمده از مبارزه با ظلم و استکبار است.
از این منظر اربعین را میتوان سفر رنج نامید، رنجی آگاهانه که در کلان تصویر، امکانی برای جهانیسازی شیعه و متشکل شدن شیعیان را فراهم میکند. اربعین از جهاتی حرکتی سیاسی است و پیامی سیاسی در دل خود دارد، هم امکانی برای نزدیکی و همگرایی اجتماعی ملتهای شیعه فراهم میکند ازآنجهت که نزدیکشدن ملتها به یکدیگر مرزها و فواصل جغرافیایی را بیمعنا میکند و امکان اختلافافکنی میان آنها را از میان میبرد، از منظری دیگر، حرکتی فرهنگی به شمار میرود که امکان ردوبدلشدن شعائر و آداب فرهنگی میان جوامع را فراهم میکند. برایناساس اربعین، «مای» جدیدی میسازد که از دل خود، هویتی تازه برای جامعه شیعه خلق میکند و محوریت این هویت را باید، مرام و مسلک عاشورایی حسینبنعلی(ع) دانست.


نظر شما