به گزارش خبرنگار مهر؛ رشد الزامات زیستمحیطی، افزایش نوسانات بازارهای انرژی، توسعه استانداردهای پایداری و فشار سرمایهگذاران و مشتریان، موجب شده است که نحوه تأمین انرژی کارخانهها و واحدهای تولیدی به یکی از شاخصهای اصلی رقابتپذیری بنگاههای صنعتی تبدیل شود. در چنین شرایطی، انرژیهای تجدیدپذیر تنها یک گزینه زیستمحیطی محسوب نمیشوند، بلکه به ابزاری راهبردی برای کاهش هزینهها، مدیریت ریسک، ارتقای جایگاه برند و حفظ دسترسی به بازارهای جهانی تبدیل شدهاند.
بر اساس تجربه بسیاری از کشورهای صنعتی، حرکت به سمت استفاده گسترده از انرژیهای تجدیدپذیر، آثار آنی و بلندمدتی بر عملکرد اقتصادی و زیستمحیطی صنایع بر جای میگذارد. بررسیهای صورت گرفته این واقعیت را تأیید میکند که بخش تولید سهم قابل توجهی در انتشار گازهای گلخانهای دارد و اصلاح الگوی مصرف انرژی در این بخش، یکی از مؤثرترین ابزارهای کاهش انتشار کربن به شمار میرود. از همین منظر، توسعه انرژیهای تجدیدپذیر در صنعت را باید بخشی از راهبرد کلان تحول صنعتی و افزایش تابآوری اقتصادی دانست.
انرژیهای تجدیدپذیر، موتور کاهش انتشار کربن در صنایع
بخش عمده انتشار گازهای گلخانهای صنایع، حاصل مصرف انرژی مورد نیاز برای راهاندازی ماشینآلات، خطوط تولید و تجهیزات صنعتی است. جایگزینی برق و سوختهای فسیلی با منابع تجدیدپذیر، نخستین و مؤثرترین گام برای کاهش این انتشار محسوب میشود. بر همین اساس، کارخانههایی که ماشینآلات سنگین خود را در ساعات روز و با اتکا به برق تجدیدپذیر بهکار میگیرند، قادر هستند انتشار کربن ناشی از تولید برق را تا حدود ۸۰ درصد کاهش دهند.
این تحول تنها به کاهش انتشار محدود نمیشود. تنوعبخشی به منابع انرژی، وابستگی صنایع به بازارهای پرنوسان سوختهای فسیلی را کاهش داده و امنیت انرژی واحدهای تولیدی را افزایش میدهد. هرچه سهم انرژیهای پاک در سبد مصرف صنایع بیشتر شود، میزان آسیبپذیری آنها در برابر اختلالات عرضه، بحرانهای ژئوپلیتیکی و جهش قیمت حاملهای انرژی نیز کاهش خواهد یافت. از سوی دیگر، سرمایهگذاری در فناوریهای پاک، زمینه ایجاد اشتغال و توسعه صنایع نوآور را فراهم کرده و امکان تداوم رشد اقتصادی با آسیب کمتر به محیط زیست را فراهم میسازد.
زنجیره تأمین پایدار، حلقه پنهان رقابت صنعتی
رقابت صنعتی امروز تنها در داخل کارخانه شکل نمیگیرد، بلکه کل زنجیره تأمین را در بر میگیرد. بخش قابل توجهی از انتشار کربن محصولات، در مراحل تأمین مواد اولیه، حملونقل، خدمات پشتیبان و فعالیت تأمینکنندگان ایجاد میشود. از همین روی، صنایع پیشرو تلاش میکنند استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر را به یکی از الزامات همکاری با تأمینکنندگان خود تبدیل کنند.
این رویکرد به تدریج در حال تبدیل شدن به یک استاندارد جهانی است. صندوق جهانی طبیعت (World Wildlife Fund) پیشنهاد میکند شرکتها سیاستهای خرید پایدار را با ارزیابی عملکرد زیستمحیطی و اخلاقی تأمینکنندگان آغاز کنند و معیارهای پایداری را به بخشی از فرآیند انتخاب شرکای تجاری تبدیل سازند.
همزمان، فشار از سوی خریداران بزرگ نیز رو به افزایش است. برای نمونه، شرکت بزرگ معدنی «BHP» استرالیا، از تأمینکنندگان کالا و خدمات خود خواسته است برنامهای معتبر برای دستیابی به انتشار خالص صفر تا سال ۲۰۵۰ همراه با اهداف میانمدت سال ۲۰۳۰ ارائه کنند و اعلام کرد تأمینکنندگان بزرگ نیز تحت ممیزی قرار خواهند گرفت. این روند نشان میدهد که انرژیهای تجدیدپذیر به تدریج از یک مزیت رقابتی به پیششرط حضور در زنجیرههای ارزش جهانی تبدیل میشوند.
سرمایه انسانی؛ بعد کمتر دیدهشده تحول انرژی
تحول انرژی در بخش صنایع نیز مانند بسیاری از حوزههای اقتصادی دیگر، تنها یک موضوع فناورانه یا اقتصادی نیست، بلکه بر مدیریت منابع انسانی نیز اثر مستقیم میگذارد. بر همین اساس، نسل جدید نیروی کار در سطح جهان، عملکرد زیستمحیطی سازمانها را یکی از معیارهای اصلی انتخاب محل اشتغال میداند. نتایج پژوهش مؤسسه «Carbon Trust» نشان میدهد بخش قابل توجهی از کارکنان اگر دریابند محل کارشان به محیط زیست آسیب جدی وارد میکند، احتمال ترک آن را بررسی خواهند کرد.
