به گزارش خبرگزاری مهر، روزنامه جامجم نوشت: شماره ۶ تیم ملی و استقلال حالا بعد از گذشت ۶۷۶ روز بار دیگر به نیمکت لیگ برتر برگشته است. این تغییر ناگهانی اگرچه در ظاهر یک تصمیم فنی به نظر میرسد، اما بررسی اتفاقات هفتههای اخیر نشان میدهد ماجرا ریشههای عمیقتری دارد. تقریبا همه در تبریز انتظار داشتند ربیعی فصل را آغاز کند. البته جایگاه او از مدتها قبل کاملا مستحکم نبود و نام چند مربی به عنوان گزینه جانشینیاش مطرح شده بود، اما تصور غالب این بود که سرمربی سابق مس رفسنجان حداقل کار را تا هفتههای ابتدایی لیگ ادامه خواهد داد و در صورت کسب نتایج ضعیف، تغییر روی نیمکت تراکتور رقم میخورد.
با این حال، اتفاقات به شکلی متفاوت پیش رفت و ربیعی درست در آستانه شروع لیگ کنار گذاشته شد. ماجرا پس از دیدار دوستانه تراکتور مقابل شمسآذر قزوین وارد مرحله نهایی شد. بعد از پایان مسابقه، محمد ربیعی جلسهای طولانی با سیدحجت کریمی، مدیرعامل باشگاه برگزار کرد؛ جلسهای که در نهایت به پایان همکاری دو طرف منجر شد. چند ساعت بعد، تراکتور رسما خبر حضور جواد نکونام را اعلام کرد تا یکی از ناگهانیترین تغییرات مربیگری فوتبال ایران در آستانه شروع فصل رقم بخورد.
پشت پرده رفتن ربیعی
بر اساس گزارشهای منتشرشده، اختلافات میان ربیعی و باشگاه فقط به مسائل فنی مربوط نمیشد و بخشی از تنشها از بازار نقلوانتقالات آغاز شده بود. نارضایتی ربیعی از جدایی محمدمهدی محبی، اصرار او برای کنار گذاشتن سعید مهری و تمایل به جذب محمد قربانی، در کنار اختلاف نظر بر سر جذب یک بازیکن دیگر، روابط سرمربی و باشگاه را تحت تاثیر قرار داده بود.
این اختلافات در شرایطی شکل گرفت که ربیعی از ابتدا هم با یک مشکل بزرگ روبهرو بود: بخش قابل توجهی از هواداران تراکتور او را در حد و اندازههای تیم نمیدانستند. ربیعی در پایان فصل گذشته و پس از جدایی دراگان اسکوچیچ هدایت تیم را بر عهده گرفت و فقط سه مسابقه روی نیمکت تراکتور نشست؛ اما حتی در همین مدت کوتاه نیز نتوانست بخش مهمی از هواداران را با خود همراه کند.
در واقع ربیعی از همان ابتدا زیر سایه اسکوچیچ قرار داشت؛ مربیای که تراکتور را به قهرمانی رسانده بود و محبوبیت زیادی میان هواداران داشت. هر اتفاقی در تیم جدید با عملکرد تیم قهرمان مقایسه میشد و همین مساله کار را برای جانشین او دشوارتر میکرد. حتی در مسابقات دوستانه نیز کوچکترین اشتباه یا گل خورده میتوانست موجی از انتقاد علیه ربیعی ایجاد کند.
با این حال، به نظر میرسد نارضایتی هواداران بهتنهایی عامل اصلی این جدایی نبوده است. نقش حجت کریمی در این تغییر بسیار پررنگ بوده؛ مدیرعاملی که رفتار و صحبتهایش از ابتدای حضور در تراکتور نشان نمیداد چندان اعتقاد ویژهای به ادامه همکاری با ربیعی داشته باشد. کریمی که سابقه همکاری و رابطه نزدیکی با جواد نکونام در دوران حضورش در استقلال دارد، این بار نیز در نخستین تصمیم بزرگ خود در تراکتور سراغ همان مربی رفت.
چالشهای جواد
در این میان، جواد نکونام وارد شرایطی شده که شاید کمتر مربی برای شروع کارش انتخاب کند. او تیمی را تحویل گرفته که توسط مربی دیگری برای فصل جدید آماده شده است. بازیکنان در هفتههای گذشته با ایدههای ربیعی تمرین کردهاند و حالا باید در کوتاهترین زمان ممکن با فلسفه نکونام هماهنگ شوند. خود نکونام نیز شناخت کاملی از تواناییها، ویژگیها و حتی شرایط روحی بازیکنانش ندارد.
نکونام حتی در بازار نقلوانتقالات هم عملا بیتاثیر بوده است. بخش عمده خریدهای تراکتور پیش از حضور او انجام شده و بر اساس نیازهای کادر فنی قبلی بوده است. بنابراین مربی جدید عملا با تیمی مواجه است که خودش در ساخت آن نقشی نداشته و احتمالا تنها فرصت محدودی برای انجام تغییرات مورد نظرش خواهد داشت. اما شاید مهمترین چالش نکونام، کنترل رختکن باشد. تراکتور تیمی پرستاره و پرمهره است و در ماههای گذشته نیز شایعات مختلفی درباره نقش برخی بازیکنان در تحولات نیمکت مطرح شده است؛ ادعاهایی که تایید رسمی ندارند، اما نشان میدهند فضای اطراف تیم چندان آرام نیست. نکونام باید خیلی زود اقتدار خود را در رختکن تثبیت کند و اجازه ندهد اختلافات احتمالی، دوباره به یک بحران مدیریتی تبدیل شود.
از سوی دیگر، قرعه هم برای او آسان نیست. تراکتور در هفتههای ابتدایی باید با سپاهان و پرسپولیس روبهرو شود؛ دو مسابقه سنگین برابر مدعیان اصلی قهرمانی که میتواند خیلی زود تصویری از تیم نکونام در ذهن هواداران ایجاد کند. او شاید حتی فرصت یک دوره آزمون و خطا را هم نداشته باشد. به این ترتیب، انتخاب نکونام برای تراکتور بیش از یک تغییر روی نیمکت است؛ تصمیمی که میتواند سرنوشت فصل و حتی جایگاه مدیریتی حجت کریمی را تحت تاثیر قرار دهد. اگر نکونام در هفتههای نخست نتیجه بگیرد، تغییر ناگهانی ربیعی میتواند به عنوان تصمیمی جسورانه و درست تعبیر شود. اما اگر نتایج مطابق انتظار پیش نرود، نخستین پرسشی که مطرح خواهد شد این است که چرا تراکتور درست پنج روز پیش از شروع لیگ، مربی خود را تغییر داد؟
نکونام حالا به تبریز آمده تا تیمی بزرگ را تحویل بگیرد؛ اما برخلاف یک پروژه معمولی، نه تیم را خودش ساخته، نه پیشفصل را با آن گذرانده و نه فرصت چندانی برای اشتباه دارد. او باید همزمان تیم را آماده کند، رختکن پرستارهاش را مدیریت کند، اعتماد هوادارانش را به دست بیاورد و از همه مهمتر، در همان هفتههای نخست نتیجه بگیرد. تراکتور با ربیعی به پایان نرسید؛ بلکه با یک تصمیم ناگهانی وارد فصل جدیدی شد که حالا بیش از هر زمان دیگری به نکونام گره خورده است. تصمیمی که اگر جواب بدهد، میتواند آغاز یک دوره تازه در تبریز باشد و اگر شکست بخورد، خیلی زود به یکی از پرهزینهترین تصمیمهای فصل تبدیل خواهد شد.


نظر شما