پژوهش مشترک شرکت مایکروسافت و دانشگاه گلداسمیتز لندن نیز این روند را تأیید میکند. بر اساس مطالعه مشترک صورت گرفته، ۶۰ درصد کارکنان راهبردهای پایداری را عامل افزایش جذابیت کارفرما میدانند. همچنین بیش از نیمی از کارکنان در زندگی شخصی برای کاهش ردپای کربنی خود تلاش میکنند، اما بسیاری معتقدند محیط کار از این رفتارها حمایت کافی نمیکند. در نتیجه، شرکتهایی که سرمایهگذاری واقعی در انرژیهای پاک و پایداری انجام میدهند، علاوه بر جذب نیروهای متخصص، در حفظ سرمایه انسانی خود نیز موفقتر خواهند بود.
از مسئولیت اجتماعی تا مزیت رقابتی
اهمیت سیاستهای محیط زیستی، اجتماعی و حکمرانی شرکتی یا «ESG» در سالهای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است. بر همین اساس، سرمایهگذاران، مشتریان، بانکها و نهادهای مالی در سراسر جهان، عملکرد شرکتها را صرفاً بر اساس شاخصهای مالی ارزیابی نمیکنند، بلکه کیفیت حکمرانی، مسئولیتپذیری اجتماعی و عملکرد زیستمحیطی نیز به معیارهای اصلی ارزیابی تبدیل شدهاند.
استفاده از انرژیهای تجدیدپذیر یکی از ملموسترین ابزارهای اجرای سیاستهای محیط زیستی، اجتماعی و حکمرانی شرکتی محسوب میشود. چنین سیاستی علاوه بر کاهش انتشار گازهای گلخانهای، به کاهش آلودگی هوا، ارتقای سلامت عمومی و افزایش اعتماد ذینفعان نیز کمک میکند. پژوهشهای مؤسسه «Carbon Trust» نشان میدهد شرکتهایی که برای بهبود عملکرد محیط زیستی، اجتماعی و حکمرانی شرکتی خود سرمایهگذاری کردهاند، از اعتماد و احترام بیشتری نزد مصرفکنندگان برخوردار هستند و مشتریان نیز تمایل بیشتری برای خرید محصولات این شرکتها نشان میدهند. در نتیجه، سرمایهگذاری در انرژیهای پاک به تدریج به بخشی از سرمایه اعتباری و ارزش نام تجاری شرکتهای صنعتی تبدیل شده است.
صرفه اقتصادی و افزایش تابآوری صنعتی
یکی از مهمترین عوامل گسترش انرژیهای تجدیدپذیر در صنعت، مزیت اقتصادی آنها به شمار میرود. برخلاف تصور رایج، منابع تجدیدپذیر امروز در بسیاری از بازارها ارزانترین روشهای تولید برق محسوب میشوند و امکان برنامهریزی دقیقتر هزینههای انرژی را برای صنایع فراهم میکنند. ثبات نسبی هزینه تولید برق از منابع تجدیدپذیر، صنایع را از نوسانات شدید قیمت گاز، زغالسنگ و سایر سوختهای فسیلی مصون میسازد.
آژانس بینالمللی انرژی نیز تأکید میکند که هرچند هزینه تجهیزات خورشیدی و بادی در سالهای ۲۰۲۲ و ۲۰۲۳ تحت تأثیر افزایش قیمت مواد اولیه و حملونقل رشد کرده، اما افزایش بسیار شدیدتر قیمت گاز طبیعی و زغالسنگ، رقابتپذیری انرژیهای تجدیدپذیر را بیش از گذشته تقویت نموده است. این تحول علاوه بر کاهش هزینه تولید، قدرت رقابت صنایع را در بازارهای داخلی و بینالمللی افزایش داده و امکان برنامهریزی بلندمدت برای سرمایهگذاری را فراهم میسازد.
جمعبندی
در نهایت، مرور تحولات جهانی بیانگر آن است که انرژیهای تجدیدپذیر به تدریج در حال تبدیل شدن به یکی از ارکان اصلی رقابت صنعتی هستند. کاهش انتشار کربن، افزایش امنیت انرژی، ارتقای پایداری زنجیره تأمین، جذب سرمایه انسانی توانمند، تقویت جایگاه شرکتها در شاخصهای محیط زیستی، اجتماعی و حکمرانی شرکتی و کاهش هزینههای بلندمدت تولید، مجموعهای از مزایایی را شکل میدهند که فراتر از ملاحظات زیستمحیطی قرار میگیرند.
بر همین اساس، تجربه کشورهای صنعتی نیز نشان میدهد هرچه فرآیند گذار به انرژیهای پاک زودتر آغاز شود، صنایع سریعتر میتوانند خود را با الزامات اقتصاد جهانی کمکربن تطبیق دهند. از این منظر، سرمایهگذاری در انرژیهای تجدیدپذیر را باید بخشی از راهبرد توسعه صنعتی آینده دانست؛ راهبردی که همزمان ظرفیت ارتقای بهرهوری، افزایش تابآوری اقتصادی و تقویت رقابتپذیری بینالمللی صنایع را فراهم میکند.


نظر شما